X
تبلیغات
استقلال و آزادی

استقلال و آزادی

سیاسی- فرهنگی-اجتماعی-تاریخی- بهداشتی -پزشکی- معلومات عمومی

آيا امريکا از عينک پاکستان به افغانستان نگاه مي کند؟

روابط امريکا وپاکستان بعد از ايجاد کشور پاکستان طي شش دهۀ حوادث و انکشافات متعددی را در بر می گیرد که این خود الگوی زنده آن مظاهر پنداشته می شود که تنها و تنها بر مصلحت های دو جانبه استوار می باشد و این مصلحت برای تأمین روابط بین المللی و منافع هر دو کشور بوده می تواند و بس ! همچنان روابط پاکستان و اتحاد شوروی سابق و بعداً با روسیه فدراتیف یا به عباره دیگر جریان روابط پاکستان با جهان دو قطبی دومین رخ سکه را نمایان می سازد. بین دو ابر قدرت بزرگ مصلحت بر سر یک کشور و چانه زنی بـالای آن بررسی ذیل را مبنی بر روابط و روند آن آشکار می سازد ، ایجاب می نماید تا تاریخ روابط امریکا و پاکستان را از بدو تاریخ ایجاد کشور متذکره الی اکنون بر 7 مرحله تقسیم بندی نمائیم.

مرحله اول :

از تاریخ 1947 – 1953 در جستجوی دوستان،در این مرحله نخست وزير پاکستان از امریکا یک بازدید تاریخی را به عمل آورد که این بازدید و تأمین روابط اتحاد شوروی سابق را تحریک نمود که تحلیل گران این مرحله را مرحله جستجوی همکاران و دوستان نام گذاری نمودند .

مرحله دوم ( 1954 ) :

همبستگی با غرب : این مرحله پیوستن پاکستان را به پیمان های نظامی از قبیل پیمان ناتو و بغداد را به ملاحظه می رساند. یکی از شرط های اساسی میثاق متذکره این نیز به شمار می رود که با یکدیگر در عرصه های دفاعی همکاری نمایند . هنگامی که پاکستان مبنی بر شمولیت شان در پیمان های نظامی موافقتنامه مورد نظر را به امضأ رساند در نیروی دفاعی غرب به حیث یک عضو قابل ملاحظه سر برافراشت و غرب نیز به حیث یک همکار استراتيژيک به وی می نگریستند و این مرحله به نام موافقه امریکا مسمی گردید و ازین لحاظ پاکستان به کشوری مبدل گردید که می تواند از غرب همکاری های بیشتر اقتصادی را به دست آورد.

مرحله سوم (1963 – 1971 ) :

این مرحله شاهد نبرد های خونین بین هند و پاکستان بوده که جنگ اول در سال 1965 و جنگ دوم در سال 1971 به وقوع پیوست . در جنگ سال 1965 امریکا همکاری نظامی خویش را بـالای پاکستان قطع نمود . امریکا از توافق نامه قبلی که با پاکستان عقد نموده بود نیز چشم پوشی نمود به دلیل اين که روابط پاکستان با کشور چین توسعه یافته است بناءً روابط شان به سردی گرائید امریکا همواره می کوشید تا پاکستان روابط شان را با چین قطع و راه را به حل بحران ایجاد شده هموار نماید و در جنگ سال 1971 امریکا مانند گذشته کمک های نظامی خویش را تحت بهانه روابط با چین را بـالای پاکستان کماکان قطع نمود و از همین تاریخ به بعد امریکا به پاکستان از زاویه شک و تردید می نگریست .

مرحله چهارم (1973 – 1977 ) :

این مرحله به روشنی روابط پاکستان را به امریکا و غرب به یک نوع سردی پیهم و متداوم نشان می دهد به موجب اين که پاکستان می خواست تا دوستان سابقه را از دست ندهد و از جانب دیگر دیگران را نیز از خود مسرور نگهدارد.

پاکستان پیوسته می کوشید تا روابط استراتيژيکي خویش را با چین ، امریکا و سایر کشور های غربی حسنه نگهدارد و با هیچ یک از جانبین بر خلاف دیگران معامله نه نماید با وجود اين که امریکا از چنین سیاست پاکستان خوشنود نبود ولی اين که موجودیت پاکستان در منطقه در مقابل بلاک شرق (اتحاد شوروی) رول عمده را می توان بازی نماید روی همین ملحوظ دست همکاری را به آن دراز می نمود.

مرحله پنجم (1978) :

درین مرحله فاصله اي که بین امریکا و پاکستان ایجاد شده بود بکلی از بین رفت و علت این تغيیر موضع زمانی صورت گرفت که اتحاد شوروی بـالای افغانستان تهاجم نظامی نمود و پاکستان همه دروازه ها را به رخ امریکا بازگذاشت تا امریکا در مقابل تجاوز شوروی علیه افغانستان به دست باز عمل نماید. در همان زمان امریکا به خوبی می دانست که پاکستان در مقابل نیروی اتحاد شوروی منحیث یک کشور دوست نقش کلیدی را می تواند بازی نمایند.در آن سال ها "پیتر تام سن" سفیر و نماینده فوق العاده امریکا در پاکستان برای مجاهدین افغانستان بود همکاری های جنـرال حمید گل و جنـرال اختر عبدالرحمن یکجا با پیتر تام سن در امور مجاهدین خیلی مؤثر بودند بعد از پیروزی مجاهدین اداره آي.اس.آي پاکستان می کوشید تا حزب اسلامی تحت رهبری حکمتیار رهبری افغانستان را به دست داشته باشد جهت تحقق این هدف جنگ های داخلی را در افغانستان سازماندهی کرد صد ها انسان بیگناه به خاک و خون کشیده شدند و تا امروز پاکستان می کوشد تا از یک حکومت مقتدر با کفایت در افغانستان جلوگیری کند و این اهداف بعد از 11 سپتمبر 2001 آگاهانه دنبـال می گردد امریکا با همکاری پاکستان توانست عقده اي را که در جنگ ویتنام از دست روس ها به دل داشت به اهداف نایل آید.

مرحله ششم 11 سپتمبر سال 2001 :

درین مرحله اظهارات و تحقیقات امریکا بر بنیاد مصلحت می چرخد وقتي که امریکا برای پاکستان بنابر اهمیت استراتيژيکی شان در منطقه محتاج گردد رجال امریکائی پیشکش همکاری های مزید می نماید و سطح دید و وادید گراف سعودی خویش را می پیماید. وقتي که پاکستان پیشنهاد امریکا را مبنی بر قطع روابط با چین با وجود همکاری های بی حدوحصر را نه پذیرفت امریکا درلحظات اخیر لازم دانست که بعد از سقوط اتحاد شوروی هند می تواند در منطقه نقش دلخواه را ایفا نماید و توان این را نیز دارا می باشد تا در برابر چین ايستاده گی نماید .

ولی وقتی که حوادث یازدهم سپتمبر کمبود به وقوع پیوست و پاکستان در برابر گروه های مسلح عکس العمل جدی را از خود نشان داد آن موقف قبلی خویش را دوباره احیا و به دست آورد به خصوص بعد از تهدید تيلفونی کونل پاول وزیر خارجه دوران رئیس جمهور بوش در امریکا که به جنـرال مشرف گفت اگر از حمایت تروريستان دست نکشید پاکستان را به عصر حجر می بریم با این تهدید پاکستان سیاست خویش را 180 درجه به نفع امریکا تغیير داد.

حـالا اندکی برگذشته می نگریم وقتي که در سال 1947 پاکستان در نقشه سیاسی جهان ظهور یافت رئیس جمهور وقت امریکا یعنی (ترومن) به آن اظهار خرسندی نمود و در مقابل محمد علی جناح بانی پاکستان در مقابل حسن نیت امریکا اظهار آماده گی نمود که کشورش حاضر است با امریکا روابط استراتيژيکی خویش را توسعه بخشیده و باب جدید دوستانه را با امریکا بگشاید.

پاکستان به تاريخ 26/2/1948 اولین سفیر خویش را به امریکا معرفی و بعداً اعزام نمود. به تاريخ 4/5/1950 نخست وزير لیاقت علی خان بازدید رسمی خویش را از امریکا آغاز نمود که از جانب مقامات امریکائی با گرمی استقبـال گردید این بازدید مدت 22 روز را در بر گرفت و ازین با زدید چنین بر می آید که امریکا تا چه حد به پاکستان به دیده قدر می نگرد وقتي که پاکستان با بحران اقتصادی وخاصتاً با قحطی مدهشی مواجه گردید امریکا به میزان 25 ميليون دالر مواد خوراکه و غیره اشیای مورد نیاز را به آن کشور مساعدت نمود. زماني که امریکا در سال 1953 مبنی بر جلوگیری توسعه کمونیزم در آسیا تصمیم اتخاذ نمود یگانه کشوری که نزد امریکا جایگاهی خاصی یافت پاکستان بود که می تواند منحیث دوست منطقوی نقش ارزنده و قابل ملاحظه را به منظور نیل با اهداف امریکائی ها در جنوب شرق آسیا ایفا نماید.

وقتي که امریکا پاکستان را منحیث دوست منطقوی قلمداد نمود همزمان به آن از مساعدت های اقتصادی و نظامی خویش به جانب پاکستان پیشکش نمود . مقامات امریکائی چنین وانمود می ساخت که امریکا بر تأمین روابط حسنه با پاکستان به دیده قدر می نگرد. به تاريخ 6/10/1954 اولین محموله امریکائی که حاوی تانک ها ، اسلحه و مهمات بود به پاکستان مواصلت نمود .

در سال 1955 امریکا به منظور رشد هر چه بیشتر اقتصاد پاکستان مساعدت 25 ميليون دالری را اعلام نمود و در 16 ماه می همان سال میان امریکا و پاکستان پروتوکول استعمال صلح آمیز انرژی اتومی عقد گردید . در سال 1957 به موجب همکاری های اقتصادی امریکا با هند پاکستان نگرانی خویش را اظهار نمود و خاطر نشان ساخت که همکاری امریکا با کشور هند می تواند بر روابط امریکا و پاکستان سایه افگند در چنین جو سیاسی در بعضی از حلقات پاکستان چنین شایعات پخش گردید که با اتحاد شوروی روابط مجدد احیا و تأمین گردد .

اتحاد شوروی زمینه را مساعد دیده و به پاکستان از همکاری های اقتصادی و نظامی اظهار آماده گی نمود و صفحه جدید باب مذاکره را از پاکستان مطالبه نمود که از جانب پاکستان مورد قبول واقع نگردید . بعد از کودتاي مسلحانه که جنـرال ایوب خان زمام امور را به دست گرفت . امریکا بلافاصله در همان سال یعنی سال 1958 پروتوکول جدید نظامی را با پاکستان عقد نمود که به موجب آن امریکا مکلف بود تا در برابر تجاوزی که علیه پاکستان صورت می گیرد به همکاری آن برخاسته و از آن دفاع نماید .

به تاريخ 7/9/1959 ایزونهاور رئیس جمهور امریکا از پاکستان بازدید بعمل آورد که مدت 2 روز را در برگرفت،درین بازدید با جانب پاکستان ابراز همکاری های همه جانبه نموده و وعده هر نوع مساعدت را اظهار داشت . به تاريخ 11/5/1959 جنـرال ایوب خان از امریکا بازدید بعمل آورد و با رئیس جمهور کنیدی ملاقات نمود که در ضمن این ملاقات علاوه از همکاری های نظامی و اقتصادی از کنیدی مطالبه نمود تا خط (دیورند ) را به حیث سرحد بین افغانستان و پاکستان به رسمیت بشناسند.

در زماني که جنگ بین هند و چین در گرفت امریکا از هند حمایت خویش را اعلام نمود و بـالای پاکستان فشار وارد نمود تا با چین هیچ نوع همکاری لوژیستیکی را بعمل نیاورند و از پاکستان تقاضا نمود تا سرحد پاکستان شرقی (بنگله دیش) را به روی سربازان هندی باز نمایند ولی پاکستان چنین پیشنهاد امریکا را نه پذیرفت و بر خلاف با چین مساعدت های همه جانبه خویش را اعلام داشت. بعد از ختم جنگ هند با چین در سال 1962 روابط امریکا با پاکستان به سردی گرائید ولی اندکی بعد روی مصلحت روابط آنها بهبود یافت و به تاريخ 30/3/1964 معین وزارت خارجه امریکا (فلیس تالبوت )از پاکستان بازدید به عمل آورد و این روابط را به مرحله جدید آن انکشاف داد و بر سر منازعه کشمیر از موقف پاکستان حمایت نمود و وعده همکاری خویش را ابراز داشت و همچنان اظهار نمود که هند حق اشغال کشمیر را نداشته و این منازعه باید از طریق مذاکرات طور صلح آمیز حل و فصل گردد.

به تاريخ 1/6/1965 امریکا سومین محموله همکاری های نظامی و اقتصادی را به پاکستان اعزام داشت که در ضمن از پاکستان تقاضا نمود تا در سیاست خارجی خویش تغیيراتی را مبنی بر قطع روابط با اتحاد شوروی را وارد نمایند که پاکستان طبق خواست امریکا بلافاصله راه خویش را جدا نموده و روابط شان با اتحاد شوروی به سردی گرائید. در سال 1965 جنگ میان هند و پاکستان روابط هر دو کشور بار دیگر رو به خرابی انجامید و امریکا به مفاد آن پروتوکول هايی که در سال 1958 در میان امریکا و پاکستان عقد گردیده بود وقعی نگذاشت و به اصطلاح پاکستان را در نیم راهی گذاشت ولی اتحاد شوروی با آتش بس و متارکه اسرار ورزید و نقش میانجی را در بین کشور های درگیر ایفا نمود. پاکستان در سال 1968 میدان هوائی پشاور را به روی طیارات امریکائی که از آن به دست باز پرواز ها می نمود مسدود نمود. در سال 1971 در جریان جنگ امریکا از همکاری پاکستان ابا ورزید.

هنگامی که سربازان هندی خاک بنگله دیش را اشغال نمود امریکا یک نوع خاموشی را در قبـال انکشافات جدید منطقه اختیار نمود و در سازمان ملل متحد در مورد تجاوز هند بـالای نیرو های دفاعی پاکستان صرف با پخش اعتراض نامه اکتفا نمود . زماني که بنگله دیش از پاکستان جدا و منحیث یک کشور مستقل خود را اعلام نمود به تاريخ نهم ماه فبروری سال 1972 حکومت رئیس جمهور (نیکسون) اعلام داشت که کشورش آماده است تا در رشد اقتصادی و اعمار مجدد پاکستان همکاری همه جانبه نماید.

در زمان حکومت ذوالفقار علی بوتو روابط هر دو کشور بار دیگر رونق تازه کسب نمود و مساعدت های نظامی و اقتصادی امریکا به وجه احسن صورت می پذیرفت و علاوتاً وعده سپرد که ميعاد باز پرداخت قروض خویش را تمدید می نمایند. در سال 1973 نخست وزير پاکستان عازم امریکا گردید تا در بهبود روابط مساعی لازمه را به خرج دهند در حین ملاقات با نخست وزير پاکستان رئیس جمهور نیکسون خاطر نشان ساخت که کشورش در پهلوی پاکستان غرض همکاری های بیشتر آماده می باشد.

به تاريخ 10/10/1974 وزیر خارجه امریکا از پاکستان بازدید بعمل آورد و طی این بازدید از سیاست خارجی پاکستان تائید نمود . اما بعد از 11 سپتمبر 2001 امریکا دروازه های خزاین خویش را بروی پاکستانی ها باز نمود طی هشت سال گذشته با ناز و نخره هر ساله پاکستان از امریکا بر علاوه طیارات و ضرورت های دیگر نظامی و استخباراتی اضافه تر از 5 ميلیارد دالر نقده نیز گرفته است که ما تنها مشرح تر روی کمک های نقدی امریکا در سال 2010 به بعد آن به پاکستان بحث می کنیم.

طوری که همه می دانند.طرح كمك غيرنظامي امريکابه پاكستان ازسوي جان كري،رئيس كميسيون امورخارجي سنا و ريچارد لوگارسناتورجمهوريخواه تدوين شده است.‏

مجلس سناي امريکا طرح كمك غيرنظامي هفت ونيم ميليارد دالري به پاكستان كه طي پنج سال دراختياراسلام آباد قرارخواهدگرفت تصويب كرد‏.‏

با تصويب اين طرح،كمك هاي غيرنظامي امريکا به پاكستان نسبت به سال هاي گذشته سه برابر شد‏.‏

بسته هفت ميليارد وپنجصد ميليون دالري كمك هاي پنج ساله امريکابه پاكستان به ظاهر براي ساخت مدارس،جاده سازي وتحكيم نهادهاي دموکراتيک دراين كشور تخصيص يافته است‏.‏

بارك اوباما رئيس جمهوري امريکا ورهبران كنگره اين كشورتأکید كرده اند اين بسته كمك ها نشان دهنده تعهد جديد واشنگتن به اسلام آباد و نيازهاي مردم اين كشور است‏.‏

مجلس نماينده گان امريکا، با دو صد و سي هشت رأي موافق در برابريكصد و سي و هشت رأي مخالف،با سه برابر شدن كمك هاي اين كشور به پاكستان تا سال مالي دوهزارو سيزده موافقت كرده بود‏.‏

تصويب طرح كمك غيرنظامي امريکا به پاكستان درحـالي انجام شدكه بارك اوباما رئيس جمهوري امريکامتعهد شده تا راهبرد اين كشوردرافغانستان و پاكستان را مورد بازبيني قرار دهد‏.‏

امريکا معتقد است باتصويب اين طرح قصد دارد به دولت پاكستان درمبارزه با نفوذ و فعاليت شبه نظاميان طالبان درمناطق شمال غربي اين كشوركمك كند‏.‏

جان كري معتقد است تصويب اين قانون مبني برافزايش كمكهاي سالانه امريکا به پاكستان تا سقف يك ميليارد وپنجصد هزاردالر،مي تواند زمينه را براي ايجاد كشور قويتر،امن تر و با ثبات تر فراهم سازد‏.‏

دراين طرح تأکید شده كه دولت پاكستان براي برخوردارشدن ازحمايت ها و كمك هاي نظامي امريکا بايد تلاش هاي ملموسي درمبارزه با شبكه تروريستي القاعده و ديگر گروه هاي افراط گرا انجام دهد‏.‏

اكثرنماينده گان حزب جمهوري خواه معتقدند دولت شروط الزام آورسختي براي اعطاي اين كمك ها به پاكستان راپيش بيني كرده است‏.‏

امريکا دركنفرانس بين المللي دوستان پاكستان درتوكيو تعهد كرده بود ازاسلام آباد حمايت مالي كند،امادرعين حـال تأکید كرد اين كمك ها مشروط خواهد بود و در ازاي كمك هاي مالي خود انتظاراتي نيز ازدولت پاكستان خواهد داشت‏.‏ در حـالي که امریکايی ها می دانند، شبه نظاميان پاكستان به طالبان افغانستان و شبكه القاعده كمك كرده اند قواي خود رادراين مناطق بطورمجدد سازماندهي كنند‏.‏

دولت پاكستان ادعاي مقام هاي امريکايي رارد كرده وتأکید دارد كه اسلام آباد همواره ازتمامي امكانات خود براي مبارزه با تروريسم استفاده كرده است،با اين وجود نماينده گان كنگره امريکا در تلاش هستند ازموضوع كمك هاي اين كشور به پاكستان كه درازاي همكاري با مبارزه به اصطلاح تروريسم دراختيار دولت اسلام آباد قرار مي گيرد به عنوان اهرمي درجهت همسو كردن سياست ها وراهبرد خود استفاده كند‏. اما پاکستان زیاد علاقه دارد و می کوشد تا امریکايی ها را قناعت دهد که در افغانستان مستقلانه سیاست نه نمایند از نظر پاکستان امریکا اگر می خواهد از این مشکلات رها یابد باید همه چیز افغانستان را به پاکستان بسپارد و از عینک پاکستان به افغانستان نگاه کند و بس.

روزنامه آرمان ملی

  احمد سعیدی کارشناس مسایل سیاسی و پاکستان

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 9:36  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

دو روز پي در پي و دو حادثه با هم آشنا




و هفتم ثور اگر اضمحلال رژيم دست نشانده و رسوايي ايديالوژي مادي گرايي را در قبال داشت، هشتم ثور نيز در ادامه راه اختطاف شده و در گرو تهي دستان و در اسارت معامله گران قرار گرفت.

قرار است فردا دولت جمهوری اسلامی افغانستان در حالی از هژدهمین سالگرد جشن پیروزی مجاهدین افغانستان و سرنگونی رژیم وابسته به شوروی وقت تجلیل کند که خود به دست نشانده گی از طرف اجانب اذعان کرده و دست و گریبان برای احیای هویت مستقل خویش میباشد.

هفتم ثور، اگر آغاز زشت براي حيات ملي بود، هشتم ثور انجام پرماجرا و خونين آن شد،

هفتم ثور، اگر پاي غول قدرت سرخ را در اين کشور باز کرد، هشتم ثور اشتهاي سلطه نوکيسه هاي پاکستاني بر کشور ما را آب داد،

هفتم ثور اگر از آدرس حاکميت خلق و نظام خلقي، برسنتها و ارزشهاي ملي و اسلامي تازيد، هشتم ثور بهانه يي گرديد تا سفيد پوشان سياه دل طالب با روپوش اسلامي و عقده هاي حقارت فرهنگي از مردم اين کشور انتقام بگيرد،

هفتم ثور اگر با آرزومندي رسيدن لشکر سرخ به آبهاي گرم صورت گرفت، هشتم ثور قرباني توطئه دستيابي پاکستان به بازارهاي خالي آسياي ميانه گرديد،

و هفتم ثور اگر اضمحلال رژيم دست نشانده و رسوايي ايديالوژي مادي گرايي را در قبال داشت، هشتم ثور نيز در ادامه راه اختطاف شده و در گرو تهي دستان و در اسارت معامله گران قرار گرفت.

گرچه ابعاد و اهمیت حماسه سازی های مجاهدین افغان در داخل و خارج کشور آن قدر وسیع و برجسته است که نمیتوان از آن طی جشنواره یکروزه، رژه نظامی و یا راه بندی های جاده های شهر تجلیل و یاد بود کرد؛ زیرا مردمی از سلاله قهرمانان نامور چون ابومسلم خراسانی، محمود بت شکن، احمد شاه ابدالی، میر مسجدی خان و قهرمان ملی کشور شهید احمد شاه مسعود و وارثین برحق بزرگان عرصه علم و عرفان چون مولانای بلخ، جامی، بهزاد، سنایی؛ ابن سینا، شیرنواهی و... با رستاخیز همیشگی و مقاومت عظیم شان علیه اشغالگران کشور که تا آندم هیچ کشور ومردم دیگری را یارای ایستاده گی ونه گفتن در مقابل اراده و برنامه های آنها نبود، نه تنها پرچم شرافت و عزت را بر بامهای کشور بر افراشتند، انسان در بند شده این کشور را حق آزاد زیستن دادند و چوب استبداد را از اراده آنها دور کردند؛ بلکه غل و زنجیر از دست و پای مردمان سراسر گیتی را نیز شکستند و به زنده گی دور از برده گی ؛ عدالت و آزاده گی مفهوم جدید و چهره تابناک دادند.

مجاهدین افغانستان که از آنها در تاریخ مبارزات آزادی بخش معاصر به نامهای قهرمانان جنگ سرد، سپاهیان پا برهنه اسلام و افغانستان، دیوار شکنان شرق و غرب یاد گردیده، با این قیام بی نظیرپیشانی خاک گرفته غیرت و سر بلندی را با دعوت حق، پاک و صیقل کردند.

اینک به تاریخ هشتم ثور در حالی از این خاطرات جاویدان در حافظه تاریخ گرامیداشت صورت میگیرد که مجاهدین و قهرمانان این روز طی سالهای اخیر از تمام عرصه های زنده گی مدنی و سیاسی به حاشیه رانده شده و تیغ توطئه ها و دستان مرئی ونا مرئی علیه آنها تیزتر و رنگین تر شده است. البته حضور سمبولیک؛ منفعت جویانه و سران مجاهدین که بیشتر بخاطر مصلحت های اقتصادی و سیاسی هر دو طرف میباشد؛ نمیتواند نشانه ی از احترام به تمام عساکر گمنام کشور باشد .

حرکات نمادین تجلیل از هشت ثور، گرچه خواهد توانست عده یی خوش باور را نسبت به نیت دولت خوشبین سازد؛ اما بدون شک نمیتواند یاد جفا کاریها و بی عاطفه گی های مسؤولین نظام را نسبت به فامیل های مجاهدین، شهدا ومعلولین از خاطره ها پاک کند و به اقناع آنها بی انجامد.

اين دو روز پي در پي و دو حادثه با هم آشناميتواند سوژه خوب تفکر براي مردم، رهبران و رهرواني که به خط سبزايمان و عدالت و ارزشهااعتقاد دارند، باشد تا اگر از کج سليقه گي و کج فکري در راستاي وحدت و منافع علياي کشور دستبردار نشوند، زود است که هشتم ثور، چون هفتم ثور جز تاريخ سیاه کشور شود و آخرين ميخ برتابوت آن را دوستان برنده و ميدان ناديده بکوبند.

چراغ

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 9:32  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

میر نورالله بیگ دروازی بدخشانی را بشناسیم

میر نورالله بیگ دروازی بدخشانی را بشناسیم

 

در شهرستان درواز بدخشان منطقه یی را ( کوف) گویند که اکنون بنام شهرستان کوف آب مسمی گردیده است. در این منطقه روستایرا بنام قلعه کوف یاد میکنند. وجهه تسمیه قلعه کوف از قلعه قدیمی ایکه در بالای کوهی در وسط این قریه واقع میباشد گرفته شده است. این قلعه قدیمی مشابه به بالاحصار عسکری از زمان های بسیار قدیم قرارگاه نظامی امرای محلی بوده است. در زمان تسلط روسها این قلعه تاریخی تخریب گردیده حالا آثاری از او باقی نمانده است. در حدود سالهای 1230 – 1235 هه خ در این قریه در خانه میر عزیز کودک به دنیا آمد که اسمش را نورالله بیگ گذاشتند. پدر نورالله بیگ ( میر عزیز) شخص قوی هیکل ، پهلوان وبزرگ قوم بوده است. نورالله بیگ مرد شجاع ودلیر بوده در بین قوم به جوانمردی وسخاوت شهرت داشته است. او بعداز درگذشت پدرش سمت رهبری قوم را به عهده گرفته در بین مردم از محبوبیت خاصی برخوردار گردید.

امیر عبدالرحمان خان که در سنه 1880 م برتخت کابل جلوس نمود بعد از اینکه پایه های حکومت اش را تحکیم بخشید لشکری را به فرماندهی کرنیل افضل خان غرض تسخیر درواز اعزام نمود.

خاطر نشان باید شود که تا آن وقت درواز جز قلمرو امارات بخارا بوده وبه اساس معاهده 1896 م بین روسیه تزاری وبریتانیای کبیر دریای آمو یکبار دیگر بحیث مرز سیاسی بین افغانستان و امارات بخارا تعین گردید.

هنگامیکه لشکر عبدالرحمن خان به منطقه کوف درواز رسید مرمان بومی در مقابل لشکر افغانی مقاومت نمودند. از اینکه مردمان درواز سلاح نداشتند وعساکر حکومت با تفنگهای انگلیسی مجهز بودند مقاومت مردم را در هم شکسته تا عمق درواز پیشروی نمودند. در این جریان سران درواز هریک (نایب اسمعیل) از قریه دوراج (قاضی سید هاشم) از قریه پسی پدیو (میرنورالله بیگ) از قریه ( قلعه کوف ) و (قاضی محمد لطیف) از قریه اوبغن علیا) بطور خصوصی مشوره و فیصله نمودند که مردم را جمع نموده علیه لشکر افغانی به مقابله میپردازیم ، ولی قبل از اینکه این تصمیم عملی شود کرنیل افضل فرمانده لشکر افغانی از تصمیم ایشان آگاه شده (میر نورالله بیگ) را بازداشت نمود.

قاضی محمد لطیف داعی به پار دریا فرار نموده و دونفر دیگر مورد عفوه قرار گرفتند.

قرار معلوم برای کرنیل افضل راپور رسیده بود که تمام مردم درواز حاضر اند که از حکومت اطاعت کنند. اما میر نورالله بیگ مردم را ممانعت میکند.

موضوع دیگری ایکه موجب خشم کرنیل افضل خان نسبت به نور الله بیگ گردید ماجرای ربودن اسپ کرنیل موصوف بود.

در اینجا لازم می افتد تا در باره عواقب ربودن اسپ کرنیل افضل قدری مکث کنیم.

قضیه از این قرار است که؛ کرنیل افضل فرمانده لشکر عبدالرحمن خان یک انسان بی عاطفه خشن ومستبد بوده است. او به مجرد دست یافتن بر ساحات از درواز دست به چور وچپاول، کشتن وبستن وتجاوز به نوامیس مردم زده است.

از جانبی محمد علی بیگ که برادر زاده میرنورالله بیگ بوده است انسان با غرور بوده ظلم وبیداد گری کرنیل افضل وعساکرش را تحمل نکرده منحیث عکس العمل اسپ او را در روز روشن ربوده به جانب آنسوی آمو فرار نموده است.

متعاقباً کرنیل افضل برادر محمد علی بیگ را که اسمش رحمت الله بیگ بود احضار و به او ضربالعجل تعین نموده که هرچه عاجل نزد برادرت رفته اسپ را واپس برگردان در غیر آن تمام اعضای خانواده ات را از تیغ تیر میکنم. زمانیکه رحمت الله بیگ مذکور به آنسوی آمو نزد برادرش میرود. محمد علی بیگ از استرداد وتسلیمی اسپ خود داری میکند. در اینوقت رحمت الله بیگ بیچاره مایوسانه به کنار آنسوی دریای آمو آمده به اشاره می فهماند که اسپ را برایش تسلیم نمیدهند در این وقت اهل واعیال رحمت الله بیگ به لب این طرف دریای آمو آورده شده درروز روشن در پیش چشمانش از طرف عساکر کرنیل افضل به آنها تجاوز صورت میگیرد. چون مشاهده نمودن چنین عمل تجاوز کارانه ووحشایانه برای رحمت الله بیگ قابل تحمل نبود جابجا سکته قلب نموده جان را به جان آفرین میسپارد.

این است نمونه دیگری از جنایات عساکر عبدالرحمن خان در مقابل مردم بی دفاع درواز.

از آن زمان تا اکنون در میان مردم این کنایه معمول است که به لهجه دروازی میگویند (بگریز که اوغو اومه ) ( یعنی فرار کن که افغان آمد).

اکنون برمیگردیم به اصل موضوع که سرنوشت بعدی میر نورالله بیگ است.

طوریکه در بالا ذکر شد میر نورالله بیگ یک انسان آزاده وبا شهامت بود در برابر اعمال غیر انسانی لشکر عبدالرحمن خان نمیتوانست بی تفاوت بماند به این اساس راپورهای در مورد او به کرنیل افضل میرسید. واز جانبی ربودن اسپ کرنیل افضل توسط برادرزاده میرنورالله بیگ بهانه دیگری شد برای گرفتاری سرانجام میر نورالله بیگ از طرف کرنیل افضل بازداشت وتحت الحفظ به کابل اعزام گردید و تا آخر عمر منحیث زندانی سیاسی درزندان عبدالرحمن خان بماند تا اینکه بحال دوری از فامیل ودوستانش از این جهان رحلت نمود. د یگر دانسته نشد که او چه وقت وبه چه شکل وفات نمود؟ آیا اورا کسی گوروکفن نمود است؟ یا اصلاً گور وکفنی نداشته نعش زخم آلودش را درکدام جای مخروبه انداخته اند؟

قرار معلوم پسر بزرگش بنام ملاسیف الدین غرض معلومات از سرنوشت پدرش به کابل آمده است. در اینجا درحالی پدرش را ملاقات نموده است که زنجیر وغراب به گردن و زولانه در پاهایش بوده در اتاق تنگ وتاریک و نمناکی به سرمیبرده لباس های بسیار کهنه وپینه شده ای به تن داشته موهای سر و ریشش انبوه  و ژولیده بوده است واز اثر سایش حلقه های زولانه بند پاهایش زخمی ودر زخم پاهایش کرم تولید شده از ناحیه عدم دسترسی به ادویه سخت دچار رنج وعذاب بوده است.

ملاسیف الدین مذکور از دیدن حال زار پدرش سخت منزجر شده است. او با گریه وچشمان اشک آلود از پدر رنجور وبسته به زنجیرش جدا شده با آه واندو جگر سوزی رهسپار وطن گردیده و برای ابد با پدر خداخافظی میکند. در آن لحظات ملا سیف الدین دوران جوانی پدر را بیاد میاورد آن پدریکه با قامت برافراشته ، شانه های پهن ، ریش سیاه ولباس های پاک وقشنگ در محافل درپیشا پیش مردم از همه برجسته تر وزیباتر می نمود   .

اکنون هر انسان با احساس میتواند تصور کند که از دیدن پدر مریض وبسته به غول و زنجیر چه حالتی برپسرش ملا سیف الدین مستولی گشته است.

ملا سیف الدین موصوف بعد از بازگشت از کابل ودیدن پدر از فرط اندوه به اختلال دماغی مبتلا ودچار جنون شده تا اینکه به همین حالت از دنیا رفته است.

از میر نورالله بیگ موصوف چهار پسر ودو دختر مانده بود.

پسر بزرگ میر نورالله بیگ که در بالا ذکرش رفت سه پسر بنام های افسقال امرالدین ، افسقال رحمن الدین ومامور تیلفون ( محمد الدین) داشته است.

پسر دوم او که اسمش قریدار عزت الله بیگ بود دوپسر بنام های عزیز الله بیگ وپهلوان میری شاه داشت. پسر سوم نورالله بیگ که بنام ( افسقال محمد قاسم) یاد میشد چهار پسر بنام های ملا محمد عالم ( پدر نگارنده ) صوفی محمد نبی ، پهلوان محمد حبیب ومولوی داشت.

پسر چهارم او (پهلوان سلطان شاه غازی) سه پسر بنام های انور شاه ، خدایار خان پهلوان وقندیل پهلوان داشت این پسر چهارم میر نور الله بیگ که بنام سلطان شاه غازی مشهور بود مرد دلیر، با شهامت ووقعاً غازی بوده است. او در جنگ های آزادی خواهانه آسیای میانه دوشا دوش ( مخدوم فضیل) ودیگر بیگها علیه بلشویک های روسی رزمیده و در حدود پنجاه نفر از این اشغالگران روسی را به قتل رسانیده وبنام ( غازی ) شهرت یافته است.

مرحوم حاجی سراج الدین از قریه (دوراج) کوف وقریدار میر آقا از قلعه کوف نواسه های دختری ( میرنوالله بیگ) بوده اند از نواسه های میر نور الله بیگ تنها دوتفر هر یک پهلوان محمد حبیب وقندیل پهلوان فعلاً در قی حیات اند.

تعداد زیادی کواسه از میر نور الله بیگ باقی مانده  که اشخاص مشهورشان عباراند از مولان شیر خان عضوی لوی حارنوالی ، دگروال امام جان "عالمی" افسر متقاعد پولیس قریدار نصر الدین شاه موی سفید قوم ، تحویلدار فضل الدین ، نور خان مدیر معارف ولسوالی خواهان ، عبدالله افسر امنیت دولتی ولسوالی کوف آب ، مصطفی دگرمن پولیس در وزارت امور داخله ، شیر آقا دگرمن ریاست حفاظت ریاست جمهوری ، عبدالشهید عضو لوی حارنوالی ، عبدالرشید داکتر مقیم کشور اوکراین ، عزیز جان افسر پولیس در ولسوالی کوف آب ، آمین بیگ مدیر لیسه ذکور ولسوالی کوف آب ، محمد سرور افسر امنیت دولتی ، دگروال گل آقا سارنوال نظامی در مزار شریف ، دگروال حیات الله افسر اردو ملی داکتر رفیع الله تجارت پیشه ، داکتر حمید الله مقیم کشور اتریش ، محمد داوی ، نورعلی خان ، ثنا گل خان معلمین در لیسه ذکور ولسوالی کوف آب وامثالهم.

این بود مطالبی چند در مورد معرفی مختصر وسرگذشت رقتبار میر نورالله بیگ یکی ازدها شخصیت گم نام دروازو بدخشان.

یاداشت: در اینجا منظوراز معرفی مختصر میر نورالله بیگ دروازی روشن ساختن زوایای تاریک تاریخ کشور بوده تا کمکی ولو اندک به محققین ومورخین محترم شده باشد.

عالمی

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 8:14  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

شش طالب مسلح جنایت کار در بدخشان بازداشت شدند

يک افسر در ولایت بدخشان به قتل رسید و شش تن از مخالفین مسلح دولت دستگیر شدند.

عبدالمعروف راسخ سخنگوی والی بدخشان به آژانس خبری روز گفت که این افسر در جریان عملیات شب گذشته در ولسوالی وردوج توسط طالبان مسلح کشته شد.
وی میگوید که در این درگیری یک پولیس دیگر زخم برداشته و شش طالب بازداشت شده اند.

راسخ افزود : یک طالب که به اثر برخورد مسلحانه زخمی شده بود ، شامل بازداشت شده گان بوده و از نزد آنها 4 میل کلاشنکوف بدست آمده است.
اما ذبيح الله مجاهد یک سخنگوی طالبان میگوید : قبل از آنکه نیروهای دولتی عملیات را در آن ولسوالی آغاز نماید، طالبان پیش دستی نموده و طی حملۀ 7 پولیس را به قتل رساندند و 5 پولیس را مجروح ساختند.
به گفتۀ وی، اجساد چند پولیس بدست طالبان افتیده و در این درگیری صرف دو طالب جراحت برداشته است.
دو شب قبل نیز درگیری بین پولیس وطالبان در ولسوالی وردوج رخ داد

مسوولین امنیتی میگفتند که طی آن دو طالب مسلح کشته و یک افسر پولیس زخمی شده است؛ اما طالبان ادعای کشتن محمد حسین آمر کشف ولسوالی را با دو پولیس داشتند.
بدخشان یکی از ولایات شمالشرق و کوهستانی بوده و اگر چه حوادث امنیتی در آنجا به ندرت رخ میدهند، اما مردم میگویند که درگیری های اخیر، امنیت را زیر سوال برده است.

گفتار: این که چگونه طالبان توانستند خود را به بدخشان و آن هم به یک نقطه دور دست بدخشان خود سوال بر انگیز است. وردوج در بین شهرستان جرم و بهارک بدخشان قرار دارد. در وردوج اکثراً افراد مربوط به اتحاد اسلامی به رهبری سیاف وجود دارد. علت های که میتواند دلیل نفوذ طالبان را در بدخشان موجه سازد، قرار ذیل است.

1. توجه نکردن دولت مرکزی در بازسازی ولایت بدخشان

2. فقر و تنگدستی

3. توجه نکردن در بوجود آوردن زمینه های کاری در بدخشان ( این در حالیست که در بدخشان در طول هشت سال هیچ جنگ و طالب موجود نبود و آرامی قابل ملاحظه یی وجود داشت)

بدخشان یکی از ولایت های آرام در طول مدت بوده جای داشت تا دولت مرکزی در همه عرصه توجه جدی مینمود ولی متأسفانه در هیچ قسمت توجه نکرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 12:5  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

دکتر یزدانی: درمان نکردن بوی بددهان می‌تواند منجر به سکته مغزی شود





رییس هیئت مدیره انجمن دندانپزشکی ایران گفت:«عدم درمان بوی بد دهان وبیماری‌های مربوط به آن می‌تواند منجر به سکته مغزی و ناراحتی‌های شدید گوارشی شود.»

دکتر علی یزدانی در گفتگو با خبرنگار سامانه خبری «سلامت‌نیوز» اظهار داشت:«بیماری‌های لثه و پوسیدگی عمیق دندان از شایع‌ترین علل بوی بد دهان است.»

وی افزود:«عدم بهداشت دهان و تجمع جرم و میکروب و ایجاد پلاک در دندان، باعث بیماری‌های لثه و بوی بد دهان می‌شود.»

رییس هیئت مدیره انجمن دندانپزشکی ایران تصریح کرد:«البته گرسنگی و خوردن بعضی خوراکی‌ها نظیر سیر و پیاز نیز منجر به بوی نامطبوع دهان می‌شود ولی با گذشت زمان از بین می‌رود.»

یزدانی با اشاره به راه‌های درمان بوی بددهان و بیماری‌های لثه گفت:«بوی نامطبوع دهان با یک جرمگیری عمیق زیر لثه‌ای توسط دندانپزشک و رعایت رژیم بهداشتی مناسب برطرف می‌شود.»

وی ادامه داد:«جرمگیری عمیق دندان و زیر لثه‌ای بدون رعایت بهداشت محیط دهان مؤثر نیست و باید با یک رژیم بهداشتی مستمر و منظم همراه باشد.»

رییس هیئت مدیره انجمن دندانپزشکی ایران اظهار داشت:«با وجودی که تعرفه‌های دندان‌پزشکی بالا است و همه اقشار جامعه توانایی بهره‌مندی از آن را ندارند ولی می‌توان با مسواک زدن حداقل شبی یک بار از بوی بد دهان و بیماریهای دندان و لثه پیشگیری کرد.»

یزدانی تصریح کرد:« مسواک زدن باید در بین همه اقشار جامعه نهادینه شود و می‌طلبد مسئولین در این رابطه فرهنگ سازی بیشتری کنند.»

وی یادآور شد:«با توجه به تحقیقات انجام شده سکته مغزی در افرادی که مبتلا به بوی بد دهان و بیماری لثه هستند بیشتر بروز می کند.»

رییس هیئت مدیره انجمن دندانپزشکی ایران خاطر نشان کرد:«همچنین بوی نا مطبوع دهان و بیماری‌های لثه می‌تواند منجر به بیماری‌های شدید گوارشی و زایمان پیش از موعد در زنان باردار شود.»
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 11:15  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

سپنتا:بخش اعظمی از طالبان، کشاورزان ساده هستند

مشاور امنیت ملی کشور گفته است که بخش اعظمی از طالبان، هدف آیدیولوژیک ندارند. داکتر رنگین دادفر سپنتا، مشاور امنیت ملی و وزیر خارجه سابق، در گفت‌و‌گو با روزنامه‌ی «دی‌ولت» تصریح کرد: «بخش اعظم کسانی که برای طالبان می‌جنگند، هدف آیدیولوژیک ندارند، بلکه کشاورزانی هستند که به دلیل مشکلات اقتصادی و یا سوء استفاده‌ها در نهادهای دولتی، آن‌ها را به سوی طالبان سوق داده است. » آقای سپنتا همچنان از لزوم همکاری بیشتر خارجی‌ها برای بهبود اوضاع امنیتی این کشور سخن گفت. او با اشاره به تأکید حامد کرزی به مذاکره با طالبان گفت: «مبارزه با تروریزم در افغانستان، تنها از طریق نظامی ممکن نیست و ما برای این کار باید با همه کسانی که آماده‌ی کنار گذاشتن سلاح‌های‌شان هستند، مذاکره کنیم.» به گفته‌ی سپنتا، قرار است این موضوع در جرگه‌ی مشورتی صلح که با حضور سران قبایل و بزرگان در کابل برگزار خواهد شد، با هدف جلب حمایت رهبران مردمی از این رویکرد دولت کرزی، مطرح شود. وزیر خارجه، هدف کرزی از طرح مسأله مذاکره با طالبان را بازگرداندن این گروه به جامعه خوانده و در عین حال خاطرنشان کرد که هیچ یک از دولتمردان و مردم افغانستان نمی‌خواهند اداره این کشور بار دیگر به دست نیروهای افراطی و تروریست بیفتد. به گفته‌ی سپنتا، حکومت قصد دارد ظرف سه تا پنج سال آینده اداره امور کشور را به دست گرفته و خود را برای خروج نیروهای خارجی از این کشور آماده کند. وی همچنین مواضع اخیر کرزی در قبال امریکا را همراستا با تلاش‌های واشنگتن برای مبارزه با تروریزم و بازگرداندن ثبات به افغانستان دانست. 

ماندگار

اسپنتا کیست؟

اسپنتا خود در خانواده کوچی به دنیا آمده است و جایی شگفت است که او کوچی بودنش را انکار می کند و خودش را هراتی میداند.

طاهری


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 8:40  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

آیا کمیسیون انتخابات خود را برای تلقب آماده میکند؟ !




با آغاز ثبت نام نامزدان دور دوم شورای ملی افغانستان و اندکی بعد از شروع کار رئیس جدید آن، این نهاد قانون انتحابات را زیر فشار حکومت برخلاف رای شورای ملی به اجرا گذاشته است. بدون شک؛ تب و تاب روند انتخابات هر روز بیشتر از روز قبل خواهد بود و همه به جزئیات بیشتر به آن خواهند پرداخت.

اصل اساسی اینست که کمیسیون انتخابات باید کاملا بيطرف و غیرسیاسی عمل کند؛ چیزیکه در هشت سال گذشته کمتر کسی شاهد آن بوده است. این کمیسیون در دو دور انتخابات ریاست جمهوری افغانستان آشکارا در خدمت جریانی خاصی قرار گرفت و اعتبار آنرا شدیداً در افکار عامه و همچنان در نزد جامعه جهانی پائین آورد.

به همین دلیل بود که بعد از هر دو انتخابات اعضای ارشد کمیسیون ظاهراً به پاس خدمت اما در واقع به عنوان پاداش از سوی رئیس جمهور کرزی به مقامات عالی حکومتی دست یافتند؛ که نمونه بارز آن آقای فاروق وردک میباشد.

ظاهراً حال نوبت به رئیس جدید این کمیسیون بدنام شده رسیده تا نشان دهد در جریان انتخابات شورای ملی که قرار است در ماه سرطان راه اندازی گردد، چقدر "خدمات شایسته" از خود نشان خواهد داد.

آقای فضل احمد معنوی که حال به کار های مادی روی آورده به روز پنجشنبه بعد از تصرف کرسی ریاست کمیسیون انتخابات گفت که "دموکراسی را با حاکمیت ملی عوض نمی کند" و در عین حال به خارجی ها هشدار داد که اجازه نخواهد داد آنان فراتر از قانون عمل کنند.

او گفت: "تا جایی که قانون و مقررات کشور ما اجازه می دهد، در جریان انتخابات به همکاران ملی و بین المللی نیازمندیم و به آنها سهم خواهیم داد؛ ولی هیچگاه اجازه نخواهیم داد تا در امور ملی ما مداخله غیرقانونی، غیراخلاقی و غیرطبیعی صورت گیرد."

پیشداوری آقای معنوی در مورد عملکرد خارجی ها در واقع آغاز جنگ روانی با دو تن از اعضای خارجی کمیسیون سمع شکایات انتخابات میباشد که قبلا با شدت بیشتر توسط آقای کرزی آغاز گردیده بود.

آقای معنوی در سخنان خود دقیقاً پای در جای پای رئیس جمهور کرزی گذاشته و برای مهار کردن اعتراضات احتمالی در جریان و بعد از انتخابات شورای ملی از نظر روانی زمینه سازی میکند.

در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری، زمانی رابطه کرزی با اعضای خارجی کمیسیون بهم خورد که با باطل کردن رای وی انتخابات به دور دوم کشانیده شد و آغاز رسوایی برای کمیسیون نیز بود. کمیسیون انتخابات در تبانی تنگاتنگ با وزارت داخله در ولایت ناآرام جائیکه کمتر میشد بر روند انتخابات نظارت داشت، دست به تقلب گسترده زدند زیرا آنان به خوبی میدانستند که در مرکز دست زدن به هر گونه تقلب خطر دارد.

حال تلاش آقای معنوی و در واقع ماموریت اعلام ناشده یی وی اینست تا از همین اکنون برای خارجی ناظر تفهیم کند که آنان فقط یک انتخاب دارند و آنهم تائید آنچه وی میگوید.

رئیس جدید کمیسیون خود را بالاتر از همه چیز در نظام دانسته زیرا اگر نیاز شد که تقلب به نظر وی به نفع حاکمیت باشد، او ترجیح میدهد تا آن انجام شود و باکی هم از عواقب آن ندارد.

جالب اینست که آقای معنوی کلمه دموکراسی را مترادف با مداخله خارجی ها در امور افغانستان بکار برده است، رئیس کمیسیون که برداشت اش از دموکراسی مداخله خارجی ها در امور کشور باشد و تنها این یکی جنبه را ببیند، دیگر با کدام امیدواری به انتظار انتخابات سالم و شفاف نشست؟! آقای معنوی درست در زمانی حرف از قانون مداری میزند که خود مجری قانونی است که مشروعیت اجرای ندارد.

واقعیت اینست که همه یی تلاشهای حکومت بر مداخله و تقلب گسترده در انتخابات شورای ملی به منظور یک دست سازی قدرت در دستان یک حلقه خاص متمرکز گردیده است که کمیسیون نیز باید به عنوان محور اصلی این تلاشهای خصمانه سهم درست خود را ایفا کند ورنه همه حباب ها خواهد ترکید.

چراغ

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 8:13  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

دکتر فقیهی: نوشیدنی‌های داغ باعث سرطان مری می‌شود






یک دانشیار مرکز آموزشی درمانی رسول اکرم(ص) گفت:« خوردن نوشیدنی‌های داغ در دراز مدت و بر حسب عادت می‌تواند به سرطان مری منجر شود.»

دکتر امیر حسین فقیهی در گفتگو با خبرنگار سامانه خبری«سلامت‌نیوز»، اظهار داشت:«مواد اسیدی، قلیایی و مواد داغ و پرحرارت ازجمله مواد آزارنده هستند که خوردن آنها باعث آزار مری و حتی زخم و سرطان می‌شود.»

وی افزود:«مواد غذایی داغ به دلیل حرارت زیاد دستگاه گوارشی را می‌سوزاند که نوشیدنی‌‌ها خطر بیشتری دارند.»

این متخصص گوارش و کبد تصریح کرد:«نوشیدنی‌های بسیار داغ در صورت بلعیده شدن به مخاط حفره دهان تا معده آسیب جدی وارد و سطح بیشتری را درگیر سوختگی می‌کند.»

فقیهی گفت:«این آسیب حرارتی همانند سوختگی سطح پوست به صورت خفیف، متوسط و شدید می باشد و با سوزش درد و حتی تاول و زخم همراه است.»

وی ادامه داد:«مواد غذایی جامد و سفت داغ آسیب کمتری به دستگاه گوارش وارد می‌کند و قبل از بلعیده شدن خیلی سریع می‌توان آن را از حفره دهان خارج کرد.»

این دانشیار مرکز آموزشی درمانی رسول اکرم(ص) اظهار داشت:«مواد جامد بسیار داغ در صورت بلعیده شدن به مری و معده آسیب جدی وارد و باعث سوختگی شدید دستگاه گوارش می‌شود.»

فقیهی تصریح کرد:«خوردن نوشیدنی‌های داغ در دراز مدت و بر حسب عادت می‌تواند به سرطان مری منجر شود.»

این متخصص گوارش و کبد بابیان اینکه سرطان مری در شمال کشور به دلیل خوردن چایی داغ شیوع بیشتری دارد گفت:« بر اساس مطالعات انجام شده سرطان مری با خوردن چایی داغ به دلیل سوختگی و تغییر ژن‌ها ارتباط مستقیمی دارد.»

وی افزود:«به منظور پیشگیری از انواع سرطانهای دستگاه گوارش، فرهنگ درست غذا خوردن و نوشیدن باید در سنین کودکی در خانواده‌‌ها نهادینه شود.»

فقیهی اظهار داشت:«همچنین مادران هنگام غذا دادن به کودکان باید ماده غذایی را امتحان کنند تا بر اثر داغ بودن به دستگاه گوارش کودک آسیب نرسد.»

سلامت نیوز
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 13:40  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

درآمد 13.5 میلیارد دلاری در یک ماه از درک فروش کتاب برقی ( الکترونیکی)

درآمد 13.5 میلیارد دلاری در یک ماه

صنعت کتاب وارد فصل جدیدی شده است. این جمله آغازین گزارشی است که «نیوزیلند هرالد» آن را منتشر کرده و در آن روی این نکته تاکید می‌کند که دوران جدیدی از بازار نشر در جهان رو به گسترش است.

«جف بیزاس» دانش آموخته رشته مهندسی الکترونیک و علوم رایانه با درجه عالی از دانشگاه پرینستون بنیان گذار سایت آمازون است. وی کار در بازار را از یک شرکت توسعه سیستم های رایانه‌ای آغاز کرد و در اوایل دهه ۹۰ به یک شرکت اقتصادی در زمینه سرمایه گذاری در طرح های فنی و سودآور نقل مکان کرد.

در سال ۱۹۹۴ او نایب رئیس ارشد شرکت شده بود و همان زمان به فکر فروش کالا از طریق شبکه جهانی اطلاع رسانی یا همان وب افتاد. در همان سال‌ها بنیانگذار سایت eBay یعنی «پی‌یر امیدیار» نیز به این نتیجه رسیده بود که آینده از آن فروش کالاها در دنیای مجازی یعنی همان اینترنت است. به هرحال ایده فروش کالا در دنیای مجازی سبب شد تا در سال ۱۹۹۴جف بیزاس، یک شرکت تجارت الکترونیک آمریکایی را در سیاتل واشنگتن تاسیس کند.

ماه گذشته شرکت یا سایت آمازون که بیشتر مردم جهان آن را به فروشگاه اینترنتی کتاب می شناسند، توانست دستگاه کتابخوان الکترونیکی خود موسوم به «کیندل» به میزان قابل توجهی به فروش برساند و به گفته مقامات این شرکت آمار فروش این دستگاه در ماه گذشته به 42 درصد یعنی سودی معادل 13.5 میلیارد دلار رسید که در نوع خود اتفاقی بی نظیر محسوب می شود که همه آن را در ورود دستگاه الکترونیکی کتابخوان ساخت آمازون می دانند که به گفته بسیاری از کارشناسان فصل جدیدی در عرصه کتابخوانی گشوده است.

فراموش نکنیم وقتی «جف بیزاس» اولین بار این سایت را در گاراژ خانه اش در سیاتل تاسیس کرد تا کنون به اندازه چند ماه اخیر فروش نداشته است. آمازون در اواخر سال 2007 کتاب خوان دیجیتال kindle را معرفی کرد. این دستگاه یک مانیتور 6 اینچی با حافظه داخلی 250 مگابایتی بود که می توانست 200 عنوان کتاب بدون عکس را در خود نگه داری کند.

kindle2 نیز در سال 2009 با مدل قبلی جایگزین شد. این مدل دارای مانیتور دقیق تر، باتری قوی تر و قابلیت خواندن متن توسط دستگاه بود. به علاوه یک حافظه داخلی 2 گیگابایتی نیز به کاربر اجازه ذخیره 1500 کتاب بدون عکس را می داد. این نسخه برای برقراری ارتباط با اینترنت و فروشگاه آمازون از شبکه موبایل در آمریکا استفاده می کند.

سال گذشته بیزاس گفته بود که در نظر دارد تمام کتابهایی که تا کنون در جهان منتشر شده است را به تمام زبانهای زنده دنیا تنها در 60  ثانیه عرضه کند! به نظر می رسد از آمارهای فروش کیندل تا حدی به این ادعا رسیده باشد چرا که بنا بر گزارش مسئولان این سایت در حال حاضر از هر 10 کتاب معمولی که به فروش می رسد 6 عدد از این دستگاه کتابخوانی نیز فروخته می شود و این آمار دلالت بر محبوبیت کتابخوانی الکترونیکی دارد.

به عبارتی انتظار می رود این سایت در سال گذشته 3 میلیون دستگاه کتابخوان فروخته باشد که این آمار در سال 2008 به یک میلیون می رسد. به گفته کارشناسان به طور حتم با شنیدن این آمارها شرکت های الکترونیکی دیگری مثل آیپد نیز همت بیشتری برای تولید بیشتر کتابخوان‌های الکترونیکی صرف خواهند کرد که رقابت بیشتر بین آنها تنها به کاهش قیمت این دستگاه‌ها منجر خواهد شد و نتیجه آن عدم مراجعه مشتری ها به کتاب فروشی‌های سطح شهر خواهد بود که هرچند این رویه از سوی اهالی کتاب نکوهش شده است ولی به نظر می رسد با تسریع سرعت فروش کتابها این روش کاراتر از فروش سنتی کتاب باشد. حتی پیشگوهای سنتی این حوزه نیز بر آن مهر تایید زده اند.

 کتاب‌خوان الکترونیکی

ایمیلی می آید و کتابی جدید منتشر شده است و شما با فشردن یک دکمه آن را می خرید و به کتابخوان الکترونیکی خود منتقل می کنید و به راحتی در عرض چند ثانیه می توانید شروع به خواندن مقدمه نویسنده کنید!

کتاب‌ها بزرگ و سنگین هستند و علاوه بر هزینه های توزیع و مشکلات مربوط به ناشر و نویسنده نیاز به مراقبت و جای نگهداری دارند و در طول زمان نیز کهنه و فرسوده می شوند ولی به گفته مسئولان سایت آمازون روش کتابخوان الکترونیکی هیچ کدام از این مشکلات را ندارد که کارشناسان چنین انتظاری را برای روزنامه ها نیز می کشند.

امیدواریم در نمایشگاه کتاب امسال، مسئولان برای این پدیده جدید نیز تمهیداتی در نظر گرفته‌باشند و یا غرفه یا موسساتی در این خصوص و مساله نشر الکترونیک در کشور و یا طراحی کتاب‌خوان‌های ایرانی اختصاص داده باشند تا جشن کتاب در کشورمان نیز با سرعت تکنولوژی در جهان هماهنگ شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 13:21  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

دانشجويان پولی‌تخنيك، قربانیان اصلی خیمه‌گرایی

یک تن از دانشجویان: دولت هيچ حقي ندارد که در ساحه‌ی اكادميك و تحصيلي به تدوير جرگه بپردازد معاون محصلان دانشگاه پولی‌تخنیک: خیمه لویه جرگه از اینجا برداشته شود

 به تعويق افتيدن جرگه‌ي مشورتي صلح كه قرار بود به تاريخ 12 ثور سال روان دايرشود، نگراني‌هاي دانشجويان پولی‌تخنيك كابل را بر انگيخته است. به گفته‌ی دانشجويان اين دانشگاه، آن‌ها قربانيان اصلي تدوير جرگه‌ها در كشور هستند. خيمه‌ی لويه جرگه كه اكثر جرگه‌هاي بزرگ در آنجا بر گزار مي‌شوند، در محوطه‌ی دانشگاه پولی‌تخنيك كابل قرار دارد و هرباري كه تصميم براي تدوير جرگه‌ ای گرفته مي‌شود، دانشجويان اين دانشگاه كه اكثر شان از ولایت‌های دور‌دست مي‌باشند، مأيوس گشته و از به تعويق افتيدن دروس شان نگران مي‌شوند. پولی‌تخنيك كابل 1200 دانشجوي دارد كه در خوابگاه به سر مي‌برند و هم اكنون آن‌ها بر اثر نداشتن جاي براي بود‌و‌باش به ده‌ها چالش جدي مواجه گرديده اند و به خاطر جرگه‌یي كه به قول عده‌يی از كارشناسان جايي در قانون اساسي كشور ندارد، به حالت بي‌سرنوشتي به سر مي‌برند. اين درحالي است كه نزدیک به يك ماه از تعطیلات دروس دانشجويان پولی‌تخنيك به خاطر برگزاری جرگه‌ي مشورتي صلح مي گذرد و تا اكنون از سرنوشت اين دانشجويان كه برای چه مدتی تعطیلات شان ادامه خواهد یافت، خبری نیست. حسين علي، دانشجوي دانشگاه پولی‌تخنيك كابل مي‌گويد: «از ولايت دوري به درس خواندن به كابل آمده ام، اما متأسفانه به خاطر جرگه‌ی مشورتي صلح ما هم از خوابگاه مانده ايم وهم از ادامه دروس خويش و قرار بود امروز شنبه به اساس گزارش رسانه‌ها، در س‌هاي ما آغازشود؛ ولي امروز مسوولان پولی‌تخنيك، ما را تا پانزدهم ثور رخصت نمودند. او می‌افزاید که در اين زمينه بايد دولت توجه كند تا بيشتر ازاين به سرنوشت دانشجويان بازي نشود. در همين حال، شير شاه يكي ديگر از دانشجویان اين دانشگاه مي‌گويد كه در لويه جرگه‌ی اضطراري تمام دانشجویان يك سال قرباني همين جرگه شدند. به اساس شعار‌هايي كه در... ادامه صفحه 6 دانشجويان پولی‌تخنيك... در و ديوار پولی‌تخنيك نصب است «افغانستان سرزمين جرگه‌ها است.» و جرگه‌يی كه به ضرر دانشجویان و كساني كه تحصيل مي‌كنند تمام شود، چنين جرگه‌یي بي‌فايده است. او می‌گوید: «جرگه به خاطر مشكلات مردم داير مي‌شود و دانشگاه يك مرجع قوي و در عين حال مهم يك مملكت است، شده نمي‌تواند كه به خاطر تدویر جرگه اين مرجع مهم و در عين حال سرنوشت‌ساز يك كشور به تعطيل‌هاي طولاني مواجه شود و پس ماندن دروس دانشجويان سبب مي‌شود که كل سيستم كشور ده ويا بيست سال عقب بماند.» او می‌افزاید: «ریيس جمهور وقتي كاري را مي‌خواهد انجام دهد بايد به نفع مردم كشور تمام شود. ما با جرگه‌ی صلح به اساس آنچه در متون ديني ما وجود دارد، احترام قايل هستيم؛اما متأسفانه دولتمداران در طول هشت سال و نه سال گذشته با مصرف مليارد‌ها دالر قادر به انتقال خيمه‌ی لويه‌ی جرگه به گوشه‌ي ديگر از شهر نشدند. دولت تا اكنون نتوانسته يك مكان و ساختمان ديگري را به خاطر جرگه بسازد.» به گفته‌ی او، دولت هيچ حقي ندارد که در ساحه‌ی اكادميك و تحصيلي به تدوير جرگه بپردازد. اين دانشجو می‌گوید: «جرگه را مي‌پذيريم؛ ولي قرار نيست كه جرگه سبب عقب‌ماندگي و ركود علمي در كشور گردد؛ اين دانشگاه همیشه قرباني جرگه‌ها است. جرگه‌ي امن منطقوي برگزار شد، دانشجويان پولی‌تخنيك يك ماه‌ويك نيم ماه رخصت شدند و بعضي شان كه در ولايات قرار داشتند، نتوانستند به امتحان برسند.

http://3.bp.blogspot.com/_mS4BTdpl25o/SwgKnwyd7AI/AAAAAAAACnY/jDghVf5xW3o/s1600/KnowledgeIsLight.jpg

نمای زیبایی از دانشگاه پولیتخنیک کابل

تا كي اين قدر جفا به اين مملكت و به محصلين اين دانشگاه را روا مي‌دارند.» به گفته‌ی او، كساني كه از گوشه‌و‌كنار كشور در جرگه دعوت مي‌شوند، به جايی كه به حل مشكلات و چالش‌ها بپردازند خود چالش مي‌آفرينند. در هيچ كشوري دانشجويان شان را به صورت غیر قانونی رخصت نمي‌نمايند. او می‌افزاید: «در كشور ما همه ساله، بسیاری از روز‌هایی ما به رخصتي‌هاي بي‌مورد ضايع مي‌شوند.» اين دانشجوی، در حالي كه با عصبانيت صحبت مي‌كرد و معلوم بود در چه وضع قرار دارد با لحن شديد گفت ‌‌« در طول چهار سال، با اقتصاد ضعيفي كه دارم، يك‌ونيم سال، پس مانده ام و مي‌مانم ،جوابگوي اين مسأله كيست.» شيرشاه مي‌گويد: «خواست ما از دولت اين است كه خيمه‌ی لويه جرگه از اين جا (پولی‌تخنيك) به يك منطقه‌ي ديگر انتقال نمايد. خواست خود را به دولت پيشنهاد مي‌نماييم و در صورت عدم توجه دولتمداران، دست به مظاهره مسالمت بزنيم. بلاک خوابگاه ساختمان درسي متأسفانه از محصلان واگذار مي‌شود به جرگه‌یی كه از لحاظ قانوني جایگاهی ندارد.» محمد ذکریا امینی، یکی دیگر از دیگر از دانشجویان دانشگاه پولی‌تخنیک می‌گوید: «ما درس پنج ساله را به خاطر تدویر جرگه‌ها و لویه‌جرگه‌ها به هفت سال و هشت سال به پیش می‌بریم.» در همین حال، پوهندوي انجنير عبدالاحد خالدي، معاون امور دانشجويان دانشگاه پولی‌تخنيك كابل مي‌گويد: «بنابر هدايت مقام محترم رياست دولت كه به ما رسيد، جرگه‌ی صلح در خيمه‌ی لويه‌ جرگه كه در اين دانشگاه قراردارد، داير مي شود. روي اين ملحوظ دانشجويان ما تا تاريخ 15 ثور رخصت مي‌باشند.» معاون دانشگاه پولی‌تخنيك مي‌گويد: «هر اقدامي كه به خاطر تأمين صلح صورت گيرد ما جداً آنرا حمايت مي‌نماييم؛ اما در يك مكان تحصيلي كاري درستي نيست. در ابتداي تشكيل دولت كه لويه جرگه اضطراري بر گزارشده بود چون نظام در وضعيت بد به سر مي‌برد، ناگزير بوديم بنابر وضعيتي كه در كشور جريان داشت، تدوير جرگه را در صحنه‌ي اين دانشگاه بپزيريم؛ ولي در همان زمان هم پيشنهاد نموده بوديم كه به محصلين صدمه وارد مي‌كند.» آقاي خالدي مي‌گويد با آنكه ما با تدوير جرگه كدام مخالفتي نداريم؛ ولي جرگه‌ها بايد در مكاني بر گزار شوند كه سبب مختل شدن پروسه‌ی در سي و به تعويق افتيدن آن نگردند. به گفته‌ی اين استاد دانشگاه، با مصارف گزافي كه براي بر گزاري جرگه‌ها در طول چند سال دولت داشت مي‌توانست كه يك مكان خوب وثابتي را براي تدوير جرگه‌هاي بعدي به شكل استاندارد و بين المللي آماده مي‌ساخت. او مي‌گويد که پيشنهاد و مشوره‌ی ما اين است كه خيمه از اين‌جا بر داشته شود و به ساحه‌یی منتقل شود كه چالش‌هاي ديگري را با خود به همراه داشته باشد. براي اين كه از مزاحمت براي مردم عادي،دانشجويان جلوگيري صورت گيرد بايد خيمه‌ي لويه جرگه از ساحه پولی‌تخنيك برداشته شود. به گفته‌ي معاون امور دانشجويان اين دانشگاه، به همان اندازه‌يی كه دانشجویان از اين رخصتي‌ها به خاطر تدویر جرگه‌ها صدمه و ضربه مي‌بينند، به همان اندازه استادان آن حتا بالاتر از آن‌ها ضربه‌ها وچالش‌هاي زيادي را متقبل مي‌شوند.

ماندگار

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 10:16  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

معنوی: هیاهو نکنید؛ پرونده‌های مجرمین انتخابات و متهمان به تقلب، پی‌گیری جدی می‌شوند!

سانچارکی سخنگوی جبهه ملی: «اگر شبکه و ماشینی که آقای لودین ایجاد کرده بود به کار خود ادامه بدهد ما شاهد یک انتخابات شفاف نخواهیم بود.» رییس بنیاد آزاد و عادلانه افغانستان: « اگر با کسانی که متخلفین بودند برخورد قانونی صورت نگیرد ممکن است بررسی تقلب‌ها را در پروسه‌ی بعدی نا ممکن سازد.» ناجیه نوری رییس کمیسیون انتخابات تأکید کرد که پرونده‌های مجرمین انتخابات و متهمان به تقلب پی‌گیری جدی می‌شوند. پیش از این، فضل احمد معنوی رییس کمیسیون انتخابات گفته بود که پرونده انتخابات گذشته را می بندد؛ زیرا اکنون انتخاباتی را پیش رو دارند که باید به آن کاملاً رسیدگی شود. این سخنان آقای رییس کمیسون مستقل انتخابات چنان تعبیر شده بود که شاید این کمیسیون در نظر دارد که پرونده انتخابات گذشته را مختومه اعلام کند و دیگر دلیلی برای گفتن حرف تقلب در انتخابات ریاست جمهوری نباشد. واین می تواند موقعیت کمیسیون انتخابات و رییس جدید آن را نیز مورد سوال های جدیدی قرار دهد. اما فضل احمد معنوی در تصحیح این مسأله گفته است که این برداشت نادرست برخی از رسانه ها از سخنان اوست. او گفت: «ما گفتیم هیاهویی که در انتخابات گذشته وجود داشته در انتخابات پیش روی نباید به راه بیفتد تا در کار‌هایی که پیش روی داریم تأخیر ایجاد نشود؛ اما گفته‌های ما به این معنا نیست که از گذشته نیاموزیم و به پرونده‌ها و دوسیه‌های مجرمین رسیدگی نشود.» معنوی تصریح کرد: «به تمام پرونده‌هایی که مجرم هستند، حتماً رسیدگی خواهد شد و قضایای تمام کسانی که متهم هستند پی‌گیری خواهند شد؛ اما این که هر بار از انتخابات گذشته یاد‌آوری شود، ما را از کار‌های مهمی که پیش روی داریم، باز خواهد ماند و به همین دلیل تصمیم گرفتیم که از هیاهو‌هایی که ایجاد می‌شوند، جلو‌گیری به عمل آید.» و اما جانداد سپین‌غر، ریس انتخابات آزاد و عادلانه‌ی افغانستان (فیفا) به این باور است که یکی از مواردی که می‌تواند پروسه‌ی بعدی انتخابات را شفاف‌تر سازد، برخورد عادلانه با قضایا و پروسه‌ی انتخابات قبلی خواهد بود و اگر با قضایای قبلی انتخابات یک برخورد لازم و ضروری صورت نگیرد، طبیعی است که فرهنگ معافیت را تقویت می‌کند و اگر با کسانی که متخلفین بودند برخورد قانونی صورت نگیرد در تشویق دیگران نسبت به تقلب نقش خواهد داشت و ممکن است بررسی تقلب‌ها را در پروسه‌ی بعدی نا ممکن سازد. او می‌گوید: «در هر کشوری که چنین مشکلاتی در پروسه‌ی ملی انتخابات شان به وجود بیاید، کمیسیون مستقل انتخابات یک پروسه بازنگری را با جزئیات به راه می‌اندازد که هم قضایا مشخص می‌شود و هم افراد مشخص می‌شوند که بر اساس آن، راه جلوگیری برای آینده را پیش‌بینی می‌کنند تا از پروسه‌ی انتخابات آینده مطمئن شوند؛ اما اگر پروسه‌ی بازنگری وجود نداشته باشد، چطور می‌توان تمام چالش‌هایی را که سبب تقلب‌ها شده اند، شناسایی و از تقلب‌‌های آینده، جلو گیری شود.» سپین‌غر به این باور است که بدون به راه انداختن یک پروسه‌ی بازنگری و بررسی از قضایای انتخابات قبلی، غیر ممکن است که ما بتوانیم انتخابات شفاف داشته باشیم. او در مورد این که آیا کمیسیون انتخابات، صلاحیت این را دارد که پرونده‌های قبلی را بررسی نکند، می‌گوید: «متاسفانه نظر به قانون جدید انتخابات که پروسه‌ی انتخابات هم بر اساس آن پیش می‌رود، صلاحیت‌های کمیسون شکایات انتخاباتی در صورتی که دوره‌ی کارش ختم شده باشد به کمسیون انتخابات انتقال می‌یابد.» رییس بنیاد انتخابات آزاد و عادلانه افغانستان می‌گوید: «هدف اصلی، جلب اعتماد مردم نسبت به پروسه‌ی آینده انتخابات است و خوب است که به قضایا گذشته یک رسیدگی جدی صورت بگیرد و تا حد امکان تلاش شود که با تقلب‌ها و تخلف‌ها در حد امکان برخورد قانونی انجام شود؛ اما اگر این گونه برخورد صورت نگیرد، فرهنگ معافیت که در دیگر ساحات وجود دارد دراین زمینه هم تقویت خواهد شد و می‌تواند اعتماد مردم را نسبت به این پروسه صدمه بزند.» در همین حال، فاضل سانچارکی سخنگوی جبهه ملی می‌گوید که یکی از اولویت‌های کاری آقای معنوی باید این باشد که به تقلب‌های انتخابات گذشته رسیدگی کند. او می‌افزاید: «اگر به تقلب‌های گذشته رسیدگی صورت نگیرد، ما یک انتخابات شفاف و سالم را شاهد نخواهیم بود و به دلیل این که به تقلب‌های گذشته رسیدگی صورت نگرفته؛ امکان دارد کسانی دیگر هم دست به تقلب‌های گسترده‌یی بزنند.» سانچارکی تصریح می‌کند: «اگر شبکه و ماشینی که آقای لودین ایجاد کرده بود به کار خود ادامه بدهد ما شاهد یک انتخابات شفاف نخواهیم بود.» سخنگوی جبهه ملی به این باور است که اگر به تقلب‌های انتخابات گذشته رسیدگی صورت نگیرد و کسانی که مسوول تقلب بودند مورد پی‌گرد قرار نگیرند، طبیعی است که بر اساس همان تقلب‌های گذشته، تقلب‌های گسترده‌ی دیگری انجام خواهد شد. سانچارکی تأکید می‌کند که یکی از شرط‌های اصلی برگزاری انتخابات شفاف، رسیدگی به تقلب‌ها و تخلف‌های انتخابات گذشته است.

ماندگار

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 10:0  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

كرزيا! اين زودتر مي خواستي، حالا چرا؟

بعد از آنکه بحث بر سر قانون انتخابات به بن بست کشید و با نزاع شدید میان آقای کرزی و پارلمان افغانستان مواجه شد؛ حامد کرزی لازم دیده است تا کمیسیون نظارت از قانون اساسی را ایجاد کند. روی این منظور رییس مجلس نمایندگان و رییس جمهور کرزی بر سر چگونگی ایجاد آن با هم گفتگو کرده اند و قرار است آقای کرزی، هفت تن از اعضای این کمیسیون را برای گرفتن رأی اعتماد از مجلس نمایندگان به این مجلس معرفی کند. تشکیل کمیسیون نظارت بر تطبیق قانون اساسی، یکی از نیازهای اساسی بود که در 9 سال گذشته به آن پرداخته نشده است و این امر سبب شده تا حامد کرزی ده ها مورد قانون شکنی اش را با تحلیل و تفسیرهایی من درآوردی، به اجرا گذارد. نبود کمیسیون نظارت بر تطبیق قانون اساسی در این 9 سال باعث شد تا روند نهادینه شدن دموکراسی در افغانستان، جایش را به روند نهادینه گری استبداد، واگذار کند. و حتا در آخرین مورد نبود چنین نهادی سبب شد آقای کرزی به گونه یی که انتقاد همه نهادهای داخلی وخارجی را برانگیخته است، به قدرت رسید و اینگونه انتخابات را به بیراهه و استهزا کشاند. اما چرا آقای کرزی اکنون به این فکر افتاده که باید این کمیسیون به عنوان یک نیاز جدی تشکیل شود و چرا در هشت یا 9 سال گذشته، هرباری که نبود چنین مرکزی، چه در مجلس و چه در میان صاحب نظران و نیز بارها از طریق رسانه های مختلف مطرح می شد؛ آقای کرزی از آن چشم پوشی می کرد. واضح است که وجود چنن کمیسیونی در 9 سال گذشته، می توانست مانع برخی اقدام های رییس جمهور که در تضاد با قانون اساسی بوده است؛ شود و آقای کرزی نمی توانست اینگونه بی هیچ هراسی دست به آنچه بزند که می خواهد. حالا که همه کارها تمام شده است و دیگر کاری برایش باقی نمانده که آن را به زور عملی کند؛ اکنون برای اینکه چال دیگری را بالای مردم و جامعه جهانی برود؛ اقدام به تشکیل کمیسیون نظارت بر تطبیق قانون اساسی افغانستان می کند. و این چنین می خواهد پابندی اش را به قانون نشان بدهد. این اقدامات در حالی صورت می گیرد که آقای کرزی می بایست برای عملی نکردن یکی از ماده های مهم قانون اساسی که عبارت از ایجاد همین کمیسیون است؛ به دادگاه کشانده می شد. او کوشیده با ایجاد تأخیر و مقطعی برخورد کردن با این ماده قانون اساسی، از چنین مواخذه و محاکمه یی بگریزد. بنابر آن، به مجلس نمایندگان پیشنهاد می شود تا این تخلف رییس جمهور را مورد سوال قرار دهند و نیز در دادن رأی اعتماد به اعضای این کمیسیون، دقت لازم را به خرج داده تا مبادا افرادی از جانب آقای کرزی تعیین شوند که بسان برخی از افراد دیگر، گرد بسته، حقیقت گریز و بیگانه با قانون باشند و هر روز با تعبیرات ساختگی خویش، قانون را به سمت خواسته های رییس جمهور سوق دهند. از این جهت، آقای کرزی نیز می داند که معرفی و تأیید افراد خدا ترس و صادق در این سمت، می تواند برای او دردسر ساز باشد. زیرا حکماً قانون اجازه می دهد که این کمیسیون، سر از آغاز به کارش باید همه کار کردها و فرامین آقای کرزی را در طول هشت سال گذشته مورد ارزیابی قرار دهد و اگر در مطابقت با روح و صراحت اصلی قانون اساسی قرار داشته باشد؛ باید امر خلاف قانون دانسته شده و ایحاب پیگرد را کند؛ در آن صورت، این رییس جمهور بیچاره تر از قبل خواهد شد. اما شکی نیست که آقای کرزی فکر چنین پیامدهایی را داشته و ممکن است افرادی را به این کمیسیون معرفی کند که در خدمت او باشند و دیگر نیازی به تطبیق فرامین گذشته ی او با قانون نبوده و فقط آینده را انتظار بکشند. بنابرین، مجلس نمایندگان باید با توجه به روح این مسأله که چرا آقای کرزی این قانون را اکنون در نظردارد تطبیق کند؛ توضیحات بخواهند و در روشنی آن غور کرده و تصمیم بگیرند که به چه کسانی باید رای بدهند.

روزنامه وزین ماندگار

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 9:52  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

آقای معنوي رییس ستاد انتخابات افغانستان از چه مي ترسد؟

فضل احمد معنوي، رييس جديد كميسيون مستقل انتخابات روز پنج شنبه گذشته رسما به كار آغاز كرد. آقاي معنوي پس از انتخابات جنجال بر انگيز رياست جمهوري به اين سمت دست يافته است. آقاي معنوي در مراسم معارفه خود گفت كه دوسيه انتخابات جنجالي گذشته را بايد ببنديم.

به رغم خوشبيني هاي ايجاد شده از تغييرات به وجود آمده در كمسيون انتخابات، هنوز هم چالش هاي اساسي در برابر اين كمسيون وجود دارد. اينك به برخي اين چالش ها اشاره مي شود.
انتخابات پارلماني آينده زماني مي تواند با موفقيت برگزار شود كه يك ارزيابي همه جانبه از كار نامه اين كميسيون در انتخابات گذشته به خصوص انتخابات اخير انتخابات رياست جمهوری صورت گيرد. انتخابات رياست جمهوري با انتقادها و جنجال هاي زيادي همراه شد. اين انتخابات به اعتراف بسياري از آگاهان با تقلب هاي زيادي همراه بود. اكنون سوال اساسي اين است كه تغييرات به وجود آمده در كمسيون انتخابات تا چه پيمانه از ميزان تقلب هاي احتمالي در انتخابات پارلمانی پيش رو مي كاهد. 
با دو نگاه مي شود كار نامه كميسيون را به بررسي گرفت. اگر قبول داشته باشيم كه بخش عمده اي از  نابه ساماني ها، كم كاري و ندانم كاري ها متوجه يك تيم بوده است، آقاي معنوي هم شامل اين تيم بوده است. آقاي معنوي در دوره آقاي لودين به حيث كميشنر در كميسيون انتخابات فعاليت مي كرد. هر چند كه از وي به عنوان يك چهره معتدل نام برده مي شود، اما وي هيچ گاه عليه تقلب هاي سازمان يافته در جريان انتخابت سخني به زبان نياورد. اين سكوت وي خود به نحوي مي تواند تاييد عملكرد تيم كميسيون انتخابات به شمار آيد. بنابراين اگر كميسيون انتخابات را به حيث يك تيم به بررسي بگيريم، همه كميشنران آن در ناكامي اين نهاد شريك بوده و مورد پرسش قرار مي گيرند.
نگاه ديگر جنبه فردي دارد. از اين نگاه، همه مسووليت ها متوجه رييس اين كميسيون مي گردد. بنابراين صرفا مي توان آقاي لودين را مورد بازپرسي و انتقاد قرار داد.
به هر حال با هر نگاهي كه به كميسيون انتخابات داشته باشيم، كارنامه اين اداره ضرورت به بازنگري، تحقيق و بررسي همه جانبه دارد تا معلوم شود كه چه فرد و يا افرادي در خلق اين مشكل بزرگ مقصر بوده اند.
با اين وصف اظهارات آقاي معنوي سوال برانگيز و قابل تامل مي باشد.
هرچند آقاي معنوي با صلاحيتي كه دارد مي تواند پرونده انتخابات گذشته را ببندد اما تاريخ هرگز رسوايي هاي اين كميسيون را از ياد نخواهد برد. بنابراين انتظار مي رود كه آقاي معنوي به جاي گريز از اين مسووليت بزرگ تاريخي و ملي، خود در بررسي همه جانبه كار نامه كميسيون انتخابات پيشگام شود تا در پرتو بررسي هاي شفاف و منصفانه، اعتماد آسيب ديده مردم اعاده و جايگاه كميسيون نيز به حيث يك نهاد ملي و قابل اعتماد، احيا و تثبيت شود.

به نظر مي رسد كه آقاي معنوي خود نيز از بررسي كارنامه كميسيون در هراس مي باشد. زيرا وي به حيث كميشنر و عضو تصميم گيرنده در اين كميسيون كاركرده و احتمال آن مي رود كه در صورت بررسي ناكامي اين كميسيون، دستان خيلي از چهره هاي معصوم باز شود.

هشت صبح

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 15:8  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

انترنشنل هرالد تربیون: کرزی می‌داند، زندگی اش چقدر به لبه‌ی تیز نزدیک است؟

حامد کرزی، «شخص دشوار و مایوس کننده» است و اظهارات اخیر ضد امریکایی او نشان می‌دهد که او «یک شریک قابل اعتماد» نیست. روزنامه‌ی انترنشنل هرالد تربیون در شماره‌ی اخیر خود در یک مطلب تحلیلی با بیان این مطلب می‌نویسد: «حامد کرزی، همچنان ریس جمهوری افغانستان است. هرگاه اینجا هرگونه امیدی برای شکست طالبان وجود داشته باشد، واشنگتن مجبور است راهی را برای کار با او جستجو کند؛ بنابراین، ریس جمهور اوباما باید ازسفر پلان شده‌ی آقای کرزی به واشنگتن، برای انجام این کار استفاده کند؛ زیرا این صرف یک دعوت نیست و اوباما ضرورت دارد کرزی را زیر فشار قرار دهد تا دوستان و مأموران فاسد را که ملیون‌ها افغان را از حکومتش آزرده ساخته اند، با شتاب برکنار کند.» این روزنامه می‌افزاید: «رهبر افغانستان در نادیده گرفتن چنین مشورت‌ها متخصص است؛ اما این کار به ضرر خود او تمام می‌شود. سوال این جاست که آیا خود او(کرزی) می‌داند که زندگی اش چقدر به لبه‌ی تیز نزدیک است؟» به نوشته‌ی این روزنامه، ممکن چندین سخنرانی علنی معلومات استخباراتی نیشدار که بیگانگی مردم و قوت گرفتن طالبان را نشان می‌دهد، کمک کند تا کرزی را از خواب بیدار کند. روزنامه می‌نویسد: اوباما، کرزی را باید وادار سازد تا او از ملل متحد بخواهد، مسوولیت نظارت پول‌های کمک‌های انکشاف اقتصادی را به نهاد‌های بیشتر ماهر بسپارد. صندوق وجهی بین المللی، بانک جهانی و بانک انکشاف آسیایی می‌توانند وظایف بهتری را در مورد نظارت، بازرسی و همآهنگی ملیارد‌ها دالری که به افغانستان سرازیر می‌گردد، انجام دهند. به نوشته‌ی روز نامه، این موسسات تا سال 2005 میلادی وتا زمانی که ملل متحد به صورت غیرعاقلانه آن‌هارا کنار گذاشت، نقش موفقانه‌یی را بازی کردند. چنانچه یک گزارش دفتر حسابدهی دفتر انکشاف بین‌المللی امریکا برای بازسازی افغانستان، بازرسی ضعیف کمک‌های مالی پروژها، نقص کار و انتقال غیر توضیح شده پول را که از طرف ملل متحد بعد از سال 2005 میلادی صورت گرفته، توضیح کرده است. روزنامه در ادامه می‌نویسد: این جا چالش‌های دیگر نیز وجود دارند که سایر سازمان‌ها برای رفع آن بهتر آمادگی دارند؛ مانند محصول و عواید دولت که اکنون غیر قابل کنترول است یا به جیب مأموران فاسد می‌ریزد. صندوق وجهی بین المللی می‌تواند در جمع آوری عواید و انکشاف یک سیستم معقول حسابدهی کمک کند. بانک جهانی که روی پروژه‌های انکشافی با دولت کرزی کار می‌کند، می‌تواند، از مصارف عامه، تادیه معاش‌های مامورین و مصارف خریداری‌ها، بهتر نظارت کند. بانک انکشاف آسیایی که درامور پروژه های منطقه‌یی تخصص دارد، می‌تواند افغانستان محاط به خشکه را با کشورهای همسایه از طریق ارتباط دادن سرک، راه آهن و سیستم توزیع انرژی کمک نماید. روزنامه‌ی انترنشنال هرالد تربیون در اخیر مقاله خود می‌نویسد: افغانستان، یکی از غریب ترین کشورهای جهان است؛ اما بدون دورنمای انکشافی نمی‌باشد. افغانستان ثروت معدنی سرشار به شمول آهن، مس و سایر مواد معدنی نادر مانند لتیوم دارد. اما با کم کردن فساد، اداره‌ی بهتر اقتصاد و توجه بیشتر به تلاش‌های بین‌المللی نباید این کشور فقیر و نادار باقی بماند.

روزنامه ماندگار

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 12:40  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

كنفرانس بين المللي علمي تحقيقي (نفش و تجربه احمدشاه مسعود و جبهه متحد در مبارزه عليه افراط گرايي و

كنفرانس بين المللي علمي تحقيقي (نفش و تجربه احمدشاه مسعود و جبهه متحد در مبارزه عليه افراط گرايي و تروريزم)
این کنفرانس كه از جانب اكادمي علوم تاجيكستان برگزار شده بود يك بار ديگر نشان داد که مسعود به عنوان قهرمان ملی افغانستان توانست در دل جهانیان جا باز کند و یکی از ماندگار ترین چهره ها در قطار نام آوران درخشان تاریخ شمرده می شود.

هفته گذشته جمهوری تاجيکستان شاهد برگزاری کنفرانس علمي و تحقيقي بین المللی درباره شهید احمدشاه مسعود و بررسی تروریزم از دیدگاه قهرمان ملی كشور بود. این کنفرانس كه از جانب اكادمي علوم تاجيكستان برگزار شده بود يك بار ديگر نشان داد که مسعود به عنوان قهرمان ملی كشور توانست در دل جهانیان جا باز کند و یکی از ماندگار ترین چهره ها در قطار نام‌آوران درخشان تأریخ شمرده می‌شود. در بخش رسمی کنفرانس، احمد ولی مسعود رییس بنیاد شهید مسعود، سید محمد خیرخواه سفیر مختار و نماینده فوق العاده افغانستان در تاجیکستان و عالموف كرامت الله رييس انستيتوت شرق شناسي و ميراث خطي اكادمي علوم جمهوري تاجيكستان و نماينده دستگاه اجرايه‌ي رييس جمهور تاجيكستان نظروف سيف الله معاون رييس مركز تحقيقات استراتژيك نزد رييس جمهوري تاجيكستان، سخنرانی نمودند. در اين كنفرانس، سكندروف قاسم شاه مدير شعبه تاريخ و تحقيق نزاع هاي منطقه اي؛ خداداد خالق نظروف مدير شعبه مركز تحقيقات هاي استراتژيك؛ دباونسكي معاون رييس انستيتوت باستان شناسي و مردم شناسي ؛ سلطان احمد كارشناس مستقل؛ سيد خواجه عليزاده خادم كلان انستيتوت شرق شناسي و ميراث خطي اكادمي علوم تاجيكستان و دكتور علوم فيرولوژي و شمار ديگر نيز به نمايندگي از كشور هاي منطقه و نهاد هاي منطقه اي پيرامون شخصيت احمدشاه مسعود صحبت كردند. شرکت کنندگان کنفرانس، نقش شهيد مسعود را در مبارزه با تروریزم در منطقه، به خصوص سهم او در برقراری ثبات در تاجيکستان را ستایش نموده آنرا عالی خواندند. قهرمان ملی افغانستان طرفداران زیادی در سطح جهان دارد و به خصوص در منطقه که از محبوبیت و اهمیت خاصی برخوردار است. اینکه جمهوری تاجکیستان به عنوان یکی از کشورهای همسایه به اشتراک برخی کشورهای دیگر سمینار بین المللی را در اين باره در كنار ديگر كنفرانس‌هاي بين المللي در خصوص قهرمان ملي افغانستان ، برگزار می‌کند نشان می دهد که احمدشاه مسعود هر روز فراتر مي رود و به عنوان الگوی برای جهان به خصوص کشورهای منطقه است. این سمینار نشان داد که اندیشه‌های شهید احمد شاه مسعود در شرایط کنونی اهمیت خاصی برای جهانیان دارد و می‌تواند راهگشای برای امروز و فردای منطقه باشد. به گزارش خبر گزاری فارسی رو، در این کنفرانس بین المللی که به تاریخ 20 اپریل- 31 حمل سال جاری در شهر دوشنبه به ابتکار اکادمی علوم جمهوری تاجيکستان برگزار گردید به نقش و تجربه‌ی احمد شاه مسعود و جبهه متحد در مبارزه علیه افراط گرایی و تروریزم پرداخته شد. در اين كنفرانس بين الملي، احمد ولی مسعود رییس عمومی بنیاد شهید احمد شاه مسعود، سردار محمد رحمان اوغلی عضو مجلس نمایندگان، عبدالشكور واقف حكيمي سخنگوي جمعيت اسلامي، احمد بهزاد عضو مجلس نمایندگان، داکتر محیی الدین مهدی نویسنده و محقق، دکتر صاحبنظر مرادی مشاور معاون رییس جمهوري افغانستان، دکتر خلیل الرحمن حنانی کارمند وزارت امور خارجه، جنرال امرالله امان کارشناس امور نظامی، راز محمد دلیل والی اسبق ولایت پکتیا و شماري ديگري از افغانستان شركت كرده بودند. کنفرانس علمي تحقيقي بین المللی در باره‌ي شهید احمد شاه مسعود در حالی در تاجيکستان برگزار شده است که پیش از آن شماری از عناصر در برخی از اداره های حکومت افغانستان اسم و سالروز شهادت قهرمان ملی افغانستان را از تقویم ها و سالنماهای ادارات شان حذف نموده بودند. منتقدان حذف نام قهرمان ملی را از چند سالنما عمل خاینانه خواندند و آن را کار عاملان و سازمان جاسوسی پاکستان عنوان کردند. اما وزارت داخله در يك اقدام اصلاح گرانه به بازچاپ سالنما پرداخته كه روز شهادت قهرمان ملي در آن گنجانده شده است. شهید احمد شاه مسعود قهرمان ملی افغانستان به تاریخ 9 سپتمبر سال 2001 ، دو روز قبل ازرویداد یازدهم سپتامبر در امریکا، در یک حمله انتحاری که خیلی عجیب وپر پیچ خوانده می شود به شهادت رسید.

روزنامه ماندگار

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 12:21  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

درنگی بر درفشانی های رییس برکناره شده‏ی کمسیون انتخابات؛ در پیشگاه یک شبه محاکمه‏ی رسانه یی


درنگي بر درفشاني هاي رييس بركناره شده‏ي كمسيون انتخابات؛ در پيشگاه
 يك شبه محاكمه‏ي رسانه يي
حضور بلافاصله‏ ی یک مقام برکنار شده دریک گفتگوی رسانه یی، اصولا طوری تعبیر می شود، که باید چیزهای ناگفته یی بیان شود تا مردم دلایل برکنارشدن او را ازمقامش بدانند. البته این درصورتی است که دلایل برکناری چندان روشن نباشد وصد البته که کناری گیری،  ناشی از عملکرد نادرست مقام های مافوقی باشد، که شخص برکنارشده با قرار گرفتن در برابر آن،  راه دیگری به جز کناری گیری نداشته باشد. نه استعفا هایی از قماش افغانی آن که پس ازسال ها  تصاحب و غصب یک کرسی دولتی از طریق روابط شخصی و هدر دادن فرصت ها و امکانات یک ملت، با فشارهای ملی و بین المللی امکان پذیر می گردد.    

عزیزالله لودین رییس برکنار شده‏ی کمسیون انتخابات افغانستان، با حضور در یک گفتگوی ویژه‏ی تلویزیونی، می خواست طوری وانمود کند، که چیزهای ناگفته‏یی  را به مردم افغانستان بیان می کند. اما نه برکناری آقای لودین رازناک بود که او به مردم دراین زمینه توضیح بدهد ونه هم چیزهایی را که آقای لودین گفت و آن را" راز" نام نهاد، راز هایی بودند که مردم افغانستان در مورد آن چیزی ندانند.

آقای لودین گفتگوهایی را تکرار کرد که در جریان ماموریت اش به عنوان رییس کمسیون انتخابات در دفترکارش انجام شده بود. از صد ها نشست با مسوولان نهاد های امنیتی کشور، در پیوند با مسایل امنیتی انتخابات ریاست جمهوری ۲۹ اسد گرفته تا اخراج پیترگالبریت معاون نماینده‏ی پیشین نماینده ی سازمان در کابل، از دفترکارش به دلیل این که به دفتر آقای لودین بدون اجازه داخل شده بود، همه و همه در قالب داستانی از زبان لودین بیان شد که حاوی هیچ پیام تازه یی برای مردم افغانستان نبود.

آقای لودین با احمق خواندن پیترگالبریت، برخورد زشت خود با او را در چارچوب قوانین دفترداری توجیه کرد و به گونه ضمنی می خواست این پیام را به مخاطب برساند که او واقعا به خارجی ها اعتنایی نداشته است و تصامیم خود را به گونه‏ی مستقلانه به اجرا می گذاشته است. غافل از این که این گونه رفتارها با مقام های بلند پایه‏ی سازمان ملل چه تاثیری بر نگرش این سازمان نسبت به انتخابات و ازهمه مهم تر به افغانستان خواهد گذاشت. چه این که  برخورد  آنچنانی ریس کمسیون انتخابات افغانستان با گالبریت علت کشیدگی هایی گردیده باشد که بعدها بر روند شمارش و اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری، میان سازمان ملل و دولت افغانستان بروز کرد و حامد کرزی را بر آن داشت تا تقصیر همه چیز را به گردن سازمان ملل بیاندازد و روابط افغانستان را با جهان به مرز تیرگی غیر قابل پیش بینی بکشاند.

در این گفتگو رییس برکنارشده‏ی کمسیون انتخابات، باز هم، پاسخ برخی از پرسش های مهم  را به زمان دیگری موکول کرد و با آوردن سخنانی از خواجه عبدالله انصاری درپیوند به راستی و راز داری، از ارایه‏ی پاسخ خود داری کرد.

آقای لودین مقام های ارشد نهاد های امنیتی را متهم به دادن اطلاعات غلط در مورد وضعییت امنیتی پیش از انتخابات ریاست جمهوری کرد. رییس جمهور کرزی را متهم به بیان اشتباه آمیز سخنانی کرد که به تقلب ها در انتخابات ریاست جمهوری اذعان کرده بود، نمایندگی سازمان ملل در کابل را متهم به تهدید اعضای کمسیون انتخابات نمود و با زیرسوال بردن استقلالیت قوه‏ی قضاییه،  برگزاری هرگونه دادگاهی را برای پیگیری اتهام های وارده علیه خود، در نبود نیروهای خارجی منتفی دانست.

 او با ابراز بی خبری از اتهام هایی که علیه او مبنی بر تقلب در انتخابات ریاست جمهوری مطرح گردیده، گفت که هیچ دلیل و مدرک موجهی برای کناری گیری وی از سمت ریاست کمسیون ارایه نشده است.

عزیزالله لودین از آن دست شخصیت ها است که  با وجود رسوایی های عالم گیر، ماه ها در برابر درخواست های مکرر کناره گیری ازسمت اش، مقاومت کرد. او با آن که از مقام اش مستعفی شده است، اما از فحوای سخنانش بر می آمد که طمع از خوان نعمت کرزی برنبسته و آرزوی تکریم و تقدیر بیشتری را با احراز پست های بالاتر از ریاست کمسیون انتخابات، در سر می پرواند، بی آن که دغه دغه ای از بازپرس و پیگرد قضایی از بابت اتهام هایی که بر او وارد شده است، داشته باشد.

وقتی آقای لودین از گفتگوهای پنهانی با نمایندگان کشورهای خارجی و سازمان ملل در مورد تشکیل دولت ایتلافی سخن می گفت، احساس می شد که او فردی با صلاحیت تر از رییس جمهوری است و گویا سرنوشت افغانستان انگار در دست های او بوده است.

شاید هم، لودین در این حس خود بزرگ بینی چندان  افراط نکرده باشد، زیرا زمانی که او و تیم همراهش حامد کرزی را، بدون درنظرداشت صلاحیت های قانونی خویش و با پر رویی تمام رییس جمهور افغانستان اعلام کردند، هیچ کس به شمول اطرافیان آقای کرزی در این کشور شک نداشت که کمسیون انتخابات افغانستان فراتر از هر نهادی عمل کرده است، که ساخته و پرداخته‏ی قانون است.

 رییس برکنارشده‏ی کمسیون انتخابات با سخنان متناقض اش  که به گونه‏ی آشکار‏ از سراسمیگی و دست پاچگی او حکایت داشت، نه از موقف خود به صراحت دفاع کرد و نه هم تن به اتهام هایی داد که به او نسبت داده می شوند. او با آن که وجود تقلب های گسترده در انتخابات را انکارمی کرد، اما در بخش دیگری از سخنانش می پذیرفت که تقلب صورت گرفته است. وقتی از آقای لودین پرسیده شد که، حاضراست در دادگاهی که به منظور رسیدگی به اتهام های وارده علیه خود، حضوریابد گفت: بلی، اما از دادگاه می پرسم که اگر خارجی ها در افغانستان حضور نداشته باشند، شما می توانید دادگاه برگزارکنید.

اما روی هم رفته گفتگوی آقای لودین دست کم چند نکته را برای مخاطب واضح تر از پیش می ساخت.

- در افغانستان تا رسیدن به زمان عدالت محوری فاصله‏ی زیادی باقی مانده است. مردم افغانستان با تداوم وضعییت موجود فرصت ها و امکانات زیادی را از دست خواهند داد.

دولت مردان ما  به خاطر ماندن در کرسی اقتدار از هیچ تلاشی دریغ نمی ورزند و لو این تلاش ها به بهای" فجیع ترین خیانت ها " به مردم و کشورشان تمام شود.

 فرا دستان از فرو دستان به عنوان مهره های شطرنج بیشترین استفاده را در راستای منافع  شخصی و گروهی خود می کنند و هیچ کس وهیچ نهاد بازخواست کننده یی به نیابت از مردم وجود ندارد، تا از فرا دستان و فرا قانونی ها در مورد عملکرد شان پرسان کند.

ناکامی مبارزه با فساد که شعارهای زیادی در مورد آن شنیده می شود، ریشه در ذهنیت فساد پرور دولتمردان این کشور دارد و آنچه زیر نام مبارزه با فساد هزینه می شود، گونه‏ی دیگری از فساد پیشه گی است که با استفاده از نا آگاهی مردم افغانستان به جیب شماری از چهره های به ظاهر محترم کهنه کار که کار دیگری از آنان برنمی آید، به مصرف می رسد.

با یک نگاه نه چندان عمیق می توان چنین پنداشت که در افغانستان همه جا را فساد و فساد پیشه فرا گرفته است و برای پنهان ماندن از چشم واعظان علم بردار مبارزه با فساد "آنانی که نصیحت الملوکی زیرنام استراتیژی مبارزه با فساد اداری را در زیر بغل ازین اداره به آن اداره و از این محفل فرمایشی به آن محفل انتقال می دهند، فقط کافی است با یک مقام والاشان و واجب الاحترام شناخت و رابطه ای وجود داشته باشد.

در دستگاه قضایی افغانستان بیش ترینه محاسن سفیدان بی خاصیتی تجمع کرده اند، که بدون کم ترین درکی ازعدالت و شان قوه‏ی قضاییه و از همه مهمتر نام و مسند" قاضی"، فرمان برداری  ولی نعمتان خود را نیک می دانند و بر مستضعفان این سرزمین حکم ناعادلانه می رانند.

تصویر بالا، از کار دولت داری در افغانستان را از گفتگوی یک مقام برکنارشده‏ی دولتی به دست آورده ام، شاید همگی چنین برداشتی نداشته باشند، اما به نظرم اگر چنین نمی بود، رییس برکنار شده‏ی کمسیون انتخابات، باتوجه به اتهام هایی که علیه او مطرح شده است و با عنایت به بی اعتنایی او به قوه‏ی قضاییه‏ی افغانستان امروز در پیشگاه دادگاه حضور می یافت و درمحکمه‏ی علنی از موقف خود دفاع می کرد تا مردم افغانستان خاین را از مفتری و موهن تشخیص می دادند و با خاطر آرام پای صندوق های رای می رفتند.

روزنامه نخست

نورالله ولیزاده

 
+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 12:7  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

نخست پاکستان: طالبان خوب و بد وجود ندارد ؛ تروریست ها تروریست هستند




نخست وزير پاکستان گفت: از نظر ما بحث، به طالبان، طرفدارانش وگروه هاي افراطي از هر نوعش بر مي گردد و نه طالبان خوب يا بد. تروريست ها تروريست هستند. آن ها به هيچ مذهبي احترام نمي گذارند و هيچ مرزي نمي شناسند. هيچ تفاوتي هم قائل نيستند.

يوسف رضا گيلاني نخست وزير پاکستان پيش از سفر لغو شده اي که قرار بود از روز دوشنبه به پاريس انجام دهد در گفت و گو با روزنامه فيگارو به تشريح اهداف اين سفر و ديدگاه خود نسبت به برخي از مسايل ديگر پرداخت.

وي در ادامه پيرامون نقشي که کشورش مايل است در حل بحران افغانستان، بازي کند گفت: پاکستان بخشي از حل بحران در افغانستان است. ما نقاط اشتراک زيادي با افغانستان در زمينه تاريخي، فرهنگي و جغرافيايي داريم. بنابراين پاکستان مي تواند نقشي مرکزي درثبات افغانستان داشته باشد. ثبات در افغانستان به نفع ما است. "کرزی"، رئيس جمهوري افغانستان ما را از استراتژي خود براي آشتي با طالبان و ديگر شورشيان مطلع کرده است. ما بايد از نزديک اين راهکارهاي پيشنهادي با امريکا را مطالعه کنيم. ما با هر پيشنهادي که متعلق به خود افغانستان باشد، موافق هستيم زيرا در نهايت امر اين خود افغان ها هستند که بايد در مورد نحوه بازگشت امنيت به کشورشان تصميم بگيرند. خبرنگار فيگارو پرسيد: آيا شما با گروهي که کرزی تصميم دارد با آن ها مذاکره کند، موافق هستيد؟

گيلاني در پاسخ گفت: ما دوست نداريم در مسايل داخلي افغانستان دخالت کنيم. همان طور که در جريان آخرين انتخابات رياست جمهوري افغانستان هم دخالت نکرديم. ولي مصمم هستيم که به آن ها کمک کنيم. نخست وزير پاکستان اين گفته خبرنگار فيگارو را که "معمولا پاکستان متهم است که به اندازه کافي براي مبارزه با طالبان که در مناطق قبيله اي پناه گرفته و به نيروهاي ناتو هم حمله مي کنند، تلاش به خرج نمي دهد....." رد کرد و گفت: ما عمليات متعددي در دره سوات، ملکاند، وزيرستان جنوبي و ديگر مناطق قبيله اي انجام داده ايم و موفقيت هاي متعددي هم به دست آورده ايم. درست است اين موضوع باعث کوچ گسترده مردم شده ولي توانستيم 2/5 ميليون نفر از پناهندگاني را که فرار کرده بودند به منطقه برگردانيم و اين در تاريخ بشريت بي سابقه است و مطمئن هستيم که جامعه بين الملل نيز از ايثارگري ها و موفقيت هاي پاکستان در شمال غربي کشور اطلاع دارد. پاکستان در جنگ با تروريسم هزينه سنگيني پرداخته است. هزاران نفر کشته يا زخمي شده اند. تمام اقشار جامعه متاثر از اين جنگ بوده اند. اگر ما خسارت هاي خود را با ناتو يا نيروهاي امريکايي مقايسه کنيم، خواهيم ديد که ما قربانيان بيشتري داده ايم.

گيلاني در پاسخ به اين سوال فيگارو که: آيا فکر مي کنيد منافع امريکا و پاکستان در منطقه يکي هستند؟" گفت: ما اهدافمان يکي است يعني مبارزه با افراطي گري و تروريسم و به خاطر همين هدف مشترک مي خواهيم با امريکا همکاري داشته باشيم. زيرا ما نمي توانيم اجازه بدهيم که در اين نبرد بازنده باشيم . خبرنگار فيگارو پرسيد: آيا دستگيري "ملا برادر" مقام شماره دو طالبان افغانستان در فوريه گذشته در کراچي که به عنوان بازوي دست راست ملاعمر محسوب مي شد، نشان دهنده تغيير سياست پاکستان در تقيم بندي طالبان به "خوب" و " بد" است؟

نخست وزير پاکستان در پاسخ گفت: از نظر ما بحث، به طالبان، طرفدارانش وگروه هاي افراطي از هر نوعش بر مي گردد و نه طالبان خوب يا بد. تروريست ها تروريست هستند. آن ها به هيچ مذهبي احترام نمي گذارند و هيچ مرزي نمي شناسند. هيچ تفاوتي هم قائل نيستند. بنابراين وقتي گفته مي شود که پاکستان با برخي طالبان مماشات دارد موافق نيستم. ما مخالف همه ترويست ها هستيم. دستگيري ملا برادر هم براي پاکستان به منزله تغيير و چرخش نبود. ما هدف گذاري کرده بوديم و افراد سطح بالاي طالبان را هم دستيگر کرديم.

خبرنگار فيگارو در بخش ديگري از اين مصاحبه گفت: شما در چندين نوبت حملات هواپيماهاي بدون خلبان امريکايي در مناطق قبيله اي را زير سوال برديد. درهمان زمان از امريکا خواستيد که فناوري به شما بدهد که بتوانيد همان حملات را خودتان انجام دهيد. وي با اين مقدمه از نخست وزير پاکستان پرسيد: "آيا اين کار را به اين خاطر انجام داديد که افکار عمومي کشورتان شما را به ناتواني در مقابله با امريکا متهم نکند؟"

گيلاني پاسخ داد: ما به دنبال منزوي کردن قبايل محلي طالبان و اجتناب از خسارت هاي بزرگ هستيم. به همين خاطر از حملات امريکايي ها ناراحتيم و اين موضوع را به امريکايي ها منتقل کرده ايم. آن ها در حال بررسي استراتژي هايي هستند تا منافع هر دو طرف را تامين کند. مطمئنا اگر حملات از سوي هواپيماهاي بدون سرنشين پاکستاني انجام مي شد هم موثرتر واقع مي شد و هم از سوي افکار عمومي راحت تر پذيرفته مي شد. هجدهمين اصلاحات قانون اساسي پاکستان موضوع ديگرمورد توجه خبرنگار فيگارو بود. وي بدون طرح سوال مستقيم در اين مورد ياد اوري کرد : "... پاکستان کاملا با دمکراسي آشتي کرد ولي هنوز چالش ها و نقيصه هايي در اين زمينه وجود دارد .... "

نخست وزير پاکستان در اين مورد گفت : "چالش ها هميشه وجود دارند ولي با اين تغييرات کار با نهادهاي کشوري راحت انجام خواهد شد. اصلاحاتي که تحت رژيم هاي ديکتاتوري مختلف تصويب شده بودند با اين کار از ميان رفتند و جامعه بين الملل نيز از اين تقويت قواي دمکراتيک در کشور بخوبي استقبال کرد." فيگارو در پايان اين مصاحبه پرسيد: براي بهتر شدن روابط با هند که از زمان حوادث تروريستي بمبئي در نوامبر 2008 در پايين ترين سطح خود قرار دارند چه کار مي خواهيد انجام دهيد ؟"

گيلاني در پاسخ گفت: من به دفعات با "مان موهان سينگ "، نخست وزير هند ملاقات کرده ام. ما واقعا به دنبال افزايش ديالوگ ها هستيم و مي خواهيم روي يک موضوع به آن ها اطمينان بدهيم که مقصرين وقايع تروريستي بمبئي، خود در مقابل دادگاه پاسخگوي عدالت باشند. ما با هندي ها در اين زمينه توافق داريم ولي مي بايست اين کار را با هماهنگي دستگاه قضايي و همچين مطبوعات انجام دهيم. لذا حاشيه مانور ما در اين کار بسيار محدود است. سفر نخست وزير پاکستان به پاريس به دليل جا به جايي ابرهاي اتش فشاني که به توقف پروازهاي خارجي به اروپا انجاميده، لغو شده است. مقامهاي فرانسوي در مورد زمان احتمالي انجام اين سفر در آينده اظهار نظري نکرده اند.

گيلاني در اين مصاحبه که نخستين مصاحبه وي با مطبوعات غربي بعد از اصلاحات قانون اساسي در پاکستان توصيف شده است هدف خود از اين سفر را توسعه روابط دو جانبه، تعميم روابط خوب دفاعي به عرصه اقتصادي و بازرگاني با فرانسه و اتحاديه اروپا، دسترسي به بازار اروپا و دريافت کمک فرانسه در زمينه انرژي هسته اي توصيف کرد. نخست وزير پاکستان انتظارات خود از اين سفر را اينگونه توضيح داد: من در جريان اجلاس سران در واشنگتن ديداري با رئيس جمهور "سارکوزي" داشتم و بسيار مايل بودم قبل از سفر وي به پاکستان در اواخر ماه جولای آينده، ديداري با او داشته باشم. ما به توسعه و تقويت روابط فيمابين علاقمند هستيم. ما داراي روابط خوبي در زمينه دفاعي هستيم و علاقمنديم که اين زمينه ها را به همکاري هاي اقتصادي و تبادلات بازرگاني هم تعميم دهيم و اين کار هم با فرانسه و هم با اتحاديه اروپا انجام شود. ما بيشتر به دنبال افزايش تبادلات فيمابين هستيم تا دريافت کمک ، بخصوص دسترسي بهتر به بازار اروپا مورد نظر ما است.

وي در مورد احتمال طرح مسايل هسته اي در ديدار با مقامهاي فرانسوي گفت: من در اجلاس واشنگتن و در کنار 47 رئيس جمهور و دولت شرکت کننده حاضر بودم. مذاکراتي با کشورهاي مختلف در زمينه هسته اي در جريان است ولي در حال حاضر هنوز هيچ چيز عيني وجود ندارد. مسلما درباره اين مسئله هم در پاريس صحبت خواهيم کرد. پاکستان گرفتار بحران بسيار شديدي در زمينه انرژي است و در کشور تظاهرات و حتي شورش هايي در اعتراض به قطع طولاني مدت برق وجود دارد. ما واقعا به تاسيسات هسته اي توليد برق با اهداف غير هسته اي نياز داريم. اين تاسيسات براي توليد برق با مصرف خانگي اجتناب ناپذير هستند.

خبرنگار فيگارو در ادامه اين مصاحبه با ياداوري اينکه "پاکستان به اشاعه تسليحات هسته اي متهم است" از گيلاني پرسيد: آيا شما موفق شده ايد چهره پاکستان را در صحنه بين الملل را بهبود ببخشيد؟ نخست وزير پاکستان پاسخ داد: "تا حد زيادي؛ امنيت برنامه هسته اي ما امروزه براي جامعه بين المللي شناخته شده است. رئيس جمهوري امريکا نيز خود تائيد کرد که برنامه هسته اي ما در دست خوب کساني قرار دارد.

چراغ

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 11:53  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

کتاب، دوست نا آشنای ما




فقرا هميشه دنبال لقمة نان اند و به فكر كتاب خواني و آموختن نميافتند، ثروتمندان به دنبال زر اندوزي بوده و علاقه يي به كتاب و نوشتن ندارند و فرهنگيان نه تنها توان چاپ و نشر نوشته هاي خود را نداشته بلكه حتي گاهي هم خريد كتاب را ندارند.

بيست و سوم اپريل هر سال ميلادي برابر با روز جهاني كتاب و حق نشر كتاب است و هر ساله اين روز را سازمان يونسكو به عنوان يك روز سمبوليك براي ادبيات جهان تجليل مي كند. كتاب كه مهمترين، بهترين و با ارزشترين دوست، همراه و همسفر بشريت به شمار ميرود، در افغانستان از خواننده گان هميشه گي و صميمي برخوردار نيست و فقط تعداد كمي از مردم در اين سرزمين به خواندن و نوشتن كتاب علاقمند اند. مهمترين عواملي كه در افغانستان چاپ و نشر كتاب را با چالش مواجه ميكند، يكي همانا نداشتن سواد و يا كم سوادي است، چرا كه در كشور تنها حدود 30 در صد مردم از سواد بهره دارند.

دوم نداشتن توجه ارگانهاي ذيربط به وضعيت نويسنده گان شاعران و محققين است. چنانچه ده ها اثر نويسنده گان در بخشهاي شعر، ادبيات تاريخ داستان سالهاست كه چاپ ناشده باقي مانده و هيچ نهاد دولتي مسؤوليت چاپ و پخش آنرا به عهده نمي گيرد.

در افغانستان سه بخش مردم كه عبارت از فقرا، ثروتمندان و فرهنگيان اند؛ با تفاوت هاي برجسته زنده گي مي كنند كه به اين اساس فقرا هميشه دنبال لقمة نان اند و به فكر كتاب خواني و آموختن نميافتند، ثروتمندان به دنبال زر اندوزي بوده و علاقه يي به كتاب و نوشتن ندارند و فرهنگيان نه تنها توان چاپ و نشر نوشته هاي خود را نداشته بلكه حتي گاهي هم خريد كتاب را ندارند. در اين ميان دولتهاي حاكم هم توجه قابل قبولي را براي رشد كار هاي فرهنگي انجام نداده است.

با اينكه در چند سال گذشته در عرصه فرهنگ كتاب خواني و تشويق جوانان در اين راه ازسوي دولت وبخصوص وزارت اطلاعات و فرهنگ تلاش هاي مقطعي صورت گرفته، اما تقاضاي مردم و فرهنگيان از وزير اطلاعات و فرهنگ اين است تا به خاطر نجات فرهنگ و تولد علم كه متاسفانه سهم افغانستان در آن صفر است؛ بايد فعاليت هاي را در زمينة كتب خواني، چاپ و نشر آن در سراسر كشور انجام دهد چون تنها به اين وسيله است كه ميتوان جامعه را به رشد فرهنگي و انكشاف مدني رساند و مردم را به فرهنگ تحمل پذيري، آشتي و زنده گي در روشنايي سوق داد. به هر حال اميدواريم اين انسداد فرهنگي و اين استبداد سياسي از مسير كتابخواني مردم ما دور شود و كتاب به همنشين و هم صحبت مردم تبديل گردد.

چراغ

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 11:48  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

وحید مژده :خارجی ها از جنگ و مبارزه با ترویزم در افغانستان تعریف مشخص ندارند!!!

تا زمانی که حکومت افغانستان از خود راهبرد مشخص نداشته باشد، جنگ در این کشور ادمه خواهد دشت !!!

زمان تعیین شده از سوی رییس جمهور امریکا و جامعه جهانی برای حامدکرزی پس از دومین انتخابات ریاست جمهوری این کشور که  گفته بودند، « اگر تا شش ماه آینده حامد کرزی نتواند بر وضعیت کنونی حکومت اش که آلوده به فساد اداری است  سر و سامان بخشد، جامعه جهانی با یک حکومت آلوده به فساد و ناکارا هیچگاهی همکاری نخواهد کرد.» در حالی به پایان می رسد که نا بسامانی و بحران  روز به روز در چارچوب اداره رییس جمهور کرزی به نقطه ی اوج خود می رسد و طی هفته های اخیر این وضعیت نه تنها برای مردم افغانستان بلکه برای کشور های همسایه نیز نگران کننده بوده و نامه محمود احمدی نژاد رییس جمهور ایران به سرمنشی سازمان ملل متحد را می توان یک بخش از این نگرانی ها تلقی نمود.  

مذاکره بی نتیجه با نمایندگان حزب اسلامی شاخه گلبدالدین حکمتیار که بیشتر از یک هفته مردم به انتظار نتایج آن بودند، شکست نیروهای خارجی در برخی ولایت های کشور و خروج آنان از مناطق که محل تجمع شورشیان به حساب می رود ، شدت گرفتن درگیری ها میان حکومت و شورشیان در شمال کشور، کشیده گی ها میان ریاست جمهوری و مجلس نماینده گان برسرقانون انتخابات و پافشاری کرزی بر آن، چه در قانون انتخابات اضافه نموده است و برخی مسایل دیگر از جمله موضوعات اند که هر کدام از آن ها چالش های جدی را سد راه رییس جمهور کرزی در امور حکومت داری ایجاد نموده است.

 در پیوند با موارد ذکر شده گفتگوی اختصاصی را با وحید مژده تحلیلگر مسایل سیاسی انجام دادم که  نخست از وی پرسیدم، وضعیت موجود که یکسری نگرانی ها را در اذهان عامه به وجود آورده است اگر به همین منوال ادامه یابد، پیامد آن برای حکومت افغانستان که در شرایط اساس یعنی فرا رسیدن انتخابات پارلمانی قرار دارد، چه خواهد بود؟

مژده : به باور من قبل از همه، وضعیتی که در افغانستان دارد اوج می گیرد بیشتر به شکست خارجی ها خواهد انجامید، زیرا آنان درحال حاضر بدون راهبرد مشخص و تعریف نا شده در افغانستان چه در بخش نظامی و چه در بخش های دیگر دارند عمل می کنند ، بنا بر این  یکسری بحران و نابسامانی ها تنها به مسایل جنگ و مخالفان مسلح تعلق ندارد، بلکه نبود برنامه و هدف مشخص حکومت کرزی و خارجی ها، دارد روز به گسترش بحران کمک می کند، بنا براین گفته می توانم عامل اصلی این همه درحال حاضر اداره حامدکرزی و دوستان بین المللی اش هستند که هر کدام شان به نوعی در گسترش و چاق سازی کل این نابسامانی سهم خود را داشته و این مردم افغانستان هستند که باید تاوان ندانم کاری و سهل انگاری آنان را متقبل شوند.  

ازسوی دیگر اختلافات میان خود خارجی ها را ما شاهد هستیم که این موضوع خود باعث تشنج بیشتر خواهد شد، بنا بر این ادامه این وضعیت به هیچ عنوانی به نفع حکومت هم نمی تواند باشد، اما در برخی مسایل مانند، برگزاری انتخابات پارلمانی که به صورت سمبولیک تیم حاکم میل برگزار آن را دارند، می تواند مفید تمام شود. زیرا تیم حاکم در صدد انحصار قدرت در حکومت و در پارلمان آینده هستند بنا براین آنان تلاش دارند تا با آشفته گی اوضاع  انتخابات را به نفع خود سمت و سو داده  در چنین وضعیت می توانند افراد مربوط به خودشان را در پارلمان آینده جا بجا نمایند، اما چنین مفیدیتی به هیچ عنوان به خیر کشور و مردم نخواهد بود بلکه در کوتاه مدت می تواند حفره عمیق را میان حکومت و مردم به وجود بیاورد، زیرا هم اکنون مردم از اداره کرزی به صورت عموم یعنی بیشتر از 90 در صد ناراض هستند، این بدان معنا است که نمی خواهند حکومت با چنین عملکرد های مردم فریبانه حامی و بانی آنان باشد، بناءً در کل گفته می توانم وضعیت و بحران موجود بیشتر از این که عامل بیرونی داشته باشد یک بخش آن مربوط به سهل انگاری مسوولان برمی گردد و بخش دیگر آن هم به صورت دستوری و برنامه ریزی شده است. 

س: چرا مساله مذاکره نمایندگان حزب اسلامی شاخه گلبدالدین حکمتیار در پرده ابهام باقی ماند و نتایج این مذاکرات معلوم نشد، آیا پیشنهادات آنان را حکومت افغانستان نپذیرفت و یا هم در این موضوع دخالت خارجی باعث بی نتیجه ماندن این مساله شد؟

مژده : طرح ها و پیشنهادات که از سوی نماینده گان حزب اسلامی مطرح شد در شرایط کنونی از توان حکومت افغانستان خارج است، بنا براین آن ها زمانی هم که رفتند از حکومت افغانستان گله نداشتند و به این نظر بودند که تا زمانی که در راستای عملی شدن پیشنهادات شان خارجی ها همکاری نکنند، هیچگاهی مذاکره به نتیجه نخواهد رسید.

پس دیده شد که امریکایی ها در امر این مذاکره خاموش ماندن که شاید دلیلش هم این باشد که منافع شان را در نتیجه مثبت مذاکره نمی دیدند.

س : چرا بیانات تند حامدکرزی باعث تیره گی روابط کابل و واشنگتن نگردید و امریکایی  ها گفتند که چنین اظهاراتی به روابط افغانستان و امریکا تاثیر نخواهد گذاشت ، آیا این اظهارات از سوی مقامات دولت امریکا واقعی است و یا به ظاهر چنین بیاناتی را اظهار می کنند؟  

مژده : امریکایی ها در افغانستان امکاناتی را که داشتند آزمودند، بنابر این آن ها بیشتر از این که در صدد بیانات تند کرزی بوده باشند در جستجو راههای هستند که چگونه باید با این همه ناسازگاری که در افغانستان به آن مواجه هستند خود را نجات دهند، بناءً امریکایی ها در حال حاضر در افغانستان به مشکلات بیشتر از این اظهارات تند کرزی مواجه هستند پس آن ها می توانند با کرزی کنار بیایند چون حکومت کرزی دارای خط و مش مشخص در راستای مبارزه با طالبان و یا هم مسایل دیگر حکومت داری نبوده و در رابطه به حضور نظامی غربی ها هم تاکنون راهبرد نداشته است پس واضح است که امریکایی ها از این ناحیه نگرانی ندارند بلکه بیشتر از زد و بند های کشور های که در افغانستان حضور دارند و به نوعی با امریکا رقابت می کنند در افغانستان نگران هستند. 

س: گفته می شود بیانات تند کرزی پاسخ به حرف های بارک اوباما رییس جمهور امریکا که به کابل آمده بود، بوده است، چون جامعه جهانی برای کرزی شش ما وقت داده تا به وضعیت نا بسامان حکومت افغانستان از جمله فساد اداری رسیده گی نماید، نظر شما در این رابطه چه است؟  

مژده: حکومت حامد کرزی بنیادش با فساد اداری گذاشته شده بود و خارجی ها هم در این فساد شریک هستند، زمانی که نیرو های خارجی نظام طالبان را سقوط دادند،  بنیاد نظام کرزی را امریکایی ها با فساد گذاشتند و حال که کرزی را وادار به مبارزه علیه فساد می کنند و کرزی هم می  گوید که هشاد در صد فساد مربوط خارجی ها می شود و بیست در صد مربوط ادارات حکومتی است، این حرف کرزی بسیار درست است ، اما نباید فراموش کرد که مردم افغانستان از همین بیست در صد فساد که در دستگاه حکومت وجود دارد به ستوه آمده اند، زیرا کار مردم بیشتر با حکومت است نه با خارجی ها چون خارجی ها پول های کلانی را شاید حیف و میل کنند ، اما این مردم هستند که به خاطر یک کار اندک باید روزها انتظار بکشند و رشوت هم بدهند تا کار شان در ادارات دولتی انجام شود. بنابراین دیده می شود که در راستای مبارزه با فساد هم انگیزه وجود ندارد و همان چهره های آلوده به فساد که در گذشته با رییس جمهور کرزی بودند حال هم هستند و همه چیز به حال گذشته قرار دارد.  

س : نیرو های خارجی در افغانستان بین خود هم راهبرد مشخص ندارند که گفته می شود یکسری مشکلات در ولایت ها از همین ناحیه به وجود می آید ، به نظر شما هدف از این رقابت ها چیست؟

مژده : در رابطه به نیرو های خارجی شک و گمانه های گوناگونی وجود دارد، اما بیشتر اتهامات که علیه خارجی ها گفته می شود رسانه ی هستند، برخی گمانه ها بیشتر بر این است که بریتانیایی ها در هلمند به دنبال اهداف خود هستند بیشتر از آن که در رابطه به جنگ علیه طالبان باشند و حرف های دیگر از این قبیل ، به نظر من رسانه ها در این مورد بیشتر تحت تاثیر امریکایی ها خواسته و ناخواسته قرار دارند و یاهم این که می گویند؛ نیروهای برخی از کشور ها مانند ایتالیا با خارجی ها ارتباط دارند، به نظر من شفاخانه های که درولایت توسط خارجی ها ایجاد شده همه شان با طالبان ارتباط دارند، چون زخمی های که به این شفاخانه ها آورده می شوند هم از دولت هستند و هم از طالب چون برای یک داکتر مهم نیست که مریض که برای او آورده می شود طالب است و یا هم نفر دولت او مجبور است کار خود را انجام دهد. پس رابطه داشتن خارجی ها در این موضوع کدام  مساله ی عجیب نیست ،اما مساله ای که رقابت بین خارجی ها وجود دارد هیچ شکی نیست ، به خاطر اینکه هر کشور می خواهد در افغانستان پیش قدم باشد و نفوذ خود را داشته باشد بنابراین خارجی ها به دنبال هدف خود از طریق حکومت های محلی هستند، از سوی دیگر از گذشته ها جنگ سرد به وجود آمد همه اعضای ناتو یک پارچه نبوده اند بعضی از کشور ها علاقه داشتند که به ناتو کمک کنند، اما برخی از کشور های دیگر به کمک ناتو علاقه ای نداشتند. حال هم برخی از کشور ها در رابطه با جنگ افغانستان علاقه مندی چندانی ندارند، چون آن ها به نوعی در حاشیه قرار دارند، از سوی دیگر خارجی ها در افغانستان که در راس آن امریکا پیش قدم است از جنگ افغانستان کدام تعریف مشخص ندارند ، بنابراین این همه چالش ها دست به هم داده سبب اختلافات میان کشور های خارجی درافغانستان شده است .  

س : چرا با وجود اینکه همیشه بر قانون مند شدن نیرو های خارجی درافغانستان تاکید می شود، اما نه خارجی ها و نه هم حکومت افغانستان روی این  مسئله حرفی نمی زنند، دلیل این همه خاموشی در قبال این موضوع چیست؟   

مژده : اساسی ترین مشکل این است که ناتو برای جنگ چریکی ساخته نشده است ، پس تا زمانی که محور مبارزه خارجی ها معلوم نشود و تعریف شان در جنگ علیه تروریزم مشخص نشود، قانون مند شدن نیرو های خارجی هم معنای نخواهد داشت، در حال حاضر نه حکومت کرزی و نه هم خارجی ها استراتیژی که برای مبارزه علیه تروریزم دارند مشخص نیست ، بناءً هر دوطرف تقرباً به بن بست رسیده اند پس در چنین حالتی چگونه و با کدام پلان مساله قانون مند شدن نیرو های خارجی انجام شود وقتی که انگیزه حضورشان مشخص نباشد.  

س : خارجی ها همیشه کشور های همسایه را متهم به دخالت درامور افغانستان می کنند، چنین اظهاراتی تا چه حد واقعیت دارد؟

مژده : در رابطه با این موضوع باید گفت که وقتی که کشور های خارجی هزاران کیلو متر فاصله را پیموده اند و به افغانستان آمده اند و مبارزه علیه تروریزم هم مشخص نیست، پس کشورهای همسایه افغانستان خواسته و نخواسته احساس خطر می کنند، پس آن ها حق دارند که در امور افغانستان مداخله نمایند، در این رابطه هم راهبرد خارجی حکومت افغانستان بسیار ضعیف است ، چون وزارت خارجه افغانستان پالیسی مشخصی در رابطه به کشور های همسایه و حتا حضور نیرو های خارجی در افغانستان ندارد ، بنابراین هیچ گاهی یک دخالت  نمی تواند مداخلات دیگر را توجح کند، این جا حکومت افغانستان باید این موضوع را در نظر بگیرد که با کشورهای همسایه چگونه باید ارتباط برقرار کند.  

 از سوی دیگر امروز افغانستان صحنه ی رقابت کشور های مختلف است پاکستان و هند در افغانستان رقابت دارند، ایران و پاکستان همچنان در این جا رقابت دارند و از سوی دیگر ایران و امریکا در افغانستان رقابت دارند، بناءً جنگ افغانستان را نمی توان یک مساله داخلی دانس . پس تا زمانی که طرح راهبرد صلح به وجود نیاید  هیچ گاه نمی تواینم خود را از این بحران نجات دهیم در حالی که روند فعلی بیانگر این است که راهبرد جنگ در تقابل با راهبرد صلح قرار دارد ، چون حکومت افغانستان از خود پالیسی مشخص ندارد و افغانستان میدان رقابت کشور های رقیب شده است و جنگ هم که در افغانستان است به نفع آن ها است.  تشکر از شما .


جاوید روستاپور

+ نوشته شده در  جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 9:42  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

جرگه مشورتی صلح نسبت نداشتن طرح مشخص به تعویق انداخته شد!




هرچند برگزار کننده گان جرگه مشورتی  صلح به تعویق افتادن این جرگه را که قرار بود به تاریخ دوازدهم برج جاری برگزاری گردد سفر رییس جمهور کرزی به امریکا و آغاز ثبت نام نامزدان انتخابات پارلمانی عنوان می کنند، اما آگاهان امور می گویند علت اصلی برگزار نشدن جرگه مشورتی صلح نداشتن برنامه مشخص بوده است .

غلام فاروق وردک وزیر معارف افغانستان و رییس کمسیون تخنیکی و تدارکاتی جرگه مشورتی صلح روز چهارشنبه طی نشست خبری به رسانه ها گفت ؛ عمده ترین علت به تعویق فتادن جرگه مشورتی صلح سفر کرزی و برخی مسایل دیگر می باشد .

 وی همچنان گفت ؛ این جرگه تا سه هفته دیگر برگزار خواهد شد.

محمد رحیم پامیری روزنامه نگار و آگاه امور سیاسی می گوید؛ این جرگه آز آغاز تاکنون مشخص نبود که به اساس کدام موضوع و با اشتراک کی ها برگزار می شود، بنا براین اساسی ترین علت به تعویق انداختن آن هم نداشتن برنامه و هدف که در این جرگه باید گفته می شد می باشد.

به باور آقای پامیری پس از نشست لندن روی این جرگه بحث ها و گفتگوی های معما گونه صورت گرفت ، یک بار رییس جمهور کرزی از این جرگه به عنوان لویه جرگه یاد کرد، اما بعد نام این جرگه را جرگه عنعنوی گذاشتند و پس از آن فاروق وردک در مجلس نمایندگان افغانستان از آن به عنوان جرگه مشورتی صلح یاد کرد که این همه کج گویی ها بیان گر نداشتن طرح و برنامه مشخص در برگزاری این جرگه را نشان می داد.

در همین حال برخی از نماینده گان مردم در شورای ملی به تعویق اندختن این جرگه را آن قدر مهم نداسته مدعی اند که اگر این جرگه هم برگزار می شد یک کار سمبولیک و نمایشی بیش نبود، بنا براین خوب است که پولی که در این جرگه به مصرف می رسد مسوولان حکومت افغانستان آن را در راههای دیگر به مصرف برسانند. 

 گفتنی است پیش از این نیز جرگه امن که به اشتراک سران قبایل و برخی نمایندگان کشور پاکستان در افغانستان برگزار شده بود نتایج مثبت در پی نداشت .

جاوید روستاپور

+ نوشته شده در  جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 9:18  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

بند برق آبی در ولایت بدخشان پس از بازسازی امروز افتتاح گردید

بند برق آبی در شهر فیض اباد مرکز ولایت بدخشان بعد از بازسازی امروز افتتاح گردید. بازمحمد احمدی والی ولایت بدخشان به آژانس باختر گفت، توربین جدید بند برق شهر فیض آباد به ظرفیت تولید یکصدو هشتاد کیلووات برق، بمصرف یکصد هزار یورو کمک موسسه جی تی زید آلمان نصب و فعال گردیده است. منبع گفت، با فعالیت توربین مذکور و جنراتورهای موجود مشکل برق باشنده گان شهر فیض اباد تا اندازه رفع خواهد شد. عبد البصیر حسینی رئیس برق ولایت بدخشان گفت، بند برق شهر فیض اباد بیست وهشت سال قبل توسط کشور هندوستان اعمارگردیده بود که ظرفیت تولید آن 225 کیلووات بود. وی علاوه نمود، که توربین بند مذکور دراثرگذشت زمان استهلاک و ازفعالیت بازمانده بود. حسین گفت، اکنون با استفاده از یکصدوهشتاد کیلو وات برق آبی وهشتصد کیلووات برق دیزل جنراتور هامشکل شهر وندان فیض آباد تا اندازه رفع خواهد شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 10:44  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

مزدور هدفش پول است

از زمانه های خیلی دور رسم و رواج های اجیرگماری در گوشه و کنار جهان پا به عرصه وجود گذاشته بود که روی اهداف خاصی که داشتند تدارک اجیر گماری را می کردند پیشینه این رسم و رواج ها و اهداف کشورها را نویسنده روسی به نام آلدوبسکی در اثر خود تحت عنوان (چه مي توانيم؟ قتل) که تاریخ اجیرگماری را به درستی تذکر داده که ریشه این عنعنات از کدام دوران روی کدام ضرورتمندی ها تحت کدام شرایط و از کدام افراد و اشخاص صورت می گرفت و مي گيرد و کشورها چطور مي توانستند ماشین جنگی خود را متحرک نگهدارند بیان داشته است.

در آن اثر، آلدوبسکی توضیح داده بود، افراد و اشخاص یله گرد و یا به اصطلاح لومپن ها که زنده گي شان را در یک روند خود فروشی گذرانیده اند و در مقـاله پول آماده انجام هرکار غیر انسانی، غیر اسلامی، دور از وجدان یا احساس، عاطفه و غیره در معرض فروش قرارداده اند و اجیر گماران نیز زمینه را مساعد دانسته، آنها را برای چنین اعمـال استخدام می نمایند و با عبا و قبای ماشین جنگی خود می سازند و سود می جویند خود فروخته گان تحت پوشش های مختلف با اسمای عجیب و غریب و غیره عرض اندام می کنند.

در جای از آن اثر تحریر یافته بود که : ژورنالیستی با همین قماش اجیران مصاحبه نموده بود که هدف شما چیست؟ پاسخ آنها به ژورنالیست این بود: هدف ما پول است، پول، پول و فقط پول و هرکه برای ما پول مي دهد برای آن خدمت می کنیم و در یک کلام اگر خدا به ما پول بدهد با شیطان می جنگیم و اگر شیطان پول بدهد البته با خدا خواهیم جنگید.

خوب به هرصورت می آییم بالای همین قماش افراد و آن اجیران طالبی که لجام شان به دست ISI بوده و با نام های مستعار کوچنی ملا، ملامشر، ملابرادر، ملاتانکر، ملاضعیف، لوی ملا، ملا مارتول ... و غیره ملا که به فرمانده پنجابی ها و جنرالان دستگاه استخباراتی ISI پاکستان این دشمنان تاریخی و سوگند خورده به انجام اعمـال و کشتار های دسته جمعی، تبدیل باغستان ها به سرزمین سوخته، دست بریدن، پابریدن، ایجاد وحشت و دهشت، اسیر گرفتن ها و صدها جرم و جنایت که در هیچ کشوری نتوانست با کردار و رفتار اجیران طالبی موافقت حاصل و رابطه دپلوماتیک بر قرار نمایند هر روز دست به جنایات تازه ئی می زنند.

این گروه فقط یک مشت از اوباشان، یله گردان به اصطلاح لومپن ها و پای لچ ها هستند که روزی پیشاپیش پنجابی ها با رقص و پا کوبی ها و نواختن طبل در کشور ما هنر نمایی و جلوه گری می کردند و با انجام اعمـال ضد انسانی و ضد اسلامی به پیاده نمودن اهداف ISI مبادرت ورزیده و تا کنون به اشاره آنها به این درامه ادامه می دهند که در پهلوی سازماندهی و اجرای عمل انتحار، انفجار و خودکشی و گروگانگیری این بار جنایت نا بخشودنی دیگری را بتاریخ 28 حمل سالروان با اختطاف محترمه گل اندام رئیس امور زنان ولایت پکتیکا و تنی چند از همراهان شان که به طرف کابل در حرکت بودند در منطقه شش گاو ولسوالی سیدآباد ولایت میدان وردک اقدام که با این عمل شنیع و در ضدیت با غرور و شهامت افغان ها این مزدوران اجنبی به هدایت باداران پنجابی خویش حتی به ناموس این وطن دریغ نه کرده که خلاف تمام موازین اسلامی و اخلاقی دست به عمل شرم آوری زده اند این جنایت در حالی از طرف این گروه مزدور و بی خاصیت به دستور باداران پنجابی شان صورت مي گيرد، که سران خود فروخته آنها دم از تحقق شریعت، اسلامی و غرور افغانی می زنند در حـالي که نه اسلام ونه رسم و رواج افغان ها اجازه مي دهد تا متوسل به چنین جنایت شوند.

آرمان ملی

نویسنده : صادق احمدی
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 10:19  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

غرب در تلاش گسترش آيين مسيحيت در بين جوانان افغان است

دروس مسيحيت توسط يک شهروند تاجيکستان پيش برده مى شود

يک تعداد افراد ناشناس به شدت تلاش دارند تا با گسترش آيين مسيحيت در بين جوانان افغان اين آيين را جاگزين دين اسلام کنند. سايت انترنتى آريايى به نقل قول از گزارش آژانس خبرگزارى فارس نوشته است که يک شهروند تاجيکستان در منطقۀ کارته چهار ناحيه سوم کابل در يک منزلى که به حيث کليسا از آن استفاده مى شود تعدادى از دانشجويان دانشگاه کابل را دروس دين مسيحيت مى دهد. آژانس فارس اين گزارش را به استناد صحبت با يک محقق افغان به نام احمدشاه رجا به نشر رسانده و افزوده است که فرد تاجيکستانى به نام رستم خان کتاب انجيل را براى اين دانشجويان به خوانش گرفته و آن را تفسير و تحليل مى کند.

احمدشاه تأكيد كرد: گرچه ما با انگيزه تكميل اطلاعات در راستاي روند مسيحي شدن جوان ها و دست هاي پشت پردۀ اين روند وارد اين منزل شديم اما پس از خارج شدن از آن منزل، نفرت و انزجار سراسر وجود ما را فرا گرفته بود و به شدت احساس گناه مي كرديم.

رجا گفت: به مدت 3 هفته هر چهارشنبه به اين مركز رفتيم و در صنف هاي آنها شركت كرديم، در اين چهار جلسه با تمام هم صنفى ها آشنا شديم و در جمع اين دوستان كسي بود بنام ذكي كه تازه از كليساي بزرگ دهلي نو برگشته بود، وي بيشتر دانشجويان را تشويق مي كرد تا به اين گونه مراكز روي آورند و در گفتگو با او پي بردم كه كليساي دهلي نو از او خواسته بود تا افراد بيشتري را جذب كند و براي اين هدف وي را به يك زن تايلندي در كابل معرفي كرده بودند.

وي افزود: نام مستعار اين خانم بيجن بوده كه جزء مقامات عالي رتبه شفاخانه خارجي كيور مستقر در كابل و در آن شفاخانه مسؤول جذب پرسونل بود.

رجا اظهار داشت، به كمك ذكي توانستيم هفت كليساي خانگي ديگر را كشف كنيم كه 3 باب از اين كليساها در كارته 4 شهر كابل، 2 باب در كارته 3 ، 1 كليساي بزرگ در سرك 4 سيلو و 1 باب كليساي ديگر در منطقه پل خشك در غرب كابل بود و جالب است كه تمام اين كليساها در يك سمت شهر كابل واقع شده اند.

به گفته رجا، در نقاط مختلف كابل ده ها كليسا وجود دارد كه آنها فقط مؤفق به ديدن هفت كليسا شدند و صدها جوان در اين كليساها مشغول آموزش آيين مسيحيت هستند، شايد اين كليساها به اين دليل در غرب كابل واقع شده اند كه تمامي دانشگاه هاي كابل در همين منطقه متمركز هستند.

آرمان ملی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 10:11  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

طبيعت درادبيات فارسي( بخش سوم و پایانی)





نيمه اول قرن پنجم از نظر فراواني شعرهاي موجود و هم از نظر وجود چند شاعر برجسته از قبيل منوچهري و فرخي و فخرالدين گرگاني و ناصر خسرو (اگر چه مقداري از زندگي وي در نيمه دوم اين قرن گذشته) و قطران تبريزي و هم از نظر گسترش دامنه تصاوير شعري سرشارترين دوره هاي شعر فارسي است. زيرا در اين دوره خصايص برجسته صور خيال شاعران دوره قبل هنوز در شعر گويندگان درجه اول از قبيل منوچهري و فرخي و ناصر خسرو ديده مي شود و از سویي ديگر نشانه‌هاي بعضي تازگي ها نيز در اسلوب ارایه تصاوير بيش و كم ديده مي شود كه درحد اعتدال است، ولي از سوي ديگر شاعران درجه دومي نيز در اين عصر زيسته اند كه از شعرشان سندي قابل توجه در دست نيست. ذهن شاعران بيشتر مي كوشد، در ساختن تصاوير مادي، در تركيب عناصر طبيعت تصرف كند و از اين روي در اين دوره مجموعه یي از «تشبيهات خيالي» داخل شعر فارسي مي شود كه نمونه وسيع آن را در تصاوير شعر منوچهري مي بينيم و در شعر ديگر گويندگان نيز بيش و كم وجود دارد و در دوره بعد در شعر ازرقي به حد افراط مي رسد. اين خصوصيت كه در واقع صورت متبلور و اغراق آميز رنگ اشرافي تصاوير شعر فارسي است، در دوره قبل بسيار كم بود، ولي در اين دوره شيوع بيشتري دارد و مي بينيم كه در شعر منشوري سمرقندي از درياي مشكي كه آبش زر است و موجش زرين و نهنگش از سندروس و تمساحش نيز زرين است، سخن به ميان مي آيد و هم چنين از عبهر سيمين و سرو ياقوتين درين تصوير آتش: گهي چون عبهري سيمين همي بر آسمان يازد (لباب الاباب، عوفي 280) گهي چون سرو ياقوتين همي بالد با بر اندر با همه توجهي كه نسبت به تشبيهات خيالي در شعر اين دوره ديده مي شود و همچنين گرايشي كه ذهن ها به تصويرهاي انتزاعي دارد، باز هم سهم عمده اجزای خيال از طبيعت گرفته مي شود و اين دوره، هم چنان ادامه دوره طبيعت در شعر فارسي است و وجود منوچهري و فرخي در اين عصر ـ از نظر تصاوير طبيعت ـ به حدي داراي اهميت است كه روزگار ايشان را بايد دوره كمال شعر طبيعت در شعر فارسي به شمار آورد. از اين روي حركت و پويايي در نوع تصاوير شاعران اين دوره نسبت به دوره قبل امري است آشكار. اغراق ها گسترشي بيشتر يافته ولي درحوزه طبيعت و تشبيهات و استعارات، هنوز به حد تفريط و افراط نرسيده، اما در زمينه مدح شاعران اغراق و غلو را وسعت داده اند. بر روي هم دو جريان در شعر اين دوره وجود دارد كه نماينده يكي از آنها عنصري است و نماينده ديگري منوچهري. كوشش منوچهري و اسلوب او بر اين است كه گرد تصاوير موجود گويندگان دوره قبل، نگردد و تخيل خويش را در زمينه طبيعت و اشيا به كار وا دارد و هر چيز را از ديدگاه خود بنگرد. و كوشش عنصري بيشتر بر اين است كه تصاوير ديگران را بگيرد و با تصرفي عقلاني آن را به صورتي تازه جلوه گر كند و در حقيقت از صنعت به جاي طبع، كمک بگيرد. با اينكه تصويرها تنوع بيشتري يافته و محدوديت دوره قبل ـ كه فقط به تشبيه نظر داشتند ـ در شعر گويندگان اين عصر ديده نمي شود، هنوز تزاحم تصويرها در شعر اين دوره به حدي نيست كه ايجاد پيچيدگي و تضاد كند و اغلب وصف ها حسي و طبيعي مي نمايد و اين دوره را نيز بايد دوره «تصوير به خاطر تصوير» خواند زيرا كوشش اصلي شاعران در همين راه محدود مي شود. با كوشش عنصري و اقمار او تصويرهاي تلفيقي در شعر اين دوره آغاز مي شود و صورت افراطي آن را در شعر نيمه دوم قرن پنجم خواهيم ديد. با اين همه در كنار اين جريان، همانگونه كه ياد شد، دسته ي ديگر از شاعران از قبيل منوچهري و فخرالدين اسعد و قطران تا حدي به تجربه هاي شخصي خود نظر دارند. از صور خيال، كه در اين دوره نسبت به دوره قبل شيوع بيشتري يافته، يكي تمثيل است كه بيشتر در زمينه هاي غير وصفي و غير طبيعت مورد استفاده قرار مي گيرد و هر چه شاعران از وصف ها و تصويرهاي طبيعت دورتر مي شوند و به انديشه و به خصوص معاني حكمي روي مي آورند، شيوع بيشتري مي يابد و در دوره هاي بعد رواج آن بيشتر مي شود. (شفيعي كدكني. محمدرضا. صور خيال در شعر فارسي،خلاصه صفحات474 تا 485) خصايص عمومي عناصر طبيعت در صورخيال (عصر بلفرج روني و ازرقي هروي)450 تا 500 هجري در اين دوره شعر فارسي در دو جهت سير مي كند، يك دسته از شاعران همان اسلوب متقدمان را ادامه مي دهند و خصوصيات تصاوير شعري ايشان، همان خصايص تصاوير گويندگان دوره قبل است، با اين تفاوت كه در صور خيال اينان هيچ يک از تشبيهات و يا استعارات حاصل تجربه مستقيم گوينده نيست و آنچه هست همان تصاوير رايج دوره قبل است كه با نوعي تصرف عقلي و منطقي ـ چنانكه عنصري در دوره قبل مي كرد ـ همراه شده و در حقيقت دوره مضمون سازي است. از نمايندگان اين گونه شعرها لامعي و معزي را بايد نام برد كه در سراسر ديوان اين دو تن كمتر مي توان به تصويري برخورد كه براي نخستين بار در شعر فارسي عرضه شده باشد و چنانكه خواهيم ديد اين گونه شاعران جز زير و بالا كردن تصاوير رايج شاعراني از قبيل منوچهري و فرخي كاري ندارند، در حقيقت دوره تصويرهاي تلفيقي است كه پيش از اين درباره اش سخن گفتيم. دسته ديگر از شاعران مي كوشند در اسلوب تصاوير شعري خود تجديد نظري كنند و اين تجديد نظر طلبي در شعر ازرقي رنگي دارد و در شعر ابولفرج رنگي ديگر. ازرقي از رهگذر توجه به تصويرهاي خيالي در صور خيال خود نوعي تازگي ايجاد مي كند كه تا قرن ها اهل ادب اين گونه تشبيهات را از خصايص كار او مي شمارند و بعضي مانند رشيد و طواط به شدت از آن انتقاد مي كنند. در همين عصر، مسعود سعد سلمان ـ كه بزرگ ترين شاعر اين دوره بايد به حساب آيد ـ بيش و كم تمايلاتي به همين اسلوب دارد، اگر چه از جهتي ديگر وي به اسلوب عنصري ـ كه تلفيق منطقي تصاوير و ديگران بود ـ متمايل است و در شعرهاي غير حسي او ـ كه تجربه مستقيم ندارد ـ رنگ تقليد و تكرار چيزي است آشكارا. اين دوره، دوره ختم تجربه هاي حسي در زمينه طبيعت است و شاعران بيشتر از ديوانهاي پيشينيان خود مايه خيال ها مي گيرند و به همين جهت است كه هيچ يک از وصف هاي طبيعت كه در شعر اين دوره آمده آن زيبايي و لطف شعر دوره قبل را ندارد و اغلب تصاويري است مرده، مثل گلي كه از جاي خود آن را در آورده باشند و در جاي نامناسبي كاشته باشند و آن گل در نتيجه اين تغيير جا پژمرده باشد و به همين جهت است كه تصاوير شعري از تناسب و هماهنگي با يک ديگر محرومند و چنانكه در شعر معزي ديده مي شود. وي به علت دوري از تجربه هاي حسي، تصاويري در شعر خود آورده كه يک ديگر را نفي مي كنند و با اينكه اين دوره يكي از پر شعرترين دوره هاي ادب فارسي است و حوزه جغرافيايي زيست شاعران از دوره هاي قبل وسيع تر است؛ رنگي محلي را به هيچ روي در تشبيهات و وصف هاي گويندگان اين عصر نمي توان ديد. (شفيعي كدكني. محمدرضا صور خيال در شعر فارسي، خلاصه صفحات577 تا612) خصايص عمومي عناصر طبيعت در صور خيال( عناصر معنوي شعر) 500 تا600 اگر عامل اصلي را در محدوديت خيال هاي شعرهاي فارسي در اواخر قرن پنجم و حتي قرن ششم ـ جز در مورد يكي دو تن ا زچهره هاي استثنايي ـ اين تصور غلط ادبا و شعرا ندانيم (اغلب تصور مي كرده اند كه اگر كوششي براي تازگي و ابداعي انجام شود بايددر جهتي از جهات تعيين شده به وسيله اديبان باشد)، بي گمان يكي از عوامل برجسته، همين تصور محدودي است كه از جداول امكانات براي ايجاد خيال شاعرانه در ذهن ايشان وجود داشته است. اينان به جاي اينكه عناصر تازه یي از طبيعت و زندگي را در داخل شعر كنند و كوشش خود را صرف گسترش حوزه عناصر خيال خود سازند، همواره در حوزه ارتباط هاي جدولي ميان همان عناصري كه قدما داخل شعر كرده بودند، مي انديشيدند، و از اين روي در تمام شعرهاي آنها نوعي حساب شدگي و ريزه كاريهايي كه فقط حاصل انديشه است، نه احساس، ديده مي شود. اين عامل يكي از عوامل اين طرز تصور از خيال هاي شاعرانه است، زيرا مي بينيم كه هنگامي كه خاقاني در عناصر خيال تجديد نظر مي كند، شعر او و شعر كساني كه در حوزه او هستند تا مدتها از محدوديت شاعران اواخر قرن پنجم رهايي مي يابد. اما پيش از او، و با پذيرفتن عناصر ثابت شده به وسيله قدما، هر گونه كوششي كه انجام شده به ساماني نرسيده است و بهترين نمونه ازرقي است كه در همه جا و درهمه تذكره ها به شعر او اشاراتي دارند كه وي تجديد نظري در خيال شاعرانه انجام داده است، اما اين كوشش او فقط و فقط در اين بوده است كه اغلب يک سوي خيال را از مفاهيم انتزاعي و غير موجود در خارج، به اعتباري وهمي، برگزيده است؛ اما حوزه تصويرهاي شاعرانه او از نظر عناصر اصلي، همان حوزه شعر قدماست، يعني اگر رودكي از نرگس و ارتباط آن با چشم و ديگر خيال هاي وابسته بدان سخن مي گفت، او از نرگس زرين، كه مفهومي اعتباري و وهمي است، سخن گفته است و به همين جهت كوشش او جز در حد همين ابداع به ساماني نرسيده است.از اين روي مي توان در رابطه با ميزان تأثير از محيط اجتماعي و سياسي و... يا طبيعت و صورتهاي آن سخن گفت به طور مثال تحقيق اين كه آيا عناصر طبيعت كه مواد سازنده بعضي از اين خيال ها هستند، تا چه اندازه از قلمرو جغرافيايي و محيط زيست شاعر مايه گرفته و چه مقدار از رهگذر سنت داخل شعر او شده است، و آيا ميان تصويرها و خيال هاي شاعرانه او مناسبتي با مورد استفاده ا زآنها وجود دارد يا نه و اين تناسب تا چه حدي است.(شفيعي كدكني. محمدرضا. صور خيال در شعر فارسي.,خلاصه صفحات23تا50)

ماندگار

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 9:17  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

باشنده‌گان بغلان: بالگرد هاي آیساف «لُنگي دار و ريش دار» پياده مي‌كنند


يكي از باشندگان سرشناس ولايت بغلان در تماس تليفوني به روزنامه‌ي ماندگار گفت که هواپيماهاي وابسته به نيروهاي خارجي، شورشيان را در اين ولايت پياده مي‌كنند. بصیر بدروز، یکی از باشندگان سرشناس این ولایت گفت که دو بالگرد وابسته به نيرو‌هاي آیساف در منطقه‌ي كوه‌هاي كركر افراد «لُنگي دار و ريش دار» را پياده كردند كه همه‌ي مردم شاهد عيني اين قضيه اند. به گفته‌ي وي، اين نخستين بار نيست كه نيروهاي خارجي شورشيان را به ولايات شمال كشور منتقل مي كنند و چندي پيش يكي از واليان بغلان نيز اين امر را تاييد كرده بود. اين باشنده‌ي بغلان مدعي است كه دهشت افگنان از سوي حكومت، هدايت مي‌شوند. اين باشنده‌ي ولايت بغلان مي‌افزايد که به احتمال قوي اين جزو برنامه‌ي راهبردي است كه از حدود... ادامه صفحه 6 بالگرد هاي آیساف... سيصد سال پيش در افغانستان در حال عملي شدن بوده است و حالا نيز در زير چتر جامعه‌ي جهاني و ملل متحد اجرا مي‌شود. اين شهروند بغلان گفت که به صورت مطلق وضعيت در تمامي مناطق پشتون‌نشين اين ولايت خراب است. او افزود که وضعيت در ديگر مناطق خوب و در شهر پلخمري نيز نسبتاً خوب است؛ ولي وضعيت خراب فقط در مناطق پشتون‌نشين در شاهراه بغلان ـ مزار شريف و بغلان- ايبك قرار دارند، حاكم است. اين باشنده‌ي بغلان از ايجاد يك حركت خودجوش مردمي براي دفاع از شهر پلخمري خبر مي‌دهد و مي‌افزايد که محوريت اين حركت را باشنده‌هاي اندراب تشكيل داده اند و مردم ديگر مناطق نيز در حال انسجام يافتن بر دور اين محور هستند. اما انجنير محمد عاصم، نماينده‌ي مردم بغلان مي‌گويد که منابع موثقي تا به حال در اين مورد ابراز نظر نكرده اند، آقاي عاصم مي‌افزايد که پيش از اين نيز چنين ادعا‌هايي مطرح شده بود؛ اما مسوولان نيروهاي خارجي گفته بودند كه نشست هاي مشكوك هواپيماهاي آن‌ها به منظور رساندن مواد غذايي به سربازان شان بوده است و پياده كردن شورشيان از سوي اين هواپيماها واقعيت ندارد. آقاي عاصم اين قضيه را نيازمند يك تحقيق جدي‌تر مي‌داند و مي‌افزايد که هنوز نمي‌توان در اين مورد حكم كرد.

ماندگار

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 9:11  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

مجلس نمايندگان نبايد جرگه قومي را به رسميت بشناسد

همان گونه که ارباب کاخ سفید اشارت فرمود، برنامه ی برگزاری جرگه ی مشورتی به تأخیر افتاد. این که چرا جرگه در تاریخ معین خود از سوی حکومت برگزار نشد، همه می دانند که آقای هالبروک از تعویق آن حرف زده بود. حالا معلوم نیست که در دو هفته ی دیگر چقدر لابی های نظام می توانند دیگران را باورمند سازند که برنامه ی قرون وسطایی شان می تواند یکی از گزینه های معقول باشد. بگومگوهایی در پشت پرده ی سیاسی از زبان برخی می رساند که خیمه گرایی ها و جرگه های محروم از قانون اساسی کشور، محورهای ناکامی است که طرف ها و کشورهای نسبت به پشینه ی تاریخی شان عنوان می کنند. به هرصورت، من در جهان مدرن و عصرشکوهمند ارزش های شهروندی نمی خواهم چند تا ارباب پول بگیر و مکتب نرفته سرنوشت مرا تعیین کند و یا پلشتی های نظام موجود با سفارش های بیرونی به گونه ی دیگر روایت گردد. نگرش ها و بررسی ها نشان می دهد که اگر مجلس نمایندگان و گروه های سیاسی در برابر تفکر جرگه گرا، واکنش های قانونی و خردی نشان ندهند، احتمال می رود این جرگه بن بست سیاسی و توطیه های نوین سیاسی را برنامه ریزی و سمت تاریخ را به ترور تسلیم کند. به همین سبب است که ما عنوان می کنیم در عصر مدرن و نهاد های دموکراتیک نباید شیوه ی قومی و قبیله یی را پذیرفتو به آن تن داد. با این حال، همه چیز بر می گردد بر نهاد دموکراتیک و قانونی کشور، یعنی مجلس نمایندگان باید مسوولیت تاریخی و فکری خود را مطابق به ارزش های ملی و مردمی انجام دهد و آگاهانه از ساحت کار و صلاحیت خود صیانت کند. هرچند این مهم در چهارسال فراز ها و فرود های زیادی را دارا بوده و نتوانسته در خط موازی حرکت کند؛ اما نمایندگان مردم این بار باید در مرحله ی پایانی کار خود مسوولیت قانونی و مردمی را انجام دهند و نگذارند که تاریخ به عقب گرد کشنده مبتلا گردد. از لابلای متن دیدگاهای برگزار کنندگان جرگه ی قومی پیداست که آنها تلاش دارند مجلس نمایندگان در جرگه ی مشورتی مشارکت داشته باشد تا کارها شان جنبه ی قانونی تر بگیرد و از ننگ جهان و خرد فرار کنند. اکنون با توجه به ساحت عمل و کار مجلس نمایندگان تا هنوز از این مجلس صدایی بلند نشده و ما نتوانسته ایم درک کنیم که نگاه مجلس به ماهیت جرگه ی تعریف ناشده چیست. از طرف دیگر، جرگه ی مشورتی قومی را هیچکسی در مجلس از مجرای قانونی به بازپرسی نگرفته تا معلوم شود که اشتراک نمایندگان در چنین جرگه چقدر جنبه ی قانونی دارد و درخور شأن آن می باشد. هرچند بسیاری ها در خانه ملت روز های خود را دفن کرده و بی خبر ازین اند که مملکت را دارد آب می برد و باد های دیوانه در باغ امید مردم حاکم است. اما بازهم هنوز فرصت از دست نرفته یعنی می شود در باره ی انگیزه ها و دلایل برگزاری جرگه ی مشورتی قومی اندیشه کرد و خردمندانه موضع گرفت. قانون حکم می کند که جرگه ی مشورتی باید به تنهایی خود برگزار شود و مجلس در آن دخالت نکند؛...  مجلس نمايندگان نبايد جرگه... زیرا جرگه ییکه در قانون آمده تافته ی جدا بافته از این نوع جرگه های قومی است. نکته ی دیگر اینکه جایگاه مجلس با اشتراک در چنین نشستی، زیر پرسش قرار می گیرد و محدوده ی صلاحیت آن خدشه دار می گردد. فلسفه ی وجودی مجلس تقاضا می کند که باید به عنوان نهاد ناظر در برابر عملکرد های حکومت کار کرده و همه برنامه ها و طرح های نظام را از نظرگاه قانون به شناسایی بگیرد؛ یعنی باید مجلس منتظر بماند که جرگه ی مشورتی قومی به کجا می انجامد و چقدر صاحب مواضع ملی است. هر چند از آغاز پیداست که این جرگه هم مانند جرگه گرایی ها دیگر می تواند به مستی های فلان بن فلان بیانجامد و ملی بودن آن از همین اکنون آشکار و پیداست. نماینده های مردم باید بدانند که اگر در چنین جرگه ی غیر ملی شرکت کنند، به تکرار ثابت می کنند که قانون اساسی را زیر پا کرده و تاریخ را به دست بسته قربانی خواهند کرد. مجلس باید راه کار های ملی و مردم گرایانه را مورد حمایت قرار دهد نه برنامه ی چند تکه دار قوم و قبیله را. اعتقاد ما این است که آنانی که سنگ برگزاری جرگه را در سینه می زنند، هیچگاه در باره ی سرنوشت انسان بی مکتب و بی نان هلمند اندیشه نمی کنند و تنها دوست دارند که ابزار سازی کرده و پروژه های اقتصادی خود را فربه سازند. در هشت سال اگر این افراد به راه حل می اندیشیدند حالا دختر کوچک هلمندی پا برهنه نمی بود و مانند برده یی زیر خیمه ی جاده های دود زده ی کابل زندگی نمی کرد. مهمترین دید انتقادی ما این است که سرمایه ی ملی را آقای وردک و... به باد می دهند و تنها از جرگه سازی های قومی نان خوردن به دست می آید نه اندیشه ی دیگر. پس با چنین وضع اگر مجلس در جرگه شرکت کند، ثابت می کند که از دایره ی قوم و خرد ستیزی به مشکل ملی افغانستان می بیند نه ارزش های فراگیر ملی؛ چون کار مجلس شعارگرایی و باند بازی نیست، باید نمایندگان محترم برای مردم ثابت کنند که مشکل افغانستان هرگز از مجراهای قومی و کهن حل نمی شود بل باید برای افغانستان ملی و فراقومی اندیشه کرد و تصمیم های بزرگ بر مبنای قانون اساسی گرفت نه از راهکار ها و اندیشه ی چندتا فرد. بدون شک اگر مجلس به عنوان نهاد مردمی و موثر، جرگه را مورد بازنگری قرار ندهد، مانند تصمیم حکومت در باره ی قانون انتخابات، ترفند دیگر به بار خواهد آمد و پیامد های دشوار فرا راه روند سیاسی کشور پدیدار خواهد شد. برای اینکه موضع و عملکرد درست این نهاد ترفند ها و نیرنگ های احتمالی ارباب کابل ... را از عملی شدن باز می دارد؛ زیرا بیم آن می رود که جرگه مجرای تغییر سمت و مسیر تاریخ واقعی نیست و در آن ارباب های نان اندیش و خیمه پذیر قرن معاصر و به میل سلطان، گویا مسایل را به دست حل و فصل می گیرند. با این همه دیده شود که مجلس چقدر به فلسفه ی وجودی اش در این لحظات حساس پی می برد.

شیوای شرق

ماندگار

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 9:3  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

نشست ( جرگه ) که انگلیس طرح کرد و امریکا آن را به تعویق افگند

انگلیس طرح کرد، امریکا به تعویق افگند تعویق برگزاری جرگه ی مشورتی صلح که قرار بود تاچند روز دیگر برگزار شود، به تعویق افتاد و جالب این که مسوولان این جرگه از چنین تصمیمی خبر نداشتند و نیز تاکنون چه مسوولان این جرگه و چه هم حکومت افغانستان به روشنی نگفه بودند که می خواهند کی ها در این نشست اشتراک کنند و چه باید گفته شود؛ اما اعلام تعویق این جرگه از جانب آقای هالبروک نشان داد که راز این جرگه بسیار سر به مهر است؛ زیرا برخی ها می گویند که این جرگه طرحی از جانب انگلیس ها بوده است؛ اما حالا آقای هالبروک امریکایی آن را به تعویق می افگند تا کرزی توضیح دهد که این مسیر به کجا منتهی می شود و چه هدفی در آن است. این در حالی است که حامد کرزی ماه گذشته و پس از حضور ناگهانی آقای اوباما یک شبه متحول شده بود؛ چیزی هایی گفت که هیچگاه انتظارش نمی رفت؛ او از استقلال و از قربانی دادن سخن گفت و ضد خارجی حرف زد. حتا این که در قندهار ادعاکرد که از خارجیان خودش را جدا کرده است. در همین حال، امریکا هم پیشامدهای عجیبی داشت و برای حرکت های آقای کرزی یک مقداری صحه گذاشت. از همان آغاز معلوم بود که خود این اقدام، گرم کردن میدان یک جنگ زرگری است و چیزی که بتواند حقیقت داشته باشد، نیست؛ زیرا این باور به گونه جدی وجود دارد که اگر یک روز حکومت آقای کرزی از حمایت خارجی ها برخوردار نباشد شکی نیست که او توان اداره را از دست می دهد. اکنون این مسأله ثابت شده که حکومت آقای کرزی نمی تواند بدون مشوره و هدایت خارجی ها کوچک ترین موردی را که به سرنوشت مملکت ار تباط می گیرد، انجام دهد. نمونه آن جرگه ی مشورتی صلح است که حامد کرزی اخیراً تلاش کرده بود تا آن را به نحوی یکی از اساسی ترین برنامه های حکومتش ارایه دهد و بارها گفته شده بود که این جرگه یک نشست بین الافغانی است که در آن راه برای رسیدن به صلح سنجیده خواهد شد؛ اما حالا این آقای هالبروک که یک امریکایی است، از به تعویق افتادن این جرگه خبر داده است. هیچ یک از مسوولان حکومتی نتوانستند از به تعویق افتادن جرگه ی صلح خبر بدهند؛ حتا مسوولان این جرگه! این هالبروک بود که تاریخ برگزاری جرگه را تا یک ماه دیگر به تعویق افگند و از چگونگی اشتراک کنندگان در این جرگه خبر داد و حتا گفت احتمال می رود که رهبران مخالفان نیز در این جرگه شرکت کنند. اما سخنگوی جرگه ی صلح تا صبح دیروز خبر نداشت که این جرگه به تعویق افتاده است. او این مسأله را شایعه خواند؛ اما بعد از چاشت دیروز که آفتاب همه جارا گرم کرد و سرها نیز گرم و سرد شدند، به سخنگوی این کمیسیون دستور داده شد که بگوید این جرگه به تعویق افتاده است. این در حالی است که روزها پیش برخی منابع به روزنامه ی ماندگار گفته بودند که این جرگه که قرار بود در دوازدهم ماه ثور برگزار شود، به تعویق می افتد؛ اما آن زمان مسوولان این جرگه پس از اینکه به بسیار سختی قابل دست رس بودند، حتا چند ساعت پیش از اینکه رسانه ها خبر تعویق این جرگه را از زبان هالبروک به نشر برسانند، به روزنامه ی ماندگار گفتند که چنین مسأله یی حقیقت ندارد و آن را به شدت رد کردند و بر آن تا صبح دیروز اصرار کردند؛ اما اکنون که آقای هالبروک این مسأله را اعلام کرده است، مسوولان این جرگه نیز آن را تایید می کنند. چنان معلوم می شود که شاید مسوولان این جرگه خود نیز مانند هر بیننده دیگر، ساعت شش شب از ورای رسانه ها از به تعویق افتادن این جرگه خبرشده باشند؛ درست ساعت ها بعد از آنکه هالبروک در گفتگو با روزنامه ی نیویارک تایمز، آن را مطرح کرد. بنابراین، حالا دیده شده است که این جرگه چقدر افغانی بوده است و چقدر خارجی. اگر داخلی می بود شاید رییس این جرگه هزار نام، در یک کنفرانس خبری لزوم تعویق آن را بر می شمرد و تاریخ برگزاری آن را اعلام می کرد؛ اما گویی که یا رییس اصلی جرگه صلح هالبروک بوده است یا نمی خواسته چیزی خلاف میل ایشان در افغانستان صورت گیرد و همانگونه که نام این جرگه در مدت چند ماه چندین بار تغییر کرده آخرهم دیده شد که این نشست نیز به اشاره امریکا باید برگزار شود یا نشود. این نشان می دهد که حالا حکومت می خواهد که برخی طرح ها و برنامه های خارجیان را در قالب های خودی ارایه کند؛ اما نمی داند که چیزی در این آب و خاک و در این جریان قابل اعتبار نیست و فردا همه چیز رو می شود. پس دیده شود که آیا به راستی آقای کرزی می تواند خلاف فرمان آقای هالبروک این جرگه را به تاریخ 12 ثور برگزار کند یا اینکه نه فقط تصمیم آقای هالبروک در ین زمینه اهمیت دارد؛ زیرا این مهم است که باید در نخست راه و روش این جرگه مشخص شود.

ماندگار

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 8:51  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

جرگه صلح به تعويق افتاد؛ طرحی که از اول مشکوک بود!


حامد کرزی در روز تحلیف خود از برگزاری "جرگه صلح" سخن گفت؛ اما ظاهرا خارجی‌ها نسبت به این طرح کرزی واکنش مثبت نشان ندادند. حتا در حوزه عمومی این تلقی حاکم بود که امریکا و اروپا نسبت به این طرح کرزی خوشبین هستند و می‌خواهند از آن حمایت کنند. ولی به مرور زمان که اظهارات ضد غربی کرزی نیز شدت گرفت و در ادبیات نخبگان دولت نیز واژه‌ها و اصطلاحات مثل "بیگانه‌ها"، "غیرت افغانی"، "ملت سربلند" و "ملت باغرور" جان گرفت كه معمولا در برابر امریکا و غرب بر زبان رانده می شد، مسلما بازی وارد مرحله تازه ای شد. واژه‌هایی را که ذکر کردم به لحاظ فرهنگی و تاریخی به شدت بار منفی و نفرت‌انگیز را حمل می‌کنند. این اصطلاحات بر محور "غرب زدگی" احمد فردید و جلال آل احمد می‌چرخند که در حوزه خاور میانه و افغانستان کارکردهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی فراوانی در تاریخ داشته اند و اکنون نیز فرهنگ و احساسات عمومی با این اصطلاحات با محوریت غرب‌ستیزی، همخوانی و همدلی فراوانی نشان می‌دهد. در حالی که از نظر سیاسی، این اصطلاحات نه تنها که کارکرد استراتژیک حد اقلی برای دولت افغانستان و روند دموکراسی ندارد، بلکه می تواند آسیب‌های جبران ناپذیری را بر دولت و فرایند کنونی وارد کنند.
درحالی که نخبگان دموکرات و غیردموکرات، جنگ سالار و غیر جنگ سالار، ملا و روشنفکر همه و همه این واژه‌ها و اصطلاحات قرن بیستمی را با اشتهای تمام در گفتارهای سیاسی شان استفاده می‌کنند که جز کاربرد پوپولیستی، از نظر استراتژیک غلط است.
در فضای چنین ادبیات سیاسی که دولت و دولت‌مردان به آن متوسل شده اند، غرب نمی تواند نسبت به چنین دولتی اعتماد کرده بر طرح‌ها و برنامه‌های آن مهر تایید بگذارد. اکنون هم که طرح برگزاری "جرگه مشورتی صلح" آقای کرزی به تعویق افتاده است، یکی از مهم‌ترین دلایل آن نارضایتی امریکا و غرب از این طرح است. هرچند که این طرح از اول مشکوک بود اما حالا مشکوک بودن آن برای غرب و حلقات سیاسی داخلی افغانستان یک امر مسلم شده است. چرا جرگه مشورتی صلح به تعویق افتاد و چران این طرح مشکوک بود؟
1- طرح برگزاری جرگه صلح نمی‌تواند بيان كند که مشکل و بحران اصلی افغانستان چیست؟
2- جرگه صلح بر محور تبیین علل و دلایل بحران افغانستان برگزار نمی‌شود.
3- طراحان برگزاری جرگه صلح از بیان ميکانیزم‌های مذاکره با طالبان و استقرار صلح عاجز اند.
4- شرایط و معیارهای مذاکره و صلح با طالبان هنوز روشن نیست و تصمیم هاي احتمالی جرگه صلح در این مورد نیز مشکوک است.
5- هنوز سوال است که اشتراك كنندگان جرگه بر اساس چه ميكانيزمي تعيين خواهند شد و چه‌ها خواهند گفت‌؟
6- پیامد برگزاری جرگه صلح سنجش نشده است؛ همان گونه که دموکراتیک بودن آن زیر سوال است.
7- از سهم و نقش مردم و قربانیان جنگ در برگزاری جرگه صلح و کل روند مذاکره با طالبان، اغفال و تجاهل صورت گرفته است.
8- مساله کشورهای منطقه و حامیان طالبان در برگزاری جرگه صلح مشکوک است.
9- رضایت غرب و به خصوص امریکا نیز در برگزاری این جرگه مشکوک است.
10- کرزی هنوز اعتماد کامل غرب را دوباره به دست نیاورده است.
11- مساله جنگ با تروریستان طالب یک مساله جدی است که به نتایج مورد ادعای خود هنوز نرسیده است.
12- رابطه برگزاری جرگه صلح و کنفرانس کابل تعریف نشده است.
13- با توجه به اصطلاحات خاص و ادبیات ماه‌های اخیر رییس دولت و اراکین بلندپایه آن و واکنش شورای علما، آیا جرگه صلح، یک جرگه ضد غربی و ضد امریکایی نخواهد بود؟
14- گروه‌های آسیب‌پذیر به خصوص زنان، جوانان، جامعه مدنی، رسانه‌ها و مدافعین حقوق بشر، نه تنها که در برگزاری جرگه صلح نقش ندارند بلکه نمی‌دانند هدف استراتژیک برگزاری جرگه صلح چیست؟ چه باید باشد؟ و چرا برگزار می‌شود؟
دلایل فوق الذکر را می‌توان افزایش و تعمیم داد. بر مبنای همین دلایل است که برگزاری جرگه صلح ناگزیر باید به تعویق می افتاد. برگزاری جرگه صلح حداقل موکول به جلب اعتماد امریکا و بازسازی روابط کرزی با غرب است. دولت افغانستان و کارگزاران آن ناگزیر باید در ادبیات خود تغییر بیاورند و در رابطه به تطبیق قانون و حکومت‌داری مطلوب نیز جدی باشند. علاوه براین، به نظر من شرایط لازم و کافی برای برگزاری جرگه صلح و مذاکره با طالبان هنوز وجود ندارد. طرح مذاکره با طالبان و برگزاری جرگه صلح، هرگاه اگر در راستای تقویت نهاد دولت در افغانستان و روند دموکراسی نباشد، از همین حالا مشکوک و محکوم به شکست است. برخلاف نظراتی که اظهار می‌شوند و مسلما برگزاری جرگه صلح و مذاکره با طالبان نیز برمحور همان نظرات توجیه می‌گردند، مساله اساسی نبود یک دولت متقدر در افغانستان است. بنابراین، هرآنچه انجام می‌شود باید در راستای استقرار و تحکیم یک دولت مقتدر و با صلاحیت باشد. در حالی که با توجه به عواملي که برشمردم، هنوز نمی‌توان قانع شد که برگزاری جرگه مشورتی صلح در راستای تقویت دولت و روند دموکراسی است. این امکان و احتمال هم چنان برجای خود باقی است که مذاکره با طالبان و یا برگزاری جرگه صلح احتمالا به ضرر دولت و دولت‌مداری در افغانستان منجر شود. مساله محوری نبود یک دولت مقتدر در افغانستان است. پس برای ایجاد یک دولت متقدر باید راه‌های عقلانی، روشن و مشروع را جستجو کرد. در حالی که مذاکره با طالبان و حزب اسلامی حکمتیار، و برگزاری جرگه صلح هنوز نمی‌تواند اقناع سیاسی و فکری را فراهم كند، اقناعي که در پي ایجاد یک دولت مقتدر ملی و تحکیم دموکراسی، تحقق پیدا می‌کند. هیچ کسی مخالف صلح نیست؛ اما، قبل از همه باید به موارد مشکوک فوق الذکر پاسخ گفته شود تا اقناع سیاسی و فکری در میان گروه‌ها و اقشار مختلف جامعه فراهم شود.

هشت صبح

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 8:44  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

ایستادن کرزی در یک جبهه جنگی!




همه باید این را به خاطر بسپارند که عدم اعمتاد مردم و جریجه دارشدن باور آنان نسبت به مشروعیت انتخابات پیش رو با توجه به تقلب های گسترده در انتخابات سال قبل، اثرات دوامدار و خطرناکی را برای آینده کشور بباور خواهد آورد.

پذیرفتن دو عضو خارجی کمیسیون سمع شکایات انتخابات، استعفای رئیس و اعضای ارشد این کمیسیون، معرفی رئیس جدید با اعضای ارشد و اخیراً معرفی چهار تن از اعضای سابق کمیسیون انتخابات به اتهام تقلب، هرچند هنوز معلوم نیست آنان برای کدام نامزد در انتخابات جنجالی سال قبل ریاست جمهوری تقلب کرده اند، حکایت از پاشیدن آب سرد بیشتر بر تنور داغ تنشهای اخیر رئیس جمهور کرزی با غرب بخصوص امریکا و سازمان ملل دارد.

رئیس جمهور کرزی که در آستانه سفر به واشنگتن قرار دارد؛ تلاش میکند تا تنش های بوجود آمده در روابط کابل – واشنگتن را در پی متهم ساختن غرب و امریکا برای مداخله در امور داخلی افغانستان کاهش دهد؛ اما نشانه های از تلاش برای بهبود روابط دورنی وجود ندارد و او همچنان در جبهه جنگ داخلی علیه اراده مردم ایستاده است.

کرزی تنور جنگ را با شورای ملی در پی رد صلاحیت وی برای معرفی کلیه اعضای کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی و نپذیرفتن تصمیم شورای ملی در جهت رد قانون جدید انتخابات گرم نگهداشته است. در واقع رئیس جمهور میخواهد در یک جبهه آنهم داخلی مشغول نبرد باشد؛ زیرا میداند که داوم جنگ در دو جبهه خارجی و داخلی از ظرفیت خودش و حوصله تیم حاکم خارج است.

این در حالیست که ثبت نام نامزدان به اساس قانونی آغاز گردیده است که از نظر حقوقی مشروعیت ندارد. کرزی با پافشاری بر اجرای این قانون در واقع تمام زور و توانش را برای آوردن هرچه بیشتر طرفدارانش در شورای ملی آینده متمرکز خواهد ساخت؛ در غیر اینصورت، چه دلیل دیگری وجود دارد که حکومت این همه قانون و حرمت شکنی در برابر اداره یی ملت داشته باشد.

موضوع اساسی دیگر اینکه از همین آغاز؛ روند؛ برگزاری و نتایج مشروعیت انتخابات زیر سوال است. انتخاباتی که میتواند با شفافیت، دور از دستبرد و استوار بر ارزشهای ملی و بین المللی باعث زدودن سوظن های قبلی و افزایش اعتماد گردد.

رئیس جمهور همانطوریکه در برابر اراده بین المللی بلاخره تابع شد، باید در برابر اراده مردم افغانستان نیز برای برگزاری انتخابات شفاف و تعیین شورای ملی مسوولیت پذیر با ورود نماینده گان واقعی مردم که بتواند اندکی به نارساییهای عظیم رسیده گی کند، از تساهل کار گیرد.

واقعاً عادلانه نیست که در جریان سه دهه و تااکنون مردمی که برای آزادی و عزت قربانی میدهند، مورد بی حرمتی دولتمردان خود بخصوص رئیس جمهور قرار گیرند.

همه باید این را به خاطر بسپارند که عدم اعمتاد مردم و جریجه دارشدن باور آنان نسبت به مشروعیت انتخابات پیش رو با توجه به تقلب های گسترده در انتخابات سال قبل، اثرات دوامدار و خطرناکی را برای آینده کشور ببار خواهد آورد.

رئیس جمهور به عنوان مدیر اول کشور مسوولیت دارد تا از احساساتی برخورد کردن با مسایل حیاتی و ملی اگر برای یکبار هم شده، جداً حذر کند، زیرا این برخورد ها در جهت منافع مردم و کشور کانالیزه نشده و آب به آسیاب دشمنان افغانستان که همشیه در کمین نشسته اند، میریزد.

چراغ

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 8:41  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

سرپرست وزارت حمل و نقل و هوانوردی ملکی: فرودگاه بدخشان توسعه داده میشود

کار بازسازی و توسعه میدان هوایی فیض آباد مرکز ولایت بدخشان امروز توسط سرپرست وزارت حمل و نقل و هوا نوردی افتتاح شد. در مراسمی که به همین مناسبت در آنولایت دایر شد محمد الله بتاش سرپرست وزارت ترانسپورت و هوا نوردی سخنرانی کرده گفت که این میدان به هزینه ده ملیون دالر امریکایی کمک بانک انکشاف آسیایی ، اداره انکشاف بین المللی امریکا و حکومت افغانستان بازسازی میگردد. وی گفت، احداث خط نشست و پرواز به طول دو کیلو متر، عرض 30 متر ، با ترمینل جدید، دستگاه های هواشناسی مخابره و دستگاه رهنمایی طیارات شامل این پروژه میباشد. سرپرست وزارت ترانسپورت و هوا نوردی در سفر به ولایت بدخشان قرار است از شعبات مختلف حمل و نقل زمینی و هوایی آن ولایت دیدن و نظریات مسوولین را برای بهبود وضعیت حمل و نقل ولایت بدخشان استماع نماید. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 12:29  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر