بیرون شدن نظامی های امریکایی و ناتو ؛ شرم آور یا مسوولانه !

امریکا دو دهه پیش به بهانه آنکه خاک آنکشور از افغانستان مورد حمله دهشت افگنی قرار گرفته است،بدون اجازه شورای امنیت سازمان ملل متحد با استفاده از قدرت نظامی آن زمان خود به افغانستان یورش آورد و وارد جنگ شد. پس از شکست دهشت افگنان توسط جبهه مقاومت ملی مردم افغانستان با ( پشتیبانی هوایی امریکا ) در شمال و پس از آن کابل و دیگر استان های کشور ، مردم ما امیدوار شده بودند که با کمک کشورهای بیرونی و بویژه امریکا ،یک زنده گی آرام و صلح آمیز، همراه با داشتن روابط نیک با کشورهای منطقه و جهان بتوانند کشور راخود را آباد ساخته و به پیشرفت و توسعه سوق دهند. ولی بدبختانه پس از مدت کوتاه امیدواری مردم  به ناامیدی مبدل شد و مردم  فهمیدن که امریکا و همپیمانان آنکشور نتنها بخاطر آوردن صلح و امنیت در افغانستان حضور ندارند ، بلکه میخواهند افغانستان را به پایگاه قدرتمند نظامی خود تبدیل ساخته و منحیث تخته خیز برای جنگ افروزی بیشتر به کشورهای آسیایی بویژه ایران ، چین ، روسیه استفاده نمایند. امریکا پس از جنگ دوم جهانی آغاز به لشکر کشی به کشورهای گونه گونه جهان کرد و قرار برخی گزارش ها، امریکا در حال حاضر در سراسر جهان ۸۵۰ پایگاه که از آن برای هدف های ( نظامی ، استخباراتی و جاسوسی ، هوایی ، دریایی )  برای ناتوان ساختن کشورهای که در تضاد با منافع آنها قرار دارند ، کار میگیرد. پرسش که وجود دارد چرا امریکا با این همه به اصطلاح قدرت نظامی در برابر یک گروه کوچک دهشت افگن بنام طالبان شکست میخورد ، آیا میتوان گفت این همه هیاهو و بزرگنمایی دروغ بیش نبوده و امریکا را میتوان منحیث یک قدرت پوشالی در حد فلم های هالیوودی بررسی نمود و تلقی کرد؟ به هر حال چرایی اینکه بنده از واژه شرم آور و مسوولانه  بکار بردم اینست که امریکا و شرکای اروپایی اش در درازایی حضور شان در افغانستان نتوانستند در ساختن یک نظام کارا و قدرتمند از نظر نظامی و سیاسی که بتواند پسا بیرون شدن آنها از کشور و مردم افغانستان مستقلانه دفاع نماید ، کوشش بنیادی ننمودند و تنها به کارهای نمایشی و پروپاگندای رسانه یی اکتفاد کردند و بس.( ماهی خوردن یاد دادن نه ماهی گیری ) اگر قرار این میبود که در درازای دو دهه کار های زیر ساختی جهت ساختن نیروهای دفاعی و امنیتی کشور انجام میدادند و از نگاه تجهیزات نظامی چه در بخش زمینی و هوایی نیروهای نظامی افغانستان را مجهز میساختند،بیرون شدن شان را میتوانست مسوولانه قلمداد کرد و مردم  هم به دیده قدر مینگریست و نیروهای دفاعی و امنیتی  ما به تنهایی توان مبارزه با دهشت افگنان درونی و بیرونی پیدا نموده و آنها را سرکوب میکردند. حالا که کشورهای های غربی پس از ۲۰ سال جنگ و کشتار و بمباردمان زیر نام مبارزه با دهشت افگنی برای فرار از افغانستان در جستجو پیداکردن راه گریز استند ، به معنای پذیرفتن شکست شرم آور آنها در برابر یک گروه کوچک دهشت افگن میتوان شمرد.  این کارنامه سیاه امریکا و ناتو نزد مردم افغانستان ماندگار خواهد ماند.  بدبختانه چنانکه تاریخ بیانگر آنست ما هیچگاه ازین مشکل های خانماسوز، نیاموختیم و  در درازای تاریخ بر طبل جنگ و کشتار و خرابی کشور کوبیدیم. بطور نمونه پیروزی مجاهدین را یادآور میشوم تا متوجه سیاست های کثیف کشورهای استعماری شویم. آنها زمان جهاد مجاهدین را در برابر شوروی از هر نگاه کمک میکردند تا آنکه شوروی در افغانستان شکست خورد و مجاهدین پیروز شدند و قدرت را بدست گرفتند. به یکباره گی همه کشورهای کمک کننده افغانستان را به باد فراموشی سپردند و یکی از پی دیگر دروازه سفارت خانه های خویشرا بستند و کشور را ترک کردند. نتنها اندکترین کمک صورت نگرفت که پس از آن با استفاده از قدرت نرم رسانه تبلیغ های زهر آگین در بین مردم را آغاز کردند و دیدیم که چه فاجعه دردناک رخ داد. به هر صورت در پایان نیاز به یاد آوری میدانم ، درست است که شرایط پیچیده و سخت پیشرو داریم ولی یگانه راه حل و فایق آمدن به آن ،  بکارگیری خرد سیاسی ،همبستگی و کار مشترک  را میخواهد.

 

طرح های گونه گون ؛ چالش پیشروی صلح

چنانکه رسانه ها درون مرزی افغانستان گزارش داده اند برای آمادگی و اشتراک در نشست صلح افغانستان چندین طرح چه از طرف دولت و یا جناح های سیاسی تهیه گردیده است و با آن در نشست صلح برای افغانستان که توسط ملل متحد رهبری و مدیریت و به میزبانی کشورترکیه برگزار میشود ،حضور می یابند. بدون شک میتوان گفت نبود کار مشترک و نداشتن توافق روی یک طرح جامع و فراگیر  موضع دولت و جریان های سیاسی را ضعیف ساخته و سبب بروز جنجال های نو جدی و بزرگ در آینده خواهد شد. به اندیشه من نخست بهتر این خواهد بود تا دولت در هم آهنگی نزدیک با احزاب مطرح، جریان ها و شخصیت های سیاسی ( دورن و بیرون) کشور روی یک طرح کارا و همه شمول کار کرده و به توافق برسد و پس از آن در نشست ترکیه اشتراک ورزند. اگر قرار باشد طرح های جداگانه در نشست پیشکش شود پروسه صلح را به شکست مواجه مینماید،کارکه باعث دلسردی بیشتر جامعه جهانی گردیده و ترس آن میرود که آنها دیگر قضیه افغانستان را به باد فراموشی سپرده ، یکی پس از دیگری افغانستان را ترک کنند. چون پس از بروز بیماری مهلک و فراگیر کرونا در جهان، این بیماری کشورهای جهان و بویژه امریکا را در وضعیت بسیار بد اقتصادی و امنیتی قرار داده و  آنها را بیشتر درگیر مشکلات درونی خودشان ساخته است بدین ملحوظ افغانستان در اولویت سیاست های شان قرار ندارد. پس باید سیاست ورزان و دولت با بکار گیری از خرد سیاسی ازین فرجامین فرصت بدست آمده برای برقراری صلح پایدار تلاش نمایند تا از مزایای آن مردم ما بهره مند گردند. 

هزینه  و نقش نظامی امریکا در افغانستان

پنتاگون/ وزارت دفاع امریکا اعلام کرده که از سال ۲۰۰۱ تا حال هزینه نظامی های آن کشور در افغان ستان به مرز ۸۲۵ ملیارد دالر رسیده است. هزینه بسیار بالا ؛ ولی دستاورد  امریکایهای که زیر نام مبارزه با دهشت افگنی به افغان ستان آمده اند جزء تباهی و ویرانی چیزی دیگر در پی نداشته است. بدین ملحوظ امریکایی ها شکست خود در برابر یک گروه کوچک دهشت افگن ( طالب) را پذیرفته و برای بیرون شدن از افغان ستان راه گریز جستجو دارند. یقینن پس از گریز امریکایی ها نیروهای نظامی کشورهای عضو ناتو ( اکثرن اروپایی) هم کشور راترک خواهند کرد. ترس آن وجود دارد که خدای ناکرده کشور یکبار دیگر بطرف هرج ومرج رفته و تروریستها به همکاری وپشتیبانی حامیان درونی وبیرونی شان بالای سرنوشت ما حاکم شوند. پس لازم است ازهمین حالا روی برنامه های دقیق وکارا برای دفاع از مردم و کشور در برابر گروه های تروریستی خورد وبزرگ کار نمود و آماده گی داشت. به هرحال تجربه گذشته (دولت اسلامی) نشان داده است که کشورهای غربی سیاست بهره مندجویانه خودشانرا پیش میبرند و منافع آنها نسبت به هرچیزی دیگری( حقوق بشر و ...) برای شان اهمیت وارجحیت دارد. هوشیارباید بود.  
به امید پیروزی و بهروزی

سازمان ملل متحد و چالش مدیریتی کنفرانس صلح افغانستان

سازمان ملل متحد یکی از بزرگترین نهاد های جهانی میباشد که ۱۹۳ کشور عضویت آن سازمان را دارد و مسایل جهانی از لحاظ سیاسی اقتصادی و فرهنگی اجتماعی را تا اندازه قدر و توان خویش مدیریت مینماید. درضمن نهاد قدرتمندی در درون این سازمان زیر نام شورای امنیت وجود دارد که  ۵ عضو دایم و ۱۰ عضو انتخابی دارد. این ۵ عضو دایم شورای امنیت از قدرت وتو ( رد) در تصمیم های سازمان ملل متحد برخوردار میباشند بدین معنا که در مسایل جهانی  راه راست دخیل بوده و تصمیم های موافق آنها در جهان لازم اجراء میباشد. در عین حال قرار که در بالا گفته شد هر عضو این شورا از حق رد (وتو) برخوردار که در برخی مواقع بجای رسیدن به یک راه حل درست  مشکل پیش آمده در جهان ، مشکل ها را بیشتر میسازد ، چون بدبختانه هر عضو شورای امنیت اکثرن منافع خود را در نظر گرفته رد یا تایید میکند که این کار شان چالش های بزرگی را دامنگیر کشور های دیگر کرده است. در ضمن در این چند سال پسین کارکرد های این شورا مورد انتقاد  کشورهای زیاد جهان قرار گرفته و حتی خواهان تغییرات گسترده در این شورا از نظر کارشیوه و بیشتر شدن عضو این شورا هستند. تا کشورهای علاقه مند دیگر هم عضویت شورای امنیت سازمال ملل متحد را بدست آورده و در تصمیم های آن سازمان دخیل باشند. به هر حال بر میگردم به اصل گپ آن موضوع مدیریت صلح افغانستان در ترکیه ( استانبول یا انقره) توسط سازمان ملل متحد میباشد و پرسش که نسبت به مدیریت آن سازمان در مدیریت چالش های جهانی و بویژه در مورد افغانستان در بن نخست و دوم را دارد ، بوجود آورده است. چون سازمان ملل صلاحیت کافی برای مدیریت جدی و برنامه ریزی شده در قبال برنامه های جدی جهانی را ندارد و قرار که در بالا گفتم شورای امنیت سازمال ملل گاه آشکارا و برخی وقت ها به شکل پنهانی ، تصمیم های مجمع عمومی در حل و فصل چالش های جهان را نادیده گرفته و یا هم در برابر آن تصمیم ها قرار میگیرند. ازین جهت کارنامه های مجمع عمومی سازمان ملل پیش مردم جهان زیر پرسش قرار گرفته و نسبت به تصمیم و نشست های که توسط سازمان ملل متحد مدیریت میشود ، باورمندی ندارند. ازینرو نیاز جدیست تا تغییرات گسترده در چارچوب و برنامه های مجمع عمومی و بویژه شورای امنیت بوجود آمده تا کشورهای بیشتر خود را در آن سازمان دخیل دانسته و اعتماد نمایند تا آن سازمان بتواند با قدرت و صلابت برای کاهش و یا از بین بردن چالشها در جهان نقش ایفا نماید. در شرایط حاضر  مجمع عمومی سازمان ملل در مدیریت بحران های جهانی بیشتر نقش نمادین داشته و در برخی موارد مجبور است تا به تصمیم های شورای امنیت که یک نهاد زیر مجموعه آن سازمان میباشد ، گوش فرا دهد و هر تصمیم که چند کشورهای محدود میگیرند را ، اجرایی نماید. از دید من سازمان ملل متحد در گذشته بویژه  ۲۰ سال پسین  در افغانستان در اکثر چالش های پیش آمده در افغانستان ناتوان عمل کرده و یا هم شکست خورده است. این باعث شده مردم باورمندی شانرا  نسبت به کارکرد های آن سازمان از دست بدهند و کارنامه آن نهاد را به دیده شک بنگرند .حتی در برخی موارد سبب خشم و راهپیمایی های گسترده  مردمی شده است. ازینرو کنفرانس صلح برای  افغانستان که کشور ترکیه بنابر درخواست امریکا و ملل متحد میزبانی آنرا بدوش گرفته ، آزمون بزرگ پیشروی آن نهاد قرار دارد تا صلابت و توانمندی خویشرا نشان داده و باورمندی از دست رفته اش پیش مردم افغانستان را دوباره زنده نماید در غیر آنصورت بهتر خواهد بود تا دروازه خود را ببندد و افغانستان را ترک کند، تا از هزینه های گزاف که توسط آن سازمان ( پول مالیه دهندگاه مردم جهان) زیرنام کمک و امنیت ...  به هدر میرود ، جلوگیری گردد. فرجامین گپ اینکه اگر نشست پیشرو که توسط سازمان ملل متحد مدیریت میشود شکست بخورد، اوضاع کشور بحرانی شده و جنجال های فراوان و جدید را به میان خواهد آورد ، که حل و فصل آن از توان همه بیرون خواهد بود. راه حل منطقی و درست اینست که سازمان ملل متحد کوشش نماید تا بیشتر کشورهای منطقه را در قضیه افغانستان دخیل و فعال ساخته و از تجربه و شناخت آنها برای پایان جنگ در افغانستان استفاده کند. سازمان ملل متحد نباید گوش به فرمان چند کشور محدود که هر کدام منافع  سیاسی و جنگی و اقتصادی خودشان در جهان را پیش میبرند و آن نهاد را در گروگان گرفته اند ، باشد. باید منحیث یک سازمان بزرگ جهانی مستقل عمل نموده و تصمیم گیری نماید.