برنامهء خروج عساکر امریکایی از افغانستان در 2011 آغاز خواهد شد

یک مقام بلند رتبهء قصر سفید، راهم ایمانویل

یک مقام بلند رتبهء قصر سفید، راهم ایمانویل


حکومت ایالات متحدهء امریکا یک بار دیگر تاکید کرد که روند خروج سربازان امریکایی از افغانستان، طبق برنامه در ماه جولای سال 2011 آغاز خواهد شد.

یک مقام بلند رتبهء قصر سفید، راهم ایمانویل گفت، این برنامه آنچنانی که طراحی شده تطبیق خواهد شد. وی افزود، همه با این برنامه موافق اند و طرح خروج سربازان امرکیایی از افغانستان تغییر نخواهد کرد.

با این همه، به نظر می رسد که نظریات در بارهء آغاز روند خروج سربازان امریکایی از افغانستان مختلف اند.

هفتهء گذشته قوماندان فرماندهی مرکزی نیروهای امریکایی دیوید پیترویس خواستار آن شد که تاریخ خروج سربازان امریکایی از افغانستان به تعویق بیفتد.

ایالات متحدهء امریکا در ماه دسمبر سال گذشته، برنامهء خروج نیروهایش از افغانستان را اعلام کرد.

اما وزیر دفاع امریکا رابرت گیتس گفته است، ماه جولای سال 2011 ضرب الاجلی برای خروج سربازان امریکایی از افغانستان نیست.

خبرگزاری اسوشیتد پرس می نویسد، نظر راهم ایمانویل منعکس کنندهء موقف قصر سفید است.

شماری از اعضای کانگرس امریکا به شمول جمهوری خواهان و شماری از مقامات نظامی به این باور اند که تعیین ضرب الاجل برای خروج از افغانستان طالبان را نیرومند می سازد و نفوذ امریکا در این کشور را تضعیف خواهد کرد.

وزیر دفاع ایالات متحده دیروز گفت، شماری از سربازان امریکایی 11 ماه بعد از امروز افغانستان را ترک خواهند گفت، اما وی در هنگام اظهاراتش در این مورد خیلی محتاط به نظر می رسید.

گرچه از یک سو نا امنی ها در افغانستان افزایش یافته، از سوی دیگر امریکا تصمیم گرفته است، 30 هزار سرباز تازه نفس به افغانستان بفرستد تا شورشیان را سرکوب و نیروهای امنیتی افغان را تقویت کنند.

به نوشتهء اسوشیتد پرس، این عمل می تواند افغانها را به حمایت از حکومت کشور شان، تشویق کند.

وزیر دفاع امریکا دیروز همچنان گفت، ما تلفات زیادی را متقبل شدیم. این تلفات را پیش بینی می کردیم و زمستان گذشته نیز از امکان آن هشدار داده بودیم.

در جریان ماه جاری عیسوی 34 سرباز امریکایی در افغانستان کشته شدند.

در این صورت این ماه نسبت به هر ماه دیگر امسال، خونبار ترین ماه برای سربازان امریکایی در افغانستان بوده است.

خبرگزاری اسوشیتد پرس پیشبینی می کند که با آغاز عملیات نظامی در هلمند و قندهار در تابستان و خزان، تعداد تلفات این سربازان بیشتر از این خواهد شد.

آزادی

قندهار به فلوجه تبدیل نخواهد شد

شهر قندهار در حال آتش گرفتن نیست. به نوشته آژانس خبری فرانس پرس، این عبارتی است که بیشتر نظامیان امریکایی آن را به زبان می آورند.

در قندهار که مرکز عمده طالبان تلقی می شود، قوای نظامی به رهبری امریکا می خواهد از یک روش نرم کار بگیرد. یعنی پولیس را آموزش می دهند تا حاکمیت حکومت در این ولایت دوباره اعاده شود.
به گفته ی یک مقام نظامی امریکا در قندهار، هیچ کس به طور واقعی علیه نیروهای ایتلاف در شهر قندهار نمی جنگد. او می افزاید مشکل این است که اداره در این ولایت وجود ندارد. به گفته ی او، ملیشه ها و گروه های جنایت کار بر این شهر حکومت می کنند.
به نوشته فرانس پرس، هزاران سرباز اضافی به قندهار اعزام می شوند تا طالبان را از این ولایت دور سازند و جنگ 9 ساله خاتمه یابد.
فرانس پرس می افزاید، جنگ های شدید در ولسوالی های قندهار علیه طالبان رخ خواهد داد، ولی نظامیان امریکایی اصرار می کنند که قندهار به فلوجه تبدیل نخواهد شد.
فلوجه یکی از شهرهای عراق است که بیشترین خشونت ها در این شهر به وقوع پیوسته است.
فرانس پرس می نویسد، دکان ها در سرک های پر از خاک شهر قندهار به کار و بار خود همچنان ادامه می دهند، ولی خشم ساکنین این ولایت به طور آشکار قابل درک است.
به گفته مقام های ناتو، طالبان شهر 800 هزار نفری قندهار را تحت کنترول ندارند، ولی آنها تهدیدی هستند که می توانند احساس معافیت از مجازات را در شهری که جرایم و فساد اداری به طور گسترده وجود دارد، تقویت کنند.

به نوشته فرانس پرس، طالبان به طور معمول از طریق نامه های تهدید آمیز و تیلفون های ناوقت شب، مردم را تهدید می کنند تا با حکومت و قوای خارجی همکاری نکنند.

هشت صبح

اعتراضي كه كسي جدي نمي گيرد؛ جايگاه پارلمان تا كجا تنزل كرده است

هفته ها است كه صداي كوبيدن دستان نمايندگان بر روي ميزهاي شان به گوش مي رسد. اين اعتراض نسبت به عدم معرفي 12 تن از وزيران كابينه رييس جمهور كرزي صورت مي گيرد، اما هيچ گوش شنوايي نيست تا صداي نمايندگان مردم را بشنود و به آن توجه كند.
هفته ها اعتراض و سكوت نمايندگان با بي توجهي كامل حكومت همراه شده است. ظاهرا نمايندگان مردم اكنون درك كرده اند كه تداوم اين اعتراض ها راه به جايي نخواهد برد.

حكومت افغانستان در تلاش است تا با بي توجهي به اين اعتراض ها، جايگاه پارلمان را در نزد افكار عمومي به نازل ترين حد آن تنزل دهد و با سياست وقت كشي، تا دور جديد پارلمان از معرفي  وزيران خودداري كند. اكنون سوال اساسي اين است كه چرا پارلمان كشور به مرحله اي رسيده است كه كسي به صداي آن اهميت نمي دهد؟
به نظر مي رسد كه حكومت افغانستان اكنون با گذشت پنج سال شناخت كاملي از تك تك نمايندگان به دست آورده است. حكومت اكنون به خوبي مي داند كه چگونه با كدام نماينده بر سر مسايل مختلف معامله كند. شناخت دقيق از ضعف ها، توانايي ها و قابليت هاي فردي هر يك از نمايندگان سبب شده است تا حكومت سياست هاي خود را بر اساس شناخت دقيق نسبت به پارلمان اعمال كند. بيشتر نمايندگان در پنج سال گذشته همواره با حكومت و وزيران امور پارلماني در معامله قرار داشته اند و حكومت نيز دايما سياست هاي خود را با معامله، امتياز بخشي، اهداي تحايف و ... بالاي نمايندگان تحميل كرده است. هر چند كه تعدادي از نمايندگان با عزت نفس، در طول پنج سال تلاش كردند تا صداي مردم را از اين جايگاه انعكاس دهند، اما اين تعداد يك اقليت هستند كه حتا در درون پارلمان نيز همواره نفرين شده اند. شكاف هاي قومي، نبود احزاب قدرتمند سياسي، فقدان شكل گيري فراكسيون هاي فعال پارلماني، از ضعف هاي ديگر پارلمان مي باشد.
به هر حال پارلمان كشور - به رغم اميدهاي كلاني كه در آغاز به آن بسته شده بود - اكنون نتوانسته است كه به توقع هاي مردم پاسخ دهد. به نظر مي رسد كه با سنگ بنايي كه نمايندگان اين دور بر جا گذاشتند، پارلمان جديد نيز نتواند كاري از پيش ببرد. بدين ترتيب مي توان گفت كه دولت آينده با يك قوه مقننه ضعيف و فاقد اثرگذاري لازم همراه خواهد شد.

هشت صبح

خوشبيني رييس جمهور حامد کرزی به خروج قواي خارجي

حامد كرزي، رييس جمهور در سفر به كشور جاپان گفته است كه دولت افغانستان براي تامين امنيت خود نيازي به حضور نيروهاي امريكايي يا ساير نيروهاي خارجي از كشورهاي ديگر  ندارد. رسانه هاي داخلي روز شنبه اين هفته در خبري به نقل از تلويزيون سراسري جاپان (ان.اچ.كي) گزارش دادند كه  آقاي كرزي كه در صدر يك هيات سياسي و اقتصادي براي ديدار رسمي از جاپان به توكيو سفر كرده، درگفت و گوي اختصاصي با اين شبكه گفته است كه نيروهاي نظامي افغان بدون  حضور نيروهاي خارجي طي پنج سال آينده امنيت كشور را تامين خواهد كرد.

آقاي كرزي با اشاره به موجوديت‪ 120هزار سرباز اردو و‪ 80 هزار پوليس، گفته است كه خروج نظاميان امريكايي و يا ديگر نيروهاي خارجي از افغانستان هيچ تاثيري در اوضاع امنيتي افغانستان نخواهد داشت.
آقاي كرزي پيش از اين نيز در كنفرانس لندن گفته بود كه افغانستان توانايي لازم براي گرفتن تمامي مسووليت هاي امنيتي را تا پنج سال آينده پيدا خواهد كرد. اگرچه دستيابي افغانستان به اين توانمندي، يك آرزوي ملي است كه در آن همه افغان ها شريك مي باشند، اما به نظر مي رسد با توجه به وضعيت عمومي جامعه، به خصوص از نظر امنيتي، پيشبيني اين كه با اجراي همين سياست (استراتيژي در حال جريان)، تا پنج سال آينده شرايط بهتر از حال خواهد شد، خوشبينانه به حساب مي آيد.
اگر به تفاوت شرايط امنيتي جامعه در چند سال گذشته نگاهي بياندازيم، در مي يابيم كه اوضاع در اين سال ها رو به بهبودي نبوده است. گذشت زمان بيشتر از اين كه به نفع امنيت تمام شود، باعث شكننده تر شدن وضعيت امنيتي گرديده است. در سال هاي ابتدايي استقرار نظام سياسي جديد در كشور، انتظار بر اين بود كه با گذشت زمان و اجراي برنامه هاي كوتاه مدت، ميان مدت و دراز مدت در عرصه امنيت، اوضاع امنيتي كشور نيز روز به روز بهتر گردد.
اگرچه براي بهتر شدن اوضاع امنيتي و كاستن از نفوذ طالبان، در طول نه سال گذشته هم بر ميزان حضور نيروهاي نظامي بين المللي در افغانستان افزوده شده و هم بر شمار نيروهاي داخلي در تركيب اردو و پوليس ملي افزوده شده است، اما اين افزايش، باعث بهبود كيفي و مطلوبيت وضعيت امنيتي در كشور نگرديده است.
با توجه به اين وضعيت، مي توان باور كرد كه اگر تغيير واضح در سياست و رويكرد دولت نسبت به اوضاع امنيتي و برخورد با گروه هاي مسلح مخالف دولت به وجود نيايد و حتا جامعه جهاني در خصوص افغانستان جديت مسووليت پذيرانه و در عين حال نظارت كننده تري را به خرج ندهد، امكان اين كه شرايط بيشتر به نفع گروه هاي مسلح مخالف دولت تغيير يابد، بيشتر خواهد شد.
اين كه ديده مي شود آقاي كرزي در مقام رييس جمهور افغانستان به همراه همكارانش در حكومت، تمامي تلاش خود را بر تشويق طالبان به آشتي متمركز مي كند و اين كه ديده مي شود از چنين سياستي در بيرون از مرزهاي افغانستان نيز حمايت صورت مي گيرد، اين واقعيت را آشكار مي سازد كه آقاي كرزي و تحليلگران همفكرش، به اين نتيجه رسيده اند كه دولت تحت رهبري آنان، امكان غلبه بر مخالفان مسلح خود را به دست نمي آوردند. حتا مي توان گفت كه احتمالا رييس جمهور و همفكرانش در عرصه سياست، حتا از تصور شكست گروه هاي مخالف مسلح چون طالبان و حزب اسلامي نيز خود را عاجز مي دانند. به نظر مي رسد همين تفكر، بر كمك كنندگان بين المللي نيز تاثير گذاشته و آنان نيز به اين نتيجه رسيده اند كه بايد به جاي مبارزه با گروه هاي مسلح مخالف دولت، به معامله با آنان وارد شوند.
از سوي ديگر به سادگي مي توان دريافت؛ با اين كه ممكن است زمينه ي ذهني براي مذاكره با گروه هاي مسلح مخالف دولت در نزد كمك كنندگان بين المللي دولت افغانستان، از سوي حكومت افغانستان ايجاد شده باشد، اما در ادامه، اين احتمال نيز وجود دارد كه اين ذهنيت به اندازه اي در نزد حاميان بين المللي دولت افغانستان رشد كند كه علاقمند شوند تا به صورت مستقيم با اين گروه ها وارد مذاكره شوند.
طبيعي است كه اگر چنين كاري صورت گيرد، زمينه براي خارج شدن اين گروه ها از سايه حكومت آقاي كرزي، به وجود مي آيد و در آن صورت، ممكن است حكومت آقاي كرزي در سايه معامله جديد از سوي اين گروه ها با حاميان بين المللي افغانستان قرار گيرد.
با توجه به اين كه، حركت دولت آقاي كرزي بر تشديد نبرد عليه گروه هاي مسلح مخالف قايم نبوده، بلكه بر مذاكره با آنان متمركز است، خوشبيني در مورد اين كه در تداوم چنين سياستي، اوضاع افغانستان با گذشت زمان بهتر گردد، كار سختي به نظر مي رسد.
از سوي ديگر، پيش بيني اين كه مذاكره و مصالحه با طالبان بتواند اوضاع امنيتي را بهتر كند، نيز آسان نيست. زيرا افراد شامل در گروه طالبان تا كنون مذاكره با دولت را با برتری رد كرده اند. آنان اصرار دارند كه براي شروع مذاكره بايد نيروهاي خارجي از افغانستان خارج شوند. خروج احتمالي نيروهاي خارجي، اين تصور خطرناك را به ميان مي آورد كه ممكن است جنگ يك طرفه و به نفع طالبان تغيير پيدا كند.
از اين رو خوشبيني آقاي كرزي به اين كه، پنج سال بعد، افغانستان بدون نيروهاي خارجي مي تواند امنيت خود را تامين كند، غير قابل درك مي شود.  جالب اين كه اين خوشبيني از سوي رييس جمهور در حالي ابراز مي شود كه سازمان ملل در يك گزارش تازه اعلام كرده است كه خشونت ها در افغانستان در چهار ماه اول سال جاري ميلادي افزايش زيادي داشته است

هشت صبح

همزمانی گزارش سازمان ملل با تلاش برای معامله با تروریستان

جدیدترین گزارش سازمان ملل متحد در مورد افزایش خشونت ها در افغانستان از یک سو ناامید کننده است و از سوی دیگر نشان می دهد که اقدامات انجام یافته در این زمینه به بهبود وضعیت امنیتی و کم کردن فعالیت های تروریستان منجر نشده است. در عین حال این گزارش  برخلاف توقعاتی است که قبلا در پی افزایش شمار نیروهای نظامی خارجی و شدت یافتن برنامه آموزش و تجهیز نیروهای امنیتی افغانستان، شکل گرفته بود.

این در حالی است که یک روز پیش از این، سخنگوی نیروهای ناتو در کابل نیز افزایش خشونت ها را در سال جاری تایید کرد و گفت که رقم تلفات غیرنظامیان نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.
متاسفانه میزان خشونت ها در طول سال های گذشته پیوسته افزایش یافته است و اقداماتی که از سوی حکومت افغانستان و نیروهای بین المللی اتخاذ شده است، کمتر نتیجه ملموس و موثر داشته است. این در حالی که سخنگوی نیروهای ناتو اظهار امیدواری می کند که در پایان سال جاری میلادی پیشرفت‌هایی حاصل خواهد شد، اما معلوم نیست که این پیشرفت ها آیا خواهد توانست رقم سرسام آور خشونت ها که نسبت به سال گذشته افزایش یافته است را، به طور قابل قبولی کم کند و باعث شود تا جان افراد ملکی بیشتری مورد حفاظت قرار گیرد.
در این شکی نیست که افزایش خشونت ها به گسترش عملیات نظامی در جنوب افغانستان بستگی دارد، چیزی که گزارش نیز به آن تاکید کرده است. زیرا با گسترش عملیات نظامی در جنوب، تروریستان تلاش می کنند تا از آخرین توان و انرژی خود برای مقابله و دفاع از خودشان استفاده کنند. در عین حال آنها تلاش می کنند که در جریان عملیات نظامی با سپر قراردادن افراد ملکی، شمار تلفات ملکی را افزایش دهند تا به این ترتیب محبوبیت نیروهای داخلی و خارجی را در اذهان مردم خدشه دار سازند. اما  این نکته باید روشن تر بیان می‌شد تا از استنباط های گوناگون و سو جلوگیری می کرد. زیرا نباید گسترش عملیات نظامی در جنوب این ذهنیت را خلق کند که مردم حامی و طرفدار تروریستان اند که به همین خاطر با گسترش عملیات، صفوف طالبان را تقویت کرده اند، که واقعیت این طور نیست. مردم در اکثر مناطق کشور به ویژه در جنوب، شدیدا از فقدان نهادهای مقتدر دولتی رنج می برند و خواهان تقویت و توانمند شدن این نهادها هستند. آنها از گسترش هرگونه عملیات در مناطق شان که منجر به پاکسازی و نابودی تروریستان شوند، حمایت می کنند، به شرطی که در جریان گسترش عملیات نظامی جان مردم ملکی حفظ گردد و همزمان با پاکسازی مناطق، پروژه‌های بازسازی و توسعه‌ای روی دست گرفته شود. در عین زمان باید همزمان با پاکسازی مناطق، نهادهای دولتی تقویت شوند و کسانی به پست های دولتی گماشته شوند که فاسد نبوده و به جرایم جنایی و نقض حقوق بشر متهم نباشند. زیرا در غیر این صورت مردم تفاوتی را میان تروریستان و کارمندان دولتی نخواهند یافت و طبیعی است که در این صورت از دولت حمایت نخواهند کرد.
اما این گزارش در شرایط حاضر یک تاثیر دیگر نیز دارد و آن این که با گرم‌تر شدن بازار مذاکره و مصالحه با طالبان، اهمیت و فوریت مذاکره و مصالحه با این گروه را تشدید می کند، به ویژه این که قرار است گزارش مذکور هفته آینده به جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد ارایه شود.  هرچند از این دست گزارش ها همه ساله از سوی سازمان ملل متحد تهیه و به شورای امنیت ارایه می گردد، اما همزمانی آن با موضوع مذاکره و مصالحه با طالبان در شرایط موجود، شک و شبهات را در مورد زمان انتشار آن بیشتر می سازد. طبیعتا این گزارش روی افکار عامه جهانی، به ویژه کشورهایی که در افغانستان حضور گسترده نظامی و اقتصادی دارند، تاثیر خواهد گذاشت و فوریت مذاکره و مصالحه را برای آنان بیشتر خواهد کرد. در این صورت اگر دستاوردهای نه سال گذشته در روند مصالحه و مذاکره جدی گرفته نشوند و به خاطر کاهش خشونت ها، دولت افغانستان در تبانی با جامعه جهانی به معامله ای با تروریستان موافقت کنند که عدالت در نظر گرفته نشود، در آن صورت نگرانی عمده اکثریت مردم افغانستان که همانا رعایت در نظرداشت عدالت است، هم چنان بی پاسخ خواهد ماند.

هشت صبح

   عساکر نازدانه ى ناتو و شکست تروريستان

پس از حادثه یى يازدهم سپتمبر، القاعده وطالبان دشمن جدي امنيت جهاني تلقي گرديدند وبه منظور شکست وتعقيب مليشه هاي اين گروه هاي افراطي که بيشتر شان درافغانستان لانه داشتند، نيروهاي سازمان ناتو بادرنظرداشت قوانين بين المللي وارد افغانستان گرديدند ويکي از اهداف عمده نيروهاي ناتو در کارزار مبارزه برضد تروريزم، امنيت کشورهاي عضو ناتو عنوان گرديد وافغانستان خط مقدم جنگ شمرده شد. درسال هاي اول،همه کشورهاي غربي با حرارت واحساسات نيرو به افغانستان مي فرستادند وشعار جنگ جنگ تا پيروزي را سر مي دادند.

با گذشت زمان وبنابردلايل مختلف از اين حرارت کاسته شد و عساکر نازدانه اين کشورها با تلفاتي که متحمل شدند، از جنگ درافغانستان برضد تروريزم خسته شدند و قدم هاي شان به لرزه درآمد.

کشته شدن نيروهاي ناتو، بر روان مردمان اين کشورها اثرات بد وناگوار وارد کرد وبرخي از احزاب سياسي کشورهاي اروپايي بر دولت هاي شان فشار وارد ساختند تا هر چه زودتر درفکر بيرون ساختن عساکر شان از افغانستان شوند و دامنه ي ترس و هراس از جنگ به اصطلاح افغانستان با گذشت هر روز گسترش يافت و برخي از اين کشور ها با تلفات اندکي که بر نيروهاي آنها وارد گرديد تصميم گرفتند تا طى چند سال آينده نيروهاي شان را از افغانستان بيرون سازند.

عساکر نيروهاي ناتو درحـالي درافغانستان مي جنگند که افغانستان به قدر کافي افراد با تجربه جنگي دارد وبنابر فشار همين کشورها بود که صاحب منصبان قواي مسلح افغانستان زيرنام DDR، اصلاحات وتنقيص از وظايف شان سبکدوش شدند تا جايي که برخي از جنـرالان نهادهاي امنيتي به منظور تأمين معيشت شان مصروف کارهاي پيش پا افتاده دربازارهاي شهر گرديدند و به همين گونه مجاهدين هم به بهانه هاي گوناگون از بدنه دولت دور ساخته شدند.

با توجه با همين ملاحظات اگر کشورهاي غربي به نيروهاي انساني وافراد باتجربه جنگي درافغانستان توجه مي کرد وبه عوض عساکر نازدانه ي شان از همين افراد درشکست القاعده و طالبان استفاده مي کرد و به عوض تجهيزات نظامي کهنه وناکار آمد سلاح هاي با کيفيت را دراختيار نيروهاي افغاني قرار مي داد، نه وضعيت بحراني مي شد ونه مصارف جنگ درافغانستان به اين حد بالا مي رفت.

اگر کشورهاي غربي نهاد هاي امنيتي افغانستان را تجهيز نظامى صادقانه کنند و قواي هوايي را فعـال سازند و سلاح هاي ثقيل را در اختيار اين نهادها قرار دهند و نيروهاي جنگي افغانستان دوباره جذب قواي مسلح افغانستان شوند و استقلال عمل شان را دريابند ويک فيصدي ناچيزي مصارف جنگ را که اين کشورها صرف مسايل نظامي مي کنند به نيروهاي افغاني تخصيص دهند، بدون شک به عساکر نازدانه ي اين کشورها ضرورت نخواهد بود و آنها پيش از موعد مقرر مي توانند برکشورهاي شان برگردند و نيروهاي افغاني مي توانند،طالبان وتروريستان را به زود ترين فرصت به شکست مواجه نمايند.

براي رسيدن به اين مأمول دوشرط اساس درکار است: - رهبري حکومت افغانستان انگيزه جنگ برضد تروريستان را درخود زنده کند.

 کشورهاي غربي مساعدت هاي شان درعرصه هاي نظامي وملکي را با صداقت ادامه دهند و احساس خستگي نکنند.

آرمان ملی

 

انتقاد عطاء محمد نور  والي بلخ از اعزام عساکر خارجي اضافي به افغانستان




وي که در آيين انتقال امنيت از نظاميان خارجي به نيروهاي افغان در مزارشريف مرکز ولايت بلخ صحبت مي کرد، ادامه داد: وقتي جوان افغان مشغول کار باشد و درآمدي براي تامين زندگي خود و خانواده اش داشته باشد، ديگر در صفوف مخالفين مسلح، کسي باقي نمي ماند و در نتيجه دامنه جنگ خود به خود از افغانستان برچيده خواهد شد.

والي"بلخ" افغانستان با انتقاد از افزايش حضور نظاميان خارجي در شمال اين کشور گفت: اعزام عساکر خارجي راه حل مشکل افغانستان نيست، بلکه باعث افزايش تلفات بيشتر غيرنظاميان مي شود و مشکل مردم را هم رفع نمي کند. "عطا محمد نور" روز يکشنبه که از طريق ويدئوکنفرانس با خبرنگاران در کابل گفت و گو مي کرد، افزود: به اعتقاد وي، اگر جامعه جهاني و سازمان پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) به جاي افزايش نيرو در افغانستان، به آموزش و تجهيز نيروهاي امنيتي افغان بپردازند، تاثير بيشتري بر تامين امنيت در اين کشور برجا خواهد گذاشت.

به گفته اين فرمانده پيشين مجاهدين در شمال، نيروهاي خارجي براي هميشه در افغانستان نخواهند ماند، پس بايد به ساختار نيرويي توجه کنند تا قادر باشند پس از خروج نيروهاي نظامي خارجي از مرزهاي افغانستان دفاع کنند. نور اضافه کرد: با کمک به نيروهاي امنيتي افغان، همچنين مي توانيم زمينه ايجاد اشتغال را براي هزاران جوان اين کشور که از بيکاري رنج مي برند، فراهم سازيم.

وي که در آيين انتقال امنيت از نظاميان خارجي به نيروهاي افغان در مزارشريف مرکز ولايت بلخ صحبت مي کرد، ادامه داد: وقتي جوان افغان مشغول کار باشد و درآمدي براي تامين زندگي خود و خانواده اش داشته باشد، ديگر در صفوف مخالفين مسلح، کسي باقي نمي ماند و در نتيجه دامنه جنگ خود به خود از افغانستان برچيده خواهد شد.

درحال حاضر آلمان، فنلاند، سویدن، مجارستان، ناروی و امريکا در ولايت هاي شمالي افغانستان حضور نظامي دارند که حضور آنان با انتقادهاي مقامات محلي ولايات بلخ و قندوز رو به رو شده است. سال گذشته يک نماينده ولايت قندوز در مجلس با انتقاد از عملکرد نيروهاي خارجي در اين ولايت گفته بود: نظاميان خارجي به مخالفين مسلح دولت، سلاح و مهمات کمک مي کنند و جنگجويان آنها را با چرخبال از يک نقطه به نقطه ديگر انتقال مي دهند.

اين گفته هاي نماينده قندوز در مجلس ازسوي "حامد کرزي" رييس جمهوري افغانستان نيز تاييد شد. هم اکنون 143هزار نظامي از 46 کشور در افغانستان حضور دارند.

چراغ

سازمان پیمان اتلانتیک شمالی ( ناتو ) ابهت خود را پس از جنگ افغانستان از دست داده است

نشريه فارين پالسي در مقاله‌اي با اشاره به اينكه ناتو قبلا هم‌چون سدي در برابر ارتش شوروي سابق بود نوشت:‌ اما پس از افغانستان، ابهتِ نظامي ناتو كاهش يافته و بايد به‌دنبال نقش سياسي‌تري باشد.


به گزارش فارس، "رابرت هديك " (ROBERT HADDICK) در مقاله‌اي كه در نشريه "فارين پالسي " (foreignpolicy) منتشر شده است به بررسي گزارش نهايي كميسيون بررسي موضوع استراتژيك ناتو پرداخته است. وي در آغاز مقاله خود مي‌نويسد:‌ "مادلين آلبرايت " (Madeleine Albright) ، وزير امور خارجه اسبق ايالت متحده، رياست كميسيون بررسي "موضوع استراتژيك " ناتو را بر عهده داشت. آخرين نسخه از گزارش بازبيني شده عبارت است از يك سند رسمي كه ماهيت، اهداف پايدار و وظايف امنيتي ناتو را تشريح مي‌كند. گروه كارشناسان زير نظر آلبرايت در 17 مي گزارشي را مبني بر پيش‌بيني فضاي امنيتي تا پايان 2020 و پيشنهادهايي براي اينكه ناتو چگونه بايد پاسخگو باشد، منتشر كردند. نتيجه گزارش اين بود كه "ناتو بايد تنش‌ها را كاهش دهد. "
هديك مي‌نويسد:‌ گروه آلبرايت تطبيق ناتو با فضاي تهديدآميز مدرن را خواستار شدند. طبق اظهارات اين گروه، ناتو در برابر حملات سايبري، موشكهاي بالستيك و تهديدات نامتعارف به آمادگي‌هاي بيشتري نياز دارد. اين گزارش متذكر مي‌شود بسياري از كشورهاي عضو (كه بودجه‌هاي دفاعي آنها به‌خاطر هزينه‌هاي بيش از حد كاركنان كاهش مي‌يابد) هزينه‌هاي بسيار ناچيزي را صرف تجهيزات نظامي جديد مي‌كنند، و ستادهاي فرماندهي ناتو، كاركنان و بسياري از فرماندهان آن بايد مورد تعديل قرار بگيرند.

ناتو يك نهاد منطقه‌اي است نه جهاني

رابرت هديك در ادامه با بيان اينكه اين گزارش با توجه به تجارب به‌دست آمده در افغانستان تهيه شده است، مي‌افزايد: اما تلاش اين گروه نمايانگر ميراث ناتو در افغانستان است. اين گزارش خواستار دستورالعمل‌هايي است مبني بر اينكه چه وقت و در چه جايي اين پيمان بطور مجدد در خارج از مرزها، عملياتي خواهد شد. نويسندگان، اين مطلب را به مخاطبان خود يادآور مي‌شوند كه " ناتو يك نهاد منطقه‌اي است، نه جهاني و منابع مالي آن محدود و منوط به ديگر اولويت‌ها است؛ و تمايلي به پذيرفتن مأموريت‌هايي ندارد كه ديگر كشورها و نهادها قادر به انجام آن هستند. "

ادامه نوشته

 ارتش آمريکا، سلاح جديدي را در جنگ افغانستان آزمايش مي کند

يک پايگاه خبري از برنامه ارتش آمريکا براي استفاده از يک سلاح جديد در جنگ افغانستان بر ضد شورشيان مسلح مخالف دولت در اين کشور خبر داد.
به گزارش ايرنا، رسانه هاي روز يکشنبه چاپ کابل نوشتند: تارنماي اي.ال .نيوز آمريکا با انتشار خبري راجع به اين موضوع، برنامه ارتش آمريکا را براي استفاده از سلاح جديد که متفاوت تر از سلاح هاي قبلي سربازان آمريکايي در جنگ افغانستان است، فاش کرد.
اين سلاح که "اکتيو دانيل سيستم" نام دارد؛ با استفاده از انرژي مايکروويو، جراحاتي غيرقابل تحمل بر روي پوست انسان ايجاد مي کند.

ادامه نوشته

باز طالبان پاکستان و افغان بر شهرستان برگمتال ولایت نورستان حمله کردند

taliban-1149.jpg

طالبان بار دیگر درعصر شنبه بر شهرستان برگ متال ولایت نورستان حمله کردند، که ۱۴ تن آنان کشته شدند و ۵ تن دیگر از سوی پولیس بازداشت شدند

مولوی محمد اسماعیل، فرماندار برگ متال، می گوید که در این درگیری دو پولیس نیز زخم برداشته اند.

وی به ققنوس گفت: «مخالفین دولت درحدود ساعت ۵ عصر به شهرستان حمله کردند و حدود دو سه ساعت مقاومت در برابر این افراد جریان داشت.»

وی افزود در حال حاضر درگیری به پایان رسیده است و ساحه در ادارۀ حکومت است.

در حدود بیست روز پیش شهرستان برگ متال پس از یک هفته درگیری ها میان پولیس وطالبان، به دست مخالفان مسلح دولت افتاد و برای سه روز در اختیار آنان بود.  

راه ها براي معامله هموار شده است

هم‌زمان با نشر خبرهاي نگران كننده و كاملا منفي از وضعيت امنيتي افغانستان، تلاش براي مصالحه با گروه هاي تروريستي در داخل و بيرون از مرزهاي كشور شدت يافته است. حكومت افغانستان در تازه ترين فعاليت، اقدام به رهايي 10 تن از زندانيان طالبان كرده و در بيرون از كشور، گفتگوها با پاكستان آغاز شده است.
حكومت افغانستان پس از برگزاري جرگه مشورتي صلح، اكنون با شتاب بيشتري به سوي پاكستان و گروه هاي تروريستي روي آورده است.
حكومت افغانستان اكنون تمام موانع اساسي در برابر مذاكره با مخالفان مسلح و حتا پاكستان را برداشته  است. از موانع پيشرو مذاكره با مخالفان مسلح اساسي، افكار عمومي، نهادهاي مدني، احزاب سياسي و رسانه هاي جمعي مخالف مصالحه با تروريستان بود. اكنون رييس جمهور كرزي با مجوزي كه از جرگه مشورتي صلح دريافت كرده است با شتاب تمام به سوي مصالحه با تروريستان گام برمي دارد. در واقع جرگه مشورتي صلح، پوشش خوبي براي انجام هر نوع معامله با تروريستان شده است. آقاي كرزي يكي از چهره هاي مطرح در جبهه شمال و اپوزيسيون را در راس اين جرگه قرار داد و اكنون عملا اپوزيسيون را نيز در يك موقعيت كاملا افغاني قرار داده است.
طرد چهره هاي مخالف از كابينه يكي از سياست هايي بود كه به منظور هموار كردن راه مصالحه صورت گرفت. گفته مي شود كه امرالله صالح و حنيف اتمر از چهره هاي سرسخت ضد مصالحه و ضد پاكستان در كابينه كرزي بودند.
اكنون هردوي اين چهره ها در انزوا قرار گرفته اند.
حكومت افغانستان براي توجيه مصالحه با تروريستان سعي دارد كه با ارايه گزارش منفي از وضعيت امنيتي افغانستان  و ترساندن مردم از حضور دوباره طالبان، افكار عمومي را به آنچه كه صورت مي گيرد، متقاعد سازد. اكنون تنها حكومت افغانستان نيست كه پس از 9 سال، گزارش هاي منفي از وضعيت افغانستان ارايه مي كند. بانكي مون دبير كل سازمان ملل از رشد 94 درصدي بمب هاي كنار جاده اي خبر داده است. سخنگوي ناتو نيز روز گذشته از سخت تر شدن جنگ در افغانستان خبر داده است.
حكومت پس از تنش هاي لفظي ميان افغانستان و امريكا و نيز نااميدي از پيروزي عليه مخالفان، ظاهرا رويكرد جديدي را در پيش گرفته است. اكنون كرزي در تلاش است كه ابتكار جنگ در افغانستان را با سياست مصالحه، در دست بگيرد تا باشد كه از وضعيت موجود رهايي يابد.
آقاي كرزي پس از 9 سال سياست همراه با تنش  و بي اعتمادي در مقابل پاكستان، راهبرد گفتگو با اين كشور را نيز آغاز كرده است.
اين گفتگوها دقيقا در حالي آغاز شده است كه اخيرا يك موسسه بريتانيايي از نقش پاكستان در حمايت از طالبان خبر داده است.
هر چند كه آقاي كرزي با اقدام هايي كه انجام داده راه را براي مذاكره با تروريستان هموار كرده است، اما معلوم نيست كه حكومت پاكستان  و گروه هاي  تروريستي چون گروه حقاني از اين رويكرد در حكومت افغانستان تا چه ميزاني استقبال خواهند كرد.
گذشته از اين معيارهايي كه متحدان غربي آقاي كرزي به عنوان خط سرخ در مذاكره ترسيم كرده بودند، در اين معامله ها از چه جايگاهي برخوردار مي باشد.
به رغم هموار شدن راه براي معامله اكنون معلوم نيست كه اين راه به صلح مي رسد يا خير؟

هشت صبح

قانونی: مداخله کشورهای همسایه در افغانستان بیداد میکند

مجلس نمایندگان کشور می گوید سیاست گرایشی حکومت افغانستان به سوی پاکستان نياز به بحث عمیق در این مجلس دارد.

محمد یونس قانونی، رییس مجلس نمایندگان افغانستان روز گذشته گفت مداخلات کشورهای همسایه در افغانستان بیداد می کند.
قانونی می گوید پارلمان افغانستان مصالحه را یک ضرورت می داند ولی سیاست همسویی با پاکستان نیاز به بحث عمیق مجلس نمایندگان دارد.
قانونی مي گويد: «مصالحه برای ما و شما یک ضرورت است. تصمیم قبلی ما همین بود که باید به سوی مصالحه برویم، یکی این گپ است. گپ دیگر این است که افغانستان به سوی پاکستان می رود، این‌ها را از هم جدا کنیم و این ایجاب می کند که یک بحث عمیق در این‌جا صورت بگیرد.»
پارلمان افغانستان این تصمیم را به دنبال نشر گزارش های مرکز اقتصاد لندن می گیرد که در آن افزون بر سازمان استخباراتی پاکستان، آصف علی زرداری متهم شده است که با شماری از سران بازداشت شده طالبان در این کشور گفتگو کرده است. 

هشت صبح

کابل‌ ـ اسلام‌آباد؛ آغاز معامله

روزنامه امریکایی واشنگتن پست در گزارشی به قلم دو تن از گزارشگران خود در اسلام آباد، از آغاز گفتگوها میان افغانستان و پاکستان در مورد راه های تامین مصالحه با گروه های تروریستی چون طالبان و شبکه جلال الدین حقانی خبر داده است.
به گفته واشنگتن پست، این مساله از سوی مقام های پاکستانی و امریکایی تاییدش  ده است.
به نظر این روزنامه آغاز این گفتگوها از یک طرف نشانگر، آب شدن یخ های رابطه میان کابل و اسلام آباد است و از سوی دیگر می تواند ناشی از این مساله باشد که دو کشور نگران خروج نیروهای امریکایی در تابستان سال آینده میلادی هستند.
با این وجود به گفته واشنگتن پست، مقام های امریکایی مخالف وارد ساختن شبکه سراج الدین حقانی، پسر جلال الدین حقانی در این روند بوده و  می گویند که این گروه با شبکه القاعده رابطه داشته و حاضر به عقب نشینی از مواضع اعتقادی و فکری اش نیست.
به گزارش روزنامه، جنرال شجاع پاشا، رییس سازمان استخباراتی پاکستان یا آی اس آی، ماه گذشته به کابل سفر کرده بود که در جریان این سفر ضمن با حامد کرزی، رییس جمهور افغانستان به وی پیشنهاد همکاری  های وسیع اسلام آباد را در این زمینه ارایه داشته و گفته بود که آن کشور می تواند در این راستا طالبان پاکستانی را نیز به میانجیگری دعوت کند.
گفته می‌شود که چند هفته پیشتر از آن نیز شجاع پاشا و جنرال اشفاق کیانی، فرمانده ارتش پاکستان به افغانستان سفر کرده بودند و در این زمینه با مقام های افغان  گفتگوهایی را انجام داده بودند. به گفته این روزنامه هرچند  تاکنون هیچ توافق رسمی میان کابل و اسلام  در این زمینه به امضا نرسیده است، اما مقام‌های استخباراتی پاکستان گفته اند که تامین رابطه از طریق آنان با طالبان کار دشواری نخواهد بود.
نویسندگان گزارش واشنگتن پست در بخشی از آن نگاشته اند که آغاز این گفتگوها ممکن است زیر فشار اداره اوباما صورت گرفته باشد، زیرا حکومت ایالات متحده امریکا  براین نظر است که موفقیت روند مصالحه با طالبان بستگی به بهبود روابط میان دو کشور افغانستان و پاکستان دارد.
یکی از مقام های ارشد امریکایی به شرط عدم افشای هویتش به این روزنامه گفته است که آنها می خواهند تا مصالحه چهره افغانی داشته باشد و امریکا نیاز به مذاکره را در این مورد درک می کند.  به گفته این مقام امریکایی  آن کشور در این زمینه به مثابه یک همکار کامل عمل خواهد کرد.
با این حال به باور نویسندگان واشنگتن پست، دو کشور افغانستان و پاکستان ممکن است در روند گفتگوها هرکدام برنامه‌های مستقل خودشان را مبتنی بر روابط شان با امریکا تنظیم و مطابق به آن عمل کنند.
با این حال هنوز روشن نیست که موضع امریکا در قبال شبکه سراج الدین حقانی که متهم به اجرا و برنامه ریزی حملات انتحاری و زنجیره ای بر نیروهای امریکایی در افغانستان است، تا حدی روشن است. امریکا می خواهد که در مورد مصالحه با شبکه حقانی باید جانب احتیاط رعایت شود و  در صورتی باید با این شبکه گفتگوها آغاز شود که اقدامات نظامی غیر موثر واقع شود. این نکته هم چنان در سفر اخیر جنرال جیمز جونز، مشاور امنیت ملی امریکا به اسلام آباد به مقام های آن کشور گفته شده است.
هرچند دولت افغانستان تاکنون به صورت رسمی آغاز گفتگوها میان کابل و اسلام آباد را در مورد تامین راه های مصالحه با طالبان تایید نکرده است، اما برخی از اقدامات دولت افغانستان از چندی به این سو نشانگر تمایل این کشور برای مساله می باشد. برگزاری جرگه مشورتی صلح، بررسی پرونده های طالبان و تروریستان زندانی و حتا رهایی 25 تن از آنان از زندان بگرام و استعفای دو مقام ارشد امنیتی همه و همه می تواند نشانگر این باشد که کابل عملا اقدامات در این زمینه را آغاز کرده است.

هشت صبح

چرا آی. اس. آی در افغانستان دخالت می کند؟


چــرا آی. اس. آی در افغــانســتان دخــالت می کنــد؟

چگـــونه می تــوان بـه ایـن دخــالت پــایـان داد؟

گـــزارش حمـــایت آی. اس. آی از طـــالبــــان: انتشار گزارش حمایت سازمان استخبارات نظامی پاکستان از طالبان در جنگ توسط دانشکدۀ اقتصاد هاروارد در انگلستان کشف کدام پدیدۀ نو نیست. هر چند دست اندر کاران انگلیسی این پژوهش پس از یکسال تدقیق و ارزیابی به این نتیجه رسیدند که آی. اس. آی از طالبان حمایت نظامی می کند، اما نکتۀ شگفت آور در گزارش، بیان تردید آمیز آنها از بازی دو گانۀ پاکستان است. آنجا که در گزارش گفته می شود: «به نظر می رسد پاکستان در این عرصه بازی دوگانه به پیش می برد.»

این مؤسسۀ انگلیسی به خوبی مي داند که حمایت سازمان اطلاعاتی ارتش پاکستان از طالبان بدور از آگاهی دولت پاکستان و زمامداران این کشور انجام نمی شود. در حالی که پژوهش مؤسسۀ انگلیسی حمایت استخبارات نظامی پاکستان را از طالبان، قطعی می خواند و آنرا حمایت گسترده و استراتیژیک تلقی می کند، اما در مورد سیاست دوگانۀ پاکستان با لحن تردید آمیز سخن می گوید. حتی در رویکرد و استناد با این گزارش، دوگانگی سیاست پاکستان در افغانستان بسیار شفاف و روشن است. پس رمز تردید آمیز گزارشگران انگلیسی در چه نکته ای نهفته است که به جای تأکید بر سیاست دوگانۀ پاکستان از به نظر رسیدن دوگانگی در این سیاست صحبت می کنند؟

نکته ی مهم این نیست که آی. اس. آی در جنگ افغانستان از طالبان حمایت می کند و پاکستان سیاست دو گانه دارد ؛ بلکه نکتۀ مهم، شناسایی انگیزه ها و عوامل دخالت پاکستان و سیاست دوگانۀ آن در افغانستان و دریافت راه حل این دخالت و دوگانگی است.

ریشه های دخالت آی. اس.آی و دو گانگی سیاست پاکستان:

پژوهشگران و گزارش دهنده گان انگلیسی انگیزه های حمایت آی. اس. آی از طالبان و ریشه های دوگانگی سیاست پاکستان را به خوبی مي دانند. زیرا انگیزه ها و ریشه های این دخالت و دو رنگی پاکستان از سیاست و عملکرد اسلاف آنها سر چشمه می گیرد. استعمار گران انگلیسی مانند سایر قدرت های استعماری از دولت های اروپای غربی و شمـالی تا روس های تزاری و روس های بلشویک در روزگار سلطه و حضور استعماری شان در شبه قاره ی هند، آسیای میانه، شرق میانه و سرزمین های افریقایی مرز های غیر طبیعی ایجاد کردند.

اقوام و ملت های واحد را در کشور ها و سرزمین های جدا از هم تقسیم نمودند. آنها با این مرز بندی های نا عادلانه و غیر طبیعی بذر اختلاف و خصومت را در میان کشور ها و ملت های مختلف منطقه و جهان کاشتند. هند و پاکستان بر سر کشمیر که از سوی انگلیس ها در دو کشور جدا از هم (هند و پاکستان) تقسیم شد، سه بار جنگیدند.

افغانستان و پاکستان بر سر مرز دیورند که توسط دیورند انگلیسی تنظیم و ترسیم یافت وارد منازعۀ بی پایان و خصومت لا ینحل گردیدند.

چرا خصومت؟

علیرغم آنکه توافق نامه ی مرز دیورند را امیر عبد الرحمن خان پادشاه افغانستان در سال 1893 میلادی پس از مذاکرات طولانی با هیأت انگلیسی امضا کرد و از سوی چهار پادشاه پس از وی (امیرحبیب الله، امان الله خان، محمد نادر شاه و محمد ظاهر شاه تا سال 1949 میلادی) مورد توافق و تأیید مجدد قرار گرفت، اما لغو یک جانبۀ تمام توافقات قبلی با دولت انگلیسی هند توسط پارلمان کشور در دسمبر 1949 افغانستان و پاکستان را به سوی خصومت برد.

مرز دیورند برای دولت مداران افغانستان در نیم قرن اخیر به خصوص برای شماری از زمامداران که سردار محمد داوود در رأس آنها قرار داشت، غیر قابل پذیرش بود. زیرا این مرز پشتون ها را در دو کشور تقسیم کرد و افغانستان را از دسترسی به راه بحر ی محروم ساخت. سردار محمد داوود در سال هاي زمامداری اش موضوع دیورند را در سر لوحۀ سیاست خارجی و داخلی خود قرار داد. یک بار با پاکستان بر سر این امر تا آستانۀ جنگ پیش رفت. روابط سیاسی میان دو کشور قطع شد ؛ هر چند او در دورۀ جمهوریت خویش تلاش نافرجامی در حل این منازعه با پاکستان انجام داد.

اما برای پاکستان مرز دیورند بیشتر از آن اهمیتی است که برخی از دولت ها و زمامداران افغانستان آنرا برای خود مهم تلقی می کنند. اهمیت مرز دیورند برای پاکستان، اهمیت مرگ و زنده گي است. با شکست عملی توافق نامه ی دیورند و دسترسی افغانستان تا بندر گوادر در واقع دیگر کشوری به نام پاکستان وجود نخواهد داشت. مسلم است افغانستان زمانی قادر می شود تا مرز خود را از خط دیورند تا بندر گوادر برساند که در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی، روابط منطقوی، مناسبات و حمایت جهانی به موقعیت برتر از پاکستان برسد.

صرف نظر از اين که افغانستان به چنین برتری و نیرومندی دست خواهد یافت یا نه، پاکستان از آغاز منازعۀ دیورند تا اکنون، تضعیف افغانستان را در صدر سیاست های ملی و خارجی خود قرار داده است. برغم هر گونه تحلیل و تصور افغان ها، پیروزی در این سیاست به پاکستان تعلق دارد. به نظر مي رسد که حد و مرز مهارت و مؤفقیت پاکستان در دشمنی با افغانستان آنچنان گسترده است که اکنون پذیرش دوبارۀ توافق نامه ی دیورند، پاکستانی ها را راضی و قانع نسازد.

برداشت متفاوت از خصومت و راه حل خصومت:

حلقه های سیاسی و رو شنفکری افغانستان در درون و بیرون حاکمیت به موضوع دیورند به عنوان ریشۀ اصلی خصومت نگاه متفاوت دارند. برخی از حلقه ها و گروه های مختلف سیاسی پشتون در افغانستان پذیرش مرز دیورند را، بی غیرتی و لکه ی ننگ برای خود و افغانستان تلقی می کنند. تشکیل یک افغانستان بزرگ متشکل از تمام پشتون ها و حتی بلوچ های آنسوی دیورند را تا کنار بحر هند هدف اصلی خود می پندارند. این هدف را دست یافتنی و مبتنی بر عدالت و حقایق تاریخی مي دانند.

اما برخی از عناصر و حلقه های سیاسی و روشنفکری پشتون و غیر پشتون در افغانستان دیدگاه دیگری ارائه می کنند. پایان دادن به منازعه ی دیورند و خصومت با پاکستان بر سر این منازعه بخشی از این دیدگاه را تشکیل مي دهد. نکتۀ قابل پرسش این است که کدام یک از این دو دیدگاه درست، واقع گرایانه و دست یافتنی است؟ آیا پذیرش مجدد مرز دیورند به منافع و مصالح افغانستان و مردمش خواهد بود یا بر عکس؟

افغانستان کبیر ؛ واقعیت دست یافتنی یا توهم؟

اگر آنسوی مرز دیورند تا سواحل بحر در بلوچستان بخشی از خاک های از دست رفتۀ افغانستان محسوب می شود، پرسش اساسی این است که افغانستان چگونه مي تواند به این حقیقت تاریخی خود بر گردد و مرز هایش را در همان مرز های پیشین ترسیم و تثبیت کند؟ اگر جدایی پشتون ها به عنوان یکی از اقوام مهم منطقه در دو سوی مرز دیورند در تعارض با عدالت قرار دارد و برای ناسیونالیست های پشتون غیر قابل پذیرش است، راه عملی پایان دادن به این جدایی چیست؟ آیا وسوسۀ ایجاد افغانستان کبیر در دو طرف مرز دیورند واقعیت قابل دسترس است یا توهم؟

بدون تردید جدایی اقوام منطقه و تقسیم آنها در کشور های مختلف از سوی قدرت های اشغالگر استعماری در سده های پیشین یک عمل ظالمانه با نیات نا پاک شمرده می شود. اما تنها پشتون ها یگانه قربانی این بیداد و بی عدالتی نیستند. کشمیری ها، بلوچ ها، تاجيک ها، کرد ها، آذری ها، ازبيک ها، ترکمن ها، قیرغیز ها و اقوام دیگر در کشور های مختلف منطقه از پاکستان تا آسیای میانه، از ماورای قفقاز تا شرق میانه و تا آسیای صغیر در قلمرو های جداگانۀ سیاسی و جغرافیایی تقسیم شده اند. آیا شکل گیری دوباره ی کشور ها بر مبنای هویت قومی واحد در این منطقه ی وسیع جهان ممکن و منطقی به نظر می رسد؟ آیا می توان مرز کشور های منطقه را بر مبنای تاریخ گذشته و باستان تعيين و تثبیت کرد؟

بازگشت به گذشته های تاریخی در تعيين و تثبیت مرزها با شکل گیری کشور های جدید بر مبنای هویت تباری و زبانی، فرو رفتن در گرداب جنگ و منازعات خونین و بی پایان تباری و قومی است. اگر ایجاد ثبات سیاسی، عدالت اجتماعی، پیشرفت اقتصادی و دسترسی به تعالی و اقتدار را در تمام عرصه های حیات در افغانستان با عقلانیت و آگاهی خرد ورزانه ی سیاسی مد نظر قرار دهیم، باید در جهت ایجاد جامعه و کشور شهروندی تلاش کنیم.

تجربۀ تکراری و ناکام:

توهم افغانستان کبیر با حذف مرز دیورند در نیم قرن اخیر از سوی سیاست مداران و زمامداران کشور ما یک تجربۀ ناکام و تکراری است. دولت ها و دولتمداران افغانستان در دسترسی به این توهم راه های مختلفی را پیمودند. از مراجعه به امریکایی ها در مقابله با پاکستان و تا وابستگی به روس ها بر سر پیروزی در این مقابله. خروسچف و بولگانین در دسمبر 1955 به دعوت رسمی سردار محمد داوود نخست وزير افغانستان به کابل آمدند تا آرزوی محمد داوود در تقویت نیروی نظامی افغانستان و حمایت خارجی از سیاست او در مقابله با پاکستان بر آورده شود. خروسچف در این سفر پس از صرف نان در تالار وزارت دفاع افغانستان به جنـرالان ارتش میزبان گفت: " تا این جا برای توسعه ی صلح آمده ایم، اگر جنگی دربگیرد، می خواهیم در کنار شما پهلو به پهلوی هم بجنگیم. "

بیان خروسچف از جنگ روشن بود که به وقوع جنگ میان افغانستان و پاکستان اشاره می کرد. اما چند سال بعد که نخست وزير کشور محمد داوود تا آستانۀ جنگ با پاکستان پیش رفت، دیگر خروسچفی نبود تا در کنار او قرار بگیرد. اشغال و حضور نیرو های شوروی در سال هاي پسین دهۀ هشتاد میلادی در افغانستان که در واقع محصول و پیامد سیاست بر سر منازعه ی دیورند بود، به پیروزی افغانستان و شکست پاکستان نیانجامید.

نکتۀ شگفت آور این است که این همه تجربه های ناکام و تکراری در سیاست بر سر منازعۀ دیورند به باز بینی و اصلاح این سیاست نمی انجامد. در همین سال هاي فعلی که دولت افغانستان با پول و زور نیروهای غربی حیات روزانۀ خود را سپری می کند، رهبری این دولت، رئیس جمهور کرزی به عصبانیت و شدت تقاضای پرویز مشرف زمامدار پیشین پاکستان را مبنی بر ایجاد موانع در مرز دیورند تردید کرد. کرزی گفت که این موانع خانواده های دو سوی مرز را از هم جدا می کند.

معنی دیگر و اصلی این گپ عدم شناسایی مرز رسمی با پاکستان می باشد. اما رئیس جمهور کرزی در حالی مخالف ایجاد موانع بر این مرز می شود که این مرز دهلیز صدور مرگ و ویرانی برای افغانستان است. انگیزۀ او و کسانی که همچنان مخالف بستن این دهلیز مرگ هستند ناشی از توهم ایجاد افغانستان کبیر تا آبهای گرم بحر هند است. آیا این توهم جایش را به واقع گرایی خواهد داد و سیاست قربانی افغانستان در باتلاق دیورند به سیاست نجات افغانستان از این باتلاق مبدل خواهد شد؟

راه حل پایان دخالت و خصومت پاکستان چیست؟

اگر منازعۀ دیورند با پاکستان موضوع اصلی بی اعتمادی و خصومت باشد، به این خصومت چگونه می توان نقطۀ پایان گذاشت؟ چه تضمینی برای قطع دخالت و دشمنی پاکستان وجود دارد؟

پاکستان به عنوان بزرگترین کشور همسایۀ افغانستان که با موقعیت در دو سوی مرز های جنوبی و شرقی بیشترین فاصلۀ مرزی را با ما دارد، از مهم ترین همسایه های نقش آفرین و اثر گذار در تحولات و حوادث دهه های اخیر در افغانستان است. افغانستان به حیث یک کشور محاط به خشکه، فقیر و عقب مانده در ابعاد مختلف زنده گي به پاکستان و ابستگی دارد. علاوه بر آنکه افغانستان با پاکستان و به خصوص با جامعه ی پشتون پاکستان که جمعیت آن دو برابر جمعیت پشتون در افغانستان است، روابط مشترک فرهنگی، نژادی، تاریخی، مذهبی و زبانی دارد. از این رو منازعه و دشمنی و همچنان تفاهم و دوستی با پاکستان در چگونگی تحولات مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی افغانستان اثر غیر قابل انکار بجا می گذارد.

موجودیت این ذهنیت و باور که افغانستان در اتکا با امریکا و کشورهای غربی بدون توجه به اتخاذ یک سیاست منطقی و معقول در مورد پاکستان و حل منازعۀدیورند با این کشور درفضای بی اعتمادی و خصومت زنده گي آرام و با ثبات داشته باشد، یک ذهنیت نادرست است.

حضور نیروهای امریکایی و غربی در افغانستان بر مبنای اراده و منافع خودشان استوار است. افغانستان هیچ گونه نقشی را در صورت تغییر اراده و منافع آنها در خروج از افغانستان ایفا کرده نمي تواند. این در حالی است که اگر امروز امریکایی ها و غربی ها کمک مـالی و نظامی خود را از دولت افغانستان قطع کنند، دیگر دولتی وجود نخواهد داشت.

گفتمان ملی در مذاکره و توافق با پاکستان:

اگر دولت افغانستان، رئیس جمهور کرزی و جامعۀ سیاسی و روشنفکری افغانستان در صدد جلوگیری از دخالت و خصومت پاکستان هستند، ایجاد گفتمان ملی بر سر مذاکره و توافق با پاکستان نخستین گام در این مورد است. در حالی که رئیس جمهور کرزی و بسیاری از حلقات سیاسی افغانستان ریشه های بی ثباتی و جنگ را در پاکستان سراغ می کنند و بار ها از آن سخن گفته اند، اما به جای تشکیل جرگه ی بزرگ بر سر مذاکره با پاکستان به جرگه ی مذاکره میان خود می پردازند.

منافع و مصالح افغانستان ایجاب می کند که دولت این کشور در شرایط کنونی با برخورداری از حمایت مستقیم نظامی و مـالی دولت های غربی اولین گام را در پایان دادن به دخالت و خصومت پاکستان با تشکیل لویه جرگه بر سر بررسی این دخالت و خصومت بردارد. دولت با تدویر چنین جرگه ی بزرگ، مذاکره با پاکستان را برای حل ریشه یی معضلات دو طرف به یک گفتمان عمومی و ملی تبدیل کند.

تکرار این حرف های همیشگی دولتمردان افغانی که ما با پاکستان مشکلی نداریم و پاکستان برادر ما است، نه از میزان دشمنی پاکستان می کاهد و نه صادقانه و درست به نظر می رسد. ادعای پاکستان نیز مبنی بر عدم دخالت در افغانستان و دوستی با این کشور بیشتر از آن نادرست است. زیرا افغانستان با عدم پذیرش مرز دیورند و لغو معاهدات قبلی در این مورد بر پاکستان ادعای ارضی دارد و پاکستان این ادعا را دشمنی با خود تلقی می کند. در چنین حالتی سخن از برادری و دوستی میان افغانستان و پاکستان مفهومی ندارد.

حمایت بین المللی در گفتگو و توافق با پاکستان:

یکی از الزامات مذاکره و توافق با پاکستان بر سر منازعه ی دیورند و مسایل دیگر میان دو طرف، جلب همکاری و حمایت منطقوی و بین المللی است. دولت افغانستان که اکنون در حمایت مستقیم امریکایی ها و اروپایی قرار دارد باید این حمایت را کسب کند.

هر چند امریکایی ها و انگلیس ها که در دوران جنگ سرد و حضور ابر قدرت شوروی تلاش به خرج دادند تا منازعه ی دیورند را میان دو کشور حل کنند، اما پس از جنگ سرد و اکنون علی رغم حضور نظامی در افغانستان علاقه یی به حل این بحران نشان نمی دهند. این به درایت و هوشیاری دولت افغانستان تعلق دارد که از حضور و حمایت آنها در جهت مذاکره و توافق با پاکستان هم به عنوان میانجی و هم به عنوان تضمین کننده استفاده کند.

آیا دولت و جامعۀ سیاسی و مدنی افغانستان در صدد حل مشکل با پاکستان و پایان دادن به دخالت و خصومت این کشور هستند؟

آرمان ملی

برنامه تثبيت هويت، سطح جرايم جنايي را كاهش داده است

مقامات رياست مبارزه با جرايم جنايي وزارت داخله كشور مي گويند، تطبيق برنامه هاي جديد از سوي وزارت داخله باعث شده است تا سطح جرايم در دو ماه اول سال روان نسبت به دو ماه اول سال گذشته كاهش چشمگيري داشته باشد.

دگر جنرال ميرزا محمد يارمند، رييس عمومي مبازه با جرايم جنايي در وزارت داخله مي گويد: "در دو ماه سال گذشته تعداد واقعات و حوادث جنايي حدود 2001 واقعه بوده كه بيشترين آن را واقعات قتل تشكيل مي داده است؛ اما در دو ماه سال روان اين رقم به 1162واقعه تنزيل داشته است."

او مي افزايد: "هر چند دربسا موارد نسبت به سال گذاشته واقعات گراف صعودي و نزولي خود را داشته است؛ اما با آنهم 15 درصد كاهش نسبت به سال گذشته در بروز وقايع وجود دارد كه اين خود نشان دهنده ميزان كاهش حوادث نسبت به سال گذشته است."

به گفته يارمند تطبيق برنامه بايومتريك يا تثبيت هويت افراد در زندان پلچرخي باعث كاهش جرايم شده است.

وسيله بايومتريك دو سال پيش به كمك ايالات متحد امريكا به وزارت داخله انتقال داده شده و به گفته يارمند تا كنون حدود 60 هزار افراد پوليس و كمتر از 10 هزار تن از محبوسين زندان پلچرخي كابل توسط آن تثبيت هويت شده اند. ‌ ‌

يارمند اظهار مي دارد كه اين وسيله مي تواند بيش از60 نوع مظاهر جرمي را در وجود يك شخص تثبيت كند و با تنظيم آن در تمام 34 ولايات كشور، 13 بندرتجارتي، 6 زون و 5 ميدان هوايي پوليس مي تواند از ورود افراد مشكوك به داخل كشور جلوگيري نمايد كه اين مي تواند در كاهش  سطح جرايم در كشور موِثريت بيش از حد را داشته باشد."

يكي از مشكلاتي كه هميشه شهروندان پايتخت و ساير ولايات كشور با آن رو به رو بوده و همين اكنون هم از بروز آن شاكي اند، وجود حوادث و وقايع جنايي در كشور است؛ زيرا با وجودي كه هميشه وزارت داخله براي جلوگيري از همچون حوادث برنامه هاي را روي دست گرفته؛ ولي با آنهم نتوانسته است در اين بخش كارايي بيشتر داشته باشد.

محمد حفيظ، دانشجوي دانشگاه كابل مي گويد: "هر وقت وزارت داخله از برنامه جديد حرف مي زند آنچه بيشتر از همه در ذهن من تداعي مي شود بي نتيجه بودن اين برنامه ها است؛ زيرا تا حال وزارت داخله چندين برنامه را از نصب بالون هوايي گرفته تا كمره هاي امنيتي و ساير برنامه هاي ديگر به مرحله اجرا گذاشته؛ اما يكي از اينها كارايي نداشته جز مصارف بيش از حد ميليون دالري."

او ادامه مي دهد: "تا هنوز من شاهد نبودم كه توسط همين وسايل نصب شده مشخص شده باشد كه از بروز يك واقعه جلوگيري به عمل آمده، بر عكس شاهد اين بوده ام كه در همان محلي كه كمره نصب شده و يا هم بالون است يك حادثه دلخراش به وقوع پيوسته است."

‌محمد نجيب كارمند در يكي از ادارات دولتي هم مي گويد: "برنامه هاي كه تا حال از سوي وزارت داخله روي دست گرفته شده همه جنبه نمايشي داشته تا كارايي، چندي پيش تلاشي موترهاي شيشه سياه بود و گفته مي شد كه در كاهش جرايم موِثر است، هر چند موِثريت داشت؛ اما فقط براي يك زمان كوتاه بود حال دوباره موترهاي شيشه سياه در شهر گشت و گذار دارند و كسي نيست جلو آن را بگيرد."

اما مسوِولين قومانداني امنيه كابل اظهار مي دارند كه نسبت به دو ماه سال گذشته سطح جرايم در كابل نيز كاهش قابل ملاحظه داشته است.

عبدالغفارسيد زاده، آمرجنايي در قومنداني امنيه كابل هم مي گويد كه نسبت به دو ماه سال گذشته سطح جرايم  به خصوص قتل، غارت، خود سوزي، خود كشي و ساير موارد ديگر در شهر كابل 37 در صد كاهش داشته است.

او ادامه مي دهد: "عواملي كه باعث اين كاهش شده كمك و همكاري مردم در موارد مختلف با پوليس و ايجاد شوراي هاي محل درسطح حوزه ها، قريه جات و دهات است."

يارمند در حاليكه باز بودن مرزها را مشكل اساسي در تاCمين امنيت در كشور مي داند، مي گويد كه به همان پيمانه اي كه تكنالوژي در يك كشور رشد كند به همان پيمانه مجرمين هم رشد مي كنند؛ اما با آنهم تطبيق برنامه هاي جديد از سوي وزارت داخله مي تواند در كاهش سطح جرايم موِثريت داشته باشد.

با آنكه ارگان هاي امنيتي از كاهش ميزان جرايم در كشور خبر مي دهند، آگاهان امور نظامي كشور مي گويند تا زمانيكه دولت زمينه هاي جرمي را از سطح كشور برندارد توسط پوليس و تدابير فزيكي هيچ وقت نمي شود جرايم را مهار كرد.

عبدالهادي خالد، معيين اسبق وزارت امورداخله مي گويد: "به نظر من آنچه را وزارت داخله به عنوان كاهش در سطح جرايم بيان مي دارد در اصل بالا رفتن سطح جرايم و كمتر مراجعه كردن مردم به دستگاه حكومتي و ارگان هاي دولتي است، نه كاهش؛ زيرا در افغانستان هميشه تا مبارزه با عوامل و رفع زمينه ها صورت بگيرد مبارزه با جرايم و معلول ها صورت مي گيرد كه اين نمي تواند در كاهش جرايم موِثر باشد.""

به گفته خالد ورشكسته گي عمومي اقتصادي، نرخ بيكاري، اعتياد، خصومت، تفرقه هاي قومي و ساير موارد ديگر از جمله عوامل جرم خيز در افغانستان است كه گراف ان در اين اواخر در كشور بيش از حد بالا رفته و دولت تا زماني كه نتواند اين زمينه ها را از بين ببرد نمي تواند جرايم را در كشور مهار سازد.

حاكمه هجران معترف

هفته نامه کابل

طالبان تا خروج خارجيها به مذاكره حاضر نمي شوند







سخنگويان گروه طالبان در واكنش به حذف نامهاي شماري از رهبران شان از فهرست سياه سازمان ملل، مي گويند كه اين طرحها را نمي پذيرند و تا خروج خارجيان به مذاكره حاضر نمي شوند.

بر اساس قطعنامه شماره 1267 سازمان ملل، اسامي شماري از رهبران اين گروهها در پي فروپاشي امارت طالبان در سال 2001 ميلادي شامل فهرست سياه شد.

بر اساس اين قطعنامه، اين رهبران تحت پيگرد هستند و امريكا براي سر برخي از آنها جايزه تعيين كرده است.

اما استفن دي ميستورا، فرستاده ويژه دبير كل سازمان ملل در افغانستان در يك نشست خبري روز شنبه در كابل گفت كه نامهاي 137 نفر افغان شامل اين فهرست است، كه بر اساس اطلاعات تازه اين فهرست تجديد مي شود و ممكن است كه اسامي برخي ها از اين فهرست حذف شود.

فرستاده وِيژه سازمان ملل گفت: "توقع اين است كه تا پايان اين ماه (ميلادي) اين فهرست تجديد شود و اين يك موضوع پنهاني نيست. در حال حاضر گروه خاصي از كميته قطعنامه 1267 شوراي امنيت سازمان ملل به كابل آمده اند تا در خصوص تجديد فهرست سياه كار كند."

قبل بر اين نامهاي پنج تن از رهبران طالبان از فهرست سياه حذف شده بود.

اما سخنگويان طالبان حذف نامها از فهرست سياه سازمان ملل را يك طرح ناكام خارجي مي‌دانند. ‌ ‌

ذبيح الله مجاهد سخنگوي طالبان در يك تماس تيليفوني از يك نقطه نا معلوم به هفته نامه كابل گفت:"  متجاوزين خارجي راه شانرا گم كرده اند، آنها گاهي از تندروها و ميانه روهاي طالبان سخن مي گويند؛ زماني از فهرست سياه و سفيد حرف مي زنند؛ اما واقعيت اين است كه خارجيان در افغانستان شكست خورده اند و براي بيرون رفتن از افغانستان راههاي مختلف را جستجو مي كنند.""

او افزود:"ما اين طرح تهيه شده توسط بيرونيان را نمي پذيريم و تا وقتي كه يك خارجي متجاوزدر افغانستان باشد به جهاد خود ادامه مي دهيم.""

آزادي زندانيان مخالفان دولت افغانستان و حذف اسامي رهبران آنها از فهرست سياه شوراي امنيت سازمان ملل، از مهمترين موارد پيشنهادي قطعنامه جرگه مشورتي صلح كه بتاريخ 12 جوزا داير گرديد، ميباشد و فرستاده ويژه سازمان ملل گفت كه اين تصميم بلافاصله پس از برگزاري اين جرگه و پس از تقاضاها مبني بر تجديد نظر در مورد اين فهرست اتخاذ شده است.

اما اين تصميم مايه نگراني كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان و شماري از نهاد هاي مدافع حقوق قربانيان جنگهاي سه دهه آخير در افغانستان شده است.

شمس الله احمدزي مسوول دفتر ساحوي كابل كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان مي گويد:"اين تصميم دولت افغانستان و سازمان ملل يك تصميم سياسي است، زيرا سازمان ملل زماني يك فهرست سياه ساختند و حالا خودشان تصميم به حذف آن گرفته اند.""

او مي افزايد كه از جانبي كسانيكه از زندانها رها مي شوند و يا از فهرست سياه نامشان حذف مي گردد ممكن است جرايم ضد بشري را مرتكب شده باشند و از نگاه حقوقي هيچكسي حق ندارد كه حق العبد را ببخشد جز خود متضررين حادثه.

احمدزي مي افزايد كه از جانبي فهرست سياه يك فهرست نا تكميل است كه 137 نفر افغان شامل آن استند در حاليكه هزاران تن جنايتكار جنگي و كسانيكه مرتكب نقض حقوق بشر شده اند، تا هنوز در اين فهرست شامل نشده اند.

گروه هم آهنگي عدالت انتقالي كه متشكل از 25 نهاد حقوقي داخلي و خارجي است و در راستاي حمايت از قربانيان جنگ فعاليت مي كند اين اقدام دولت و سازمان ملل را قدمي در راه پامال ساختن حقوق قربانيان جنگ مي داند.

اجمل بلوچ زاده يكي از اعضاي اين گروه مي گويد:"ما قبل از جرگه مشورتي صلح اعتراضات خود را به دولت افغانستان راجع ساختيم، اما در آن زمان بما گفتند كه اين جرگه مشورتي است، اما قطعنامه 16 ماده اي جرگه، فرمان رييس جمهور براي رهايي محبوسين و اقدام اخير سازمان ملل نشان داد كه جرگه تصميم گيري بوده است."

او مي افزايد:"بايد كسانيكه از زندان رها مي شوند در يك دادگاه علني برائت حاصل كنند تا مردم از قضيه آگاه شوند و ادمهاي مجرم رها نشوند."

به گفته بلوچ زاده بايد در كميسيون بررسي از زندانيان نماينده گاني از كميسيون حقوق بشر و نهاد هاي مدافع حقوق قربانيان جنگ بخاطر شناسايي جنگ سالاران و ناقضين حقوق بشرحضور ميداشتند كه متاسفانه چنين نشد و مقامات دولتي افغانستان به اين بهانه ميخواهند افراد معروف خودشان را از زندان رها سازند.

از جانبي گفته مي شود كه دهها شكايت از ناقضين حقوق بشر در كميسيون مستقل حقوق بشروجود دارد، اما مسوولين اين كميسيون در مورد حضور اين ناقضين در زندان يا فهرست سياه معلومات كافي ندارند.

احمدزي مي گويد كه دهها شكايت نزد ما بعد از اداره موقت وجود دارد، اما اينكه كسانيكه بر عليه شان شكايت شده شامل كدام فهرست و يا در كدام زندان اند بما مشخص نيست.

از نگاه مسايل حقوقي تا هنگامي كه عليه شخصي دعواي حقوقي نشده است، شخص بري الذمه شناخته مي شود.

نصر الله ستانكزي استاد حقوق دانشگاه كابل مي گويد:" درست است كه دولت، سازمان ملل يا هر مرجع ديگري صلاحيت ندارد حق العبد را ببخشد، اما بايد معلوم شود كه عليه كي در كجا چي وقت و در كدام دادگاه اقامه دعوي شده است."

او مي افزايد كه اگر دعوي نشده باشد، به اتهام محض نمي شود آزادي افراد سلب گردد.

اما بلوچ زاده به عدم امنيت جاني افراد شاكي اشاره كرده مي گويد كه تا هنوز فضا براي اين چنين شكايات ايجاد نشده، زيرا صدها شكايت ناقضين حقوق بشر وجود دارد، اما بخاطر عدم امنيت جاني شكايت كننده گان نميتوانند به مراجع عدلي و قضايي مراجعه كنند. ‌ ‌

هفته نامه کابل

جلوگيري از ورود دانشمند مسلمان به انگليس

دکتر نائيک، دانشمند برجسته مسلمان
به گزارش خبرنگار پرس تي وي از لندن، وزارت کشور انگلستان از ورود ذاکر نائيک، نويسنده برجسته و سخنران مذهبي مسلمان به اين کشور جلوگيري کرده است.

بر اساس اين گزارش، ذاکر نائيک سخنران مذهبي 44 ساله هندي، قرار بود در چندين سخنراني مذهبي در لندن و ديگر نقاط انگلستان شرکت کند اما ترزا مي، وزير کشور انگليس، ورود او را به اين کشور ممنوع اعلام کرد.

وزير کشور انگليس براي توجيه اين اقدام، نائيک را فردي تندرو خواند و اعلام کرد: "من دکتر نائيک را ممنوع‌الورود کردم زيرا به نظر من بسياري از سخنان او غيرقابل قبول هستند."

ذاکر نائيک که رئيس شبكه تلويزيوني بين‌المللي صلح است، يکي از نويسندگان و دانشمندان برجسته جهان اسلام در زمينه بررسي تطبيقي اديان محسوب مي‌شود.

در پي اين اقدام وزارت کشور انگلستان، بنياد تحقيقات اسلامي که مرکز آن در مومباي (بمبئي) است، اعلام کرد: "دولت انگليس تحت تاثير فرقه‌گرايي قرار گرفته است."

پرس تی وی

گفتار و رهنمود ها از بزرگان جهان



* گوهر بي‌سايش صيقل نمي‌يابد، و انسان بي‌كوشش كامل نمي‌شود.
«كنفوسيوس»

* مشتاق باشيد كه قدم اول را برداريد مهم نيست كه چقدر كوچك است، بر روي حقيقتي كه قصد يادگيري آن را داريد تمركز كنيد. معجزه‌هايي باور نكردني رخ خواهند داد.
«لوئيز هي»

* اگر صميمانه همه تلاش تان را كرده باشيد، شكست اسباب خجالت نيست.
«ناپليون هيل»

* كار بدون تفريح انسان را پكر مي‌كند و تفريح بدون كار آدم را تنبل بار مي‌آورد. جايي كه كوشش و مجاهده وجود ندارد، فضيلت و تقوا معدوم است.
«برنارد شاو»
* افتادن در گِل و لاي ننگ نيست، ننگ در اين است كه در همانجا بماني.
«ضرب المثل آلماني»

* تلاش براي گرفتن بدون دادن و از خود مايه گذاشتن، به اين مي‌ماند كه بدون اينكه بذري بپاشيد انتظار برداشت داشته باشيد.
«ناپليون هيل»

* عروس زندگي كار است، اگر بتواني داماد اين عروس شوي مسلماً فرزند تان سعادت خواهد بود.
«فرانكلين»
* شكست چيزي نيست به جز دست كشيدن از تلاش.
«آلبرت هوبارد»

* كار يعني سلامت و بهداشت، احترام به خويشتن و رستگاري. كار لعنت نيست، بلكه بزرگترين نعمت است.
«هنري فورد»

* به عوض آنكه به تاريكي لعنت بفرستيد، يك شمع روشن كنيد.
«كنفوسيوس»


* مكن ز غصه شكايت كه در طريق طلب
به راحتي نرسيد آنكه زحمتي نكشيد
«حافظ»

* هر فردي بايد در صورت نداشتن كار نيز، از كارهاي داوطلبانه استقبال كند زيرا كار عامل پرورش قواي فكري و ذهني انسان است.
«سقراط»

* برنامه ريزي، آينده را به زمان حال مي‌آورد. از اين رو شما مي‌توانيد كاري در باره‌ي آن انجام دهيد.
«آلن لاكين»

* اشخاص عادي با تجربه كرد اولين شكست دست از كار بر مي‌دارند. به همين دليل است كه در زندگي با انبوه اشخاص عادي و تنها با يك اديسون رو به رو هستيم.
«ناپليون هيل»

* كار نه فقط هزينه زندگي را تامين مي‌كند بلكه زندگي كردن را هم به انسان مي‌آموزد.
«هنري فورد»

* هيچ فرقي بين مرگ و زندگي بدون كار و تلاش وجود ندارد.
«گوته»

* اقبال به سراغ كسي مي‌رود كه به كار عقيده دارد نه اقبال.
«آلفرنس دولامارتين»

* كار امروز شما احتمالاً دنيا را دگرگون نمي‌سازد، اما ممكن است دنياي شما را بسازد.
«ماكسول مالتز»

* به محض خشك شدن عرق زحمات، سختي‌هاي كار نيز فراموش مي‌شود.
«ضرب‌المثل بلجيمي»

* مهم نيست كه شما سرنگون شويد مهم آن است كه دوباره برپا خيزيد.
«ونسان لومباردي»

* كساني كه در مقايسه با حقوق دريافتي خود بيشتر كار مي‌كنند، به روزي مي‌رسند كه بيش از كاري كه انجام مي‌دهند، دستمزد مي‌گيرند.
«ناپليون هيل»

در قدم نخست طالبان بايد به جنايات شان اعتراف کنند

پس از جرگه ى مشورتى صلح، شمارى از طالبانى که در سايه¬ى حکومت آقاى کرزى زنده گى مى کنند، سرو کله ى شان از تلويزيون هاى کشور نمايان مى شود و اين صاحب نظران! عملکرد هاى غير انسانى و اسلامى گروه طالبان در زمان حاکميت شان و پس از آن را، توجيه نموده و از آن دفاع مى دارند. چهارشنبه شب عبدالحکيم مجاهد نماينده پيشين طالبان در سازمان ملل، در تلويزيون شمشاد ظاهر شد و گراننده برنامه که هدف واضح داشت از وى در مورد جرگه¬ى مشورتى صلح و موضع گروه طالبان پرسشى را مبنى بر اين که آيا طالبان با حکومت کرزى مذاکره مى کنند و يا خير، مطرح کرد و گفت که چرا پس از جرگه¬ى مشورتى صلح عمليات نظامى طالبان بيشتر شده است؟.

عاليقدر! ملا مجاهد در پاسخ اين پرسش گفت: فکر مى کنم که طالبان با حکومت جناب کرزى حاضر به مذاکره مى شوند به همين منظور آنها عمليات نظامى شان را تشديد کرده اند تا در مذاکره دست بالا داشته باشند و اين معمول است که اگر بين دو گروه متخاصم مذاکره آغاز شود، هر دو گروه دست به مانور هايى مى زنند تا در مذاکرات امتياز بيشتر بگيرند!!

يعنى عاليقدر! عبدالحکيم مجاهد اعدام کودک هفت ساله، به قتل رسانيدن يازده دانش آموز در ولايت غزنى و ديگر آدم کشتن ها به وسيله¬ى طالبان را که در اين اواخر صورت گرفته است، نشانه¬ى مذاکره طالبان با حکومت کرزى مى داند!! و نکتايى پوشان را وابستگان خارجى ها و نکتايى را نشان صليب معرفى مى دارد!!

برخى ديگر از نماينده گان طالبان نيز به گناهان شان اعتراف نمى کنند و جناياتى را که در پنج سال حاکميت شان انجام داده اند، آن را توجيه کرده و قتل عام مردم در يکاولنگ و مزارشريف، تخريب تنديس هاى بزرگ بودا و نابود سازى صد ها آثار فرهنگى ديگر، سياست زمين سوخته، کوچ هاى اجبارى، ظلم و ستم بالاى مردم از جمله زنان و ده ها جنايت ديگر شان را "تطبيق شريعت" مى خوانند!!.

طالبان باز آن خواب هايى را مى بينند که زير تطبيق شرعيت، بزرگترين جنايت و خيانت را به دين مقدس اسلام انجام دادند و در سطح جهان، چهره دينى زيبا را با خشونت و جهالت شان، زشت و وارونه جلوه دادند و اين گردن زدن هاى طالبان است که برخى از مردم دنيا از اسلام هراس دارند و بر ضد دينى که بيشتر آموزه هاى آن شفقت و مهربانى و ترحم است، موضع خصمانه مى گيرند.

به باور ما همان گونه که کمونيستان و مجاهدين به گناهان شان اعتراف کرده اند، نماينده گان طالبان نيز جنايات شان را بپذيرند و به آن اعتراف نمايند و اعتراف به گناه است که ندامت و پشيمانى را نشان مى دهد.

مردم افغانستان و جهان از طالبان شناخت دقيق دارند، جنايات شان را فراموش نکرده اند و با اين تحليل هاى جاهلانه خيانت و جنايت شان کتمان نمى شود.

آرمان ملی

شبکه حقانى در محراق توجه امريکا قرار گرفت

حكومت امريکا شواهدي در مورد تهديد رو به افزايش شبکه حقاني به پاکستان ارايه کرده است. واشنگتن مشکوک است که اين گروه جنگجو، ارتباطاتي با سازمان استخبارات پاکستان دارد. به گزارش دويچه ويله آلمان، معلومات ارايه شده به جنرال اشفاق کياني، لوى درستيز پاکستان، نقش شبکه حقاني را در يک رشته بمب گذاري هاي رو به افزايش، به شمول حمله اي که ماه گذشته به کمپ ناتو در بگرام صورت گرفت، روشن مي سازد.

يک گزارش تازه مکتب اقتصادي لندن (لندن سکول آف اکونوميکس) در پاکستان بحث هايي را برانگيخته است. براساس اين گزارش، حمايت از طالبان افغان و شبکه حقاني پاليسي رسمي پاکستان بوده و سازمان استخبارات پاکستان (آي اس آي) نماينده اي در شوراي رهبري طالبان تحت نام شوراي کويته داشته است.

جنـرال ديويد پتريوس، فرمانده مرکزي نيروهاي امريکا در شرق ميانه، در يک جلسه استماعيه کانگرس گفت، شبکه حقاني جاه طلبي "فراملي" دارد و در تلاش فعاليت وراي مرزهاي افغانستان و پاکستان است.

شبکه حقاني که توسط جـلال الدين حقاني رهبري مي شود، يک گروپ ستيزه جو و متحد طالبان است و باور به اين است که ارتباط نزديک با القاعده دارد و طراح بسياري حملات بزرگ در افغانستان مي باشد.

رهبري موثر اين شبکه از جـلال الدين که حالا در حدود هفتاد تا هشتاد سال سن دارد، به پسر کلان اش سراج الدين انتقال يافته است.

حقاني کلان، در سال هاي 1980 تا 1990، شهرت و برجستگي داشت؛ اسلحه و کمک هاي مالي از "سي آي اي" و عربستان سعودي دريافت مي کرد، تا عليه نيروهاي اتحاد جماهير شوروي که افغانستان را اشغال کرده بودند، بجنگد. حقاني همچنان روابط طولاني با سازمان استخبارات نظامي پاکستان (آي اس آي) داشته است.

شبکه حقاني در کجا فعاليت مي کند؟

حقاني ها از قوم پشتون و قبيله ځدران مربوط ولايت جنوبي پکتيا هستند. شبکه حقاني قدرت خود را در مناطق پشتون نشين پاکستان در شمال وزيرستان، در مرز با ولايت خوست افغانستان، حفظ کرده است،

باور به اين است که شبکه حقاني انتحاري ها را در افغانستان رهبرى کرده است. اين شبکه در عقب چندين حمله بزرگ، به شمول حمله بر بزرگ ترين هوتل کابل (سرينا)، تلاش براي ترور حامد کرزي، و يک حمله انتحاري بر سفارت هندوستان در کابل قرار دارد.

آرمان ملی

         استعفا، یا برکناری؟


دومقام ارشد امنیتی واستخباراتی کشور بعد از آن استعفا نمودند که به گفته ی خودشان در تامین امنیت جرگه ی مشورتی صلح که در کابل برگزار گردیده بود ناکام شدند. حنیف اتمر وزیر داخله ی پیشین و امر الله صالح رییس پیشین امنیت ملی کشور روز یک شنبه پس از آن اعلام استعفا کردند که گفته می شود دلایل آنان در مورد برهم خوردن امنیت در جرگه ی صلح برای رییس جمهور قناعت بخش نبوده است.

اما پیش از این اعلام استعفا، وزارت امور داخله و ریاست عمومی امنیت ملی کشور به رسانه ها گفته بودند که آنان 17 تن از افرادی را که تلاش داشتند امنیت جرگه را برهم بزنند بازداشت کنند. هرچند به باور برخی از آگاهان این حرکت به نحوی پیروزی در برابر دشمن است اما با آنهم گفته می شود این دلایل مورد قبول شخص رییس جمهور واقع نگردید.

باورهای متفاوتی در قبال استعفای این دومقام ارشد امنیتی کشور وجود دارد. برخی ها دست های پشت پرده و بازی های سیاسی کشورهای همسایه را در این معامله دخیل می دانند و می گویند که این دومقام به ویژه رییس عمومی امنیت ملی در شناسایی و بازداشت گروه های تروریست و مخالفین مسلح فعالیت بیشتری داشته وبه همین دلیل وی به نحوی به مشکل بزرگی برای استخبارات پاکستان مبدل شده بود وبسیار ممکن است که به همین دلیل قربانی یک معامله ی سیاسی شده باشد.

کارکردها، ارتباط نزدیک با کشورهای خارجی واعتماد جهانیان بالای حنیف اتمر وزیر پیشین داخله ی کشور نیز در میان کابینه ی دولت افغانستان بیشتر از دیگران خوانده شده است. و این باور نیز وجود دارد که به همین دلیل رییس جمهور کرزی از گذشته های دور برای مهار نمودن این امتیاز آقای اتمر اقداماتی نموده بود وحتی گزارش های تایید ناشده یی وجود دارد که در آغاز همین سال جاری رییس جمهور از وی تقاضای استعفا نموده بود.

با توجه به پیشینه ی این دومقام امکان برکناری وتاکتیکی بودن این دو استعفا بیشتر متصور است تا آنچه که ظاهرا عنوان شده است. زیرا برهم خوردن مراسم جشن هشتم ثور در دوسال گذشته در کابل بیشتر از هر زمان دیگر به آبروی دولت افغانستان آسیب رساند و وزرای دفاع، داخله و رییس امنیت ملی نیز بعد از استیضاح در پارلمان دوباره به پست های خود برگشتند.

اما عدم حضور این دو مقام ارشد در سکتور امنیتی کشور چه تاثیری می تواند داشته باشد؟ هرچند وضعیت امنیتی در زمان اقتدار این دومقام نیز شکننده و کمرنگ بود اما باور ها بر این است که با توجه به وضعیت جاری در کشور و حضور افراد غیر مسلکی و در کابینه ی دولت، این افراد از جمله اشخاص فعال و کارای کابینه ی دولت افغانستان بودند وبدون شک نبود آنها به ویژه درسکتور امنیتی مشکل آفرین خواهد بود وممکن است که عدم حضور این دو فرد ثاثیر سوء بالای فعالیت های امنیتی در کشور داشته باشد و یا لااقل حالتی رابه میان بیاورد که در آن فعالیت های بیشتر مخالفین ، حمله ونفوذ به مناطق دیگر کشور متصور است.

صبح بخیر افغانستان

انتشار تصاوير کشتار مردم بي گناه افغان به دست نيروهاي امريکايي

انتشار تصاوير کشتار مردم بي گناه افغان به دست نيروهاي امريکايي
پايگاه اينترنتي "ويکي ليکس" اعلام کرد، تصاوير ديگري از حمله هواپيماهاي امريکايي به مردم بيگناه افغانستان و کشتارمردم بي‌دفاع افغان را منتشرخواهد کرد.

جوليان آسانج، بنيان‌گذارپايگاه اينترنتي "ويکي ليکس" ادعا کرده است، ويدئويي مبني بر کشتار مردم بي‌دفاع دهکده "گراني" افغانستان واقع درشرق اين کشور را که در سال 2009 به‌دست نيروهاي امريکايي به قتل رسيده‌اند در اختيار دارد.

بنابرگزارش چهارشنبه(26 خرداد) نشريه ديلي تلگراف چاپ لندن، اين تصاوير نشان ‌د‌هنده حمله هوايي جنگنده‌هاي امريکايي به ولايت فرح واقع درغرب افغانستان است که بر اثر آن بيش از140 تن ازمردم افغانستان از جمله 92 کودک کشته شده‎‌اند.

همچنين درادامه اين گزارش آمده است، همزمان با وقوع اين فاجعه که به وسيله هواپيماهاي F-16 و B1 نيروهاي امريکايي صورت گرفت، دولت افغانستان آمار تلفات را بيش از 147 تن اعلام کرد.

در تحقيقات بعدي به عمل آمده درباره چگونگي اين حمله، آمار تلفات 86 تن اعلام شد.

به گزارش نشريه گاردين، جوليان آسانج بنيان‎گذار و سردبير سايت "ويلکي ليکس" که تصاوير ويدئويي کشتار غيرنظاميان افغان به دست نيروهاي امريکايي را منتشرکرده است، مي‌گويد احتمال مي‌رود مقامات کاخ سفيد در پي انتشار اين تصاوير و تصاوير ديگري در ارتباط با کشتار مردم عراق در بغداد به اين پايگاه اينترنتي حمله کنند.

اين درحالي است که تاکنون يک سربازامريکايي به اتهام منتشر ساختن اين تصاوير بازداشت شده است.

انتشارتصاوير کشتار مردم بي‎دفاع عراق در ماه آوريل از سوي پايگاه اينترنتي "وکي ليکس"، خشم فزاينده مردم جهان را بر ضد نظاميان امريکا در پي داشته است.

گفتني است اين پايگاه اينترنتي درحال آماده کردن تصاوير کشتار مردم روستاي گراني به دست نظاميان امريکايي در افغانستان است.

مقامات امريکايي پيشتراعلام کرده بودند، مواضع شبه نظاميان طالبان در افغانستان را مورد حمله هوايي قرار داده‌اند اما مدتي بعد اعلام کردند که در انتخاب اهداف خود، اشتباهي صورت گرفته و درباره اسکان زنان و کودکان درآن مناطق اظهار بي‌اطلاعي کردند.

بنابر گزارش‌هاي اعلام شده، امريکا در حملات خود درافغانستان از سلاح‌هاي کشتار جمعي استفاده مي‎کند.

پيش از اين نيز انتشار عکس‎هايي دهشتناک از شکنجه زندانيان در زندان‎هاي ابوغريب در عراق و بگرام در افغانستان جهان را تکان داده و موجب نفرت بيش از پيش مردم دنيا از نظاميان امريکايي شد.
press tv

ژاپن خواستار بهبود وضعيت امنيتي و رفع فساد در افغانستان شد


به گزارش خبرگزاري کيودو، کان امروز در ديدار با " حامد کرزاي" رييس جمهور افغانستان در توکيو اين مطلب را بيان کرد و افزود: با بهبود اوضاع امنيتي و رفع فساد در افغانستان زمينه استفاده موثر از کمکهاي خارجي براي بازسازي اين کشور بيش از پيش فراهم مي شود.
به گزارش ايرنا به نقل از کيودو، کان در اين ديدار با تاکيد بر اين که ژاپن به حمايتهاي خود در خصوص بازسازي افغانستان ادامه مي دهد، افزود: ژاپن به تعهد خود در نوامبر سال گذشته ميلادي (2009) مبني بر ارايه پنج ميليارد دلار طي پنج سال در قالب يک بسته کمک غيرنظامي به افغانستان پايبند است.
به گزارش کيودو، کان در ادامه از افغانستان به عنوان کليد صلح جهان ياد کرد و خواستار ادامه تلاشهاي سياسي دولت کرزاي براي برقراري ثبات و امنيت در افغانستان شد تا بدين ترتيب زمينه ارايه کمکهاي ژاپن به اين کشور نيز فراهم شود.
کان با اشاره به هشتادمين سالگرد برقراري روابط رسمي سياسي ميان دو کشور خواستار تقويت بيش از پيش روابط دو کشور در ابعاد مختلف از جمله در زمينه هاي سياسي و اقتصادي شد.
کرازي در ابتداي اين ديدار که با حضور خبرنگاران برگزار شد، قدرداني خود را از حمايتهاي ژاپن براي کمک به بازسازي افغانستان اعلام کرد.
کان و کرزاي در اين ديدار در مورد آخرين تحولات در افغانستان و کمکهاي مورد نياز کابل براي بازسازي اين کشور، گفت و گو و تبادل نظر کردند.
آنها در اين ديدار در مورد موضوعات مورد علاقه دو کشور و راههاي توسعه همکاريهاي مشترک در زمينه هاي مختلف از جمله مسايل سياسي و اقتصادي گفت و گو وتبادل نظر کردند.
ژاپن دومين کشور بزرگ ارايه کمکهاي مالي به افغانستان پس از آمريکا است که در بين سپتامبر سال 2001 ميلادي تا ماه آوريل سال جاري ميلادي (فروردين امسال) براي اجراي پروژه هاي احداث زيرساختها، توسعه شهري ، خلع سلاح، بکارگيري سربازان پيشين گروه تروريستي طالبان و خدمات بهداشتي و آموزشي، در مجموع دو ميليارد و 350 ميليون دلار به اين کشور کمک کرده است.
کمکهاي مالي تازه پنج ميليارد دلاري ژاپن به افغانستان که در اواخر سال 2009 ميلادي متعهد به پرداخت آن شده است ، از جمله شامل حمايت از دولت افغانستان براي پرداخت بخشي از دستمزد 80 هزار نيروي پليس افغان و آموزش نيروهاي سابق طالبان که از اين گروه جدا شده اند و همچنين توسعه شهري و کشاورزي در اين کشور است.
کرازي صبح امروز با " آکي هيتو " امپراتور ژاپن در محل کاخ امپراتوري در توکيو ديدار و در مورد مسايل مورد علاقه دو کشور گفت و گو و تبادل نظر کرد.
کرزاي در اين ديدار از سوي دولت و ملت افغانستان از حمايتهاي ژاپن بويژه حمايتهاي مالي اين کشور در هشت سال گذشته قدرداني کرد.
حامد کرزاي روز چهارشنبه براي ديدار رسمي پنج روزه از ژاپن در صدر هياتي وارد توکيو پايتخت اين کشور شد.
اين چهارمين سفر رسمي کرزاي به ژاپن و نخستين سفر وي پس از آن انتخاب مجدد در نوامبر سال گذشته ميلادي (2009) به سمت رياست جمهوري افغانستان است.

رييس جمهور افغانستان قرار است در مدت اقامت در ژاپن ضمن سفر به شهر هيروشيما که در پايان جنگ جهاني دوم از سوي نظاميان آمريکايي مورد حمله اتمي قرار گرفت، بر بناي يادبود قربانيان گل نثار کند و از شهرهاي کيوتو و نارها در غرب اين کشور بازديد کند.

ایرنا

زندانی که سقراط در آن جام زهر نوشید

سقراط (حدود سالهای ۳۹۹ ـ ۴۷۰ ق. م) پدر علم فلسفه است. او با نحوه تدریس سوفسطائیان در یونان باستان که به شاگردان خود می‌آموختند چگونه در مباحثات، به سوالات مختلف پاسخ‌‌های زیرکانه و اقناعی بدهند، مقابله و پیروان خود را به جستجو در دنیای اطراف تشویق می‌کرد.

به گزارش فرارو به نقل از ایران بالکان، سقراط از شاگردانش خواست تا مطابق با ندای وجدان خود زندگی کنند؛ حتی اگر این کار، آنها را در جهت مخالف با حاکمان قرار دهد.

هر چند که او هیچ اثر نوشتاری از خود بر جای نگذاشته، اما تعدادی از مباحثات وی با ساکنان شهر آتن توسط شاگرد معروفش افلاطون (۳۴۷ ـ ۴۲۷ ق.م) و نیز گزنفون (۳۵۷-۴۲۵ ق.م) به طور نوشتاری ثبت شده‌ اند.

سقراط در آتن می‌گشت و با افراد مختلف به روش خود (دیالکتیک) بحث و گفت‌وگو می‌کرد، او به همین شیوه بسیاری از بزرگان آتن در آن زمان را که ادعای علم و دانش داشتند، محکوم کرد که ادامه این روند به محاکمه او منجر شد.

در دادگاه به دو اتهام «نپرستیدن خدایان آتنیان» و «فاسد کردن جوانان آتن با افکار انحرافی» برای او درخواست مجازات مرگ شد؛ اما سقراط ضمن پاسخگویی مستدل به تمام موارد اتهامی اش، اعلام کرد که «از مرگ هیچ باکی ندارد اما مرگش لکه ننگینی بر چهره آتن بر جای خواهد گذاشت و آیندگان، در این مورد، آتنیان را محکوم خواهند کرد.»

تابناک

تاریک‌ترین اسرار اوباما فاش شد

تاریک‌ترین اسرار اوباما فاش شد
هفته‌نامه امریکن‌فری‌پرس در گزارشی به بررسی روابط پشت‌پرده و سری اوباما با افرادی صاحب‌نفوذی پرداخته که با به قدرت رساندن وی به دنبال دستیابی به اهداف و منافع خود هستند.

به گزارش فارس، "لوئیس توماس مک‌فدن " نویسنده صاحب‌نام مجارستانی طی گزارشی برای هفته‌نامه "امریکن‌فری‌پرس " نوشت: نوشتن یک کتاب انتقادی درباره "باراک اوباما " ناعادلانه است، زیرا وی هدف آسانی محسوب می‌شود و کسی است که در خط مقدم قدرتمندان دیده می‌شود.
مک‌فدن می‌افزاید: اوباما تنها شخص در تاریخ آمریکا است که با سابقه تحصیلی و شخصی مبهم به قدرت رسیده است تا در نقش بلندپایه‌ترین مقام کشور در خط مقدم کسانی باشد که در پشت صحنه به جهت‌دهی سیاست‌ها می‌پردازند.


این گزارش با اشاره به کتاب جدید "ویکتور تورن " با عنوان "تاریک‌ترین اسرار اوباما فاش شد "، می‌افزاید: این کتاب به بررسی روابط پشت‌پرده‌ای می‌پردازد که اوباما را به قدرت رساند.


بر اساس افشاگری‌های این کتاب، در حقیقت مسئله گواهی تولد اوباما کمترین مشکلی است که در مورد مشروعیت اوباما برای تصدی پست ریاست‌جمهوری آمریکا وجود دارد.


تورن در کتاب خود تاکید می‌کند که پس از هشت سال فعالیت "جورج بوش "، زمینه برای اوباما آماده شد تا آمریکا را در مسیر نابودی به پیش ببرد.
ویکتور تورن هم‌چنین به روابط نزدیک اوباما و فرد شیادی به نام "آنتوین رزکو " اشاره می‌کند. کسی که از سال 1990 همه نوع حقه قانونی و غیرقانونی را برای تامین هزینه‌های باراک اوباما به کار گرفت. البته روابط اوباما با رزکو پس از آنکه وی در سال 2008 به پرداخت رشوه در 16 مورد مختلف محکوم شد، پایان یافت.


از جمله دیگر اشخاصی که با اوباما روابط نزدیکی داشته، "ویلیام ایرز " تروریست معروف دهه 70 میلادی است که ظاهرا سردسته حلقه نزدیکان به اوباما بوده است.


این گزارش می‌افزاید: در حلقه نزدیکان سیاسی اوباما نیز می‌توان به اعضای "کمیته سه‌جانبه "، "گروه بیلدربرگ " و "جوامع صهیونیستی " و "مالی " اشاره کرد. از جمله این افراد، "رام‌ امانوئل " رئیس‌ کنونی کارکنان کاخ سفید مشهودترین شخصی است که حتی خانواده‌اش دارای سوابق تروریستی هم هستند.


مک‌فدن در انتهای این گزارش تاکید می‌کند که اوباما در واقع در خط مقدم افرادی قرار گرفته است که در پشت پرده سیاست غرب، منافع خاص خود را دنبال می‌کنند.

خبر آنلاین

حمله به مسلمانان به خاطر نخوردن مشروب!

حمله به مسلمانان به خاطر نخوردن مشروب!
در چند روز اخیر پوسترهایی بر در و دیوار مناطق مسکونی در پاریس الصاق شده که در آن از جوانان و زنان خواسته شده تا در راهپیمایی علیه مسلمانان در روز جمعه آینده شرکنت کنند. تعدادی از این پوسترها در مناطق مسلمان نشین پاریس نیز نصب شده است.

به گزارش خبرنگار تابناک به نقل از «سی.ان.ان» از پاریس، در این اطلاعیه به مسلمانان به دلیل عدم استفاده از مشروبات الکلی مورد حمله قرار گرفته و مدعی شده‌اند این کار موجب شده که مردم پاریس از مشروبات الکی متنفر شوند و احساس ناخوشایندی داشته باشند.

گروهی دیگر از اعضای احزاب اجتماعی پاریس نیز با استفاده از مخاطبین خود روی شبکه فیس بوک از هواداران خود خواسته‌اند با لباس‌هایی که ناخوشایند مسلمانان است، در تظاهرات روز جمعه شرکت کنند تا به مسلمانان نشان دهند که پاریس همچنان پاریس است!

 گروهی دیگر نیز که خود را «فرانسوی‌های اصیل» نامیده‌اند، اعلام کرده‌اند که پاریس باید در دست فرانسوی‌ها باشد و معنا ندارد که در قلب پاریس نماز جمعه برگزار شود.

«عبدالعزیز شعبی» رئیس جمعیت «مبارزه با نژادپرستی و اسلام هراسی» پاریس در این زمینه گفت: این وضعیت اعلام جنگ واقعی علیه مسلمانان است و از مقامات فرانسه می‌خواهیم مانع از برگزاری این تظاهرات سخیف بشوند.

«محمد موسوی» رئیس شورای مسلمانان فرانسه نیز گفت: این حرکت از سوی احزاب راست گرای فرانسه سازماندهی و حمایت شده و علاوه بر مسلمانان، اتباع عرب غیرمسلمان تبعه فرانسه را نیز دربرمی‌گیرد.

وی اظهار امیدواری کرد که مقامات فرانسوی اجازه برگزاری این راهپیمایی غیر قانونی را ندهند.

خبرآنلاین

تنها 2/5 درصد شهرهاي افغانستان امنيت دارند

يکي از نيروهاي امريکايي در خيابان‌هاي قندهار
سرپرست وزارت کشور افغانستان در نشست عمومي مجلس نمايندگان اعلام کرد که از 364 شهرستان اين کشور تنها 9 شهرستان معادل دو و نيم درصد، از امنيت برخوردار هستند.

به گزارش خبرنگار پرس تي‌وي، منيز منگل در گزارش چهارشنبه(26 خرداد) خود افزود: "114 شهرستان با تهديد جدي، 50 شهرستان با تهديد متوسط و 191 شهرستان ديگر هم با تهديد کم مخالفان مسلح دولت افغانستان مواجه هستند."

وي همچنين با اشاره به انتخابات پيش روي کشور افغانستان در سال جاري، خاطر نشان کرد: "از 6835 مرکز راي براي انتخابات سال جاري خورشيدي 3840 با تهديد جدي، 298 با تهديد متوسط و 1912 با تهديد کم مواجه‌اند."

سرپرست وزارت کشور، وزير دفاع و سرپرست رياست کل اطلاعات افغانستان روز چهارشنبه به دعوت نمايندگان براي بررسي وضعيت امنيت انتخابات پارلماني که قرار است تا سه ماه ديگر برگزار شود، در مجلس حضور يافتند و به پرسش‌هاي نمايندگان پاسخ دادند.

منيز منگل اين آمارها را در جلسه عمومي مجلس افغانستان ارائه کرد اما تاکيد کرد که امنيت انتخابات از سوي پليس تامين خواهد شد.

انتخابات مجلس حدود 3 ماه ديگر در افغانستان برگزار مي‌شود. در اين انتخابات 2600 نفر براي به دست آوردن 249 کرسي مجلس به رقابت خواهند پرداخت.

آمار ناامني گسترده در افغانستان، در حالي اعلام شد که 9 سال از حضور نظامي امريکا و متحدانش در اين کشور مي گذرد و هيچ يک از وعده‎هاي واشنگتن براي ايجاد امنيت در اين کشور به تحقق نپيوسته است.
پرس تی وی

آیا افغانستان در آستانه سقوط است؟

وضعیت امنیتی اساسی‌ترین مساله افغانستان در شرایط کنونی است. امنیت هر روز رو به وخامت می‌گذارد، اما تدابیر جهت جلوگیری از افزايش ناامنی، هنوز به چشم نمی‌خورد. به گفته وزیر دفاع، 25 هزار مخالف مسلح دولت به شمول 3 هزار تروریست خارجی، در تلاش برهم زدن امنیت و اخلال انتخابات پارلمانی هستند (طنز این است که وزیر دفاع فقط حاضر است مخالفین مسلح خارجی را تروریست بگوید). بر اساس گفته منیر منگل سرپرست وزارت داخله، از 364 ولسوالی افغانستان، 355 ولسوالی مورد تهدید تروریستان طالب قرار دارد. به این حساب صرفا 9 ولسوالی باقی می‌مانند که فعلا مورد تهدید قرار ندارند. بر اساس آمار وزارت داخله 114 ولسوالی مورد تهدید بلند، 50 ولسوالی مورد تهدید متوسط و 191 ولسوالی مورد تهديد پایین قرار دارند.

این آمار بدون شک خطرناک و مایوس کننده است و حتا یک فرجام غم‌انگیز  را روایت مي كند و نشانه‌های سقوط را هشدار می‌دهد. ولی دلایل افزایش ناامنی و خطر چیست؟ دلایل زیر را می‌توان در این راستا برشمرد:
1- عدم جدیت دولت در امر مبارزه با تروریزم و یا فقدان دولت
واقعیت این است که تاکنون دولت اراده قوی در مبارزه با تروریزم نداشته است، بلکه عملا به احیای مجدد تروریستان طالب با سیاست‌های اشتباه، یاری رسانده است. طرح مذاکره با طالبان، جلوگیری از عملیات نظامی بر مواضع تروریستان، دیپلوماسی ضعیف و انفعالی در برابر كشورهاي منطقه و پاکستان، برگزاری جرگه مشورتی صلح و شماتت‌های ممتد با طالبان، از جمله دلایل اصلی افزایش ناامنی اند. به عبارت دیگر، در افغانستان دولت وجود ندارد و در شرایط فقدان دولت، افغانستان عملا به فروپاشی ساختاری و زدایش انگیزه‌های ملی مواجه است. این ضعف تاحدی شدید است که اگر دو نفر هم در یک ولسوالی تفنگ بگیرند، ولسوالی ناامن می‌شود. نبود دولت سبب می‌شود تا فرهنگ معافیت حاکم شود، بی‌عدالتی اوج گرفته و نارضایتی نیز به نقطه انفجار برسد. به این ترتیب فرصت برای دشمن نیز مساعد می‌شود تا امنیت را برهم بزند. 
2- عدم جدیت ناتو و جامعه جهانی در امر مبارزه با تروریزم
ناتو و ایالات متحده امریکا نیز در روند مبارزه با تروریزم، به صورت جدی تلاش نکردند، در شناسایی و تعریف دشمن کوتاه آمدند و شرایط منطقه و افغانستان را تاحدود زیادی به پاکستان واگذار کردند. به این دلیل فرصت ظهور مجدد تروریستان طالب مساعد گردید.
3- مواد مخدر و شکاف‌های قبیله‌ای-محلی از جمله عوامل دیگر در افزایش ناامنی‌ها در افغانستان اند.
مبارزه با مواد مخدر صورت نگرفت و بر شکاف‌های قبیله‌ای-محلی نیز مرحم گذاشته نشد. خودسری‌های محلی، دشمنی‌های خانوادگی، اوج رقابت و مافیایی مواد مخدر به صورت فراگیر از جمله عوامل جدی در افزایش ناامنی‌ها و گسترش تهدیدات می‌باشند.
4-حمایت‌های گسترده پاکستان از طالبان
این نکته حداقل در داخل افغانستان مورد توافق است که پاکستان از طالبان حمایت‌های همه‌جانبه می‌کند. در کنار پاکستان، ایران نیز در تجهیز طالبان و فرستادن سلاح به داخل افغانستان بدون نقش نیست که بارها به جای دولت واکنش‌ رسانه‌ها را برانگیخته است. پس می‌توان گفت که حمایت‌های منطقه‌ای از طالبان یکی از فکتورهای  مهم است که سبب افزایش ناامنی‌ها و گسترش خطرات شده است.
5- عدم تعریف دقیق از دشمن و مسامحه کردن با آن
یکی از دلایل مهم دیگر این است که دولت افغانستان عمدا نخواست از دشمن تعریف دقیقي انجام بدهد تا روند مبارزه با آن موفق باشد و مردم افغانستان نیز نسبت به دولت اعتماد کنند. بلکه حکومت همواره خواسته است با تروریستان طالب با مسامحه تمام برخورد کند. تا جایی که فاروق وردک منکر تروریستان طالبان شد.
این در حالی است که وزیر دفاع از وجود 25 هزار تروریست طالب خبر می‌دهد و وزارت داخله ادعا می‌کند که 355 ولسوالی مورد تهدید است. اگر فرض را عجالتا بر تساوی مساحت این ولسوالی‌ها بگیریم، به این حساب 97 فیصد خاک افغانستان مورد تهدید قرار دارد. در حالی که در زمان مقاومت، طالبان توانسته بودند بر 90 فیصد خاک افغانستان تسلط حاصل کنند. این مقایسه در شرایطي انجام می‌شود که 42 کشور قدرت‌مند جهان، بزرگترین پیمان نظامی (ناتو) به شمول اردو و پولیس ملی افغانستان، ادعای مبارزه با تروریزم در افغانستان دارند. یعنی، مجموعا در حدود 300 هزار سرباز مسلح و مجهز (اردوی ملی، پولیس ملی و تمامی نیروهای بین المللی) در افغانستان مستقر هستند. با توجه به آمار وزارت دفاع ملی که تعداد مخالفان مسلح را 25 هزار اعلام کرده است، در برابر هر تروریست عملا 12 سرباز مسلح وجود دارند. در این مقایسه می‌توان تجهیزات نظامی را نیز در نظر داشت. ولی راز اصلی این است که اراده اي برای مبارزه و تعریف دقیق و صادقانه از دشمن وجود ندارد. این نکته، دلیلی بر اثبات ادعاهای امرالله صالح مبنی بر این که دلیل استعفایش تزلزل اراده رییس جمهور کرزی در مبارزه با تروریزم بوده است، نیز می‌باشد.
پس می‌توان چنین نتیجه گرفت که تصمیمی برای نجات افغانستان و مبارزه با تروریزم وجود ندارد، بلکه عملا روند مبارزه با تروریزم توسط نیروهای مشکوک مورد سبوتاژ قرار گرفته و افغانستان به سوی یک پرتگاه هولناک در حرکت است. اگر وضعیت چنین ادامه پیدا کند، متاسفانه و دردمندانه سقوط افغانستان امري متحمل جلوه می‌کند؛ هرچند که گفتن چنین چیزی آدم را آزار می‌دهد و مایوس می‌کند. پس نباید بیشتر از این با سرنوشت مردم افغانستان ظالمانه بازی کرد.

شاکر مهریار

هشت صبح

بررسی حذف هفت نام دیگر از فهرست سیاه حذف نام «ملا عمر» و «حکمتیار» مورد بررسی نیست

بر بنیاد اطلاعات رسیده به روزنامه‌ی ماندگار، یک هیأت سازمان ملل در کابل در تبانی با حکومت افغانستان، حذف نام هفت عضو گروه طالبان را از فهرست سیاه شورای امنیت سازمان ملل، مورد بررسی قرار داده است. به گفته‌ی یک منبع، حذف نام‌های ملا محمد عمر رهبر طالبان و گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی، در حال حاضر مورد بررسی این هیأت نیست.

این منبع می‌گوید که در مورد حذف نام‌های تروریستان از فهرست سیاه، تصمیم نهایی به دست 15 عضو هیأت تحریم شورای امنیت است. او می‌افزاید که در میان هفت عضو طالبان که قرار است، تا پایان ماه روان میلادی پس از یک بازنگری، از فهرست سیاه حذف شوند، نام‌های برخی از افراد طالبان که با حکومت پیوسته اند و یا هم اکنون، با مقام‌های حکومتی در تماس مستقیم استند، نیز به چشم می‌خورد. حذف نام طالبان از فهرست سیاه، یکی از ماده‌های قطع‌نامه‌ی جرگه‌ی مشورتی صلح بود که به ابتکار حامد کرزی و به منظور دست‌یافتن به راهکار‌های مصالحه با طالبان، اخیراً در کابل برگزار شد. در بخشی از این قطع‌نامه آمده است: «دولت باید در تفاهم با جامعه جهانی در مورد حذف اسامی مخالفین از لست سیاه اقدام عاجل نمایند.» در پی این درخواست، دفتر سازمان ملل در کابل اعلام کرد که شورای امنیت این سازمان، فهرست سیاه تروریستان را مورد بازنگری قرار می‌دهد.

استفان دی‌مستورا، نماینده‌‌ی سازمان ملل در کابل گفت که هیأتی از کارشناسان شورای امنیت به کابل آمده اند و کار روی بازنگری فهرست سیاه را آغاز کرده اند. پیش از این نیز، آقای کرزی خواستار حذف نام‌های برخی از سران طالبان شد که در پیوند با این درخواست، شورای امنیت سازمان ملل نام‌های پنج تن از مقام‌های پیشین طالبان را که هم اکنون در کابل به سر می‌برند، از فهرست سیاه حذف کرد. وکیل احمد متوکل سخنگو و منشی پیشین ملا عمر و وزیر خارجه حکومت طالبان، فضل محمد فیضان معاون سابق وزارت تجارت طالبان و عضو گروه مولوي منصور، شمس الصفا امين زي عضو مطبوعاتی وزارت خارجه طالبان و مترجم نیرو‌های ایتالیایی پس از سقوط این حکومت، عبدالحكيم منيب عضو تحريك طالبان و معاون وزارت سرحدات در اين رژيم و محمد موسي هوتك معین وزارت پلان طالبان، پیش از این از فهرست تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل حذف شدند.

اما نام‌های عبدالسلام ضعیف، سفیر حکومت طالبان در پاکستان که مدتی را در زندان گوانتاناموی امریکا گذرانده و اکنون در کابل به سر می‌برد و همچنان ارسلا رحمانی، معین وزارت تحصیلات عالی در حکومت طالبان که اکنون به حیث عضو مجلس سنا کار می‌کند، در آن زمان از فهرست سیاه حذف نشد. بر بنیاد قطع‌نامه‌ی مصوبه‌ی سال 1999 شورای امنیت سازمان ملل، نام‌های افراد وابسته به گروه‌های طالبان و القاعده در فهرستی به نام«فهرست سیاه» درج شد و تحریم‌هایی نیز بر آنان وضع گردید.

فهیم رسا

ماندگار

بررسی وضعیت افغانستان و احتمال فروپاشی نظام

امنيت

اوضاع امنیتی در روز‌های پسین، همان گونه که قبلاً به آن اشاره شد، رو به بد‌تر شدن است و تداوم نا‌امنی‌های اخیر، نگرانی‌های جدی را در میان‌ مردم، ایجاد کرده است. ولایت‌های جنوبی کشور،‌هر چند که از پیش در وضع نامناسبی قرار داشتند؛‌ اما در روز‌های پسین، این وضع، به نامناسب‌ترین شکل خود رسیده است.

برعلاوه‌ی سایر نقاط جغرافیایی کشور، ولایت‌های شمالی نیز از وضع مطلوبی بهره‌مند نیست. مخالفان مسلح نظام در ولایت‌های بغلان و کندز، شب‌هنگام با هشداری که به شبکه‌های مخابراتی داده اند؛ آنتن‌های تلیفون‌های همراه را قطع می‌‌کنند. از ولایت فاریاب نیز سروصداهای نفوذ مخالفان مسلح وجود دارد که تا هنوز اقدام جدی از جانب مسؤولان امنیتی کشور در این زمینه صورت نگرفته است.

اما این که چرا بحران امنیتی در کشور روز تا روز شدت می‌یابد و به بی‌ثباتی و بی‌امنیتی افزوده می‌شود، احمد ضیا نیکبین، استاد دانشگاه کابل می‌گوید که عامل اساسی تشدید بحران سیاسی و امنیتی در کشور را ضعف مدیریت دولتمردان و نظام بی‌کفایت حاکمیت تشکیل می‌دهد؛ دولت با تمام نیروهای امنیتی خود حاضر نیست صلح پایداری را در افغانستان به وجود بیاورد؛ مأموران نظام امنیتی و سیاسی کشور به حدی در فساد و کارهای مافیایی غرق اند که اصلاً رسیدگی به مردم و کشور در ذهن شان هم خطور نمی‌‌کند.

و اما محمد عاصم، عضو مجلس نمایندگان باور دارد که در افغانستان نظام‌هایی توانستد موفقیت خود را در زمینه‌ی تأمین امنیت، صلح و ثبات متبارز نمایند که از موضع و برنامه‌ی مشخص و تعریف شده‌یی برخوردار بودند؛ دوست‌ها و دشمنان شان کاملاً روشن و مشخص بود؛ هر زمانی که مردم افغانستان دانستند نظام و دولت با آنها ست از آن حمایت و پیشتیبانی کردند.

در همین حال، حبیبه دانش عضو دیگرمجلس نمایندگان می‌گوید که اگر درسال‌های اول جامعه جهانی و دولت افغانستان می‌خواستند طالبان و سایر مخالفان صلح و ثبات را نا بود سازند آن ها یک جمع بسیار کوچک بودند؛ او می‌گوید: «در اوایل، مخالفان دولت فاقد همه تجهیزات، توانمندی‌ها و قابلیت‌های جنگی بودند که به زودی آن‌ها نابود می‌شدند.

در عین حال،‌ آقای نیکبین با اشاره به استعفای دومقام ارشد امنیتی کشور اضافه می‌کند: «چالش‌های امنیتی بود که دو مقام بلند‌رتبه‌ی نظام امنیتی کشور استعفا کردند. آن‌ها در به وجود آوردن امن و نظم سیاسی و امنیتی درکشورعاجز بودند؛ بنابراین، از سمت‌های خود کنار رفتند؛ اما این که چرا آن‌ها از تأمین امنیت در نظام عاجز بودند، روشن است که دولت چنانی که باید آن‌ها را در این مسأله همکاری می‌کرد، نکرد.»

اما خانم دانش باور دارد که بی‌برنامگی نظام سیاسی سبب شده است که امنیت در کشور به وجود نیاید و با تغییر مهره‌ها هرگز نظام امنیتی کشور بهبود نخواهد یافت. او می‌افزاید: دقیقاً وضعیت امنیتی هر روز بدتر از دیروز می‌شود؛ بعضی‌ها در نظام باور دارند که با تغییر مهره‌ها در رأس نهاد‌های امنیتی، شاید وضعیت امنیتی خوب شود، اما من باورمند هستم که تغییر مهره‌ها کاری را به جای نخواهد رسانید، تا زمانی که ما در سیاست‌های نظام امنیتی کشور، راهبرد‌ها، راهکار‌ها و استرتیژی‌های خود را عوض ننماییم، فکر نمی‌کنم وضعیت خوب شود.

او می‌افزاید: «با تغییر آقایان امرالله صالح و حنیف اتمر به هر اندازه که کدر‌های موثر دیگری هم پیشنهاد گردد، بازهم وضعیت به همین منوال ادامه خواهد داشت. ما باید راهبردها، برنامه‌ها و پالیسی‌های خودمان را در قسمت تأمین امنیت و برقراری صلح در کشور تغییر بدهیم و روی پالیسی‌های موجود تجدید نظر کنیم.

آقای نیکبین از انعطاف بیش از حد دولتمردان کشور در رابطه به مفاهمه ومذاکره با مخالفان، انتقاد می‌کند و می‌گوید: «دولت حاضر نبوده و نیست که دیدگاه‌های مسوولان امنیتی کشور را در مورد مخالفان نظام و قاتلین مردم افغانستان بشنود و آنهایی را که خون مردم افغانستان را به ناحق به زمین می‌ریزند مؤاخذه کند.

وی اضافه می‌کند که دولت در مقابل 99 درصد مردم کشور می‌خواهد معامله نمای؛ معامله با تدویر جرگه؛ اما با برگزاری جرگه نه تهایی که گامی در راستای ایجاد صلح برداشته نشد که ما را از رسیدن به صلح بازماند و در این جرگه مواردی به فیصله رسید که در پی آن دشمنان و قاتلان مردم افغانستان از زندان رها می‌شوند و راه‌های حضور آن‌ها در نظام جستجو می‌شود و روز تاروز دوایر دولتی افغانستان را به دست آن‌ها واگذار می‌کنند.

اما به باور آقای عاصم، دلیل اساسی ضعف و بی‌کفایتی نظام موجود، ریشه در بی‌برنامگی وعدم پالیسی مشخص نظام کشور دارد. او می‌گوید: «برنامه‌ی نظام موجودبه حدی نامشخص است که دوستان و دشمنان آن معلوم نیست و تاحال دوست و دشمن کشور ما از جانب دولتمداران ما مشخص نگردیده است.» اما تا چه زمانی این وضعیت در کشور ادامه پیدا خواهد کرد؟

احمد ضیا نیکبین می‌گوید: «نظام، تا زمانی نمی‌تواند در خود تغییر ایجاد کند که مسوولان صادق، متعهد و پاسخگو در ادارات دولتی جایگزین کسانی نشوند که خود، مافیای تمام دارایی‌های مردم افغانستان هستند.» به گفته‌ی وی، تازمانی که کارگزاران اصلی فساد و جعل در نظام موجود باشند، امیدی برای بیرون‌رفت از وضعیت را نباید انتظار داشته باشیم. در همین حال، آقای عاصم می‌گوید: حکومت هیچ حرفی برای مردمی که از آن حمایت و پیشتیبانی می‌کنند ندارد، به همین اساس است که روز تا روز در بی‌امنی، و بی‌ثباتی در کشور افزون به عمل می‌آید و حیطه‌ی اقتدار دولتی در کشور کاهش می‌یابد.

اما راهکاری که برای بیرون رفت از وضع موجود می‌تواند مطرح شود چیست و با در‌نظر گرفتن چه رویکردی، نظام، قادر به تأمین امنیت و صلح نسبی درجغرافیای به نام افغانستان خواهد شد؟ احمد ضیا نیکبین در این باره می‌گوید: «تازمانی که این دستگاه فاسد در دولت افغانستان قدرت را به دست داشته باشد، بهبود وضعیت در کشور ناممکن و بعید به نظر می‌رسد. این آقایان باید کنار بروند، چرا که دیگر آن‌ها در میان مردم جایگاهی ندارند.»

به گفته‌ی آقای نیکبین، دولتمردان ما ادعا می‌کردند که ما در افغانستان امنیت را تأمین می‌کنیم و فساد اداری و مواد مخدر را بر می‌چینیم و با کسانی که خون مردم کشور را ناحق به زمین ریختند مؤاخذه می‌نماییم؛ اما دیده شد که عملاً هیچکدام این‌ها متحقق نشده اند و درهمه موارد یاد شده، دولت صد در صد ناکام مانده است. در همین رابطه آقای عاصم می‌گوید که چون دولت به پیروان خودش حرف روشن ندارد، به همین اساس است که مردم، ‌روز تاروز به نظام شاکی می‌شوند و اطمینان و اعتماد خود را برای بیرون‌رفت از وضعیت موجود و نظام سیاسی حاکم از دست می‌دهند. به باور این نماینده‌ی مردم، بی‌اعتمادی مردم نسبت به نظام سبب گردیده است که حیطه‌ی قدرت و اقتدار نظام دولتی، کم کم کاهش یابد و دولت در ولایت‌هایی که در هفته‌ها و ماه‌های گذشته از حاکمیت بالای بهره‌مند بود، در این روزها آن حاکمیت را کاملاً از دست داده است.

اما این که چه زمانی دولت در ساحات مختلف کشور اقتدار از دست رفته خود را باز خواهد یافت؟ آقای عاصم می‌گوید: تا زمانی که دولت در تبانی با مردم، مردانه ایستاد نشود و دوست و دشمن خود را مشخص ننماید و مردم باورمند نگردند که حکومت در هرشرایطی از آن ها دفاع خواهد کرد و آنان را تنها نخواهد گذاشت، امکان تأمین امنیت و بیرون رفت از نابسامانی‌های سیاسی در کشور وجود ندارد. به گفته‌ی او، دولت باید یکی از وجایب اساسی خود را بسیج کردن مردم در برابرمخالفان مسلح نظام می‌دانست که ندانسته است.

اما تلاش‌هایی که در روز‌های اخیر در زمنیه‌ی تأمین امنیت و صلح از جانب حاکمیت صورت می‌گیرد به چه نتیجه خواهد رسید؟ خانم حبیبه دانش، می‌گوید: آن‌هایی که با ما ایدیولوژیک برخورد می‌کنند وهیچگونه سر سازشی نسبت به برقراری صلح در کشور ندارند، باید با آن‌ها نظامی برخورد صورت بگیرد؛ اما با کسانی که به خاطر لقمه‌ی نان در کنار مخالفان نظام قرار گرفته اند باید با آن‌ها از دریچه‌ی تفاهم ومذاکره به پیش برویم. این نماینده‌ی مردم تصریح می‌کند: «کسانی که بر خورد‌های، انحرافی و افراطی دارند، باور من این است که مذاکره و مفاهمه با آن‌ها به هیچ نتیجه نخواهد رسید.» ادامه دارد.

جمشید یما

ماندگار