نیم نگاهی به گفتگوی رایس ویلسون سرپرست سفارت امریکا در کابل

چند روز پیش تلویزیون طلوع نیوز گفتگوی با سرپرست سفارت  امریکا در افغانستان داشت که آقای لطف الله نجفی زاده پرسش های سختی را از آقای رایس ویلسون پرسیدند که پاسخ های ناروشن آقای سفیر توجه من را بخود جلب کرد و خواستم نکته نظر های مهم آنرا برجسته ساخته و به موشگافی بگیرم.

آقای رایس ویلسون :  امریکا افتخار دارد که ماموریت نظامی خود در افغانستان را پس از ۲۰ سال مسوولانه پایان میدهد. ایشان فرمودند که امریکا پول هنفگت را در افغانستان هزینه کرده و در نتیجه آن زنده گی مردم بهتر گردیده و کشور رو به پیشرفت و توسعه روان است.

من نمیدانم چگونه آقای ویلسون چنین افتخار میکند که هم اکنون بالای ۹۰ درصد مردم افغانستان زیر خط ناداری زنده گی مینمایند و کشت مواد مخدر و صادرات آن به بالاترین سطح رسیده است و جنگ و بدبختی دامنگیر همه افغانستان شده است و هر روز صد ها فرد ملکی و نظامی کشته میشوند و دهشت افگنان هر روز دارند قدرتمندتر میشوند.  آقای سفیر مقایسه بیرون شدن نیروهای امریکایی به مانند بیرون شدن قشون سرخ  را نادرست خواند و پاسخ فکاهه مانند داد و یادآور شد. ما خود تصمیم گرفتیم که از افغانستان بیرون شوییم مگر قشون سرخ در جنگ افغانستان شکست خورد و مجبور به ترک افغانستان شد. آقای سفیر مگر شما فکر میکند، همه نادان اند و درک از وضعیت نظامی شما در برابر یک گروه کوچک دهشت افگن در افغانستان ندارند ؟ آقای ویلسون برای افغانستانی ها و مردم جهان آفتاب وار آشکار است که شما در جنگ با دهشت افگنان در افغانستان شکست خوردید و برای پوشاندن آن، فرار را از افغانستان بر قرار ترجیج دادید و راه گریز جستجو دارید.

 آقای رایس ویلسون درمورد پرسش  چگونه گی کمک های  وعده شده سالانه ۴٫۱میلیارد دالری به نیروهای نظامی کشور  که از طرف خبرنگار پرسیده شده بود را پاسخ نداد و تصمیم گیری در این مورد را به واشنگتن محول ساخت. در ضمن پرسش های در مورد قرارداد امنیتی کابل واشنگتن پسا بیرون شدن، روابط طالبان با القاعده مطرح شد که ایشان همچنان پاسخ های ناروشن دادند و هر بار که در برابر پرسش ها کم می آورد، میگفت: این در حیطه صلاحیت کاری من نیست و تصمیم در باره آن در واشنگتن( سیاسی  و پنتاگون( نظامی ) گرفته میشود. در کل درست فهمیده نشد که امریکا پسا بیرون کردن نیروهای نظامی خود با افغانستان چگونه رابطه را در نظر دارد و برقرار مینماید؟!! چون ترس آن میرود که آنها پس از بیرون ساختن نیروهای نظامی شان، نماینده گی های سیاسی شانرا هم بسته نمایند. این را بخاطر یادآور شدم که خبرنگار طلوع نیوز پرسش را از سفیر ویلسون پرسید و گفت : گپهای شنیده میشود که سفارت انگلیس در نظر دارد تا سفارت خود در کابل را ببندد ، آیا شما در اینمورد چیزی میدانید؟ سفیر امریکا تلویحن گفت که ما رایزنی های با کشور های متحد خود داریم ولی نخواست روشنی بیشتر باندازد. اگر غربیها چنین اشتباه را انجام دهند، افغانستان وضعیت پسا پیروزی مجاهدین را در پی خواهد داشت. چون آن زمان کشورهای غربی یکی پس دیگر دروازه سفارت خانه های شان بستند و کشور و مردم  افغانستانرا تنها گذاشتند که ما گرفتار جنگ های خانماسوز شدیم.

 در پایان باید بدانیم که امریکا و ناتو بخاطر برقراری صلح در افغانستان نیامده بودند،بلکه آنها برای پیشبرد اهداف راهبردی همانا برهم زدن اوضاع در کشورهای آسیایی مرکزی و چین و روسیه و ایران به افغانستان لشکرکشی کردند. بدبختانه  در بیست سال نتنها به کدام زیر ساخت های بنیادین دست پیدا نکردیم، بلکه  اوضاع اقتصادی سیاسی کشور ما  روز به روز بدتر شد. پس تنها راه حل که میتوان اوضاع کشور را از ناهنجاری اقتصادی ،سیاسی ،نظامی پسا بیرون شدن نیروهای امریکایی و ناتو رهایی بخشید:

یک: نگاه به ظرفیت های درون کشور در بخش های گونه گون بویژه اقتصادی و نظامی

دوم : کار و تلاش مشترک و صادقانه سیاسیون

سوم : همبستگی و همدیگر پذیری

یک بازی جدید " صلح بریتانیایی"

لندن در جستجو «مصالحه» میان مسوولان قوای امنیتی افغانستان و پاکستان است. 
این تلاش بخشی از یک طرح بزرگ ستراتیژیکی می باشد که ژنرال سُر  نیکلاس کارتر ابتکار آن را به عهده گرفته است.
پس از «خروج» نسبی ایالات متحده امریکا از افغانستان و تغییر سیاست آن در قبال منطقه، بریتانیا در تلاش است تا وارد سیاست بزرگ شود. طراح برگشت بریتانیا ژنرال نیکلاس کارتر است. 
ژنرال نیکلاس کارتر یک نظامی   و ستراتیژیست برجسته  بریتانیایی می باشد. «ستراتژی جدید» مدرنیزاسیون نیروهای مسلح سلطنتی در چوکات دکتورین «بریتانیای گلوبال» از طریق تقویت نیروهای دریایی در دوران "جهان چند قطبی و رقابت های دائمی"  با نام او گره خورده است. 
او به سوی نظریه هارتلند یا «قلب جهان» سر هافورد جان مکیندر بر می گردد و نظریه حضور دوباره بریتانیا در مسایل بین المللی و دفاع از منافع آن را در وضعیتی که روسیه، چین و تروریسم بین المللی بزرگترین چالش های بریتانیا خواهند بود، مطرح می سازد. 
مطابق تیوری هارتلند افغانستان بخش از «بازی بزرگ» در آسیای میانه بود. ژنرال کارتر آن بازی را به طوری جدی می خواهد دوباره برگرداند. 
بریتانیایی ها از چهار سال بدینسو به لابیگری برای تغییر سیاست ایالات متحده در افغانستان شروع کردند، که بر محوریت پاکستان بنایافته بود.  لندن همیشه در کنار پاکستان قرار داشته است چیزی که در سیاست های امریکا به گونه منظم نمی تواند آن را سراغ کرد. 
چهار سال پیش بریتانیا تلاش هایی را آغاز نمود تا به حکومت ترامپ بقبولاند، که بدون پاکستان صلح در افغانستان ممکن نیست و باید به آن کشور فرصت داده شود تا زمینه صلح را در افغانستان فراهم سازد. بریتانیایی ها اداره امریکا را متقاعد ساختند که روسیه، چین و ایران مانع تقویت نفوذ آنها در منطقه استند.  
پیش از آن در سال 2017، ژنرال های پاکستان مجموعه سفرهای به لندن نمودند تا وفاداری شان را به بریتانیا تکرار نمایند. 
ژنرال آصف غفور، رییس Inter-Services Public Relations با تلاش زیاد برتانیایی ها را متقاعد ساخت که اشتباه ایالات متحده باعث شده است تا پاکستان به اردوگاه چین نزدیک شود. در همان زمان، ژنرال غفور گفته بود: "ما به شما نزدیک تر از متحد  شرقی ما (چینی ها)"  استیم.  ما ویژگی های مشترک، حتی واحدهای نظامی با فرم مشابه بریتانیایی  در پاکستان می باشیم که پس  از ختم استعماری هنوز آن را نگهمیداریم. گذشته مشترک به طور طبیعی ما را با غرب  پیوند می دهد. "
همزمان پاکستانی ها لابیگری در اسراییل را نیز شروع نمودند، تا از طریق آن کشور در سیاست های ترامپ در قبال پاکستان و افغانستان  تجدید نظر به وجود آید. 
برای این که  امریکایی ها را ترسانده باشند، بخش داعش  ساخته شده توسط آی اس آی  را در مناطق شرقی افغانستان جابجا نمودند. طرح داعش سازی پاکستان از حمایت اسراییل نیز برخوردار گردید ـ چیزی که اسراییل در سوریه و عراق انجام داده بود.   
در نتیجه امریکایی ها تحت فشار متحدان نزدیک یعنی بریتانیا و اسراییل پذیرفتند تا با طالبان داخل مذاکره شوند. موضوع آغاز مذاکرات پنهانی و علنی با طالبان  خارج از این بحث است. 
اما درین مدت بالآخره نظامیان پاکستان توانستند کشور شان را در مرکز بازی جنگ و صلح افغانستان قرار دهند.
ـــــــــــــ
برنامه های ژنرال نیکولاس کارتر فراتر از موضوع جنگ و صلح افغانستان می رود. او میخواهد کشورش در «بازی بزرگ جدید» یکی از بازیگران پرقدرت باشد. این بازی باید به کمک مستقیم MI6  پیش برده شود. 
رییس کنونی استخبارات خارجی بریتانیا MI6 یعنی «ریچارد مور» متولد لیبیا و سفیر پشین ترکیه است. او روابط خیلی دوستانه و تاثیرگذار با رجب طیب اردوغان دارد. برنامه های بلندپروازانه اردوغان به حیث بازیگر اصلی در «خاور میانه بزرگ» و «آسیای میانه بزرگ» ـ طرح های عصرجورج دبلیو بوش و نیوکانسرواتیف ها  را ترکیه عملی می سازد و از حمایت MI6 برخوردار است. حتا گفته می شود، جنگ در کوهستان قره باغ در آذربایجان به گونه یی آغاز عملیات مشترک بریتانیا و ترکیه می باشد.
فعالیت های استخباراتی بریتانیا با ستراتیژی نظامی ژنرال کارتر در هماهنگی است.
او همکاری  جدیدنظامی بریتانیا و پاکستان را بخشی از نخستینگی های برنامه اش می پندارد که به طور عینی علیه منافع روسیه، چین و ایران می باشد.
او مشکل افغانستان را نه در خط مذاکره میان افغانستانی ها بلکه توافق نهاد های نظامی افغانستان و پاکستان می بیند ـ به ویژه که حمدالله محب شخص مورد اعتماد MI6 و در کل، بریتانیا ها است.
 به همین منظور نخستین ملاقات میان مقامات نظامی افغانستان و پاکستان را به تاریخ ۹ مارچ ۲۰۲۱ در بحرین سازمان داد، که از جانب افغانستان حمد الله محب، احمد ضیا سراج و یاسین ضیا و از جانب پاکستان قمر جاوید باجوا و فیض حمید اشتراک نموده بودند.
در  نشست  نخست مقام ها کابل با پاکستان،  فرمانده گارد ملی بحرین فیلدمارشال محمد بن اسیر الخلیفه و مشاور امنیت ملی آنکشور شیخ ناصر بن حمد الخلیفه نیز اشتراک داشتند.
کابل درین زمینه گزارش وسیع نداشت.  در روز های اخیر پیش از دور دوم مذاکرات، حمدالله محب گفت: سفر هیأت پاکستانی به ادامه ملاقات بحرین است، که روی مشکلات دوجانبه بحث خواهند نمود. 
بریتانیا می کوشد چوکات مذاکرات را تغییر دهد. سعی می کند  تا مذاکرات مستقیم کابل و اسلام آباد با حمایت ترکیه و بدون حضور طالبان صورت گیرد.  
محل برگزاری نخستین ملاقات نیز خیلی پُر و سمبولیک  بود. بحرین مستعمره سابق بریتانیا، که متحد کنونی آن نیز است، روابط خوبی با ایران ندارد و ایران هنوز هم آن جزیره را بخش خاکش می پندارد. 
از سوی دیگر  روابط بحرین با ترکیه به سرعت در حال گسترش و نزدیکی است.
ترکیه به شمال افغانستان به حیث یک تخته خیز به سوی آسیای میانه بزرگ می نگرد و تسهیل کننده یی آن می تواند بریتانیا باشد. 
قدرت و منزلت دادن به  مارشال دوستم و امتیازدهی های پیهم برایش در کابل و جابجایی مهره های ارگ در ولایات شمال، بخش ازین برنامه بزرگ می تواند باشد.
یک «بازی پیچیده»  جدید ژیوپولتیکی در منطقه به سرعت در حال شکل گیری است. 
هرقدر بریتانیا بکوشد «بازی مستقل» در پیش گیرد ولی در نهایت بدون تایید امریکا نه توانایی اقتصادی و نه هم نظامی پیشبرد آن را دارد. 
دوام مذاکرات صلح افغانستان بر محور «ترویکا» می تواند تلاشی باشد برای مصروف ساختن چین و روسیه در یک بُعد و آغاز «بازی جدید» در خط ترک زبانان در بُعد دیگر. 
قراین نشان میدهدکه در حوزه ژیوپولتیک تنها «ستیغ کوه یخ» قابل دیدن است، بزرگی کوه در زیر آب نیاز به ابزار ها دارد.
فیاض نجمی 

ضمیر کابلوف : افغانستان در درازای ۲۰ سال آینده نابود خواهد شد

%d8%b6%d9%85%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%81%d8%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d9%88

ضمیر کابلوف فرستاده رئیس جمهور روسیه برای افغانستان گفته است که افغانستان بدون صلح طی ۲۰ سال آینده نابود خواهد شد.

ضمیر کابلوف فرستاده رئیس جمهور روسیه برای افغانستان گفته است که افغانستان بدون صلح طی۲۰ سال آینده نابود خواهد شد.
ضمیر کابلوف نماینده ویژه ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان با اشاره به لزوم حمایت اقتصادی، سیاسی و نظامی جامعه بین المللی برای برقراری صلح در افغانستان، گفت: ”بدون این حمایت ها صحبت درباره آینده افغانستان ممکن نیست. در صورت حمایت نشدن، افغانستان نابود خواهد شد. تحقق این سناریو برای ثبات تمام منطقه مخرب و خطرناک خواهد بود. امید ما حاکمیت صلح در افغانستان است”.
ضمیر کابلوف در گفتگویی با خبرگزاری آناتولی ترکیه این سخنان را مطرح کرد که در ادامه بخشی از این مصاحبه را می خوانید.
– به عنوان فدراسیون روسیه برنامه ای برای برقراری صلح در افغانستان دارید؟ آیا مایلید در این زمینه کنفرانسی سازمان دهی کنید؟
کابلوف: دو پاسخ کوتاه می دهم: اولا برای صلح افغانستان هیچ طرحی نداریم.
– چرا ندارید؟
کابلوف: ما مانند آمریکایی ها طرحی برای صلح در کشورهای دیگر اجرا نمی کنیم. چنین عادت های بدی نداریم. برگزاری کنفرانسی را هم برای افغانستان در نظر نداریم، زیرا تا به امروز کسی چنین اقدامی از ما درخواست نکرده است. محتویات کنفرانس مهم است. هر سال کنفرانس هایی درباره افغانستان برگزار می شود. آخرین کنفرانس ها یکی در امریتسر و دیگری در بروکسل بود.
– به نظر من اکنون به آغاز یک روند صلح بیش از آمریکایی ها نزدیک هستید؟
کابلوف: صلح باید میان طالبان و دولت افغانستان برقرار شود. بدین منظور باید بر اساس حقوق بین الملل حرکت و باید راه حلی مناسب براساس سیاست خارجی فدراسیون روسیه پیدا کرد. برای این کار باید هر دو طرف به ما مراجعه کنند و بگویند که “لطفا برای برقراری صلح با حمایت شما کنفرانسی برگزار کنید.”!!! هنوز چنین درخواستی نشده است. اگر برای شما آمده است، به ما هم خبر دهید.
– در آغاز این مصاحبه گفتید که نمی توانید درباره آینده پیش بینی کنید. اما مشخص است که برخی موارد را پیش بینی می کنید. بیست سال آینده افغانستان را چگونه می بینید؟ آیا جنگ ادامه خواهد یافت یا اینکه صلح برقرار خواهد شد؟
کابلوف: درباره بیست سال آینده می توانم با اطمینان بیشتری سخن بگویم، زیرا بیست سال آینده من را نمی توانید پیدا کرده و مؤاخذه کنید. به نظر من صلح در افغانستان برقرار خواهد شد، اما در صورت فراهم شدن برخی شرایط. برای برقراری صلح در افغانستان باید جوامع بین المللی در احیای اقتصاد، ساختار اداری و ارتش این کشور حمایت کنند. بدون این حمایت ها سخن گفتن از آینده افغانستان ممکن نیست. در غیر این صورت افغانستان نابود خواهد شد. تحقق این سناریو نتایج مخرب و خطرناکی برای منافع کشور من و ثبات منطقه خواهد داشت. ما امیدوار به برقراری صلح هستیم. اگر طی بیست سال آینده شرایط مذکور فراهم شود، صلح به افغانستان باز می گردد. امیدوارم اینگونه شود.

ادامه نوشته

گفتگو با ضمیر کابوف؛ بازخوانی یک رابطه تاریخی

خبرگزاری اناتولی با ضمیر کابلوف، نماینده‌ی ویژه‌ی رییس‌جمهور ولادیمیر پوتین به افغانستان و مدیر بخش دومی آسیایی وزارت خارجه مصاحبه کرده است. مصاحبه‌ی ویرایش‌شده‌ی زیر اندکی قبل از سالروز حمله‌ی شوروی به افغانستان که در 27 دسامبر سال 1979 آغاز شد و 10 سال بعد پایان یافت، انجام شده است.


خبرگزاری آناتولی: قبل از همه چیز، می‌خواهم از شما به‌خاطر موافقت با انجام مصاحبه تشکر کنم.
با آغاز نخستین دخالت شوروی در زمان سردار داوود، نخست‌وزیر افغانستان در سال‌های 1953 تا 1963، همکاری میان اتحاد جماهیر شوروی و افغانستان آغاز شد و اتحاد جماهیر شوروی کارهای زیادی انجام داده است. بسیاری از زیرساخت‌ها توسط اتحاد جماهیر شوروی ساخته شدند. من شخصا از برخی از نقاط در افغانستان مانند کابل، تخار و دیگر جاها بازدید کردم. نمی‌دانم که مردم افغانستان این نقش اتحاد جماهیر شوروی را ستایش می‌کنند یا خیر. شما ایده‌یی در مورد سرمایه‌گذاری‌هایی که در افغانستان در دوران شوروی در بخش‌های اقتصادی، ارتش یا زیرساخت‌ها انجام شده‌اند، دارید؟
کابلوف: نسل جدید افغان‌ها ممکن این چیزها را به یاد نداشته باشد، اما نسل قدیمی‌تر البته که به‌خاطر دارد و اکنون آن‌ها به لطف چند عامل تاریخ اخیر خودشان بررسی می‌کنند. اجازه بدهید با ناکامی ایالات متحده‌ی امریکا و سپس القاعده، طالبان و مجاهدین آغاز کنیم.

خبرگزاری اناتولی: و امروز داعش …
کابلوف: بلی، البته که امروز داعش. همه‌ی آن‌ها با هم به ملت افغانستان کمک کردند تا نقش اتحاد جماهیر شوروی در ساختن کشورشان را به یاد بیاورند. پس، به این دلیل است که ما سپاسگزار همه‌ی این عناصر و عوامل هستیم، باوجودی که با برخی از آن‌ها دشمن هستیم. تعدادی هنوز شریک هستند، منظور ایالات متحده است. ما شاهد گرایشات جدید خواهیم بود؛ حالا صرف حدس می‌زنیم. منتظر بمانیم دونالد ترامپ، رییس‌جمهور جدید، سیاست‌اش در قبال افغانستان را توضیح بدهد. سپس قضاوت خواهیم کرد، نه در گفتار بلکه در کردار و عمل.

ادامه نوشته

" قدرت نظامی آمریکا در حال افول است "

 عبدالباری عطوان کارشناس مسائل منطقه ای اهل کشور فلسطین و ساکن در شهر لندن  در مقاله‌ای به بررسی اقدام آمریکا برای خروج نظامیان خود از افغانستان پرداخته و نوشت که : 
آمریکا از امروز خروج رسمی حدود ۳۵۰۰ تن از نیروهای خود را بعد از اینکه ۲۵۰۰  تن  از این نیروها در افغانستان کشته شدند و ۲۴ هزار تن زخمی شدند، آغاز کرد ، این در حالی بود که آمریکا دو تریلیون دلار در این جنگ هزینه کرده بود . خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان نه‌تنها اعتراف به شکست و پایان دادن به درازا ترین جنگ در تاریخ آمریکا به‌شمار می‌رود، بلکه به‌معنای اعلام آمادگی برای ورود به جنگ‌های جدید در شرق آسیا و شمال اروپا نیز هست.

ژنرال لوید اوستن، وزیر جنگ آمریکا دیروز در بازدید از مقر فرماندهی نظامیان آمریکا در هاوایی واقع در اقیانوس آرام در اظهارات مطبوعاتی که اصطلاحات و کلمات آن با دقت فراوان انتخاب شده بود، تأکید کرد:
  ما در حال آمادگی برای درگیری احتمالی در آینده هستیم که دیگر مانند جنگ‌های سنتی نیست که وزارت دفاع را تا مدت دراز به فرسایش بکشاند

ژنرال اوستن در این اظهارات از چین و روسیه به‌عنوان دو دشمن اصلی آمریکا نام نبرد و به این موضوع نیز اشاره نکرد که خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان به‌صورت اجباری و در نتیجه شکست در این کشور برای مقابله با این دشمنان است که توانمندی‌های آنها روز به روز افزایش پیدا می‌کند، اما اقدام وی برای اعزام کشتی‌های جنگی و ناوهای هواپیمابر به دریای سیاه که منطقه نفوذ روسیه به‌شمار می‌رود و همچنین دریای چین جنوبی که منطقه نفوذ ارتش آزادیبخش چین است، سیگنال مشخصی در خصوص میدان‌های مبارزه نظامی و سیاسی آینده آمریکا است. باید به این نکته توجه کرد که خاورمیانه در هر شرایطی جزو این عرصه‌های مبارزه قرار ندارد.

نگرانی روزافزون آمریکا از ائتلاف روسیه و چین است که روز به روز قدرت خود را افزایش می‌دهد و تمامی فشارها و فریب‌های آمریکا برای توقف آنها به بن‌بست خورده است. این کشورها همچنان به عرض‌اندام نظامی خود ادامه می‌دهند و سلاح‌هایی جدید و پیشرفته را رونمایی می‌کنند که نشان‌دهنده برتری رعب‌آور آنها در این عرصه است و باعث می‌شود نقش جدید این کشورها در موازنه قدرت در تمام جهان تثبیت شود.

عطوان در ادامه این مقاله به برخی ابعاد تحول نظامی و استراتژیک روسیه و چین که باعث تغییر در موازنه‌های قدرت و قواعد درگیری‌ها در عرصه رقابت بر سر زعامت و سردمداری جهان شده است، اشاره می‌کند و آنها را در موارد زیر برمی‌شمارد:

اول : چین برای اولین‌بار از جنگنده‌های جی ۲۰ خود رونمایی کرده است که مجهز به سیستم جنگ الکترونیکی بسیار قوی است و قدرت فرماندهی و تردد ناوگانی از هواپیماهای بدون سرنشین را دارد . بنابر اعلام مجله (Ordnance Industry Science Technology) عملکرد این جنگنده به‌نحوی است که سیستم‌های دفاع هوایی دشمن را از بین می‌برد.

دوم : چین همچنین کشتی‌ها و ناوهای هواپیمابر آبی و خاکی خود را به دریای چین اعزام کرده است، ناوهایی که  ۴۰ هزار تن وزن دارند و در حد و اندازه‌های ناوهای هواپیمابر اروپایی نظیر شارل دوگل فرانسه هستند و می‌توانند ۲۰ جنگنده و ۲۰ بالگرد و ده‌ها تانک و خودروهای زرهی و سامانه‌های دفاع موشکی ضدهوایی پیشرفته را در خود حمل کنند.

سوم: روسیه نیز اخیرن از سلاح‌های جدید خود در عرصه‌های زمینی، دریایی و هوایی رونمایی کرده است که به‌زودی به مرحله بهره‌برداری خواهد رسید، از جمله این تسلیحات زیردریایی‌های هسته‌ای و موشک‌های بالستیک بسیار پیشرفته است که برد آن به ۱۸ هزار مایل می‌رسد. یکی از این موشک‌ها موشک ایس۲۸  یا (سارمات) است که غیر قابل رهگیری است و سرعت آن ۱۵ هزار مایل در ساعت است. این موشک هسته‌ای (روز رستاخیز) لقب گرفته و قابلیت حمل ۱۶ کلاهک جنگی سنتی یا هسته‌ای را دارد. روزنامه انگلیسی (سان) در این زمینه می‌نویسد که خطر واقعی این موشک در توانمندی آن برای عبور از هر نوع سامانه دفاعی در جهان از جمله سامانه‌های آمریکایی است. قدرت تخریب این موشک نیز باعث تخریب منطقه‌ای در وسعت تگزاس می‌شود که دومین ایالت بزرگ آمریکا از نظر مساحت به‌شمار می‌رائتلاف جدید روسیه و چین به‌کلی از ائتلاف جماهیر شوروی سابق که رقیب دیرینه آمریکایی‌ها بوده، متفاوت است؛ چرا که این ائتلاف مبتنی بر قواعد قدرتمند و مستحکم اقتصادی و تکنولوژی علمی و نظامی پیشرفته و برتری ملموس در جنگ سایبری است. تازه‌ترین نمودهای این برتری را می‌توان در حمله سایبری به چهل مؤسسه امنیتی و اقتصادی غربی مشاهده کرد که سه ماه قبل صورت گرفت و ۳۰ مورد از آنها مؤسسات آمریکایی را هدف قرار داد.

این تحلیلگر مسائل راهبردی منطقه در پایان تأکید می‌کند:  ما با ژنرال اوستن موافق هستیم که جنگ‌های آینده متفاوت خواهد بود و شباهتی به جنگ‌های کلاسیک نخواهد داشت، مهمترین وجه اختلاف این جنگ‌ها نیز این است که آمریکا دیگر دست برتر نظامی و اقتصادی را نظیر سده گذشته نخواهد داشت. نیروهای ناتو نیز که به‌رهبری آمریکا و برای ترساندن رقبای این کشورها تشکیل شده است، در آستانه فروپاشی و شکست قرار دارد.
خبرگزاری تسنیم

از مولانا وحید الدین خان هندی تا زرولی خان پاکستان

مولانا وحید الدین خان هندی، نویسنده، مفسر و مترجم قرآن در اثر ابتلا به ویروس کوید19 چشم از جهان فرو بست. از او آثار فراوانی به جا مانده که پاره‌ای از آن‌ها به فارسی هم ترجمه شده است. وحید الدین خان در درازای عمر پربارش به پیشکش چهره‌ای مدارا‌گر و معتدل و صلح‌طلب از اسلام می‌پرداخت و در این راه دشمنی‌های زیادی را از طرف جریان‌های تند‌رو و سَلَفی به جان خرید.

می‌گویند، وحید الدین خان در حدود ۵۰ اثر از خود به یادگار گذاشته است. از این‌رو، تحلیلی جامع راجع به اندیشه‌های او فرصتی دراز‌دامن‌تر می‌طلبد. با این‌همه، برخی از دیدگاه‌ها و مصاحبه‌های او با رسانه‌ها بسیار شناخته‌شده است و محل نقد و نظر فراوان. 

جناب مولانا نسبت به جریان‌های اسلام سیاسی نگاهی منتقدانه داشت و تلاش آن‌ها برای استفاده از اسلام به عنوان ابزاری برای رسیدن به قدرت سیاسی و برتری‌جویی بر دیگران را نمی‌پسندید. او به این تصور بود که اسلام دین دعوت و هدایت و صلح است نه عاملی برای فاصله‌افکنی و نفرت‌زایی. 

یکی از نظرات قابل توجه مولانا وحید الدین این بود که می‌گفت، حضرت رسول اکرم در طول رسالتش تنها ۳۶ ساعت جنگیده است. به این ترتیب، آن حضرت در ۲۳ سال تنها 36 ساعت جنگیده و بقیه را سرگرم دعوت و اصلاح‌گری بوده است. 

وحید‌ الدین خان وقتی در‌بارۀ مجازات مرتد سخن می‌زند روی این نکته پای می‌فشارد که هیچ مجازات دنیوی‌ای در مورد مرتد در قرآن نیامده است، اما بعدها فقیهان و محدثان که تحت تأثیر گفتمان حاکم در دوران خلافت عباسی قرار گرفته بوده‌اند مجازات ارتداد را برساخته‌اند. به باور وحید الدین خان، مجازات دنیوی ارتداد هیچ مبنایی ندارد و در تضاد با آموزه‌های قرآنی است.

مفتی زر‌ولی خان، یکی از مفتیان پاکستانی بود که در فتنه‌انگیزی و تحریک مردم بر‌ضد «شمالی‌ها» در زمان طالبان شهرۀ خاص و عام بود و در آن دوران، فعالانه در فعال نگه داشتن موتور جنگی طالبان سهم گرفت و با فتواهای ضد انسانی‌اش خون‌های نا‌حق زیادی را ریخت و زندگی‌های بسیاری را تباه کرد. زر‌ولی خان به سرقت و قاچاق نسخه‌های نادر خطی از افغانستان نیز متهم است. زر‌ولی امضای توافقنامه میان طالبان و امریکا در قطر را «فتح المبین» نامیده بود. وقتی این مفتی سفاک و خدا‌نشناس مرد، انتشار خبر مرگ وی انعکاسی گسترده یافت و موجب شد بسیاری از ملاهای افغانستان در گلیم غم بنشینند و حتا آن عده از ملاهای پنجشیری و بدخشانی و تخاری که در مدرسه‌های پاکستانی نان خورده بودند به گونه‌ای با خبر مرگ وی برخورد کردند که گویا فاجعه‌ای عظیم روی داده است.

 در این میان، وقتی نویسنده و اصلاح‌گر و مفسری بزرگ در وزن وحید الدین خان وفات می‌یابد، شمار کمی از افراد در خصوص وی می‌نویسند و از درگذشت او ابراز تأسف می‌کنند. اصلاً اکثریت کسانی که اهل کتاب و قلم در این کشور هستند اصلاً نامی از این مرد بزرگ و مصلح برجسته نشنیده‌اند.

این گونه رویدادها به خوبی عمق فاجعه را برملا می‌کند و نشان می‌دهد که گفتمان دینی در افغانستان در چه وضعیت فلاکت‌باری قرار دارد. آن وقت شما تعجب می‌کنید که چرا طالبان از نظر گفتمانی دچار شکست نشده‌اند که هیچ بلکه روز تا روز قلمروهای بیشتری را تسخیر می‌کنند. وقتی وضع جبهۀ ضد طالبانی چنین باشد قطعاً آینده را نمی‌توان خوش‌بینانه پشبینی کرد.

نویسنده : مهران موحد

گسترش نفوذ امریکا در آسیا و تغییر سیاست خارجی  چین در قبال افغانستان

یادداشت:

در این که چینی برخیزنده، بحث خروج یا حضور نیروهای امریکایی در افغانستان را زیر ذره‌بین دارد شکی نیست. رابطۀ این دو قدرت بزرگ، از سال‌ها به این طرف، رقابتی بوده و اخیراً امریکا در نظر دارد که چین را در ادامۀ خیز هایش متوقف کند و به همین دلیل آن کشور از مدتی به این طرف قصد دارد که بحث جنگ با تروریزم در خاورمیانۀ بزرگ را تمام کرده و به سمت چین به شرق آسیا برود. در این بازی جدید، زمین افغانستان بستر استراتژیک هر نوع تعامل است و دو کشور محاسبات مستقلانۀ شان را از این ژئوپولیتیک در برابر سیاست‌های هم‌دیگر دارند؛ به خصوص افغانستان برای چین اهیمت چندبرابر و بی‌سابقه یافته‌است.

مقالۀ زیر فشرده‌یی از پایان نامه ماستری نویسنده در دانشگاه افغانستان است که در سال ۱۳۹۸ زیر عنوان  «نگرانی چین از افزایش نفوذ امریکا در آسیا و تغییر سیاست خارجی چین در قبال افغانستان از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۹» نوشته است. نشر و خوانش این مقاله با نگاه جدید تر به آن، در شرایط کنونی که امریکا از افغانستان قصد رخت بستن دارد و آقای بایدن در ادامه سیاست اوباما و ترامپ در برابر چین قرار می‌گیرد و سفر وزیران کابینه او به شرق آسیا صورت گرفته است، مهم به نظر میرسد زیرا اهمیت افغانستان در این بازی جدید را برای چین نشان می‌دهد و ذهن دانشجویان، تحلیل‌گران، دولت مردان، روزنامه‌نگاران و اهل سیاست و رابطه بین‌المللی در افغانستان را نسبت به اتفاقات اخیر و پسین افغانستان و این بازی جدید، باز خواهد کرد.

ادامه نوشته

موملایی یا نوشدارو چیست؟

نام های دیگر موملایی:
مومیایی، مومنایی، شیره کوه، قیر طبیعی، زفت رومی ، قیر معدنی، عرق الجبال، زفت البحر ،کفر الیهود ، فقر الیهود, آسفالت معدنی, مومی (MUMY) و مومیا می باشد.
در دواخانه ها کپسول های به نام shilajit  مفهوم موملایی را ارائه می نماید.
كلمه موميائى يونانى است، ماده اى است کیمیاوی كه به مقدار بسيار كم از شكافهای سنگهاى كوهستانى بعضى از نقاط زمين خارج میشود. عده اى از طبیبان سنتى منشأ آن را بعضى از گياهان دارويى میدانند كه در طول تاريخ عمر زمين به عللى در لابلاى سنگها حبس شده و پس از تخمير بتدريج سيلان يافته و از شكاف سنگها خارج میگردد. عدهء ديگر نسبت به منشأ آن نظرات ديگرى دارند و به این نظر اند که این ماده از شکافها و شکستگی هایی در مجاورت ذخایر نفتی زیر زمینی در ارتفاعات کوه های مناطق سردسیر به صورت خود جوش یافت می شود. و با مومیایی معروفی که در عربستان فراوان است فرق دارد.
موملايى دارويى است كمياب و ذى قيمت. ومرغوبترين آن نوعى است كه به رنگ قهوه ای تیره متمایل به سیاه و صاف، برّاق و نرم بوده و بوى بد نداشته و آغشته به خاشاك و ریگ نباشد.
این ماده مورد توجه بسیاری از اطبای سنتی افغان زمین مانند ابن سینا نیز بوده است.
خواص دارويى موملايى تا چهل سال باقى میماند.
آزمايش شناخت موملايى اصل و خالص:
اگر آن را در دست بگيريد بايد بزودى نرم گردد. (مانند موم خالص زنبور عسل) و به دست آغشته شود.
در طبیعت حیواناتی که دچار جراحاتی شده و یا می شوند با ماساژ قسمت مجروح به موملایی جوشیده از دل کوه و همچنین با خوردن آن به درمان هر چه سریعتر خود می پردازند.

طبيعت موملایی: گرم و خشك است.
خواص درمانی و روش مصرف :
شکستگی و جوش خوردن استخوان :
برای درمان شکستگی و جوش خوردن هر چه سریعتر استخوان ها به اندازه یک گندم از موملایی را هر صبح قبل از ناشتا با یک گیلاس شیر میل کنید
درمان زخم معده :
نیم ساعت قبل از ناشتا و نیم ساعت قبل از غذای شام مقدار یک گندم موملایی را با مقداری آب میل کنید
دردهای مفاصل :‌
استفاده از روغن موملایی در قسمت مفاصل به شکلی ماساژ دهید تا اثر چربی باقی نماند.
درمان ضرب خوردگی و پاره شدن گوشت :
به اندازه یک گندم از موملایی را هر صبح قبل از ناشتا با یک گیلاس شیر میل کنید .
همچنین مصرف این ماده معجزه گر برای افرادی که دچار بیماری های قلبی و عروقی اند و هم کسانیکه از مشکلات تنفسی ، ناتوانی های جسمی و ناتوانی های جنسی رنج می برند بسیار توصیه می شود.
سكته هاى سخت علاج را مداوا می نمايد خون ريزى هاى معده و اثنى عشر و خون ريزى شش ها را قطع مىنمايد.

طرز تهیه روغن موملایی :مقدار ۵ گرام موملایی را در نیم گیلاس آب گرم مخلوط کرده و بعد از حل شدن در آب با ۱۰۰ گرام روغن حیوانی(روغن گاو یا روغن گوسفند)اضافه کرده و روی حرارت قرار دهید با خشک شدن آب روغن و موملایی با هم مخلوط می شوند که این روغن همان روغن موملایی است .
خواص مفید موملایی :
۱- موملایی سرشار از منرال های معدنی میباشد که در نتیجه از پیشرفت گواتر"goitre" جاغور (غم‌باده، بزرگ شدگی غیر طبیعی غده تیروئید)جلوگیری میکند، چه بخورند و چه به روی غده بمالند
۲- باعث التیام زخمها میگردد.
۳- کسانی که تکرر ادرار دارند، کمی موملایی را در روغن حیوانی آب کنند با کمی عسل مخلوط کنند شب حدود نصف نخود موملایی را با یک قاشق عسل و کمی آب مخلوط و میل کنند.
۴- برای درمان ضعف عمومی بدن موملایی را در روغن حیوانی حل کرده و بدن را با آن ماساژ دهید.
۵ – برای درمان ضربخوردگی ها موملایی را در روغن کوهان شتر حل نموده روزی ۳ بار ماساژ دهید.
۶ – موملایی شادی آور است.
۷ – کسانی که لکنت زبان دارند ۵ گرم موملایی را در ۲۰۰ گرم آب حل کرده با ۱۰۰ گرام عسل مخلوط کنند، روزی یک قاشق غذاخوری به صورت شربت میل کنند.
۸ – خوردن موملایی برای خونریزی داخلی مفید میباشد.
۹- کسانی که میگرن و سردردی دارند میتوانند طبق دستور شماره ۷ استفاده کنند.
۱۰- کسانی که سکته مغزی کرده اند طبق روش شماره ۷ استفاده نمایند.
۱۱-هفته اى دو بار هر مرتبه به مقدار دو گندم موملایی را با روغن حیوانی (روغن گاو) مخلوط كنيد و بخوريد. بواسير رادرمان میكند.
۱۲- برای درمان مرض قند (شکر) به اندازه یک گندم روزی سه مرتبه در یک قاشق غذا خوری در آب حل نموده نوشیده شود به مدت یک ماه. در صورت ایجاب تکرار کورس از پنج تا ده روز وقفه.
نکته ی مهم :
۱ – مصرف موملایی به کسانی که دچار غلظت خون هستند توصیه نمی شود این افراد باید با احتیاط مصرف کنند. یا همزمان با تابلت Aspirine 80mg استفاده کنند.
۲ – مصرف زیاد موملایی و بیشتر از سه بار در روز هر بار به میزان دو گندم موجب مسمومیت می شود.
رونوشت: فسبوک