نیم نگاهی به گفتگوی رایس ویلسون سرپرست سفارت امریکا در کابل

چند روز پیش تلویزیون طلوع نیوز گفتگوی با سرپرست سفارت  امریکا در افغانستان داشت که آقای لطف الله نجفی زاده پرسش های سختی را از آقای رایس ویلسون پرسیدند که پاسخ های ناروشن آقای سفیر توجه من را بخود جلب کرد و خواستم نکته نظر های مهم آنرا برجسته ساخته و به موشگافی بگیرم.

آقای رایس ویلسون :  امریکا افتخار دارد که ماموریت نظامی خود در افغانستان را پس از ۲۰ سال مسوولانه پایان میدهد. ایشان فرمودند که امریکا پول هنفگت را در افغانستان هزینه کرده و در نتیجه آن زنده گی مردم بهتر گردیده و کشور رو به پیشرفت و توسعه روان است.

من نمیدانم چگونه آقای ویلسون چنین افتخار میکند که هم اکنون بالای ۹۰ درصد مردم افغانستان زیر خط ناداری زنده گی مینمایند و کشت مواد مخدر و صادرات آن به بالاترین سطح رسیده است و جنگ و بدبختی دامنگیر همه افغانستان شده است و هر روز صد ها فرد ملکی و نظامی کشته میشوند و دهشت افگنان هر روز دارند قدرتمندتر میشوند.  آقای سفیر مقایسه بیرون شدن نیروهای امریکایی به مانند بیرون شدن قشون سرخ  را نادرست خواند و پاسخ فکاهه مانند داد و یادآور شد. ما خود تصمیم گرفتیم که از افغانستان بیرون شوییم مگر قشون سرخ در جنگ افغانستان شکست خورد و مجبور به ترک افغانستان شد. آقای سفیر مگر شما فکر میکند، همه نادان اند و درک از وضعیت نظامی شما در برابر یک گروه کوچک دهشت افگن در افغانستان ندارند ؟ آقای ویلسون برای افغانستانی ها و مردم جهان آفتاب وار آشکار است که شما در جنگ با دهشت افگنان در افغانستان شکست خوردید و برای پوشاندن آن، فرار را از افغانستان بر قرار ترجیج دادید و راه گریز جستجو دارید.

 آقای رایس ویلسون درمورد پرسش  چگونه گی کمک های  وعده شده سالانه ۴٫۱میلیارد دالری به نیروهای نظامی کشور  که از طرف خبرنگار پرسیده شده بود را پاسخ نداد و تصمیم گیری در این مورد را به واشنگتن محول ساخت. در ضمن پرسش های در مورد قرارداد امنیتی کابل واشنگتن پسا بیرون شدن، روابط طالبان با القاعده مطرح شد که ایشان همچنان پاسخ های ناروشن دادند و هر بار که در برابر پرسش ها کم می آورد، میگفت: این در حیطه صلاحیت کاری من نیست و تصمیم در باره آن در واشنگتن( سیاسی  و پنتاگون( نظامی ) گرفته میشود. در کل درست فهمیده نشد که امریکا پسا بیرون کردن نیروهای نظامی خود با افغانستان چگونه رابطه را در نظر دارد و برقرار مینماید؟!! چون ترس آن میرود که آنها پس از بیرون ساختن نیروهای نظامی شان، نماینده گی های سیاسی شانرا هم بسته نمایند. این را بخاطر یادآور شدم که خبرنگار طلوع نیوز پرسش را از سفیر ویلسون پرسید و گفت : گپهای شنیده میشود که سفارت انگلیس در نظر دارد تا سفارت خود در کابل را ببندد ، آیا شما در اینمورد چیزی میدانید؟ سفیر امریکا تلویحن گفت که ما رایزنی های با کشور های متحد خود داریم ولی نخواست روشنی بیشتر باندازد. اگر غربیها چنین اشتباه را انجام دهند، افغانستان وضعیت پسا پیروزی مجاهدین را در پی خواهد داشت. چون آن زمان کشورهای غربی یکی پس دیگر دروازه سفارت خانه های شان بستند و کشور و مردم  افغانستانرا تنها گذاشتند که ما گرفتار جنگ های خانماسوز شدیم.

 در پایان باید بدانیم که امریکا و ناتو بخاطر برقراری صلح در افغانستان نیامده بودند،بلکه آنها برای پیشبرد اهداف راهبردی همانا برهم زدن اوضاع در کشورهای آسیایی مرکزی و چین و روسیه و ایران به افغانستان لشکرکشی کردند. بدبختانه  در بیست سال نتنها به کدام زیر ساخت های بنیادین دست پیدا نکردیم، بلکه  اوضاع اقتصادی سیاسی کشور ما  روز به روز بدتر شد. پس تنها راه حل که میتوان اوضاع کشور را از ناهنجاری اقتصادی ،سیاسی ،نظامی پسا بیرون شدن نیروهای امریکایی و ناتو رهایی بخشید:

یک: نگاه به ظرفیت های درون کشور در بخش های گونه گون بویژه اقتصادی و نظامی

دوم : کار و تلاش مشترک و صادقانه سیاسیون

سوم : همبستگی و همدیگر پذیری

یک بازی جدید " صلح بریتانیایی"

لندن در جستجو «مصالحه» میان مسوولان قوای امنیتی افغانستان و پاکستان است. 
این تلاش بخشی از یک طرح بزرگ ستراتیژیکی می باشد که ژنرال سُر  نیکلاس کارتر ابتکار آن را به عهده گرفته است.
پس از «خروج» نسبی ایالات متحده امریکا از افغانستان و تغییر سیاست آن در قبال منطقه، بریتانیا در تلاش است تا وارد سیاست بزرگ شود. طراح برگشت بریتانیا ژنرال نیکلاس کارتر است. 
ژنرال نیکلاس کارتر یک نظامی   و ستراتیژیست برجسته  بریتانیایی می باشد. «ستراتژی جدید» مدرنیزاسیون نیروهای مسلح سلطنتی در چوکات دکتورین «بریتانیای گلوبال» از طریق تقویت نیروهای دریایی در دوران "جهان چند قطبی و رقابت های دائمی"  با نام او گره خورده است. 
او به سوی نظریه هارتلند یا «قلب جهان» سر هافورد جان مکیندر بر می گردد و نظریه حضور دوباره بریتانیا در مسایل بین المللی و دفاع از منافع آن را در وضعیتی که روسیه، چین و تروریسم بین المللی بزرگترین چالش های بریتانیا خواهند بود، مطرح می سازد. 
مطابق تیوری هارتلند افغانستان بخش از «بازی بزرگ» در آسیای میانه بود. ژنرال کارتر آن بازی را به طوری جدی می خواهد دوباره برگرداند. 
بریتانیایی ها از چهار سال بدینسو به لابیگری برای تغییر سیاست ایالات متحده در افغانستان شروع کردند، که بر محوریت پاکستان بنایافته بود.  لندن همیشه در کنار پاکستان قرار داشته است چیزی که در سیاست های امریکا به گونه منظم نمی تواند آن را سراغ کرد. 
چهار سال پیش بریتانیا تلاش هایی را آغاز نمود تا به حکومت ترامپ بقبولاند، که بدون پاکستان صلح در افغانستان ممکن نیست و باید به آن کشور فرصت داده شود تا زمینه صلح را در افغانستان فراهم سازد. بریتانیایی ها اداره امریکا را متقاعد ساختند که روسیه، چین و ایران مانع تقویت نفوذ آنها در منطقه استند.  
پیش از آن در سال 2017، ژنرال های پاکستان مجموعه سفرهای به لندن نمودند تا وفاداری شان را به بریتانیا تکرار نمایند. 
ژنرال آصف غفور، رییس Inter-Services Public Relations با تلاش زیاد برتانیایی ها را متقاعد ساخت که اشتباه ایالات متحده باعث شده است تا پاکستان به اردوگاه چین نزدیک شود. در همان زمان، ژنرال غفور گفته بود: "ما به شما نزدیک تر از متحد  شرقی ما (چینی ها)"  استیم.  ما ویژگی های مشترک، حتی واحدهای نظامی با فرم مشابه بریتانیایی  در پاکستان می باشیم که پس  از ختم استعماری هنوز آن را نگهمیداریم. گذشته مشترک به طور طبیعی ما را با غرب  پیوند می دهد. "
همزمان پاکستانی ها لابیگری در اسراییل را نیز شروع نمودند، تا از طریق آن کشور در سیاست های ترامپ در قبال پاکستان و افغانستان  تجدید نظر به وجود آید. 
برای این که  امریکایی ها را ترسانده باشند، بخش داعش  ساخته شده توسط آی اس آی  را در مناطق شرقی افغانستان جابجا نمودند. طرح داعش سازی پاکستان از حمایت اسراییل نیز برخوردار گردید ـ چیزی که اسراییل در سوریه و عراق انجام داده بود.   
در نتیجه امریکایی ها تحت فشار متحدان نزدیک یعنی بریتانیا و اسراییل پذیرفتند تا با طالبان داخل مذاکره شوند. موضوع آغاز مذاکرات پنهانی و علنی با طالبان  خارج از این بحث است. 
اما درین مدت بالآخره نظامیان پاکستان توانستند کشور شان را در مرکز بازی جنگ و صلح افغانستان قرار دهند.
ـــــــــــــ
برنامه های ژنرال نیکولاس کارتر فراتر از موضوع جنگ و صلح افغانستان می رود. او میخواهد کشورش در «بازی بزرگ جدید» یکی از بازیگران پرقدرت باشد. این بازی باید به کمک مستقیم MI6  پیش برده شود. 
رییس کنونی استخبارات خارجی بریتانیا MI6 یعنی «ریچارد مور» متولد لیبیا و سفیر پشین ترکیه است. او روابط خیلی دوستانه و تاثیرگذار با رجب طیب اردوغان دارد. برنامه های بلندپروازانه اردوغان به حیث بازیگر اصلی در «خاور میانه بزرگ» و «آسیای میانه بزرگ» ـ طرح های عصرجورج دبلیو بوش و نیوکانسرواتیف ها  را ترکیه عملی می سازد و از حمایت MI6 برخوردار است. حتا گفته می شود، جنگ در کوهستان قره باغ در آذربایجان به گونه یی آغاز عملیات مشترک بریتانیا و ترکیه می باشد.
فعالیت های استخباراتی بریتانیا با ستراتیژی نظامی ژنرال کارتر در هماهنگی است.
او همکاری  جدیدنظامی بریتانیا و پاکستان را بخشی از نخستینگی های برنامه اش می پندارد که به طور عینی علیه منافع روسیه، چین و ایران می باشد.
او مشکل افغانستان را نه در خط مذاکره میان افغانستانی ها بلکه توافق نهاد های نظامی افغانستان و پاکستان می بیند ـ به ویژه که حمدالله محب شخص مورد اعتماد MI6 و در کل، بریتانیا ها است.
 به همین منظور نخستین ملاقات میان مقامات نظامی افغانستان و پاکستان را به تاریخ ۹ مارچ ۲۰۲۱ در بحرین سازمان داد، که از جانب افغانستان حمد الله محب، احمد ضیا سراج و یاسین ضیا و از جانب پاکستان قمر جاوید باجوا و فیض حمید اشتراک نموده بودند.
در  نشست  نخست مقام ها کابل با پاکستان،  فرمانده گارد ملی بحرین فیلدمارشال محمد بن اسیر الخلیفه و مشاور امنیت ملی آنکشور شیخ ناصر بن حمد الخلیفه نیز اشتراک داشتند.
کابل درین زمینه گزارش وسیع نداشت.  در روز های اخیر پیش از دور دوم مذاکرات، حمدالله محب گفت: سفر هیأت پاکستانی به ادامه ملاقات بحرین است، که روی مشکلات دوجانبه بحث خواهند نمود. 
بریتانیا می کوشد چوکات مذاکرات را تغییر دهد. سعی می کند  تا مذاکرات مستقیم کابل و اسلام آباد با حمایت ترکیه و بدون حضور طالبان صورت گیرد.  
محل برگزاری نخستین ملاقات نیز خیلی پُر و سمبولیک  بود. بحرین مستعمره سابق بریتانیا، که متحد کنونی آن نیز است، روابط خوبی با ایران ندارد و ایران هنوز هم آن جزیره را بخش خاکش می پندارد. 
از سوی دیگر  روابط بحرین با ترکیه به سرعت در حال گسترش و نزدیکی است.
ترکیه به شمال افغانستان به حیث یک تخته خیز به سوی آسیای میانه بزرگ می نگرد و تسهیل کننده یی آن می تواند بریتانیا باشد. 
قدرت و منزلت دادن به  مارشال دوستم و امتیازدهی های پیهم برایش در کابل و جابجایی مهره های ارگ در ولایات شمال، بخش ازین برنامه بزرگ می تواند باشد.
یک «بازی پیچیده»  جدید ژیوپولتیکی در منطقه به سرعت در حال شکل گیری است. 
هرقدر بریتانیا بکوشد «بازی مستقل» در پیش گیرد ولی در نهایت بدون تایید امریکا نه توانایی اقتصادی و نه هم نظامی پیشبرد آن را دارد. 
دوام مذاکرات صلح افغانستان بر محور «ترویکا» می تواند تلاشی باشد برای مصروف ساختن چین و روسیه در یک بُعد و آغاز «بازی جدید» در خط ترک زبانان در بُعد دیگر. 
قراین نشان میدهدکه در حوزه ژیوپولتیک تنها «ستیغ کوه یخ» قابل دیدن است، بزرگی کوه در زیر آب نیاز به ابزار ها دارد.
فیاض نجمی 

ضمیر کابلوف : افغانستان در درازای ۲۰ سال آینده نابود خواهد شد

%d8%b6%d9%85%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%81%d8%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d9%88

ضمیر کابلوف فرستاده رئیس جمهور روسیه برای افغانستان گفته است که افغانستان بدون صلح طی ۲۰ سال آینده نابود خواهد شد.

ضمیر کابلوف فرستاده رئیس جمهور روسیه برای افغانستان گفته است که افغانستان بدون صلح طی۲۰ سال آینده نابود خواهد شد.
ضمیر کابلوف نماینده ویژه ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان با اشاره به لزوم حمایت اقتصادی، سیاسی و نظامی جامعه بین المللی برای برقراری صلح در افغانستان، گفت: ”بدون این حمایت ها صحبت درباره آینده افغانستان ممکن نیست. در صورت حمایت نشدن، افغانستان نابود خواهد شد. تحقق این سناریو برای ثبات تمام منطقه مخرب و خطرناک خواهد بود. امید ما حاکمیت صلح در افغانستان است”.
ضمیر کابلوف در گفتگویی با خبرگزاری آناتولی ترکیه این سخنان را مطرح کرد که در ادامه بخشی از این مصاحبه را می خوانید.
– به عنوان فدراسیون روسیه برنامه ای برای برقراری صلح در افغانستان دارید؟ آیا مایلید در این زمینه کنفرانسی سازمان دهی کنید؟
کابلوف: دو پاسخ کوتاه می دهم: اولا برای صلح افغانستان هیچ طرحی نداریم.
– چرا ندارید؟
کابلوف: ما مانند آمریکایی ها طرحی برای صلح در کشورهای دیگر اجرا نمی کنیم. چنین عادت های بدی نداریم. برگزاری کنفرانسی را هم برای افغانستان در نظر نداریم، زیرا تا به امروز کسی چنین اقدامی از ما درخواست نکرده است. محتویات کنفرانس مهم است. هر سال کنفرانس هایی درباره افغانستان برگزار می شود. آخرین کنفرانس ها یکی در امریتسر و دیگری در بروکسل بود.
– به نظر من اکنون به آغاز یک روند صلح بیش از آمریکایی ها نزدیک هستید؟
کابلوف: صلح باید میان طالبان و دولت افغانستان برقرار شود. بدین منظور باید بر اساس حقوق بین الملل حرکت و باید راه حلی مناسب براساس سیاست خارجی فدراسیون روسیه پیدا کرد. برای این کار باید هر دو طرف به ما مراجعه کنند و بگویند که “لطفا برای برقراری صلح با حمایت شما کنفرانسی برگزار کنید.”!!! هنوز چنین درخواستی نشده است. اگر برای شما آمده است، به ما هم خبر دهید.
– در آغاز این مصاحبه گفتید که نمی توانید درباره آینده پیش بینی کنید. اما مشخص است که برخی موارد را پیش بینی می کنید. بیست سال آینده افغانستان را چگونه می بینید؟ آیا جنگ ادامه خواهد یافت یا اینکه صلح برقرار خواهد شد؟
کابلوف: درباره بیست سال آینده می توانم با اطمینان بیشتری سخن بگویم، زیرا بیست سال آینده من را نمی توانید پیدا کرده و مؤاخذه کنید. به نظر من صلح در افغانستان برقرار خواهد شد، اما در صورت فراهم شدن برخی شرایط. برای برقراری صلح در افغانستان باید جوامع بین المللی در احیای اقتصاد، ساختار اداری و ارتش این کشور حمایت کنند. بدون این حمایت ها سخن گفتن از آینده افغانستان ممکن نیست. در غیر این صورت افغانستان نابود خواهد شد. تحقق این سناریو نتایج مخرب و خطرناکی برای منافع کشور من و ثبات منطقه خواهد داشت. ما امیدوار به برقراری صلح هستیم. اگر طی بیست سال آینده شرایط مذکور فراهم شود، صلح به افغانستان باز می گردد. امیدوارم اینگونه شود.

ادامه نوشته

گفتگو با ضمیر کابوف؛ بازخوانی یک رابطه تاریخی

خبرگزاری اناتولی با ضمیر کابلوف، نماینده‌ی ویژه‌ی رییس‌جمهور ولادیمیر پوتین به افغانستان و مدیر بخش دومی آسیایی وزارت خارجه مصاحبه کرده است. مصاحبه‌ی ویرایش‌شده‌ی زیر اندکی قبل از سالروز حمله‌ی شوروی به افغانستان که در 27 دسامبر سال 1979 آغاز شد و 10 سال بعد پایان یافت، انجام شده است.


خبرگزاری آناتولی: قبل از همه چیز، می‌خواهم از شما به‌خاطر موافقت با انجام مصاحبه تشکر کنم.
با آغاز نخستین دخالت شوروی در زمان سردار داوود، نخست‌وزیر افغانستان در سال‌های 1953 تا 1963، همکاری میان اتحاد جماهیر شوروی و افغانستان آغاز شد و اتحاد جماهیر شوروی کارهای زیادی انجام داده است. بسیاری از زیرساخت‌ها توسط اتحاد جماهیر شوروی ساخته شدند. من شخصا از برخی از نقاط در افغانستان مانند کابل، تخار و دیگر جاها بازدید کردم. نمی‌دانم که مردم افغانستان این نقش اتحاد جماهیر شوروی را ستایش می‌کنند یا خیر. شما ایده‌یی در مورد سرمایه‌گذاری‌هایی که در افغانستان در دوران شوروی در بخش‌های اقتصادی، ارتش یا زیرساخت‌ها انجام شده‌اند، دارید؟
کابلوف: نسل جدید افغان‌ها ممکن این چیزها را به یاد نداشته باشد، اما نسل قدیمی‌تر البته که به‌خاطر دارد و اکنون آن‌ها به لطف چند عامل تاریخ اخیر خودشان بررسی می‌کنند. اجازه بدهید با ناکامی ایالات متحده‌ی امریکا و سپس القاعده، طالبان و مجاهدین آغاز کنیم.

خبرگزاری اناتولی: و امروز داعش …
کابلوف: بلی، البته که امروز داعش. همه‌ی آن‌ها با هم به ملت افغانستان کمک کردند تا نقش اتحاد جماهیر شوروی در ساختن کشورشان را به یاد بیاورند. پس، به این دلیل است که ما سپاسگزار همه‌ی این عناصر و عوامل هستیم، باوجودی که با برخی از آن‌ها دشمن هستیم. تعدادی هنوز شریک هستند، منظور ایالات متحده است. ما شاهد گرایشات جدید خواهیم بود؛ حالا صرف حدس می‌زنیم. منتظر بمانیم دونالد ترامپ، رییس‌جمهور جدید، سیاست‌اش در قبال افغانستان را توضیح بدهد. سپس قضاوت خواهیم کرد، نه در گفتار بلکه در کردار و عمل.

ادامه نوشته

" قدرت نظامی آمریکا در حال افول است "

 عبدالباری عطوان کارشناس مسائل منطقه ای اهل کشور فلسطین و ساکن در شهر لندن  در مقاله‌ای به بررسی اقدام آمریکا برای خروج نظامیان خود از افغانستان پرداخته و نوشت که : 
آمریکا از امروز خروج رسمی حدود ۳۵۰۰ تن از نیروهای خود را بعد از اینکه ۲۵۰۰  تن  از این نیروها در افغانستان کشته شدند و ۲۴ هزار تن زخمی شدند، آغاز کرد ، این در حالی بود که آمریکا دو تریلیون دلار در این جنگ هزینه کرده بود . خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان نه‌تنها اعتراف به شکست و پایان دادن به درازا ترین جنگ در تاریخ آمریکا به‌شمار می‌رود، بلکه به‌معنای اعلام آمادگی برای ورود به جنگ‌های جدید در شرق آسیا و شمال اروپا نیز هست.

ژنرال لوید اوستن، وزیر جنگ آمریکا دیروز در بازدید از مقر فرماندهی نظامیان آمریکا در هاوایی واقع در اقیانوس آرام در اظهارات مطبوعاتی که اصطلاحات و کلمات آن با دقت فراوان انتخاب شده بود، تأکید کرد:
  ما در حال آمادگی برای درگیری احتمالی در آینده هستیم که دیگر مانند جنگ‌های سنتی نیست که وزارت دفاع را تا مدت دراز به فرسایش بکشاند

ژنرال اوستن در این اظهارات از چین و روسیه به‌عنوان دو دشمن اصلی آمریکا نام نبرد و به این موضوع نیز اشاره نکرد که خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان به‌صورت اجباری و در نتیجه شکست در این کشور برای مقابله با این دشمنان است که توانمندی‌های آنها روز به روز افزایش پیدا می‌کند، اما اقدام وی برای اعزام کشتی‌های جنگی و ناوهای هواپیمابر به دریای سیاه که منطقه نفوذ روسیه به‌شمار می‌رود و همچنین دریای چین جنوبی که منطقه نفوذ ارتش آزادیبخش چین است، سیگنال مشخصی در خصوص میدان‌های مبارزه نظامی و سیاسی آینده آمریکا است. باید به این نکته توجه کرد که خاورمیانه در هر شرایطی جزو این عرصه‌های مبارزه قرار ندارد.

نگرانی روزافزون آمریکا از ائتلاف روسیه و چین است که روز به روز قدرت خود را افزایش می‌دهد و تمامی فشارها و فریب‌های آمریکا برای توقف آنها به بن‌بست خورده است. این کشورها همچنان به عرض‌اندام نظامی خود ادامه می‌دهند و سلاح‌هایی جدید و پیشرفته را رونمایی می‌کنند که نشان‌دهنده برتری رعب‌آور آنها در این عرصه است و باعث می‌شود نقش جدید این کشورها در موازنه قدرت در تمام جهان تثبیت شود.

عطوان در ادامه این مقاله به برخی ابعاد تحول نظامی و استراتژیک روسیه و چین که باعث تغییر در موازنه‌های قدرت و قواعد درگیری‌ها در عرصه رقابت بر سر زعامت و سردمداری جهان شده است، اشاره می‌کند و آنها را در موارد زیر برمی‌شمارد:

اول : چین برای اولین‌بار از جنگنده‌های جی ۲۰ خود رونمایی کرده است که مجهز به سیستم جنگ الکترونیکی بسیار قوی است و قدرت فرماندهی و تردد ناوگانی از هواپیماهای بدون سرنشین را دارد . بنابر اعلام مجله (Ordnance Industry Science Technology) عملکرد این جنگنده به‌نحوی است که سیستم‌های دفاع هوایی دشمن را از بین می‌برد.

دوم : چین همچنین کشتی‌ها و ناوهای هواپیمابر آبی و خاکی خود را به دریای چین اعزام کرده است، ناوهایی که  ۴۰ هزار تن وزن دارند و در حد و اندازه‌های ناوهای هواپیمابر اروپایی نظیر شارل دوگل فرانسه هستند و می‌توانند ۲۰ جنگنده و ۲۰ بالگرد و ده‌ها تانک و خودروهای زرهی و سامانه‌های دفاع موشکی ضدهوایی پیشرفته را در خود حمل کنند.

سوم: روسیه نیز اخیرن از سلاح‌های جدید خود در عرصه‌های زمینی، دریایی و هوایی رونمایی کرده است که به‌زودی به مرحله بهره‌برداری خواهد رسید، از جمله این تسلیحات زیردریایی‌های هسته‌ای و موشک‌های بالستیک بسیار پیشرفته است که برد آن به ۱۸ هزار مایل می‌رسد. یکی از این موشک‌ها موشک ایس۲۸  یا (سارمات) است که غیر قابل رهگیری است و سرعت آن ۱۵ هزار مایل در ساعت است. این موشک هسته‌ای (روز رستاخیز) لقب گرفته و قابلیت حمل ۱۶ کلاهک جنگی سنتی یا هسته‌ای را دارد. روزنامه انگلیسی (سان) در این زمینه می‌نویسد که خطر واقعی این موشک در توانمندی آن برای عبور از هر نوع سامانه دفاعی در جهان از جمله سامانه‌های آمریکایی است. قدرت تخریب این موشک نیز باعث تخریب منطقه‌ای در وسعت تگزاس می‌شود که دومین ایالت بزرگ آمریکا از نظر مساحت به‌شمار می‌رائتلاف جدید روسیه و چین به‌کلی از ائتلاف جماهیر شوروی سابق که رقیب دیرینه آمریکایی‌ها بوده، متفاوت است؛ چرا که این ائتلاف مبتنی بر قواعد قدرتمند و مستحکم اقتصادی و تکنولوژی علمی و نظامی پیشرفته و برتری ملموس در جنگ سایبری است. تازه‌ترین نمودهای این برتری را می‌توان در حمله سایبری به چهل مؤسسه امنیتی و اقتصادی غربی مشاهده کرد که سه ماه قبل صورت گرفت و ۳۰ مورد از آنها مؤسسات آمریکایی را هدف قرار داد.

این تحلیلگر مسائل راهبردی منطقه در پایان تأکید می‌کند:  ما با ژنرال اوستن موافق هستیم که جنگ‌های آینده متفاوت خواهد بود و شباهتی به جنگ‌های کلاسیک نخواهد داشت، مهمترین وجه اختلاف این جنگ‌ها نیز این است که آمریکا دیگر دست برتر نظامی و اقتصادی را نظیر سده گذشته نخواهد داشت. نیروهای ناتو نیز که به‌رهبری آمریکا و برای ترساندن رقبای این کشورها تشکیل شده است، در آستانه فروپاشی و شکست قرار دارد.
خبرگزاری تسنیم

از مولانا وحید الدین خان هندی تا زرولی خان پاکستان

مولانا وحید الدین خان هندی، نویسنده، مفسر و مترجم قرآن در اثر ابتلا به ویروس کوید19 چشم از جهان فرو بست. از او آثار فراوانی به جا مانده که پاره‌ای از آن‌ها به فارسی هم ترجمه شده است. وحید الدین خان در درازای عمر پربارش به پیشکش چهره‌ای مدارا‌گر و معتدل و صلح‌طلب از اسلام می‌پرداخت و در این راه دشمنی‌های زیادی را از طرف جریان‌های تند‌رو و سَلَفی به جان خرید.

می‌گویند، وحید الدین خان در حدود ۵۰ اثر از خود به یادگار گذاشته است. از این‌رو، تحلیلی جامع راجع به اندیشه‌های او فرصتی دراز‌دامن‌تر می‌طلبد. با این‌همه، برخی از دیدگاه‌ها و مصاحبه‌های او با رسانه‌ها بسیار شناخته‌شده است و محل نقد و نظر فراوان. 

جناب مولانا نسبت به جریان‌های اسلام سیاسی نگاهی منتقدانه داشت و تلاش آن‌ها برای استفاده از اسلام به عنوان ابزاری برای رسیدن به قدرت سیاسی و برتری‌جویی بر دیگران را نمی‌پسندید. او به این تصور بود که اسلام دین دعوت و هدایت و صلح است نه عاملی برای فاصله‌افکنی و نفرت‌زایی. 

یکی از نظرات قابل توجه مولانا وحید الدین این بود که می‌گفت، حضرت رسول اکرم در طول رسالتش تنها ۳۶ ساعت جنگیده است. به این ترتیب، آن حضرت در ۲۳ سال تنها 36 ساعت جنگیده و بقیه را سرگرم دعوت و اصلاح‌گری بوده است. 

وحید‌ الدین خان وقتی در‌بارۀ مجازات مرتد سخن می‌زند روی این نکته پای می‌فشارد که هیچ مجازات دنیوی‌ای در مورد مرتد در قرآن نیامده است، اما بعدها فقیهان و محدثان که تحت تأثیر گفتمان حاکم در دوران خلافت عباسی قرار گرفته بوده‌اند مجازات ارتداد را برساخته‌اند. به باور وحید الدین خان، مجازات دنیوی ارتداد هیچ مبنایی ندارد و در تضاد با آموزه‌های قرآنی است.

مفتی زر‌ولی خان، یکی از مفتیان پاکستانی بود که در فتنه‌انگیزی و تحریک مردم بر‌ضد «شمالی‌ها» در زمان طالبان شهرۀ خاص و عام بود و در آن دوران، فعالانه در فعال نگه داشتن موتور جنگی طالبان سهم گرفت و با فتواهای ضد انسانی‌اش خون‌های نا‌حق زیادی را ریخت و زندگی‌های بسیاری را تباه کرد. زر‌ولی خان به سرقت و قاچاق نسخه‌های نادر خطی از افغانستان نیز متهم است. زر‌ولی امضای توافقنامه میان طالبان و امریکا در قطر را «فتح المبین» نامیده بود. وقتی این مفتی سفاک و خدا‌نشناس مرد، انتشار خبر مرگ وی انعکاسی گسترده یافت و موجب شد بسیاری از ملاهای افغانستان در گلیم غم بنشینند و حتا آن عده از ملاهای پنجشیری و بدخشانی و تخاری که در مدرسه‌های پاکستانی نان خورده بودند به گونه‌ای با خبر مرگ وی برخورد کردند که گویا فاجعه‌ای عظیم روی داده است.

 در این میان، وقتی نویسنده و اصلاح‌گر و مفسری بزرگ در وزن وحید الدین خان وفات می‌یابد، شمار کمی از افراد در خصوص وی می‌نویسند و از درگذشت او ابراز تأسف می‌کنند. اصلاً اکثریت کسانی که اهل کتاب و قلم در این کشور هستند اصلاً نامی از این مرد بزرگ و مصلح برجسته نشنیده‌اند.

این گونه رویدادها به خوبی عمق فاجعه را برملا می‌کند و نشان می‌دهد که گفتمان دینی در افغانستان در چه وضعیت فلاکت‌باری قرار دارد. آن وقت شما تعجب می‌کنید که چرا طالبان از نظر گفتمانی دچار شکست نشده‌اند که هیچ بلکه روز تا روز قلمروهای بیشتری را تسخیر می‌کنند. وقتی وضع جبهۀ ضد طالبانی چنین باشد قطعاً آینده را نمی‌توان خوش‌بینانه پشبینی کرد.

نویسنده : مهران موحد

گسترش نفوذ امریکا در آسیا و تغییر سیاست خارجی  چین در قبال افغانستان

یادداشت:

در این که چینی برخیزنده، بحث خروج یا حضور نیروهای امریکایی در افغانستان را زیر ذره‌بین دارد شکی نیست. رابطۀ این دو قدرت بزرگ، از سال‌ها به این طرف، رقابتی بوده و اخیراً امریکا در نظر دارد که چین را در ادامۀ خیز هایش متوقف کند و به همین دلیل آن کشور از مدتی به این طرف قصد دارد که بحث جنگ با تروریزم در خاورمیانۀ بزرگ را تمام کرده و به سمت چین به شرق آسیا برود. در این بازی جدید، زمین افغانستان بستر استراتژیک هر نوع تعامل است و دو کشور محاسبات مستقلانۀ شان را از این ژئوپولیتیک در برابر سیاست‌های هم‌دیگر دارند؛ به خصوص افغانستان برای چین اهیمت چندبرابر و بی‌سابقه یافته‌است.

مقالۀ زیر فشرده‌یی از پایان نامه ماستری نویسنده در دانشگاه افغانستان است که در سال ۱۳۹۸ زیر عنوان  «نگرانی چین از افزایش نفوذ امریکا در آسیا و تغییر سیاست خارجی چین در قبال افغانستان از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۹» نوشته است. نشر و خوانش این مقاله با نگاه جدید تر به آن، در شرایط کنونی که امریکا از افغانستان قصد رخت بستن دارد و آقای بایدن در ادامه سیاست اوباما و ترامپ در برابر چین قرار می‌گیرد و سفر وزیران کابینه او به شرق آسیا صورت گرفته است، مهم به نظر میرسد زیرا اهمیت افغانستان در این بازی جدید را برای چین نشان می‌دهد و ذهن دانشجویان، تحلیل‌گران، دولت مردان، روزنامه‌نگاران و اهل سیاست و رابطه بین‌المللی در افغانستان را نسبت به اتفاقات اخیر و پسین افغانستان و این بازی جدید، باز خواهد کرد.

ادامه نوشته

موملایی یا نوشدارو چیست؟

نام های دیگر موملایی:
مومیایی، مومنایی، شیره کوه، قیر طبیعی، زفت رومی ، قیر معدنی، عرق الجبال، زفت البحر ،کفر الیهود ، فقر الیهود, آسفالت معدنی, مومی (MUMY) و مومیا می باشد.
در دواخانه ها کپسول های به نام shilajit  مفهوم موملایی را ارائه می نماید.
كلمه موميائى يونانى است، ماده اى است کیمیاوی كه به مقدار بسيار كم از شكافهای سنگهاى كوهستانى بعضى از نقاط زمين خارج میشود. عده اى از طبیبان سنتى منشأ آن را بعضى از گياهان دارويى میدانند كه در طول تاريخ عمر زمين به عللى در لابلاى سنگها حبس شده و پس از تخمير بتدريج سيلان يافته و از شكاف سنگها خارج میگردد. عدهء ديگر نسبت به منشأ آن نظرات ديگرى دارند و به این نظر اند که این ماده از شکافها و شکستگی هایی در مجاورت ذخایر نفتی زیر زمینی در ارتفاعات کوه های مناطق سردسیر به صورت خود جوش یافت می شود. و با مومیایی معروفی که در عربستان فراوان است فرق دارد.
موملايى دارويى است كمياب و ذى قيمت. ومرغوبترين آن نوعى است كه به رنگ قهوه ای تیره متمایل به سیاه و صاف، برّاق و نرم بوده و بوى بد نداشته و آغشته به خاشاك و ریگ نباشد.
این ماده مورد توجه بسیاری از اطبای سنتی افغان زمین مانند ابن سینا نیز بوده است.
خواص دارويى موملايى تا چهل سال باقى میماند.
آزمايش شناخت موملايى اصل و خالص:
اگر آن را در دست بگيريد بايد بزودى نرم گردد. (مانند موم خالص زنبور عسل) و به دست آغشته شود.
در طبیعت حیواناتی که دچار جراحاتی شده و یا می شوند با ماساژ قسمت مجروح به موملایی جوشیده از دل کوه و همچنین با خوردن آن به درمان هر چه سریعتر خود می پردازند.

طبيعت موملایی: گرم و خشك است.
خواص درمانی و روش مصرف :
شکستگی و جوش خوردن استخوان :
برای درمان شکستگی و جوش خوردن هر چه سریعتر استخوان ها به اندازه یک گندم از موملایی را هر صبح قبل از ناشتا با یک گیلاس شیر میل کنید
درمان زخم معده :
نیم ساعت قبل از ناشتا و نیم ساعت قبل از غذای شام مقدار یک گندم موملایی را با مقداری آب میل کنید
دردهای مفاصل :‌
استفاده از روغن موملایی در قسمت مفاصل به شکلی ماساژ دهید تا اثر چربی باقی نماند.
درمان ضرب خوردگی و پاره شدن گوشت :
به اندازه یک گندم از موملایی را هر صبح قبل از ناشتا با یک گیلاس شیر میل کنید .
همچنین مصرف این ماده معجزه گر برای افرادی که دچار بیماری های قلبی و عروقی اند و هم کسانیکه از مشکلات تنفسی ، ناتوانی های جسمی و ناتوانی های جنسی رنج می برند بسیار توصیه می شود.
سكته هاى سخت علاج را مداوا می نمايد خون ريزى هاى معده و اثنى عشر و خون ريزى شش ها را قطع مىنمايد.

طرز تهیه روغن موملایی :مقدار ۵ گرام موملایی را در نیم گیلاس آب گرم مخلوط کرده و بعد از حل شدن در آب با ۱۰۰ گرام روغن حیوانی(روغن گاو یا روغن گوسفند)اضافه کرده و روی حرارت قرار دهید با خشک شدن آب روغن و موملایی با هم مخلوط می شوند که این روغن همان روغن موملایی است .
خواص مفید موملایی :
۱- موملایی سرشار از منرال های معدنی میباشد که در نتیجه از پیشرفت گواتر"goitre" جاغور (غم‌باده، بزرگ شدگی غیر طبیعی غده تیروئید)جلوگیری میکند، چه بخورند و چه به روی غده بمالند
۲- باعث التیام زخمها میگردد.
۳- کسانی که تکرر ادرار دارند، کمی موملایی را در روغن حیوانی آب کنند با کمی عسل مخلوط کنند شب حدود نصف نخود موملایی را با یک قاشق عسل و کمی آب مخلوط و میل کنند.
۴- برای درمان ضعف عمومی بدن موملایی را در روغن حیوانی حل کرده و بدن را با آن ماساژ دهید.
۵ – برای درمان ضربخوردگی ها موملایی را در روغن کوهان شتر حل نموده روزی ۳ بار ماساژ دهید.
۶ – موملایی شادی آور است.
۷ – کسانی که لکنت زبان دارند ۵ گرم موملایی را در ۲۰۰ گرم آب حل کرده با ۱۰۰ گرام عسل مخلوط کنند، روزی یک قاشق غذاخوری به صورت شربت میل کنند.
۸ – خوردن موملایی برای خونریزی داخلی مفید میباشد.
۹- کسانی که میگرن و سردردی دارند میتوانند طبق دستور شماره ۷ استفاده کنند.
۱۰- کسانی که سکته مغزی کرده اند طبق روش شماره ۷ استفاده نمایند.
۱۱-هفته اى دو بار هر مرتبه به مقدار دو گندم موملایی را با روغن حیوانی (روغن گاو) مخلوط كنيد و بخوريد. بواسير رادرمان میكند.
۱۲- برای درمان مرض قند (شکر) به اندازه یک گندم روزی سه مرتبه در یک قاشق غذا خوری در آب حل نموده نوشیده شود به مدت یک ماه. در صورت ایجاب تکرار کورس از پنج تا ده روز وقفه.
نکته ی مهم :
۱ – مصرف موملایی به کسانی که دچار غلظت خون هستند توصیه نمی شود این افراد باید با احتیاط مصرف کنند. یا همزمان با تابلت Aspirine 80mg استفاده کنند.
۲ – مصرف زیاد موملایی و بیشتر از سه بار در روز هر بار به میزان دو گندم موجب مسمومیت می شود.
رونوشت: فسبوک

بیرون شدن نظامی های امریکایی و ناتو ؛ شرم آور یا مسوولانه !

امریکا دو دهه پیش به بهانه آنکه خاک آنکشور از افغانستان مورد حمله دهشت افگنی قرار گرفته است،بدون اجازه شورای امنیت سازمان ملل متحد با استفاده از قدرت نظامی آن زمان خود به افغانستان یورش آورد و وارد جنگ شد. پس از شکست دهشت افگنان توسط جبهه مقاومت ملی مردم افغانستان با ( پشتیبانی هوایی امریکا ) در شمال و پس از آن کابل و دیگر استان های کشور ، مردم ما امیدوار شده بودند که با کمک کشورهای بیرونی و بویژه امریکا ،یک زنده گی آرام و صلح آمیز، همراه با داشتن روابط نیک با کشورهای منطقه و جهان بتوانند کشور راخود را آباد ساخته و به پیشرفت و توسعه سوق دهند. ولی بدبختانه پس از مدت کوتاه امیدواری مردم  به ناامیدی مبدل شد و مردم  فهمیدن که امریکا و همپیمانان آنکشور نتنها بخاطر آوردن صلح و امنیت در افغانستان حضور ندارند ، بلکه میخواهند افغانستان را به پایگاه قدرتمند نظامی خود تبدیل ساخته و منحیث تخته خیز برای جنگ افروزی بیشتر به کشورهای آسیایی بویژه ایران ، چین ، روسیه استفاده نمایند. امریکا پس از جنگ دوم جهانی آغاز به لشکر کشی به کشورهای گونه گونه جهان کرد و قرار برخی گزارش ها، امریکا در حال حاضر در سراسر جهان ۸۵۰ پایگاه که از آن برای هدف های ( نظامی ، استخباراتی و جاسوسی ، هوایی ، دریایی )  برای ناتوان ساختن کشورهای که در تضاد با منافع آنها قرار دارند ، کار میگیرد. پرسش که وجود دارد چرا امریکا با این همه به اصطلاح قدرت نظامی در برابر یک گروه کوچک دهشت افگن بنام طالبان شکست میخورد ، آیا میتوان گفت این همه هیاهو و بزرگنمایی دروغ بیش نبوده و امریکا را میتوان منحیث یک قدرت پوشالی در حد فلم های هالیوودی بررسی نمود و تلقی کرد؟ به هر حال چرایی اینکه بنده از واژه شرم آور و مسوولانه  بکار بردم اینست که امریکا و شرکای اروپایی اش در درازایی حضور شان در افغانستان نتوانستند در ساختن یک نظام کارا و قدرتمند از نظر نظامی و سیاسی که بتواند پسا بیرون شدن آنها از کشور و مردم افغانستان مستقلانه دفاع نماید ، کوشش بنیادی ننمودند و تنها به کارهای نمایشی و پروپاگندای رسانه یی اکتفاد کردند و بس.( ماهی خوردن یاد دادن نه ماهی گیری ) اگر قرار این میبود که در درازای دو دهه کار های زیر ساختی جهت ساختن نیروهای دفاعی و امنیتی کشور انجام میدادند و از نگاه تجهیزات نظامی چه در بخش زمینی و هوایی نیروهای نظامی افغانستان را مجهز میساختند،بیرون شدن شان را میتوانست مسوولانه قلمداد کرد و مردم  هم به دیده قدر مینگریست و نیروهای دفاعی و امنیتی  ما به تنهایی توان مبارزه با دهشت افگنان درونی و بیرونی پیدا نموده و آنها را سرکوب میکردند. حالا که کشورهای های غربی پس از ۲۰ سال جنگ و کشتار و بمباردمان زیر نام مبارزه با دهشت افگنی برای فرار از افغانستان در جستجو پیداکردن راه گریز استند ، به معنای پذیرفتن شکست شرم آور آنها در برابر یک گروه کوچک دهشت افگن میتوان شمرد.  این کارنامه سیاه امریکا و ناتو نزد مردم افغانستان ماندگار خواهد ماند.  بدبختانه چنانکه تاریخ بیانگر آنست ما هیچگاه ازین مشکل های خانماسوز، نیاموختیم و  در درازای تاریخ بر طبل جنگ و کشتار و خرابی کشور کوبیدیم. بطور نمونه پیروزی مجاهدین را یادآور میشوم تا متوجه سیاست های کثیف کشورهای استعماری شویم. آنها زمان جهاد مجاهدین را در برابر شوروی از هر نگاه کمک میکردند تا آنکه شوروی در افغانستان شکست خورد و مجاهدین پیروز شدند و قدرت را بدست گرفتند. به یکباره گی همه کشورهای کمک کننده افغانستان را به باد فراموشی سپردند و یکی از پی دیگر دروازه سفارت خانه های خویشرا بستند و کشور را ترک کردند. نتنها اندکترین کمک صورت نگرفت که پس از آن با استفاده از قدرت نرم رسانه تبلیغ های زهر آگین در بین مردم را آغاز کردند و دیدیم که چه فاجعه دردناک رخ داد. به هر صورت در پایان نیاز به یاد آوری میدانم ، درست است که شرایط پیچیده و سخت پیشرو داریم ولی یگانه راه حل و فایق آمدن به آن ،  بکارگیری خرد سیاسی ،همبستگی و کار مشترک  را میخواهد.

 

طرح های گونه گون ؛ چالش پیشروی صلح

چنانکه رسانه ها درون مرزی افغانستان گزارش داده اند برای آمادگی و اشتراک در نشست صلح افغانستان چندین طرح چه از طرف دولت و یا جناح های سیاسی تهیه گردیده است و با آن در نشست صلح برای افغانستان که توسط ملل متحد رهبری و مدیریت و به میزبانی کشورترکیه برگزار میشود ،حضور می یابند. بدون شک میتوان گفت نبود کار مشترک و نداشتن توافق روی یک طرح جامع و فراگیر  موضع دولت و جریان های سیاسی را ضعیف ساخته و سبب بروز جنجال های نو جدی و بزرگ در آینده خواهد شد. به اندیشه من نخست بهتر این خواهد بود تا دولت در هم آهنگی نزدیک با احزاب مطرح، جریان ها و شخصیت های سیاسی ( دورن و بیرون) کشور روی یک طرح کارا و همه شمول کار کرده و به توافق برسد و پس از آن در نشست ترکیه اشتراک ورزند. اگر قرار باشد طرح های جداگانه در نشست پیشکش شود پروسه صلح را به شکست مواجه مینماید،کارکه باعث دلسردی بیشتر جامعه جهانی گردیده و ترس آن میرود که آنها دیگر قضیه افغانستان را به باد فراموشی سپرده ، یکی پس از دیگری افغانستان را ترک کنند. چون پس از بروز بیماری مهلک و فراگیر کرونا در جهان، این بیماری کشورهای جهان و بویژه امریکا را در وضعیت بسیار بد اقتصادی و امنیتی قرار داده و  آنها را بیشتر درگیر مشکلات درونی خودشان ساخته است بدین ملحوظ افغانستان در اولویت سیاست های شان قرار ندارد. پس باید سیاست ورزان و دولت با بکار گیری از خرد سیاسی ازین فرجامین فرصت بدست آمده برای برقراری صلح پایدار تلاش نمایند تا از مزایای آن مردم ما بهره مند گردند. 

هزینه  و نقش نظامی امریکا در افغانستان

پنتاگون/ وزارت دفاع امریکا اعلام کرده که از سال ۲۰۰۱ تا حال هزینه نظامی های آن کشور در افغان ستان به مرز ۸۲۵ ملیارد دالر رسیده است. هزینه بسیار بالا ؛ ولی دستاورد  امریکایهای که زیر نام مبارزه با دهشت افگنی به افغان ستان آمده اند جزء تباهی و ویرانی چیزی دیگر در پی نداشته است. بدین ملحوظ امریکایی ها شکست خود در برابر یک گروه کوچک دهشت افگن ( طالب) را پذیرفته و برای بیرون شدن از افغان ستان راه گریز جستجو دارند. یقینن پس از گریز امریکایی ها نیروهای نظامی کشورهای عضو ناتو ( اکثرن اروپایی) هم کشور راترک خواهند کرد. ترس آن وجود دارد که خدای ناکرده کشور یکبار دیگر بطرف هرج ومرج رفته و تروریستها به همکاری وپشتیبانی حامیان درونی وبیرونی شان بالای سرنوشت ما حاکم شوند. پس لازم است ازهمین حالا روی برنامه های دقیق وکارا برای دفاع از مردم و کشور در برابر گروه های تروریستی خورد وبزرگ کار نمود و آماده گی داشت. به هرحال تجربه گذشته (دولت اسلامی) نشان داده است که کشورهای غربی سیاست بهره مندجویانه خودشانرا پیش میبرند و منافع آنها نسبت به هرچیزی دیگری( حقوق بشر و ...) برای شان اهمیت وارجحیت دارد. هوشیارباید بود.  
به امید پیروزی و بهروزی

سازمان ملل متحد و چالش مدیریتی کنفرانس صلح افغانستان

سازمان ملل متحد یکی از بزرگترین نهاد های جهانی میباشد که ۱۹۳ کشور عضویت آن سازمان را دارد و مسایل جهانی از لحاظ سیاسی اقتصادی و فرهنگی اجتماعی را تا اندازه قدر و توان خویش مدیریت مینماید. درضمن نهاد قدرتمندی در درون این سازمان زیر نام شورای امنیت وجود دارد که  ۵ عضو دایم و ۱۰ عضو انتخابی دارد. این ۵ عضو دایم شورای امنیت از قدرت وتو ( رد) در تصمیم های سازمان ملل متحد برخوردار میباشند بدین معنا که در مسایل جهانی  راه راست دخیل بوده و تصمیم های موافق آنها در جهان لازم اجراء میباشد. در عین حال قرار که در بالا گفته شد هر عضو این شورا از حق رد (وتو) برخوردار که در برخی مواقع بجای رسیدن به یک راه حل درست  مشکل پیش آمده در جهان ، مشکل ها را بیشتر میسازد ، چون بدبختانه هر عضو شورای امنیت اکثرن منافع خود را در نظر گرفته رد یا تایید میکند که این کار شان چالش های بزرگی را دامنگیر کشور های دیگر کرده است. در ضمن در این چند سال پسین کارکرد های این شورا مورد انتقاد  کشورهای زیاد جهان قرار گرفته و حتی خواهان تغییرات گسترده در این شورا از نظر کارشیوه و بیشتر شدن عضو این شورا هستند. تا کشورهای علاقه مند دیگر هم عضویت شورای امنیت سازمال ملل متحد را بدست آورده و در تصمیم های آن سازمان دخیل باشند. به هر حال بر میگردم به اصل گپ آن موضوع مدیریت صلح افغانستان در ترکیه ( استانبول یا انقره) توسط سازمان ملل متحد میباشد و پرسش که نسبت به مدیریت آن سازمان در مدیریت چالش های جهانی و بویژه در مورد افغانستان در بن نخست و دوم را دارد ، بوجود آورده است. چون سازمان ملل صلاحیت کافی برای مدیریت جدی و برنامه ریزی شده در قبال برنامه های جدی جهانی را ندارد و قرار که در بالا گفتم شورای امنیت سازمال ملل گاه آشکارا و برخی وقت ها به شکل پنهانی ، تصمیم های مجمع عمومی در حل و فصل چالش های جهان را نادیده گرفته و یا هم در برابر آن تصمیم ها قرار میگیرند. ازین جهت کارنامه های مجمع عمومی سازمان ملل پیش مردم جهان زیر پرسش قرار گرفته و نسبت به تصمیم و نشست های که توسط سازمان ملل متحد مدیریت میشود ، باورمندی ندارند. ازینرو نیاز جدیست تا تغییرات گسترده در چارچوب و برنامه های مجمع عمومی و بویژه شورای امنیت بوجود آمده تا کشورهای بیشتر خود را در آن سازمان دخیل دانسته و اعتماد نمایند تا آن سازمان بتواند با قدرت و صلابت برای کاهش و یا از بین بردن چالشها در جهان نقش ایفا نماید. در شرایط حاضر  مجمع عمومی سازمان ملل در مدیریت بحران های جهانی بیشتر نقش نمادین داشته و در برخی موارد مجبور است تا به تصمیم های شورای امنیت که یک نهاد زیر مجموعه آن سازمان میباشد ، گوش فرا دهد و هر تصمیم که چند کشورهای محدود میگیرند را ، اجرایی نماید. از دید من سازمان ملل متحد در گذشته بویژه  ۲۰ سال پسین  در افغانستان در اکثر چالش های پیش آمده در افغانستان ناتوان عمل کرده و یا هم شکست خورده است. این باعث شده مردم باورمندی شانرا  نسبت به کارکرد های آن سازمان از دست بدهند و کارنامه آن نهاد را به دیده شک بنگرند .حتی در برخی موارد سبب خشم و راهپیمایی های گسترده  مردمی شده است. ازینرو کنفرانس صلح برای  افغانستان که کشور ترکیه بنابر درخواست امریکا و ملل متحد میزبانی آنرا بدوش گرفته ، آزمون بزرگ پیشروی آن نهاد قرار دارد تا صلابت و توانمندی خویشرا نشان داده و باورمندی از دست رفته اش پیش مردم افغانستان را دوباره زنده نماید در غیر آنصورت بهتر خواهد بود تا دروازه خود را ببندد و افغانستان را ترک کند، تا از هزینه های گزاف که توسط آن سازمان ( پول مالیه دهندگاه مردم جهان) زیرنام کمک و امنیت ...  به هدر میرود ، جلوگیری گردد. فرجامین گپ اینکه اگر نشست پیشرو که توسط سازمان ملل متحد مدیریت میشود شکست بخورد، اوضاع کشور بحرانی شده و جنجال های فراوان و جدید را به میان خواهد آورد ، که حل و فصل آن از توان همه بیرون خواهد بود. راه حل منطقی و درست اینست که سازمان ملل متحد کوشش نماید تا بیشتر کشورهای منطقه را در قضیه افغانستان دخیل و فعال ساخته و از تجربه و شناخت آنها برای پایان جنگ در افغانستان استفاده کند. سازمان ملل متحد نباید گوش به فرمان چند کشور محدود که هر کدام منافع  سیاسی و جنگی و اقتصادی خودشان در جهان را پیش میبرند و آن نهاد را در گروگان گرفته اند ، باشد. باید منحیث یک سازمان بزرگ جهانی مستقل عمل نموده و تصمیم گیری نماید.

دیپلمات ماموریت‌های دشوار ملل متحد؛ جان آرنو کیست؟

سازمان ملل متحد روز چهارشنبه اعلام کرد که جان آرنو، دیپلمات کارکشته فرانسوی را برای یک ماموریت جدید در افغانستان برگزیده است. این اقدام در آستانه برگزاری نشست استانبول صورت گرفت که با نشست اول بن شباهت دارد و آن را سازمان ملل متحد رهبری می‌کند. جان آرنو پیش از این در پُست‌های مختلف به نماینده‌گی این سازمان در افغانستان کار کرده است. او از سال‌های ۱۹۹۰ با افغانستان آشنایی دارد و کارش را به عنوان مامور ارشد سیاسی آغاز کرده است. آرنو که برای دو سال معاون نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد بود، در ۲۰۰۴ جانشین اخضر ابراهیمی شد. او سابقه میانجی‌گری در روند صلح کولمبیا و گواتیمالا و نظارت از آتش‌بس گرجستان را در کارنامه دارد. حرف‌های او در مورد ارایه تصویر نادرست افغانستان از سوی زلمی‌ خلیل‌زاد، اخضر ابراهیمی و حامد کرزی در مورد اکثریت ملیت پشتون و به حاشیه بردن دیگر ملیت‌ها در سال‌های پس از سقوط طالبان پیش‌تر میان کاربران رسانه‌های اجتماعی خبرساز شده بود. ارگ از تعیین این دیپلمات فرانسوی استقبال کرد. دیپلمات‌های افغان نیز معتقدند که با توجه به وضعیت کنونی و پیچیده‌گی‌های روند صلح، جان آرنو بهترین گزینه برای ماموریت حساس سازمان ملل متحد در افغانستان است.

جان پاول آرنو، دیپلمات ۷۰ ساله فرانسوی روز چهارشنبه، بیست‌وهفتم حوت از سوی آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد به عنوان نماینده شخصی برای افغانستان انتخاب شد. او در سال ۱۹۷۶ میلادی از دانشگاه سوربن پاریس سند فراغت گرفت و در ۱۹۸۰ میلادی در زمینه تفسیر کنفرانس‌ها آموزش دید. آرنو به زبان‌های فرانسوی، انگلیسی، روسی و اسپانیایی تسلط دارد. او ماموریتش در سازمان ملل متحد را در سال ۱۹۸۹ آغاز کرد و عنوان مامور امور سیاسی در نامیبیا انتخاب شد. تنها یک سال بعد، برای ماموریت تازه در پُست مامور ارشد امور سیاسی سازمان ملل متحد به کابل فرستاده شد. پس از مدتی، این دیپلمات فرانسوی روانه صحرای غربی شد و در ادامه سر از گواتیمالا در آورد. آرنو کارش در گواتیمالا را به عنوان ناظر آغاز کرد و در ادامه مسوولیت میان‌جی‌گری را عهده‌دار شد. در آن زمان جنگ داخلی گواتیمالا وارد دهه چهارم آن شده بود. آرنو مسوولیت داشت که زمینه میانجی‌گیری میان حکومت آن کشور و چندین گروه شورشی چپ‌گرا را فراهم کند؛ کاری که او در آن موفق شد.

ملل متحد روند صلح گواتیمالا را در مارچ ۱۹۹۴ به دست گرفت و یک سال پس از آن، این روند به مرز موفقیت رسید. در ۱۹۹۶، روند صلح گواتیمالا به نتیجه رسید و سازمان وحدت انقلابی ملی گواتیمالا به عنوان گروه‌های شورشی آن کشور با تشکیل حزب رسمی، به نبرد ۳۶ ساله پایان دادند. بدین ترتیب جنگ گواتیمالا با میانجی‌گری ملل متحد و نقش آرنو، پایان یافت. کوفی عنان، دبیرکل آن زمان سازمان ملل متحد در ادامه جان آرنو را در ۱۹۹۷ به عنوان نماینده ویژه سازمان ملل متحد برای گواتیمالا انتخاب کرد. آرنو در سال ۲۰۰۰ میلادی به عنوان نماینده ویژه به بوروندی رفت و دو سال در آن‌جا ماند. پس از آن، در مارچ ۲۰۰۲، او دوباره به افغانستان آمد و به عنوان معاون نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در کابل و رییس امور سیاسی این سازمان به کارش ادامه داد. در آن زمان اخضر ابراهیمی نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در افغانستان بود.

در ۲۰۰۴ میلادی، او جایگزین اخضر ابراهیمی به عنوان نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در افغانستان شد. افزون بر این پُست، جان آرنو مسوولیت دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان یا یوناما را نیز بر عهده داشت. این دیپلمات فرانسوی در سال ۲۰۰۶ افغانستان را به مقصد گرجستان ترک کرد و مسوولیتش به عنوان نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در آن کشور را کلید زد. او در آن زمان ماموریت ناظر سازمان ملل متحد در گرجستان (UNOMIG) را نیز به دوش داشت. این سازمان مسوولیت نظارت از آتش‌بس در گرجستان را عهده‌دار بود. جهان‌گردی آرنو به عنوان دیپلمات در سازمان ملل متحد ادامه داشت. او در سال ۲۰۰۸ به پاکستان رفت و مسوولیت مشاور ویژه سازمان ملل متحد برای «دوستان پاکستان دموکراتیک» را عهده‌دار شد. این گروه توسط امریکا، بریتانیا و پاکستان ایجاد شده بود تا از دولت غیرنظامی در آن کشور حمایت کند؛ زیرا در آن زمان وضعیت اقتصای-امنیتی پاکستان با چالش‌های جدی‌ای روبه‌رو بود.

آرنو پس از پایان ماموریتش در پاکستان، پُست خاصی نداشت تا این‌که در سال ۲۰۱۴ توسط بان‌ کی‌مون، سردبیر پیشین سازمان ملل متحد به عنوان عضو هیأت مستقل بلندرتبه عملیات صلح برگزیده شد. او یک سال در این گروه کار کرد و در کنار سایر اعضای آن، مسوولیت بررسی و ارایه توصیه‌های در زمینه پیش‌گیری از جنگ، میانجی‌گری، مذاکرات صلح و حفظ آن را بر عهده داشت. آرنولد این بار پس از پایان ماموریت یک ساله‌اش، روانه کلمبیا شد. در آن‌جا مسوولیت نماینده‌گی دبیرکل سازمان ملل متحد در کمیسیون فرعی مسایل مرتبط به درگیری‌ها در روند مذاکرات صلح کمبیا را بر عهده گرفت.

در سال ۲۰۱۶، جان آرنو به ریاست ماموریت سازمان ملل متحد در کلمبیا رسید. او که در جریان درگیری‌ها کلمبیا این ماموریت را به پیش می‌برد، برای عملی کردن آتش‌بس دایمی، توقف جنگ و جمع‌آوری اسلحه اعلام آماده‌گی کرد. مذاکرات صلح کلمبیا سرانجام در نوامبر ۲۰۱۶ نتیجه داد و گروه فارک و دولت کلمبیا روی پایان جنگ توافق کردند. در ادامه ۲۰۱۷، روند ادغام مجدد جنگ‌جویان فارک انجام شد. بدین ترتیب ماموریت جان آرنو در کلمبیا به عنوان نماینده ویژه و رییس هیأت معاونت این سازمان در ۲۰۱۸ پایان یافت. آرنو در پایان ۲۰۱۹ به عنوان فرستاده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد برای بولیویا انتخاب شد و مسوولیت او در دسامبر ۲۰۲۰ پایان یافت. بدین ترتیب جان پاول آرنو پس از انجام ماموریت‌های مختلف سازمان ملل متحد، به ویژه صلح کلمبیا، صلح گواتیمالا و آتش‌بس گرجستان، دوباره به کشور جنگ‌زده افغانستان برگشته است.

تصویر ارایه شده از افغانستان «کاملاً نادرست» بود

اگر حضور جان آرنو به عنوان معاون فرستاده ویژه و فرستاده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در اوایل حکومت حامدکرزی دو ماموریت جداگانه شمرده شود، انتخاب او به عنوان نماینده شخصی دبیرکل سازمان ملل متحد برای افغانستان در واقع چهارمین ماموریت جداگانه آرنو در افغانستان است. در جریان حضور او در سال‌های ۱۹۹۰، گزارش شده است که جان آرنو با ائتلاف شمال به رهبری احمدشاه مسعود، «قهرمان ملی کشور» ارتباط داشته است. با این حال بیش‌تر ابعاد کار او در آن زمان رسانه‌ای نشده است. در دوره کاری جان آرنو پس از ۲۰۰۲، او نقش اساسی در ماموریت سازمان ملل متحد داشته است. آرنو و زلمی خلیل‌زاد، سفیر آن زمان ایالات متحده امریکا مشکلات در انتخابات آن زمان را پذیرفته بودند،‌ اما هم‌چنان بر پذیرش نتایج تأکید داشتند. جان آرنو در آن زمان گفته بود که اختلاف‌ها باید نادیده گرفته شود و مشارکت به‌دور از خشونت شکل گیرد. خلیل‌زاد نیز تصریح کرده بود که همه نامزدها باید به نتایج احترام بگذراند.

از آرنو به عنوان فرد مورد اعتماد طرف‌ها در آن زمان یاد می‌شود؛ دیپلماتی که در جریان ادامه روند خلع سلاح، بر حقوق بشری، به ویژه حقوق زنان تأکید داشت. او هم‌چنان در دوره ماموریتش بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ در افغانستان، بارها در برابر بدرفتاری‌های نظامیان خارجی با زندانیان موقف‌گیری کرد و خواستار مجازات عاملان آن شد. با این حال، آرنو در برخی موارد شریک اقداماتی بود که در آینده‌ها آن را نادرست خواند. محی‌الدین مهدی، عضو پیشین مجلس نماینده‌گان در مطلبی زیر عنوان «نظریه‌های تأمین ثبات و حل مناسبات تباری» از این دیپلمات فرانسوی نقل کرده است: «تصویری که ﺧﻠﯿﻠ‌ﺰاد، ﺑﺮاھﯿﻤﯽ و رییس ﺟﻤﮭﻮر ﻛﺮزی ﺑﺮای ﻣﺎ ﺗﺮﺳﯿﻢ ﻛﺮده ﺑﻮدﻧﺪ، اﯾﻦ ﺑﻮد که در اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن اﻛﺜﺮﯾﺖ ﻣﻄﻠﻖ را ﭘﺸﺘﻮن‌ھﺎ ﺗﺸﻜﯿﻞ ﻣﯽ‌دھﻨﺪ. از ﭼﻨﺪ ﻗﺮن ﺑﺪﯾن‌سو اﯾﻦ ﻛﺸﻮر ﺑﺎ رھﺒﺮی و زﻋﺎﻣﺖ ﭘﺸﺘﻮن به ﻃﻮر ﺳﺎﻟﻢ اداره ﻣﯽ‌ﺷﺪ .ﻛﻮدﺗﺎی ﻛﻤﻮﻧﯿﺴﺘﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﻀﻌﯿﻒ دوﻟﺖ ﻣﺮﻛﺰی ﺷﺪ و زمینه را ﺑﺮای اﻗﻠﯿﺖ‌ھﺎ ﻣﺴﺎﻋﺪ ﺳﺎﺧﺖ ﺗﺎ ﻣﺴﻠﺢ و ﺑﺎ اﻋﻤﺎل زور وارد رده‌ھﺎی ﺑﺎﻻیی دوﻟﺖ شوند. حال راه‌حل این است که با برنامه DDR، آنان [اقلیت‌ها] خلع سلاح شوند و با برنامه PPR، آنان از اداره‌های ملکی دور ساخته شوند». با این حال آرنو گفته است که پس از سه سال کار در افغانستان دریافت که این تصویر «کاملاً نادرست» بوده است.

خوش‌بینی‌ها به انتخاب جان آرنو

انتخاب آرنو به عنوان نماینده شخصی سازمان ملل متحد برای افغانستان، بیش‌تر با خوش‌بینی‌ها همراه است. ارگ ریاست جمهوری روز پنج‌شنبه، بیست‌وهشتم حوت با نشر اعلامیه‌ای از حضور تعیین این دیپلمات کارکشته استقبال کرد. محمداشرف غنی، رییس جمهور کشور گفته است، انتخاب آرنو نشان می‌دهد که «افغانستان هنوز در محراق توجه جهان قرار دارد». دیپلمات‌های افغانستانی نیز جان آرنو را انتخاب شایسته برای افغانستان می‌خوانند. عمر صمد، دیپلمات پیشین افغانستانی در توییترش نوشته است که آرنو «یک دیپلمات پخته و باتجربه» است. به گفته او، هم‌زمان با تسریع روند صلح و منتهی شدن آن به نشست‌های منطقه‌ای، نقش یک‌نواخت آرنو برای اطمینان از موفقیت بسیار مهم خواهد بود. شیدامحمد ابدالی، سفیر افغانستان در جاپان نیز جان آرنو را در شرایط کنونی گزینه عالی برای رهبری ماموریت سازمان ملل در روند صلح افغانستان خوانده است.

جانان موسی‌زی، بنیان‌گذار و معاون جامعه قلب آسیا و دیپلمات پیشین روز پنج‌شنبه، بیست‌وهشتم حوت به روزنامه ۸صبح گفت که آرنو در نقش سازمان ملل متحد در افغانستان «تاریخچه طولانی» دارد. به گفته او، این دیپلمات فرانسوی در اخیر دهه هشتاد میلادی در روند مذاکرات ژنیو به عنوان مامور سیاسی دخیل بود و در کابل حضور داشت. موسی‌زی تصریح کرد که جان آرنو در کنار تجاربش در افغانستان، در مسایل حل‌ منازعات، ختم جنگ و تطبیق روند صلح برخی از کشورها نقش وسیعی داشته است. او می‌گوید که با توجه به شرایط امروزی و نیازمندی ایجاد اجماع منطقه‌ای و بین‌المللی، «گزینه بهتر» از جان آرنو به نظر نمی‌آید. به گفته جانان موسی‌زی، تجربه دیپلمات فرانسوی، علاقه‌مندی او به روند افغانستان و صداقت او در کارهایش، وی را به گزینه مورد نظر آنتونیو گوترش برای افغانستان بدل کرد.

این دیپلمات افغانستانی تصریح کرد که حضور آرنو بیان‌گر جدیت ملل متحد در قضیه افغانستان است؛ زیرا به باور او، در حال حاضر نقش امریکا به عنوان طرف دخیل در قضیه افغانستان برای همه پذیرفتنی نیست و هیچ کشوری نمی‌تواند نقش تسهیل‌کننده و میانجی را بازی کند. به گفته موسی‌زی، روند مذاکرات متناسب به توقع مردم پیش نرفته است و نیاز است که سازمان ملل متحد به عنوان یک میانجی بی‌طرف در موضوع دخیل شود. موسی‌زی می‌گوید که با توجه با این شرایط، گزینه بهتری از جان آرنو در دسترس نبود تا مدیریت حساس و پیچیده را به پیش ببرد. او افزود که با توجه به داشتن تجربه کاری با جان آرنو، این دیپلمات فرانسوی برای همه مورد احترام و به حکومت، مردم و اهداف صلح پابند بوده است.

آرنو در حالی برای ماموریت تازه وارد افغانستان می‌شود که قرار است در جریان ماه اپریل، نشست استانبول به رهبری سازمان ملل متحد برگزار شود. امریکا به تازه‌گی یک طرحی را رو کرد که در آن سناریوی ایجاد یک دولت انتقالی صلح پیش‌بینی شده است. نشست استانبول نیز برای بحث و نهایی‌سازی این طرح برگزار خواهد شد تا به معضل درازمدت افغانستان پایان بخشد. گفتنی است که ماموریت دیبرا لاینز، رییس دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان یا یوناما هم‌چنان ادامه می‌یابد و آرنو در بخش افغانستان با این نهاد همکاری میکند.

برگرفته شده : روزنامه هشت صبح

ترکیه و میزبانی نشست صلح افغانستان

 پس از آنکه نشست دوحه قطر به شکست مواجه شد ترکیه به درخواست امریکا و ملل متحد میزبانی نشست صلح افغانستان را بدوش گرفت و قرار است به تاریخ ۲۴ اپریل تا ۴ ماه می برگزار گردد. از همین رو میخواهم چالش که  پیش روی آنکشور قرار دارد را به بررسی بگیرم . قرار که همه میدانیم ترکیه یکی از همپیمانان مهم امریکا و عضو ناتو میباشد که این نام و نشان را درد سر به آنکشور در برابر رقبای منطقه یی امریکا میتوان تلقی کرد و این کار بصورت خودکار کشورهای روسیه و ایران و چین و پاکستان و تا اندازه هم هند در مورد پروسه صلح افغانستان به میزبانی ترکیه را بی توجه ساخته و سبب شکست آن شود. در صورت که ترکیه بتواند با استفاده از دیپلماسی قوی وارد گفتگو  و رایزنی راه راست با کشور های قدرتمند منطقه شود و قناعت آنها را فراهم سازد ، میتوان به نتیجه نشست امیدوار بود در غیر آن نشست ترکیه مانند نشست دوحه  شکست خواهد خورد و بحران کشور نتنها حل نشده باقی مانده و سبب افزایش بیشتر ناامنی و بدبختی میگردد. به دیدگاه من دولت ترکیه باید بیشتر توجه خود از جهت سیاسی را بالای کشورهای منطقه مبذول بدارد. چنانکه تاریخ از گذشته تا حال نشان داده اگر منافع مشروع کشورهای منطقه یی در نظر گرفته نشود ، هیچ برنامه و یا طرح صلحی موفق نخواهد بود/ گشت.

 

 

چرا افغانستان همیشه بازنده بازی های بزرگ جهانی است؟

افغانستان  یکی از معدود کشورها در جهان است که همیشه بخاطر منافع کشورهای بزرگ جهان چه در گذشته  و یا حال دست خوش بازی های سیاسی کثیف قرار گرفته است. چون و چرا های زیاد در مورد گفته شده است ولی جهت که تا حال بصورت اساسی به آن پرداخته نشده ، موضوع داشتن یک سیاست  تدوین شده روشن در عرصه سیاست گذاری دولت میباشد. گرچندهر از گاهی  سروصدا های در این باره بلند میگردد ولی دست اندرکاران دولت و به ویژه حکومت هیچ توجه در این عرصه ننموده اند. پالیسی سیاسی  دولتمردان افغانستان را  سیاست روزمره ای و یا هم واکنشی تعیین مینماید.  بدین ملحوظ  افغانستان  در بازی های کلان و راهبردی  بین کشورهای بزرگ و منطقه ای ، قربانی همیشه گی میباشد. در این مورد نسبت به هر کشور خارجی بیشتر سیاستمداران افغانستان گناه کار اند. چرا که در درازای تاریخ آنها نتوانستند یک سیاست تدوین شده را به تصویب رسانده و در چهارچوب آن امور سیاسی کشور را پیش برده و تصمیم های بزرگ سیاسی در عرصه درونی و بیرونی را بگیرند. در روابط بین الملل کوشش برای تامین منافع ملی و داشتن یک روابط نیک با کشور های جهان یک اصل پذیرفته شده است که بدبختانه سیاست ورزان افغانستان فاقد یک چنین  مهارت میباشند. همین موضوع سبب گردیده تا کشور ما هیچگاه نتواند به یک آرامی و آبادانی و رفاه اجتماعی برسد. در فرجام راه حل کنونی بیرون رفت کشور ازین چالش ها تدوین سیاست درست تعریف شده در چهارچوب منافع کشور را میتوان وانمود کرد و از آن در جهت تثبیت جایگاه افغانستان در جهان استفاده نمود. اگر دولت افغانستان  به  سیاست واکنشی و روز مره گی خود ادامه دهد ، بدون شک توسط کشورهای ابرقدرت جهان در آینده بلعیده خواهد شد. 

ترامپ و نظم نوین جهانی

Afbeeldingsresultaat voor american election

انتخابات امریکا پس از بیشتر از یک سال بلاخره با پیروزی نامزد جمهوری خواهان آقای دونالد ترامپ همراه با اندوه و خوشی میان هواداران و مخالفین اش پایان یافت. چیزی که اکثر مردم در جهان انتظار داشتن و به واقعیت تبدیل نگردید ، پیروزی خانم کلنتون در این انتخابات بود. کارشناسان و رسانه های بزرگ جهان با احتمال زیاد پیروز انتخابات امریکا بانو کلنتون را میدانستند ولی برآیند رای مردم امریکا پیش بینی های پیشکش شده را نقش بر آب ساخت و رای دهنده گان امریکایی با رای دادن به ترامپ آشکار ساختند که برنامه های مطرح شده کارزار های انتخاباتی ترامپ مورد پسند شان قرار گرفته است و ترجیج دادن تا زمام امور کشور شانرا آقای دونالد ترامپ بدست بگیرد و وعده های که در دوران کارزار های انتخاباتی سپرده را جامه عمل بپوشاند. در نظام های مردم سالار رای مردم سرنوشت ساز است و هر که را مردم بخواهند با استفاده از حق مسلم شهروندی شان وی را انتخاب کرده و باید به رای مردم بزرگوار قایل شد که من هم منحیث نویسنده این متن به انتخاب شهروندان امریکا احترام گذاشته و میخواهم در این نوشتار بیشتر به نظم نوین جهانی پس از پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات امریکا که قرار است در چهار سال آینده شکل بگیرد را ، به بررسی بگیرم.
پیش پرداخت : چگونه میتوانیم چنین بررسی را انجام بدهیم ؟
پاسخ درست همین است که وقت یک نامزد وارد کارزار انتخابات میشود با توجه به فرصت بوجود آمده ایشان برنامه و اندیشه های چه روی کاغذ نوشته شده اش و یا هم در اندیشه میپروراند را در گردهمایی ها و نشست های انتخاباتی با شهروندان و نخبه گان سیاسی به تشریح آن پرداخته و روشن میسازد تا توجه رای دهندگان را بدست بیاورد. البته انتخابات امریکا از نگاه زمان و محتوا نسبت به بعضی کشور های پیشرفته دیگر جهان اندک فرق دارد. چون نامزدان تا زمان برگزاری انتخابات وقت کافی دارند ، بنابرین میتوانند برنامه های خود در همه موارد مفصل تر تشریح نموده و بیشتر به شهروندان روشنی بدهند. ازین رو میتوان نگاه ژرف در مورد برنامه های آنها داشت. به هر صورت حالا که آقای ترامپ برنده انتخابات این دور امریکا شد، تاثیر سیاست های دولت وی در روابط اش با کشورهای مختلف چه تغییر خواهد آورد را ، مورد موشگافی قرار میدهم:
نخستین مورد مساله روابط دولت وی با کشورهای متحد جهانی امریکا در مورد سیاسی و نظامی آنکشور میباشد به طور نمونه کشور های اروپایی که متحد سیاسی و نظامی جهانی امریکا در رویداد های گونه گون جهان میباشد. کشور های اروپایی امیدوار بودن تا هیلری کلنتون رییس جمهور امریکا شود دلیل شان این بود که بانو کلنتن سال هاست در سیاست امریکا فعال است و از سیاست در جهان آگاه و تجربه زیاد دارد میتواند یک سیاست خوب در برابر دوستان و متحدان امریکا در جهان بدون دشواری و چالش داشته باشد و یا هم سیاست کنونی دولت اوباما را دنبال خواهد کرد.ولی حالا که فرد دلخواه شان برنده نگردید محتاطانه از پیروزی ترامپ پذیرایی کردند. از نگاه روابط سیاسی جهانی مجبورن باید پیروزی ترامپ را تبریکی بدهند و در پنهان گپ و گفت های بسیار وجود دارد که باید با وی نشسته و گفتگو نمایند از جمله موضوع های مربوط به سازمان نظامی ناتو و پیامد روابط دوستانه امریکا با روسیه و سرنوشت قرار داد های آزاد بازرگانی بین اروپا و امریکا را میتوان یاد کرد. قرار که همه گواه بودیم آقای ترامپ بارها از داشتن روابط دوستانه با روسیه در زمان کارزار های انتخاباتی اش گفت و از پوتین به نیکی یاد کرد. بار بار به نیکی یاد کردن از پوتین تا اندازه قابل پذیرش به دولت مداران اروپایی نبود و نیست چون روابط کشورهای اروپایی و امریکا در چند سال فرجام نسبت جنگ ها در لیبی ،عراق ، افغانستان ، سوریه و قفقاز و اوکرین و و تهدید های که از شرق اروپا متوجه روسیه میباشد، به وخامت گراییده است و هر دو طرف بر یکدیگر تعزیرات و تحریم های رفت و آمد، بازرگانی و قراردادن نام های یکدیگر در فهرست سیاه کشور های متبوع شان دست زده اند. ازین رو حالا که ترامپ قدرت سیاسی امریکا را بدست میگیرد و میخواهد روابط نیک با روسیه برقرار نماید ، کشورهای اروپایی ازین جهت در نگرانی قرار گرفته اند که پس سرنوشت متحدین سیاسی امریکا در داشتن روابط خوب با روسیه چه میشود آیا قربانی خواهند شد و یا درنظر قرار خواهد گرفت ؟ چراکه کشورهای اروپایی با دنباله روی از سیاست امریکا در جنگ میان روسیه و اوکرین و تهدید های برخاسته از شرق اروپا توسط روسیه به کشورهای اروپا روابط خویش با روسیه را کاهش و یا هم قطع نمودند. چون کشورهای اروپایی پیشرفت روسیه در عرصه های نظامی و امنیتی را تهدید به خود دانسته و از همین رو اندک مجبور به دنباله روی از امریکا در سیاست های شان در برابر روسیه شدند.
دوم : قرار که در بالا یاد کردم مساله سازمان نظامی ناتو چه خواهد شد چون 75 درصد مخارج ناتو که بزرگترین سازمان نظامی جهانی میباشد را امریکا فراهم مینماید پس پرسش که مطرح است اینست که آقای ترامپ با توجه به شعار های دوران انتخاباتی اش به مردم امریکا و کاهش و یا قطع کردن کمک های امریکا در جهان بود را عملی خواهد کرد یا نه ؟ اگر قرار باشد به وعده های خویش عمل نماید و در سیاست های نظامی خویش در ناتو تغییرات را در نظر بگیرد میتواند سرنوشت سازمان ناتو را به مشکل روبرو نماید. چرا که هیچ کشور اروپایی و یا دیگر کشورهای عضو ناتو حاضر و یا هم توانایی فراهم سازی در صدی بیشتر مصرف های ناتو را ندارند در آنصورت میتوان گفت که ناتو توانایی و قدرت جهانی خویش منحیث یک سازمان نظامی قوی در جهان را از دست میدهد.
روابط امریکا با چین : باز هم اگر نگاه به کارزار های دوران انتخاباتی آقای ترامپ داشته باشیم ، ایشان چندین بار از کاهش نقش اقتصادی چنین در روند بازرگانی و مالی امریکا یاد کرد. اگر قرار باشد که ایشان دست به اصلاحات و یا تغییر در روابط اقتصادی امریکا با چین زند ، توانایی جاگزین چین را خواهد داشت؟ آقای ترامپ بارها از آوردن دوباره فابریکه ها و شرکت امریکایی که بنابر دلایل گونه گون و یا هم سنگین بودن مالیات امریکا را رها و به کشورهای ارزان مانند چین رفته اند یاد آور شد و گفت که زمینه برگشت آنها را فراهم خواهد ساخت. به اندیشه آقای ترامپ آمدن دوباره شرکت های امریکایی میتواند زمینه های کاری زیاد را به شهروندان امریکا فراهم سازد و افزایش توانایی خرید مردم بالا میبرد و این کار باعث شگوفایی اقتصادی آنکشور میگردد و نرخ بیکاری را تا اندازه کاهش میدهد. چون یکی از خواست های اساسی شهروندان امریکا فراهم سازی کاری برای آنهاست. چینایی ها مثل اروپایی های بیشتر علاقه مند برنده شدن هیلاری کلنتون در انتخابات بودند تا روابط فعلی که میان امریکا و چین موجود است نگهدارد. تشویش دیگر که چین پس از پیروزی ترامپ دارد ، علاقه بیش از اندازه آقای ترامپ در دوستی با هند میباشد. آقای ترامپ در گرد همایی از روابط ویژه با هند منحیث یک کشور مردم سالار یاد کرد. اگر قرار باشد چنین کار صورت بگیرد چین خود را در سیاست خارجی امریکا به حاشیه رانده شده دانسته دست به یک سلسله اقدام های پیشگیرانه در سیاست خارجی خویش در برابر امریکا خواهد زد. چون نزدیکی روابط امریکا با هند کشور که با چین مشکل مرزی دارد و بحث روابط هر دو کشور با پاکستان حساسیت های منطقه یی را بوجود خواهد آورد. اگرچه چین و امریکا فعلن هم آنقدر روابط دوستانه در برابر یکدیگر در بخش های نظامی ندارند و هر از گاهی تشنج های میان دو کشور بیشتر میشود ولی اگر قرار باشد امریکا بیشتر بخواهد چین را به حاشیه براند ، چین هم آرام ننشسته و تلاش خواهد نمود تا منافع امریکا در منطقه را تهدید و یا هم به خطر مواجه سازد چرا که امریکا همچنان از کشورهای نمونه فلیپین ، جاپان ، کوریایی جنوبی که سالهاست با چین سر جزیره های در منطقه مشکل دارند پشتیبانی نظامی کرده حتی ناو های جنگی پیشرفته خود را به دفاع از حمله احتمالی چین بالای متحدین اش در آن حوزه مستقر ساخته است.
سوم : روابط امریکا با پاکستان منحیث قدرت اتومی در منطقه و ایران و بلاخره کشور های عربی و از جمله دوست های راهبردی امریکا مانند امارات ، سعودی ، قطر ، کویت ، بحرین همه اش قابل تغییر میباشد. چون ایشان هر بار تاکید بر آن داشت که من میخواهم رییس جمهور امریکا باشم نه جهان و زمان آن رسیده تا ما توجه خود را به چالش های که دامنگیر شهروندان امریکاست نماییم. ضمنن به کشورهای عربی پیام هشدار آمیز داد تا دیگر از دوستی با امریکا استفاده نادرست کرده و دیگران را تهدید نمایند. همچنان پیام ترامپ زنگ خطریست به کشور های عربی و به ویژه عربستان سعودی که فعلن با چالش های اقتصادی بزرگ دست و پنجه نرم مینماید و مصروف جنگ طاقت فرسا در یمن و سوریه و عراق میباشد.
نتیجه گیری : میتوان گفت که نظم نوین جهانی در چهار سال آینده دولت داری آقای ترامپ ساز و برگ های جدید بخود خواهد گرفت و دوستی ها و دشمنی های نو بر اساس منافع بزرگ شکل خواهد گرفت . پیروز میدان کشورهای خواهد بود که توان مدیریت درست و دقیق سیاسی همراه با تدبیر در جهان دگرگون را داشته باشند.


پیمان راهبردی میان افغانستان و آمریکا

 

بتاریخ 20 می سال 2014  نشست عمومی کشور های عضو اتحاد ناتو در شهر شیکاگوی آمریکا برگزار خواهد شد و ناتو در تلاش است تا قبل از رسیدن تاریخ مذکور از چگونگی پیمان راهبردی میان افغانستان و آمریکا بداند تا بتواند در تصمیم گیری های بودیجوی سالانه اش افغانستان را بگنجاند و مقدار حمایت مالی و نظامی خود را برای افغانستان مشخص بسازد . چنان تصمیمی را ناتو همه ساله برای کشور های که هم پیمان شان هستند و یا تازه هم پیمان شان می گردند انجام می دهند.

 

 

ادامه نوشته

گزارش همایش بزرگداشت از دوزادهمین سالگرد سپهسالار فاتح شهید احمد شاه مسعود !

یک روز بیاد ماندنی با یاران همدل وهمراه با آنهایکه عاشقانه برای وطن ومردمشان وبرای ارج گذاری از عمق قلب ووجدان به شخصیت بزرگ قهرمان ملی کشور مان سالار شهدا احمدشاه "مسعود" بزرگ گردهم آمده بودند ، این چهره ها با حضورپررنگ شان درین همایش پیامی داشتند ، از دوستی ، صداقت ، یکرنگی و وفاداری به آرمانهای آزادی وآزادگی ، حضور دانشمندان واساتید دانشگاهی واکادمیک به شکوه وجلال این همایش افزده بود ، همه شخصیت ها یک دل ویک رنگ بدون تظاهر وریا با دل وجان ودرک عمیق ووجدانی از اهمیت این روز زینت گر همایش بودند.

ادامه نوشته

انتخابات افغانستان؛ مشکل ساز یا مشکل کشا


پیشگفتار

پیش از پرداختن به موضوع انتخابات پیشروی افغانستان برای  آگاهی تاریخچه آن و اینکه چرا و چگونه بوجود آمده است را میخواهم برای خواننده گان  بیان نمایم.

به اساس یافته های باستان شناسی اسناد و مدارک که از  گذشته بدست آمده ، نخستین بار انتخابات در بخش های از بین النهرین هندوستان و بخش از ایران زمین برگزار گردیده است ، بنام مجلس یاد شده که منتخبین و بزرگان مشهور در آن جمع میشدند و پیرامون موضوع های مهم تصمیم میگرفتند.

ادامه نوشته

اتفاقات عجیبی که نقاب ازچهره اش برداشته میشود

نگاره: ‏قرار وعده دیشب این گزارش را خدمت دوستان عزیز تقدیم میکنم

اتفاقات عجیبی که نقاب ازچهره اش برداشته میشود

در بعضی مواقع باشنیدن مواضع مدفون در دل نا پیدا هایکه بعدن نقاب از چهره اش برداشته میشود، ذهن ها هنگ میکند!در زمان حکومت قبیله ، مهره هایکه آینده روشن در آنها پیش بینی شده بود، همه از صحنه برداشته شدند، واین همه جنایات را بردوش طالب افگندند. به گزارش یکی شاهدین صحنه که نسبت مسائل امنیتی از ذکر اسمش خود داری میشود، «جانکری» وزیرخارجه فعلی آمریکا، ویکی از دیپلومات های فعال پشین در امور خاورمیانه، دقیقن (22) روز قبل از شهادت ژنرال داود دواد، وی را  در یکی از جلسات در شمال کشور،ملاقات میکند. جانکری خطاب به ژنرال داود داود« ژنرال قسمیکه خودت هم میدانید،  حامد کرزی ریس جمهورفعلی افغانستان، تا ختم دوره ریاست جمهوری اش از پشتی بانی آمریکا وناتو وکشور های عضوۀ ناتو برخوردار است. 
 بعد از ختم دوره ریاست جمهوری حامدکرزی یعنی پسا 2014 به اندیشه شما چه کسی میتواند درخور این پست (ریاست جمهوری )در  دوره سوم  باشد؟» ژنرال داود داود: از نظر من داکتر صاحب عبدالله عبدالله وامرالله  صالح گزینه های خوبی نسبت بدیگران اند.
جانکری:« از این دو کدام یکی را بیشتر مناسب میبیند؟»
ژنرال داود داود: امرالله صالح میتواند گرداننده این چرخ باشد.
 جانکری:« آیا شما میدانید که شخص مورد نطر آمریکا در دوره سوم  ریاست جمهوری کی است؟»؛ ژنرال داود دواد: خیر.
 جانکری:«طوریکه من میدانم شخص مورد نظر آمریکا در دوره بعدی ریاست جمهوری خودِ شما هستید، بنا ان من بشما توصیه میکنم، تا ختم این دوره وآغاز دوره سوم ریاست جمهوری، باید شما افغانستان را ترک کنید، زیرا هیچ تضمینِ برای امینت شما وجود ندارد» ژنرال داود داود: نه، من تا زمانیکه ریشه تروریست را ازکشور وبالاخص از سمت شمال در نظفه خنثا نکنم، به هیچ کشوری نمیروم. 
دقیقن  22 روز بعد از این ملاقات، سبزه های سمت شمال را باخون این راد مرد آبیاری میکنند،زمین وسپهر وستاره ها همه یکجا بحال این نوباوۀ دامان خراسان، جامه سیاه به بر میکنند،در ماتمش خدارا بزمین میخوانند!‏


در بعضی مواقع باشنیدن مواضع مدفون در دل نا پیدا هایکه بعدن نقاب از چهره اش برداشته میشود، ذهن ها هنگ میکند!در زمان حکومت قبیله ، مهره هایکه آینده روشن در آنها پیش بینی شده بود، همه از صحنه برداشته شدند، واین همه جنایات را بردوش طالب افگندند. به گزارش یکی شاهدین صحنه که نسبت مسائل امنیتی از ذکر اسمش خود داری میشود، «جانکری» وزیرخارجه فعلی آمریکا، ویکی از دیپلومات های فعال پشین در امور خاورمیانه، دقیقن (22) روز قبل از شهادت ژنرال داود دواد، وی را در یکی از جلسات در شمال کشور،ملاقات میکند. جانکری خطاب به ژنرال داود داود« ژنرال قسمیکه خودت هم میدانید، حامد کرزی ریس جمهورفعلی افغانستان، تا ختم دوره ریاست جمهوری اش از پشتی بانی آمریکا وناتو وکشور های عضوۀ ناتو برخوردار است.

ادامه نوشته

آیا ۲۸ اسد روز واقعی استقلال افغانستان است؟


برخی روز سخنرانی تاریخی امان‎الله در ۲۴ حمل ۱۲۹۸ را مبدای درست‌تری برای برگزاری جشن استقلال افغانستان می‎دانند

سالها است که ۲۸ اسد به عنوان سالروز استقلال افغانستان از بریتانیا شناخته می‌شود، ولی زمانی این جشن در نهم حوت، ششم جوزا و پس از آن در هفته اول سنبله برگزار می‌شد.

کسانی هم هستند که هیچ یک از این روزها را سالروز واقعی استقلال کشور نمی‌دانند و روز سخنرانی تاریخی امان‎الله در ۲۴ حمل (۱۲۹۸) را تاریخ‌ درست‌تری برای برگزاری جشن استقلال افغانستان می‎دانند.


ادامه نوشته

۲۸ اسد تاریخِ استقلال افغانستان نیست!

در فلسفة تاریخ آمده است: «در هر نقطه‌یی از تاریخ، زنده‌گی است و تاریخْ فراگیرندۀ هرگونه زنده‌گی. در هر گونه‌ شرایطِ زنده‌گی انسان، زمان و مکان دو ستون اساسیِ تاریخ بشر هستند؛ اگر زمان و مکان را از تاریخ بگیرند، دیگر تاریخی وجود نخواهد داشت.»

روی این اصل، تاریخ علمی‌ست که رویدادها و حوادثِ جوامع بشری، تغییرات و سیر تحول و تکاملِ آن‌ها را با رابطۀشان، در قید زمان و مکان با کشف رابطة علت و معلول و پیامد آن‌ها، مورد تحقیق و مطالعه قرار می‌دهد.


ادامه نوشته

جهانی شدن یک پروژه یا پروسه؟


نه تنها جهانی شدن پدیده نوظهوری نیست، بلکه برآیندى غیر ارادى از یک رشته طرح ‏های از پیش تعیین شده براى یکپارچگى جهان در زمینه‏ هاى مختلف فرهنگ، محیط زیست، اقتصاد و سیاست می باشد.
واژه Globalization را گاهی به جهانی شدن و زمانی هم به جهانی سازی ترجمه می کنند. با نگاه و نگرشی سطحی برخی این دو واژه را در یک معنا به کار می برند؛ اما این دو ترجمه به لحاظ بار معنائی و واقعیت کاربردی و ابزاری که منعکس می کنند، با هم تفاوت بسیار دارند.
 

ادامه نوشته

روابط روسیه و افغانستان و سیاست روسیه

‏‎Aziz Arianfar‎‏


پاسخ:
روسیه از آغاز بازی بزرگ، تا کنون همواره یک هدف استراتیژیک را در محور جنوب تعقیب نموده است- راهیابی به آب های گرم خلییج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند. چون از راه ایران چنین هدفی برآوده شدنی نیست، بهترین راه از طریق افغانستان و پاکستان و مخصوصا قبایل پشتون و بلوچ است. از همین رو، روس ها پیوسته در تلاش هستند تا با دامن زدن به ایدئولوژی ناسیونالیسم تندرو پشتونی در افغانستان، از این جریان تندرو که بر دو سوم خاک پاکستان ادعای ارضی دارد و در خود افغانستان خواهان روی کار آمدن یک دولت مطلق پشتونی است، حمایت های همه جانبه می کنند. در قرن بیستم روس ها دقیقا از همین مجرا توانستند افغانستان را اشغال کنند.

ادامه نوشته

بــــازهـــم زخـــم ناســـور دیـــورند ؛تدویــر سیمینـــارغیـــرعلمـــی در جایگــــاه علمـــی!


غلام محمد (محمدی)تدویــر سیمینـــارغیـــرعلمـــی در جایگــــاه علمـــی!

روزنامه "نسل ۳" مورخ ۲۴ عقرب ۱۳۹۱ خورشیدی، بطور تصادفی بوسیلهٔ یکی از دوستان در روز های اخیر بدستم رسید در صفحهٔ اول آن عنوان درشت (سیمینار علمی پژوهشی درباره ٔ دیورند، در اکادمی علوم برگزار شد) توجه ام را جلب کرد، گزارش نشر شده را کلمه به کلمه با دقت مطالعه نمودم، چون در یک مرکز علمی برگزار شده بود. در خاتمه ی گزارش خواندم: (این محفل که به ابتکار مرکز مطالعات منطقه یی افغانستان در اکادمی علوم برگزار شده بود ؛ یکی از علمی ترین نشست هایی است که تا کنون در باره ی دیورند، برگزار شده است.)


ادامه نوشته